تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اهل بیت در بلایا به چه دعایی متوسل می شدند؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
از يسع بن حمزه قمى نقل شده که كه وزير معتصم مرا در فشار قرار داد و در وضع نابسامانى قرار گرفتم بطورى كه بر جان خود بيمناك شدم و ترسيدم بچه‏ هايم بفقر و تنگدستى مبتلا شوند. پس عريضه‏ اى به خدمت مولاى خود ابى الحسن امام على نقى عليه السلام نوشتم و به سوى ايشان شكوه نمودم از آنچه بر من وارد شده بود.
پس آن حضرت در جواب نوشتند كه تو مترس و ترا هيچ باك نيست و تو اين دعا را بخوان كه خداى تعالى ترا بزودى از آنچه در آن افتاده‏اى نجات مى‏دهد و براى تو خلاصى را مى‏گرداند.
فإن آل محمد يدعون بها عند إشراف البلاء و ظهور الأعداء و عند تخوف الفقر و ضيق الصدر.
پس بدرستى كه آل محمّد عليهم السّلام اين دعا را مى‏خوانند هر گاه ايشان را بلائى روى نمايد و با ايشان دشمنى دشمنى نمايد و در وقتى كه از درويشى و دلتنگى بترسند.
يسع بن حمزه گفت كه:
پس من اين دعائى را كه آن حضرت آن را نوشته بودند در اوّل روز خواندم، پس قسم بخدا كه هنوز قدرى از روز نرفته بود كه فرستاده عمرو بن مسعده وزير آمد و گفت كه وزير ترا مى‏طلبد. پس برخاستم و بنزد او رفتم. پس چون مرا ديد تبسمى نموده فرمود كه زنجير مرا برداشتند و خلعتى از جامه‏هاى فاخر خود به من پوشانيد و بوى خوش بر من ماليد و مرا نزديك خود طلبيد و با من تكلّم نموده عذرخواهى بسيار نمود و آنچه از اموال و اسباب مرا كه برده بودند همگى را به من باز پس داد و مرا مهربانى بسيار نموده به همان شهرى كه حكومت داشتم فرستاد و دهات و مواضعى چند كه در نزديك آن بود آنها را نيز علاوه آن نموده، حكومت همه آنها را به من تفويض نمود.
چند مطلب که درباره این دعا به مرور جمع آوری کردم را براتون تو این تاپیک قرار میدم، به شرط اینکه این حقیر را هم یاد کنید.
این دعا تو صحیف سجادیه هم هست، دعای هفتم آن. شیخ عباس قمی هم تو مفاتیح آورده، بعد مناجات خمسه عشر که یه سری دعای کوتاه نقل کرده، در مهج الدعوات هم با اختلاف هست.
متن دعا به نسخه صحیفه سجادیه:
دقت کنید عنوانش اینه:

و كان من دعائه عليه السلام إذا عرضت له مهمة أو نزلت به، ملمة و عند الكرب

دعاى آن حضرت است به هنگامى كه براى او مهمّى پيش مى‏آمد يا حادثه‏اى رخ مى‏داد و به هنگام اندوه.

(1) يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.
(2) ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ.
(3) فَهِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ.
(4) أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ، لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا كَشَفْتَ
(5) وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبِّ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ.
(6) وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ.
(7) فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.
(8) فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِي يَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَ اكْسِرْ عَنِّي سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ، وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ، وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً.
(9) وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِكَ.
(10) فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيَّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ، فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ، يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.
ترجمه اش رو تو پست بعدی قرار میدم.
مرحوم حاج اسماعیل دولابی نقل کردند که:
در همسايگي مرحوم شهيد مطهري خانم بي‌حجابي زندگي مي‌كرد كه يك باره چادري شده بود. خودش تعريف كرده بود كه ما اصلاً اهل ديانت نبوديم. يك بار به قصد تفريح با شوهرم به مشهد رفتيم و چند روزي كه آن‌جا بوديم در تفريحگاه‌ها گذرانديم. روز آخر كه مي‌خواستيم به تهران برگرديم من از خيابان جلوي حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) عبور مي‌كردم كه از خيابان نگاهم به ايوان حضرت افتاد
. سلامي كردم و رد شدم. شب خواب ديدم كه حضرت رضا(علیه السلام) فرمودند:

كسي كه دعاي يا من تحل به عقد المكاره را بخواند ما دست او را مي‌گيريم.

بعد از بيدار شدن از خواب آن دعا را خواندم و تمام زندگيم متحول شد و روح ديانت بر زندگي ما حاكم شد. ائمه(عليهم‌السلام) حتي كوچكترين اظهار ارادت و محبتي را بي‌پاسخ نمي‌گذارند
. مصباح الهدی، ص283

[/b]

دعای امام سجاد(علیه السلام) هنگام حوادث مهم
دعای هفتم صحیفه سجادیه

اي خدايي كه گره مشكلات عالم به او گشايش مي يابد ،
و اي خدايي كه سختي هاي جهان به او آسان مي گردد ،
اي آن كه برون شدن از غم و اندوه و رسيدن به حقيقت شادي و خرّمي از او درخواست مي شود ،
در برابر قدرتت امواج دشواري ها در هم مي شكند ،
و به لطف حضرتت همه چيز نظام يافته ، و به نيرويت قلم تقدير بر لوح قضا به راه افتد،
و همه چيز بر طبق خواست تو تحقق يابد ،
پس آنها بر طبق مشيّتت به فرمانت پيروي كنند ،
و بر پايه ي اراده ات نه نهي نمودنت باز مانند .
در محنت ها خلق تنها تو را مي خوانند ، و در گرفتاري ها فقط به تو پناه آورند ،
تا خواست و لطف و كرمت نباشد آن گرفتاري ها برطرف نگردند .
اي پروردگار من باري بر دوشم فرود آمده كه تاب و توانم را ربوده و گرفتار محنتي شده ام كه پشتم را خم كرده ،
در حالي كه با دست قدرتت مرا دچارش ساختي ،
و با عظمتت آن را روانه ي من كردي ،
پس آنچه را كه تو وارد سازي كسي برنگرداند ، و آنچه را روانه كني كسي باز ندارد،
و آنچه را ببندي كسي باز نكند ، و آنچه را باز كني كسي نبندد ،
و آنچه را دشوار كني كسي آسان نكند ،
و آنكه را به خود واگذاري كسي ياري ننمايد ،
پروردگارا درود بر محمد و آلش فرست ،
و در وسعت و آسايش را به قدرتت به رويم بگشاي ،
و زنجير هّم و غم را از اطراف من به قدرتت بگسل ،
و در آنچه به درگاهت شكايت بردم خاطرم را خشنود ساز ،
و در تقاضايي كه از حضرتت دارم كامم را شيرين فرما
و از درگاهت مرا رحمت و گشايش گوارايي عنايت فرما ،
و از لطف خود از هر مشكلي راه گريزي كه گره گشايم باشد برايم قرار ده ،
مبادا كه بر اثر گرفتاري از انجام وظايفي كه مقرر فرمودي باز مانم ،
و مرا از كار ملازمت وظايف بندگيت و به جاي آوردن سنن و احكامت به هيچ كار ديگري مشغول نگردان.
اي خدا از حوادثي كه به من رسيده سينه ام تنگ و دلم پر از هّم و غم گرديده
و تو بر دفع آنچه بدان مبتلا گشته ام و به آن گرفتارم توانايي ،
تو آن گرفتاري را به كرمت زايل گردان ،
هرچند من مستوجب اين لطف تو نباشم ،
اي مهربانترين مهربانان عالم
دعايم را اجابت فرما
گرچه شايسته آن نيستم «يا ذاالعرش العظيم»


برای دانلود قرایت دعای یا من تحل توسط عارف کامل، سید هاشم حداد:

مراجعه کنید به:

اینجا
بسم الله الرحمن الرحیم

حاج آقای فرحزاد یکی از کارشناسان برنامه سمت خدا در مورد این دعا یک روایتی نقل کردند
الان خاطرم نیست
ولی در مورد شخصی بوده که تنها این دعا را حفظ بود, و لاغیر
داستانش واقعا شنیدنی بود
اگر کسی اطلاعی داره قرار بده


متشکر
(۴/مرداد/۹۳ ۱۵:۳۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

حاج آقای فرحزاد یکی از کارشناسان برنامه سمت خدا در مورد این دعا یک روایتی نقل کردند
الان خاطرم نیست
ولی در مورد شخصی بوده که تنها این دعا را حفظ بود, و لاغیر
داستانش واقعا شنیدنی بود
اگر کسی اطلاعی داره قرار بده


متشکر

ممنونم از اینکه سبب خیر شدید، مربوط به تیر 1391 ه. گشتم تو اینترنت بود : فرحزاد

ظاهرا ایشون همان جریانی که بنده از مصباح الهدی نقل کردم را تعریف کرده، ولی مقداری فرق داره، و به مرحوم دولابی و شهید مطهری اشاره نکرده:

یکی از اساتید از قول یکی از علمای برجسته می فرمودند که ما در بالای شهر سکونت داشتیم و روضه ی زنانه گرفته بودیم ( قبل از انقلاب )خانم بی حجابی که همسایه ما بود با همان وضعیت در روضه ی ما شرکت می کرد و همسر من نمی دانست که با این خانم چه رفتاری داشته باشد . بالاترین امر به معروف این است که انسان خودش مجسمه معروف بشود. گاهی اگر ما در امر به معروف و نهی ازمنکر درست عمل کنیم خود افراد متوجه اشتباه شان می شوند. ما باید کمتر امر و نهی بکنیم و باید رفتار خوب داشته باشیم . من به خانمم گفتم که آمدن به این مجالس خودش روی این خانم تاثیر می گذارد و شما چیزی نگو . بعد از ایام عید نوروز این همسایه به خانم من زنگ زد که آیا ما دعای ما من تحل به عقد المکاره ... داریم ؟ وقتی ایشان به منزل ما آمد دیدم که ظاهرش بسیار عوض شده است .این خانم به من گفت که من زیاد مذهبی نیستم و امسال عید برای گردش به مشهد رفتیم و روز آخر به حرم امام رضا (علیه السلام) رفتیم . شب آخر که می خواستیم به تهران برگردیم خواب دیدم که خورشید از طرف مشرق طلوع کرده است و خورشید به شکل امام رضا (علیه السلام) است و فضا را پر کرده است . هیبت امام من را گرفت ، دیدم قرآنی بدست آقاست ،آقا فرمود که من این کتاب قرآن را به کسی می دهم که دعای یا من تحل به عقد المکاره را حفظ باشد . خوابی بهتر از این نیست. حقیقت دین ما قرآن و اهل بیت هستند . امام معصوم به کسی قرآن داده است یعنی امام همه ی خوبی ها را به او داده است. من در عالم رویا این دعا را از حفظ بودم : همه ی سختی ها رامِ تو و مسبب تو هستی و آقا قرآن را به من داد .
وقتی از خواب بیدار شدم این دعا را حفظ بودم .

اگر می توانید این دعا را حفظ کنید زیرا با خواندن این دعا شما احساس آرامش می کنید.(تمام شد نقل قول آقای فرحزاد)


اینکه امام رضا را به صورت خورشید دیده، مربوط به شمس الشموس بودن حضرت است، اینم که در مشرق طلوع کرده مربوط به مدفون در خراسان بودنش است روحی لتراب اقدامه الفداء

چند جور طریق ختم این دعا نیز ذکر شده ولی چون ممکنه که موجب غفلت از معانی بلند این دعا بشه(به قول استاد گنجی، عدد در اذکار آدم رو طمعکار می کنه) و از طرفی هم معلوم نیست که از اهل بیت به ما رسیده یا نه، نقل نمی کنم ولی اگر خواستید در خزاین نراقی، و گوهر شب چراغ و نیز هزار و یک نکته استاد حسن زاده آملی(البته در این کتاب به صورت رمزی آمده) ختوماتی نقل شده.
مرحوم شهید مطهری در یادداشت هاشون ص 546 نوشته اند:

تجربه نشان داده است كه افراد سرگرم و دلخوش به عبادت كه‌سحرها به عبادت و مناجات مى‌پردازند روحشان از بار عقده‌هاخالى است. زيارتها، احسانها، ذكرها، يارب‌ها، يااللّٰه‌ها،
«يامن تحلّ به‌عقد المكاره»
ها فوق‌العاده مفيد و مؤثر است.


مرحوم سید ابوالحسن مولانا هم در ضمن وصایای خود می فرماید (در وصیت دهم):

و سفارش می کنم او را به خواندن زیارت عاشورا و مداومت در خواندن دعاها و ذکرها، خصوصا دعای کمیل و دعای توسل و زیارت جامعه کبیره و دعاهای صحیفه سجادیه مانند دعای «يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ» و این دعا را مرحوم محدث قمی – رحمه الله - در «مفاتیح» ذکر کرده و فرموده است که: سید بن طاووس آن را برای ایمنی از سلطان و بلا و ظهور اعدا و خوف فقر وتنگی سینه ذکر کرده است.

بعد خودشون بیان کردند که:

نویسنده این کلمات می گوید: حجت الاسلام آقای حاج سید علی میلانی از وعاظ مشهد مقدس در سفر حج برایم نقل نمود که: مرحوم پدرم، آقای حاج سید عباس، فرزند آیت الله العظمی میلانی – رحمه الله - در عراق داد و ستد داشته، در زمان حکومت «حسن البکر» دولت عراق او را به اتهام اینکه ایشان جنس قاچاق خریده است، به سه سال زندان محکوم می کند و آن وقت هم آقای میلانی در کربلا ساکن بودند و خبر نداشتند که فرزندش زندانی شده است. شبی فرزند مرحوم حاج شیخ عباس قمی [صاحب مفاتیح الجنان]، پدرش مرحوم حاج شیخ عباس را در خواب می بیند که به فرزندش آقای محدث زاده می گوید که به خدمت آقای میلانی می رسی و عرض می کنی که فرزندش آقای سید عباس در زندان، دعای «يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ» را هر روز بخواند و او نجات یابد. آقای محدث زاده، خدمت آقای میلانی می رسد و خوابش را برای آقای میلانی می گوید، ایشان هم تعجب می کند و می فرماید: مگر سید عباس در زندان است؟، بالاخره سیدعباس این دعا را در زندان ادامه می دهد و از زندان نجات می یابد و تمام مدت زندانیش بیش از شش ماه طول نمی کشد.
این مطلب در مجله مبلغان، شماره 151 آمده است در مقاله ای با عنوان:

نگاهی به رساله اخلاقی انیس الابرار نوشته آیت الله سید ابوالحسن مولانا (رحمة الله علیه)
بعد از وفات مرحوم آقا جمال خوانساری، مرحوم ملا خلیل قاینی مورد رجوع مردم قرار گرفت. اما در این دوران فتنه افغانها صورت گرفت که منجر به سقوط حکومت شیعی صفویه شد و اصفهان در محاصره قرار گرفت که در نتیجه آن لطمات زیادی به مردم وارد شد و تعدادی از علما کشته شدند و برخی دیگر به شهرهای دیگر مراجعت کردند.

مرحوم ملا خلیل به جهت رهایی از محاصره ختم دعای یا من تحل (به نحوی منسوب به مولانا أبى محمد العسكري عليه السلام) را مشغول شد و در شب دهم که مقارن با اتمام ختم بود، موفق به خروج شد. حاشیه تتميم أمل الآمل؛ ص: 144

در بین ختوماتی که در مورد این دعا است، تنها این ختم را دیدم که ده روزه باشه، و گفته شده که در حاشیه خلاصة الاذکار مرحوم فیض کاشانی چنین نقل شده:

تریاق اکبر و کبریت احمر در ادعیه این دعا است:
روز سه شنبه با وضو و روی به قبله فارغ از کارهای دیگه حاجت خویش را در نظر بگیرد . سپس ده صلوات فرستاده و چهل و یک مرتبه یا اللهُ بگوید بعد از گفتن بسم الله الرحمن الرحیم گفتن دعای یا من تحل به عقد المکاره را بخواند . در سه موضع کلمه یا رَبِّ دارد . به سجده رفته و چهل و یک مرتبه تکرار نماید و مطلب و حاجت خویش را نیز در ذهن بیاورد . سپس سر از سجده برداشته و دعا را تمام کند . بعد ده صلوات بفرستد و چهل و یک مرتبه اللُه رَبّی رابا یک نفس بگوید و با حالت تضرع درخواست خویش را از خداوند کریم طلب نماید . این عمل را ده روز انجام دهد

شیخ صالح کمیلی نقل کردند که:

مرحوم حداد
در مسئله مناجات بسیار کتوم بودند و به حقیقت ، سرّ دعا را دریافته بودند و با خدا نجوای قلبی داشتند و آه و ناله او در درون بود، اگر کسی می‌خواست متوجه این حالات باشد، باید از خواص یاران ایشان می‌بود، حتی خانواده و فرزندانش از مقامات عرفانی او آگاهی نداشتند و تعجب می‌کردند؛ چرا علمای بزرگ به دیدن ایشان می‌آیند و از او احترام و تجلیل می‌کنند و تنها افراد خواص بودند که او را می‌شناختند و می‌دانستند او از مقربان الهی است،
بنده 24 سال ملازم ایشان بودم و می‌دیدم ساعت‌ها قبل از اذان صبح قیام لیل داشتند و مشغول نماز شب و تلاوت آیات قرآنی هستند و با خشوع و صدای حزین تلاوت کتاب می‌نمودند
و دعای « يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ....» را که دعای سریع الاجابه ای است و از امام سجاد نقل شده است را مکرر از ایشان می‌شنیدم، مخصوصا در قنوت نماز این دعا را می‌خواندند و زمانی که من تشرف خاص الخاصی به محضر ایشان داشتم و به زیارت حرم عباس‌(علیه السلام) رفته بودیم، وقتی وارد حرم شدیم دیدم دست در شبکه‌های ضریح برده اند و مشغول خواندن همین دعای شریف می‌باشند.
منبع: خبرگذاری حوزه
صوت عارف کامل حضرت سید هاشم حداد که دعای یا من تحل را قرایت فرمودند:

از اینجا با صلوات
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع