تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: "نامه های بلوغ" اثری ارزشمند از استاد علی صفایی حائری
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
به نام خدا

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز...
راستش بنده مدتیه با یک کتابی آشنا شدم به نام "نامه های بلوغ" اثر استاد "علی صفایی حائری"
کتاب جالب و ارزشمندیه...

[تصویر: Ostad%20Ali%20Safayi.jpg][تصویر: Namehaye%20Bolough.jpg]

نقل قول:نامه‏ هاى بلوغ
على صفايى حائرى (عين - صاد)
انتشارات ليلة القدر (ناشر آثار استاد علي صفائي حائري)

معرفی کتاب:
این کتاب ، مجموعه پنج نامه از نویسنده است خطاب به فرزندانش که هنگام بلوغ هر کدام نگاشته شده است. با این وجود خطاب نامه ها عام است . نویسنده در این نامه ها با تاکید بر این نکته که هنگام بلوغ ، تحولات روحی بزرگی در انسان ، رخ می دهد، سعی در مطرح کردن بحرانهای پیش روی جوان در آغاز راه نموده و به مثابه راهنمایی با تجربه، با او سخن می گوید. از طرفی او به سنی رسیده که لیاقت آن را یافته که مورد خطاب پروردگار قرار گیرد و از سوی دیگر مواجه با بحرانهایی است که نیازمند بینشها و معیارهایی است تا انتخابش بر اساس ارزش و توانش باشد. باید مقصد و راه را بشناسد و مراحل طی این مسیر را بداند و موانع پیش رو و وظایفش را به خوبی بشناسد. این نامه ها همگی به دنبال پاسخ دادن به این نیازمندی های روحی جوان می باشند.
ادبیات قدرتمند، استفاده از اصطلاحات قرآنی و باریک بینی و تسلط نویسنده در مسائل تربیتی از ویژگی های این کتاب است.

در ادامه قسمت هایی از این کتاب دوست داشتنی رو خدمت تون تقدیم میکنم:

پسرم محمد! تو در این ساعت كه ده و بیست دقیقه است ، داری به فیلم كمدی نگاه می كنی و از كلمه رمز « بوی باران می آید ، بد جوری بوی باران می آید » به خنده افتاده ای . و من گریانم كه خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست ، و سرگرمی های من و ما با چیست ؟
این نكته را می نویسم تا بعد ها برای تو توجهی باشد ، كه مومن عاشق، این قدر فرصت سرگرمی ندارد.


تو يك بار از مادر متولّد شدى و اين بار بايد از خودت بيرون بيايى؛ از نَفس، از غريزه‏ها، از عادت‏ها متولّد شوى؛ كه عيسى مى‏گفت:" لا يَلِجُ فِى الْمَلَكُوتِ مَنْ لايُولَدُ مَرَّتينِ"؛ كسى كه دو بار متولّد نشود، به ملكوت خدا راهى ندارد. و پس از اين تولّد، بايد توليد كنى و زاد و ولد كنى كه تنها نمانى و در تنهايى هم مأنوس باشى.

بابا ! در این نكته تامل كن ، ببین در برابر آنچه به دست می آوری ، چه از دست می دهی. در این محاسبه ، خودت را در نظر بگیر .تمام باخت ما از اینجاست كه خودمان را به حساب نمی آوریم ، فقط حساب می كنیم چه به دست آورده ایم و نمی بینیم چه از دست داده ایم.

پسرم محمد! اگر تمامی آنچه را كه همه آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذت تمامی آن ها را ، تو به تنهایی صاحب شوی،بدان، این همه از تو كوچكتر و بی ارزش تر است ، كه تو یك لحظه ات را برای آن فدا كنی . این ها همه ، برای تو و به خاطر تو بوده اند و سزاوار نیست كه تو عمر خودت و وجود خودت را برای آن ها بگذاری.

اين نكته را همين جا بگويم، كه عوامل راحتى من در كنار رنج‏ها و فشارها، چند چيز است؛ يكى همين تضرّع و اتّصال، آن‏هم بدون توقّع اجابت و انتظار برآورده شدن دعا. و ديگرى محبّت و خدمت مختصر به پدر و مادر و سومى، همين رفت و آمدها و بدون تكلّف و فشار برخورد كردن، كه اين هر سه، عامل مؤثرى در راحتى و يُسر زندگى من بوده‏اند.

دوستان می بخشید که طولانی شد... واقعا حرفهای زیبا و البته تامل برانگیزی در این کتاب گفته شده...


می توانید این کتاب را با فرمت PDF از اینجا دانلود بفرمایید.
خدا رحمت کند ایشان را
سخنرانی های ایشان که جمعه ها ساعت 20 از رادیومعارف پخش می شوند از این سایت قابل دریافت است:
radiomaaref.ir/ProgramsList.aspx?ParentID=77
استاد علی صفایی یکی از بزرگ انسان هایی هستند که کمتر شناخته شده اند. غرفه خلوت آثار ایشان و قیمت نازل کتاب هایشان در نمایشگاه کتاب موید این غربت است. تا جایی که با قیمت یک جلد کتاب از مرحوم شریعتی، می شد 6 جلد کتاب از آثار علی صفایی را خرید!

به جرات می توانم بگویم ایشان در گفتمان دینی عقلانی کم نظیر هستند. ابعاد معنوی ایشان هم به مراتب بیش از خود ایشان ناشناخته ماند. تا جایی که مراتب بالای معنوی و کرامات ایشان تنها توسط عده ای خاصی از علما همچون مرحوم آیت الله بهجت (رض) درک شد. کتاب های ایشان جملگی ارزشمندست تا جایی که از خواندن چندباره آن هیچ وقت احساس پشیمانی نخواهید کرد. امیدوارم که با این استاد گرانقدر بیشتر آشنایی پیدا کنید. روحش شاد.
به نام خدا


عبدالعلی بازرگان، در روز نامه شرق مورخ 83/5/30 درباره استاد صفایی، خاطراتی را نقل میکند:

واقعاً «صفایی» بود

... هنگامى كه براى نخستين بار نامه طولانى حضرت على(علیه السلام) به فرزند ارشدشان امام حسن(علیه السلام) را خواندم، سخت به شگفت آمدم. اين نامه پندآموز را حضرت على(علیه السلام)در بازگشت از نبرد صفين در اردوگاهى نظامى نوشته و ارسال كرده بودند. شگفتى ام تنها از اين نظر نبود كه چگونه سردارى در هنگامه همت هاى نظامى و در متن مسئوليت هاى عظيم اجتماعى، خانواده و تعهدات تربيتى نسبت به فرزندان را فراموش نمى كند؛ بلكه بيشتر از اين در شگفت بودم كه چگونه در چهارده قرن قبل در روزگارى كه هنوز مسائل تعليم و تربيت و توجه به فرزندان، رايج و متداول نشده بود، پدرى در يك جامعه بى سواد با نظام قبيلگى، چنين ارتباط اعتقادى و فرهنگى عميق با فرزندان خود برقرار مى كند.اين نامه حدود پانزده صفحه است و امروز در پيشرفته ترين جوامع، به ندرت پدرى را پيدا مى كنند، كه حتى پانزده سطر در تمام عمر براى فرزندش حرفى جدى نوشته باشد.

وقتى كتاب «نامه هاى بلوغ» را _ كه مجموعه اى از نوشته هاى مرحوم صفايى به فرزندانش است _ خواندم، ديدم او شيعه «على» بودن را تا كجا آموخته و چگونه حكمت را با هنر و مهر و محبت، در اين برگ هايى كه بر هنگامه بلوغ آنها تحفه مى فرستاده، آميخته است.

... وقتى شنيدم آقاى صفايى هفته اى يكى دو روز با جوان ها فوتبال بازى مى كند! خشكم زد، آخوند و فوتبال؟! صفايى در خلال همين ورزش سنگين و نفس گير، درس عملى صبر و انشراح صدر به شاگردانش مى داد. ديدم تا با جوان ها نپرى، پرواز را نمى توانى يادشان دهى.
____________________________________________________________

آقای مجید حیدری نیک، کسی است که از سال 1356 با استاد صفایی دوست بوده... ایشان ضمن بیان خاطراتی درباره استاد صفایی می گویند:

به روشنی به یاد می آورم: زندگی ساده و بی آلایش او را؛ سیر و سلوک عارفانه و بی هیاهویش؛ تربیت و سازندگی اش را با دست های خالی، درس های تفسیر و روش برداشت از قرآن؛ سخنان دلنشین و اخلاقی اش را؛ برخوردهای حساب شده و بی تکلّفش را که به همگان درس عزت و آزادگی می آموخت؛ محبت ها و توجه های مستقیم و غیرمستقیم او که همه، درس های زیبای عشق ورزی و از خودگذشتگی و احسان بود.

نخستین سفرم به مشهد را در آغاز آشنایی به همراه استاد به یاد می آورم.
هنگام ورود به حرم با صفای علی بن موسی (علیه السلام)، رو به بارگاه آن امام همام، با خدای رضا(علیه السلام) سخن می گفت و این بیت از شعر حافظ را زمزمه می کرد:
شرمنده از آنیم که در روز مکافات ...... اندر خور فضل تو نکردیم گناهی

و بدین گونه کنایه وار همراهان را به بخشش و گذشت خدا امیدوار می ساخت.


در سفر دیگری به یاد دارم در ساعات نزدیک به اذان صبح به مشهد رسیدیم. پس از یک مسافرت چند ساعته همه خسته و بی حال بودیم. هنگامی که به آستانه ی حرم امام رضا رسیدیم و چشم استاد به مرقد مطهر افتاد، با صدای دلنشین زیارت امام را می خواند و فرازهایی از آن را با حالت مخصوصی قرائت می کرد. هنوز پس از پانزده سال، آن زمزمه های پرسوز در گوشم طنین افکن است: « السّلام علیکَ یا حجّه الله، السّلام علیکَ یا نور الله فی ظُلُماتِ الاَرض... » این فرازها را آنچنان با سوز و عشق می خواند که گویی در حضور امام(علیه السلام) ایستاده است. قطره های اشک از گونه هایش سرازیر بود و همه را نیز با خود به این حضور پرشکوه می کشاند.

... « صفایی» می گفت: « رابطه ی من با مرگ، همچون مسافری است که ساک و چمدان سفرش را بسته و به دنبال اتوبوسی که قرار است او را ببرد، می دود! » بسیار آماده ی مرگ بود.

در فرازهایی از وصیت نامه اش چنین می نویسد:
« من نمی دانم تو چه احساسی از مرگ داری، ولی این قدر می دانم که اگر خط مرگ، در تقاطع زندگی تو نباشد و زندگی تو را نبُرد، بل ادامه ی آن باشد و استمرار آن، دیگر مرگ مسأله ای نیست، باید آن گونه زندگی کرد که مُشرف بر مرگ بود. این ترس از مرگ، به خاطر ناهنجاری زندگی است. حیاتی که با « حیات محمد و آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» پیوند بخورد، مرگ آن را نمی سوزاند و بن بست آن نمی شود، که مرگ استمرار زندگی و انقلاب زندگی و حیات بزرگ تر است. ما به گونه ای زندگی کرده ایم که مرگ، آرزوها، کارها، و عشق های ما را ناتمام گذاشته و مزاحم بوده است. مزاحمت مرگ برای زندگی ما، باعث ترس و فرار از مرگ است. اگر آرزوهای ما با مرگ تأمین شود و اگر کارهای ما با مرگ نقد شود و اگر عشق های ما با مرگ به تمامیت خود برسد، آیا جز عشق به مرگ، تفسیر دیگری برای عشق به زندگی خواهد بود!».

خدايش رحمت كند و با اولياى ابرارش محشور نمايد.
به نام خدا


مسافر نوشته است:استاد علی صفایی یکی از بزرگ انسان هایی هستند که کمتر شناخته شده اند.
ابعاد معنوی ایشان هم به مراتب بیش از خود ایشان ناشناخته ماند.

بنده هم خیلی خیلی اتفاقی، در فضای اینترنت با اسمشون آشنا شدم...
اخیرا وبلاگی پیدا کردم با این عنوان:

زندگی
صحنه پیکارهاست
گشتـــــــــــــــــــــــــــــی در
اندیشـــــــــــه های عین صاد
علـــــی صفایـــــی حائـــــری

و این هم آدرسش: einsad.blogfa.com

امیدوارم مورد استفاده علاقه مندان قرار بگیره...

عشق بزرگتر:
برای تربیت انسان،برای ساختن بشر،باید در او عشقی آفرید که از تمام غریزه ها نیرومندتر باشد تا تمام زنجیر ها را با خود بردارد و تمام نگهبانها را همراه بکشد...ما از محبوب های خود به خاطر محبوب تری چشم می پوشیم و خوب را فدای خوب تری می کنیم،عشق شدید تر و حب الله ما را از اسارت غرایز و حب نفس و حب دنیا آزاد می کند.
برگرفته از کتاب مسولیت و سازندگی. ص67

انفصال:
آنهایی که از مذهب جدا شده اند و به رفاه و ثروت و قدرت و صنعت رسیده اند همانها به عصیان ها و هیپی گری ها و پوچی ها رسیده اند،همان ها به انتحارها و خودکشی ها رسیده اند.غفلت از استعدادهای عظیم انسان به این نتیجه رسید که با این نیروی عظیم ،کارهای کوچکی را شروع کنند...با نیروی اتمی چراغ فتیله ایی را روشن سازند!
برگرفته از کتاب اندیشه من. ص55

پر یا پوچ:
دلی که از عشق های دیگر پر است و هزار رنج دارد از عشق خدا سرشار نمی شود کوزه به اندازه ای که از هوا خالی شده از آب پر می شود....

جشن تکلیف:
تو فردا ساعت چهارو نیم بعد از ظهر شانزدهم ذی القعده الحرام به سرزمین بالغ عمرت می رسی.می توانی فردا را جشن بگیری که مخاطب ندای خدا و طرف حساب او شده ایی.تو کرامت تکلیف را به دوش می گیریی پس مواظب باش که کرامت تکلیف غرامت مجازات را هم دارد:

"من له الغنم فعلیه الغرم"
هر کس که غنیمت را دارد باید غرامت را هم داشته باشد.

برگرفته از کتاب نامه های بلوغ. ص55

اصالت مذهب:
آیا اسلام و اصولا مذهب اصالتی دارد و یا اینکه زاییده اقتصاد ، ترس ، عدالت خواهی و طبقه روحانی است؟
بر فرض اصالت،آیا لزومی دارد؟
آن ها که دین ندارند چه ضرری کرده اند و آنهایی که به دین چسبیده اند چه پیشرفتی به دست آورده اند؟
دین چه دارد؟وچگونه می تواند پیاده شود و از عالم آرزوها به خارج قدم بگذارد؟

خسر:
ان الانسان لفی خسر...در تمامی دوره ها انسان در خسارت است مگر آنهایی را که به هدفی و به عشقی رسیده اند و به آن سو گرویده اند.
انسان مادامی که هدفی ندارد آهسته می رود و می لنگد حتی می نشیند و می پوسد.

رفتن:
ما بازیچه شتابها هستیم مگر هنگامی که از پیش طرحی داشته باشیم و با حساب احتمالات آماده شده باشیم وخط آخر را خوانده باشیم.
در این هنگام این ماییم که چشم به راه حادثه ها هستیم و با سازمان و تنظیم خویش به حادثه ها نظام داده ایم و سازمان بخشیده ایم.دلهایی که سازمان گرفته اند دیگر بازیچه ی حادثه ها نمی شوند و بحران نمی بییند.
برگرفته از کتاب رشد

دخترم:
آن طور زندگی کن که مرگ مزاحم زندگی تو نباشد!
و آنگونه بمیر که زندگی ساز باشی!
شاید بتوانی در کنار فاطمه باشی!
برگرفته از کتاب نامه های بلوغ
در مشهد گروهی به سرپرستی استاد معماریانی هستند که کار تربیتی و فرهنگی انجام میدهند بخصوص برای دانش آموزان و پشت کنکوریها ، ولی در سنین دیگر هم جذب دارند.
از کتابهای استاد صفایی هم نهایت استفاده را میبرند . گفتم اوناییکه مشهدین یه سر به سایتشون بزنند.
سلام من این کتاب رو به پیشنهاد یکی از دوستای خوبم خوندم و به دو نفر هم هدیه دادم .خیلی زیبا بود .من هم ان شاءالله بخش کوچیکی از این کتاب رو برای اونایی که همیشه ام پی تری کتاب می خونن میگذارم .
اجرکم عندالله
جملاتی از استاد صفایی در شب نیمه شعبان
تولد چنین امامی یک ضرورت است، حتی اگر تمامی تاریخ بر آن بشورند. و ضرورت است، حتی اگر قدرت ها و حکومت ها نخواهند؛ حکومت هایی که در چارچوبه منافع خویش یا در چارچوبه روابط اجتماعی و تولیدی جامعه، حکمران هستند و انسانها را به بیگاری کشیده اند و او را تا حد پالایشگاهی از کثافت تنزل داده اند و در مداری بسته، به چرخ انداخته اند. این امام ضرورت دارد، پس وجود دارد. ضرورت دارد، پس متولد می شود، در حالی که تمام قدرت ها و چشمهای خلیفه ی عباسی؛ یعنی خلفای اسلام، برای نابود کردنش بیدار نشسته اند. که موسی حتی در دامن فرعون پرورده می شود. و بهتر بگویم فرعون های حاکم تاریخ، خود، زادگاه موسای تاریخ هستند؛ موسی که حکومت محدود آنها را در هم می شکند و انسان را در جایگاه خودش در هستی رهبری می کند، تا انسان تمام رابطه هایش حساب شده و هماهنگ باشد. ... و ما تولد چنین امامی را جشن می گیریم، به امید آنکه خود در این تولد، به تولدی دیگر برسیم و از شکم عادت ها و تقلید ها و از شکم قالب ها و محدوده ها و روابط تولید و بازتاب ها و غریزه ها بیرون بیاییم، و با تدبر، تفکر و تعقل خویش، به آزادی انسانی برسیم و در این آزادی ، حاکمی را انتخاب کنیم که نور راه ما و حجة راه رفتن ما و امین استعدادهای ما و پناه و قلعه ی ما، در این دزد بازار بی در و پنجره باشد. کتاب تو می آیی ص82

معرفی کتابهای استاد همرا با لینک دانلود کتاب برای علاقه مندان
1- مسؤليت و سازندگی :اين کتاب در دو جلد و ده فصل تهيه و تنظيم و چاپ گرديده و در مورد روش تربيتی اسلام حرف هايی برای گفتن دارد. اين نوشته: از مسووليت و زيربناها، تربيت و مفهوم آن، مربی و ويژگی هايش، روش تربيتی و شناخت، جهان بينی اسلامی، استعدادها و روحيه ها و… سخن به ميان آمده است. آنان که از تمام اسلام، طرحی در شانزده صفحه را به عنوان نمونه طالب هستند، به بحث جهان بينی اسلامی اين کتاب مراجعه نمايند.

مسولیت و سازندگی- 360 ص- 2500 تومان – روش تربیتی اسلام و شناخت روحیه ها
لینک دانلود کتاب
[تصویر: preview,standard]

معرفی و آشنایی مختصر با کتاب انسان در دو فصل

انسان در دو فصل، نوشته ای است که در فروردين ماه سال 1360 به صورت سخنرانی در تالار وحدت مطرح شد و به تربيت انسان در دو مرحله پيش از بلوغ و پس از بلوغ نظر دارد و در دو فصل مکتوب گرديده است.در فصل اول به محيط های تربيتی، شکل های تربيتی، عوامل تربيتی و وسايل تربيت توجه دارد.در فصل دوم، انسان را در چهار حوزه معرفت، احساس، عمل، علوم مورد ارزيابی قرار می دهد.

در اين نوشته از تربيت اسلامی، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی و اخلاق اسلامی، صحبت شده و به اشاره ميان دو جريان اسلامی و مسلمين در تربيت و فلسفه و عرفان و اخلاق خط فاصل گذاشته شده است؛ چون جريان التقاط هميشه ريشه در بيرون مرزهای اسلام ندارد که گاهی از دل مسلمين هم منشاء می گيرد و دستاورد مسلمين به اسلام بسته می شود.

قسمتی از کتاب :
در این محیط ( محیط باز ) به جای خصلتهای راستگویی ، تعاون، فداکاری، استقامت، صبر؛ شجاعت و ... و به جای ارزشهای اجتماعی چه خصلت یا ارزشی ، قابل پیگیری و سزاوار بازسازی است؟
اگر ما بتوانیم به جای این خصلتها و ارزشها ، شخصیت و حریت و تفکر را در کودک پایه بگذاریم کار بزرگی کرده ایم. شخصیتی که کودک را در برابر هجوم ها مسلط کند و به دیگران اجازه ندهد که به جای او تصمیم بگیرند و با دستور و یا نصیحت و دلسوزی بر او تحمیل کنند و حریتی که مهاجم را حتی اگر در عادتهای کودک رخنه کرده و در ناخودآگاه او نفوذ کرده باشد بیرون بریزد و این بار تحمیلی را بیندازد و این برگهای زرد را بگذارد تا در او دوباره جوانه ها و شکوفه ها سبز شوند و تفکری که بتواند لباس تازه ای برای او دست و پا کند و اندام عریان او را بپوشاند...

ا نسان در دو فصل- 88 ص -600 تومان- شیوه تربیت قبل و بعد از بلوغ انسان

لینک دانلود کتاب
تا به حال پای صحبت و درس کلاس اساتیدی نشسته اید که از منظره های زیبا حرف می زنند و به شما که فقط با گوشتان کار می کنید و چشم هایتان در تاریکی و پاهای تان در شهوت عروج، هیچ گونه نشانی از راه...تا قله نمی دهند و تنها سرگرم تان می کنند؟
شاید هم کتاب هایی را خوانده اید که مملو از ستایش ها و شرح کشف وکرامات از انسان های بزرگ است.
آیا از آنها گله نداشته اید که چرا از روش هایی که شما را به شناخت ها رسانده حرفی نمی زنید و تنها از دیده های خودتان می گویید و به ما دیدی نمی دهید؟
کتاب«مسئولیت و سازندگی» و «انسان در دو فصل» پاسخی است به این خواسته¬ی شما.در این نوشته ها پایه های«بینش فکری بنیادی» بنا نهاده شده برای پاسخ درخور به پرسش های بنیادین انسان از وجود و هستی و این که چرا زنده باشم؟ در زندگی دنبال چه باشم؟ و چرا خود را زیاد کنم؟ و چگونه در زمینه¬ی عقایدم به مسئولیتی که در قبال جهان آکنده از فقر و جهل و خشونت دارم عمل نمایم.


دوستان مرحوم استاد علی صفایی حائر ی از بهترین استاد تربیتی بودند این کتابهایی که الان به شما معرفی شد را میتوانید از انتشارات لیله القدر بگیرید
سایت استاد (/www.alisafaee.ir
)
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع