۶/خرداد/۹۰, ۱:۳۶
به نام خدا
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز...
راستش بنده مدتیه با یک کتابی آشنا شدم به نام "نامه های بلوغ" اثر استاد "علی صفایی حائری"
کتاب جالب و ارزشمندیه...
![[تصویر: Ostad%20Ali%20Safayi.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/Ostad%20Ali%20Safayi.jpg)
معرفی کتاب:
این کتاب ، مجموعه پنج نامه از نویسنده است خطاب به فرزندانش که هنگام بلوغ هر کدام نگاشته شده است. با این وجود خطاب نامه ها عام است . نویسنده در این نامه ها با تاکید بر این نکته که هنگام بلوغ ، تحولات روحی بزرگی در انسان ، رخ می دهد، سعی در مطرح کردن بحرانهای پیش روی جوان در آغاز راه نموده و به مثابه راهنمایی با تجربه، با او سخن می گوید. از طرفی او به سنی رسیده که لیاقت آن را یافته که مورد خطاب پروردگار قرار گیرد و از سوی دیگر مواجه با بحرانهایی است که نیازمند بینشها و معیارهایی است تا انتخابش بر اساس ارزش و توانش باشد. باید مقصد و راه را بشناسد و مراحل طی این مسیر را بداند و موانع پیش رو و وظایفش را به خوبی بشناسد. این نامه ها همگی به دنبال پاسخ دادن به این نیازمندی های روحی جوان می باشند.
ادبیات قدرتمند، استفاده از اصطلاحات قرآنی و باریک بینی و تسلط نویسنده در مسائل تربیتی از ویژگی های این کتاب است.
در ادامه قسمت هایی از این کتاب دوست داشتنی رو خدمت تون تقدیم میکنم:
پسرم محمد! تو در این ساعت كه ده و بیست دقیقه است ، داری به فیلم كمدی نگاه می كنی و از كلمه رمز « بوی باران می آید ، بد جوری بوی باران می آید » به خنده افتاده ای . و من گریانم كه خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست ، و سرگرمی های من و ما با چیست ؟
این نكته را می نویسم تا بعد ها برای تو توجهی باشد ، كه مومن عاشق، این قدر فرصت سرگرمی ندارد.
تو يك بار از مادر متولّد شدى و اين بار بايد از خودت بيرون بيايى؛ از نَفس، از غريزهها، از عادتها متولّد شوى؛ كه عيسى مىگفت:" لا يَلِجُ فِى الْمَلَكُوتِ مَنْ لايُولَدُ مَرَّتينِ"؛ كسى كه دو بار متولّد نشود، به ملكوت خدا راهى ندارد. و پس از اين تولّد، بايد توليد كنى و زاد و ولد كنى كه تنها نمانى و در تنهايى هم مأنوس باشى.
بابا ! در این نكته تامل كن ، ببین در برابر آنچه به دست می آوری ، چه از دست می دهی. در این محاسبه ، خودت را در نظر بگیر .تمام باخت ما از اینجاست كه خودمان را به حساب نمی آوریم ، فقط حساب می كنیم چه به دست آورده ایم و نمی بینیم چه از دست داده ایم.
پسرم محمد! اگر تمامی آنچه را كه همه آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذت تمامی آن ها را ، تو به تنهایی صاحب شوی،بدان، این همه از تو كوچكتر و بی ارزش تر است ، كه تو یك لحظه ات را برای آن فدا كنی . این ها همه ، برای تو و به خاطر تو بوده اند و سزاوار نیست كه تو عمر خودت و وجود خودت را برای آن ها بگذاری.
اين نكته را همين جا بگويم، كه عوامل راحتى من در كنار رنجها و فشارها، چند چيز است؛ يكى همين تضرّع و اتّصال، آنهم بدون توقّع اجابت و انتظار برآورده شدن دعا. و ديگرى محبّت و خدمت مختصر به پدر و مادر و سومى، همين رفت و آمدها و بدون تكلّف و فشار برخورد كردن، كه اين هر سه، عامل مؤثرى در راحتى و يُسر زندگى من بودهاند.
دوستان می بخشید که طولانی شد... واقعا حرفهای زیبا و البته تامل برانگیزی در این کتاب گفته شده...
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز...
راستش بنده مدتیه با یک کتابی آشنا شدم به نام "نامه های بلوغ" اثر استاد "علی صفایی حائری"
کتاب جالب و ارزشمندیه...
![[تصویر: Ostad%20Ali%20Safayi.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/Ostad%20Ali%20Safayi.jpg)
![[تصویر: Namehaye%20Bolough.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/Namehaye%20Bolough.jpg)
نقل قول:نامه هاى بلوغ
على صفايى حائرى (عين - صاد)
انتشارات ليلة القدر (ناشر آثار استاد علي صفائي حائري)
معرفی کتاب:
این کتاب ، مجموعه پنج نامه از نویسنده است خطاب به فرزندانش که هنگام بلوغ هر کدام نگاشته شده است. با این وجود خطاب نامه ها عام است . نویسنده در این نامه ها با تاکید بر این نکته که هنگام بلوغ ، تحولات روحی بزرگی در انسان ، رخ می دهد، سعی در مطرح کردن بحرانهای پیش روی جوان در آغاز راه نموده و به مثابه راهنمایی با تجربه، با او سخن می گوید. از طرفی او به سنی رسیده که لیاقت آن را یافته که مورد خطاب پروردگار قرار گیرد و از سوی دیگر مواجه با بحرانهایی است که نیازمند بینشها و معیارهایی است تا انتخابش بر اساس ارزش و توانش باشد. باید مقصد و راه را بشناسد و مراحل طی این مسیر را بداند و موانع پیش رو و وظایفش را به خوبی بشناسد. این نامه ها همگی به دنبال پاسخ دادن به این نیازمندی های روحی جوان می باشند.
ادبیات قدرتمند، استفاده از اصطلاحات قرآنی و باریک بینی و تسلط نویسنده در مسائل تربیتی از ویژگی های این کتاب است.
در ادامه قسمت هایی از این کتاب دوست داشتنی رو خدمت تون تقدیم میکنم:
پسرم محمد! تو در این ساعت كه ده و بیست دقیقه است ، داری به فیلم كمدی نگاه می كنی و از كلمه رمز « بوی باران می آید ، بد جوری بوی باران می آید » به خنده افتاده ای . و من گریانم كه خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست ، و سرگرمی های من و ما با چیست ؟
این نكته را می نویسم تا بعد ها برای تو توجهی باشد ، كه مومن عاشق، این قدر فرصت سرگرمی ندارد.
تو يك بار از مادر متولّد شدى و اين بار بايد از خودت بيرون بيايى؛ از نَفس، از غريزهها، از عادتها متولّد شوى؛ كه عيسى مىگفت:" لا يَلِجُ فِى الْمَلَكُوتِ مَنْ لايُولَدُ مَرَّتينِ"؛ كسى كه دو بار متولّد نشود، به ملكوت خدا راهى ندارد. و پس از اين تولّد، بايد توليد كنى و زاد و ولد كنى كه تنها نمانى و در تنهايى هم مأنوس باشى.
بابا ! در این نكته تامل كن ، ببین در برابر آنچه به دست می آوری ، چه از دست می دهی. در این محاسبه ، خودت را در نظر بگیر .تمام باخت ما از اینجاست كه خودمان را به حساب نمی آوریم ، فقط حساب می كنیم چه به دست آورده ایم و نمی بینیم چه از دست داده ایم.
پسرم محمد! اگر تمامی آنچه را كه همه آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذت تمامی آن ها را ، تو به تنهایی صاحب شوی،بدان، این همه از تو كوچكتر و بی ارزش تر است ، كه تو یك لحظه ات را برای آن فدا كنی . این ها همه ، برای تو و به خاطر تو بوده اند و سزاوار نیست كه تو عمر خودت و وجود خودت را برای آن ها بگذاری.
اين نكته را همين جا بگويم، كه عوامل راحتى من در كنار رنجها و فشارها، چند چيز است؛ يكى همين تضرّع و اتّصال، آنهم بدون توقّع اجابت و انتظار برآورده شدن دعا. و ديگرى محبّت و خدمت مختصر به پدر و مادر و سومى، همين رفت و آمدها و بدون تكلّف و فشار برخورد كردن، كه اين هر سه، عامل مؤثرى در راحتى و يُسر زندگى من بودهاند.
دوستان می بخشید که طولانی شد... واقعا حرفهای زیبا و البته تامل برانگیزی در این کتاب گفته شده...
می توانید این کتاب را با فرمت PDF از اینجا دانلود بفرمایید.