تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: با این اوضاع اصلا منتظر ظهور نباشید!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
نقل قول:مگه تگزاسه که شت و پت کنه؟! [تصویر: happy.png]
امام زمان میاد که اصلاح کنه دیگه...اصلا من میخوامش که بیاد من ِ فاسد رو اصلاح کنه،
کشتن نامردا رو که خودم هم بلدم!!


ولی با بخش اول حرفتون موافقم...منظورم هم این نبود که ما گناه کنیم تا امام زمان بیاد.
منظورم این بود که امام زمان وقتی که میاد این فساد هست...چیزیه که صدها بار پیشگویی شده و متاسفانه الان هم هی داره زیادتر میشه.
تا جایی که من تو احادیث خوندم زمان ظهور زمان توبه نیست.
توبه ای هاش توبه کردن و صالح هاش آماده ان و منکران منکر و ...
واسه همین می ترسم بیاد.
(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۲:۳۲)bidel نوشته است: [ -> ]شمشیرو در میاره می گه این همه وقت! پس چرا هیچ غلطی نکردی؟ می زنه هرچی نامرد رو شت و پت می کنه.
مگه گفته نشد مَثَل ظهور مَثَل قیامته؟
شما حاضری بمیری وقتی هنوز آماده نیستی؟

کی شمشیرو در میاره الان؟!!
لابد باور کردین که امام زمان میاد و جوی خون راه میندازه!!!!!!!!
تو رو خدا این حرفا رو نزنید.....
الامام والد الشفیق....

(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۲:۵۸)bidel نوشته است: [ -> ]تا جایی که من تو احادیث خوندم زمان ظهور زمان توبه نیست.
توبه ای هاش توبه کردن و صالح هاش آماده ان و منکران منکر و ...
واسه همین می ترسم بیاد.

کی چنین حرفی زده؟؟؟؟؟HuhHuhHuh
نقل قول:کی چنین حرفی زده؟؟؟؟؟[تصویر: huh.png][تصویر: huh.png][تصویر: huh.png]
فکر کنم تو کتاب خورشید مغرب خوندم.
یه مضمونی داشت به این طریق که امام آخر بیشتر از اینکه مشفق باشه منتقمه
دقیقا یادم نمی یاد. باید برم پشت کمدمو بگردم تا حدیث رو گیر بیارم اما همچین داستانی بود که شمشیر رو تا زیر گلو می برد و اگه توبه حاصل نمی شد... الفاتحه
پیداش می کنم می یارم.
(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۳:۱۴)bidel نوشته است: [ -> ]فکر کنم تو کتاب خورشید مغرب خوندم.
یه مضمونی داشت به این طریق که امام آخر بیشتر از اینکه مشفق باشه منتقمه
دقیقا یادم نمی یاد. باید برم پشت کمدمو بگردم تا حدیث رو گیر بیارم اما همچین داستانی بود که شمشیر رو تا زیر گلو می برد و اگه توبه حاصل نمی شد... الفاتحه
پیداش می کنم می یارم.

یـــــــــــا خــــــــــــــداااا!!!
واقعا تو کتاب این چرت و پرتا رو نوشتن؟؟؟؟Angry

قال علی ابن موسی الرضا عليه آلاف التحية و الثناء:
« الامام الانيس الرفيق، و الوالد الشفيق، و الاخ الشقيق، و الام البرة بالولد الصغير، و مفزع العباد في الداهية النآد...»
امام همدم و رفيق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به كودك، و پناه بندگان خدا در گرفتارى سخت است...»
« الامام كالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم و هي في الافق بحيث لا تنالها الايدي والابصار. »
امام مانند خورشيد طلوع‌كننده است كه نورش عالم را فرا گيرد و خودش در افق است به نحوى كه دست‌ها و ديدگان به آن نرسد.


« الامام البدر المنير، و السراج الزاهر، و النور الساطع، و النجم الهادي في غياهب الدجى و أجواز البلدان و القفار، و لجج البحار. »
امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره‏ايست راهنما در شدت تاريكى‏ها و رهگذر شهرها و كويرها و گرداب درياها (يعنى زمان جهل و فتنه و سرگردانى مردم).


« الامام الماء العذب على الظماء و الدال على الهدى، و المنجي من الردى. الامام النار على اليفاع، الحار لمن اصطلى به و الدليل في المهالك، من فارقه فهالك. »
امام آب گواراى زمان تشنگى و رهبر به سوى هدايت و نجات‌بخش از هلاكت است، امام آتش روشن روى تپه (رهنماى گم‌گشتگان) است، وسيله گرمى سرمازدگان و رهنماى هلاكت‏گاه‌هاست؛ هر كه از او جدا شود هلاك شود.

« الامام السحاب الماطر، و الغيث الهاطل و الشمس المضيئة، و السماء الظليلة، و الارض البسيطة،
و العين الغزيرة، و الغدير و الروضة. »

[b]امام ابريست بارنده، بارانيست شتابنده، خورشيديست فروزنده سقفى است سايه دهنده، زمينى است گسترده، چشمه‏ايست جوشنده و بركه و گلستان است.

« الامام الانيس الرفيق، و الوالد الشفيق، و الاخ الشقيق، و الام البرة بالولد الصغير، و مفزع العباد في الداهية النآد...»
امام همدم و رفيق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به كودك، و پناه بندگان خدا در گرفتارى سخت است...»

«... الامام أمين الله في خلقه، و حجته على عباده و خليفته في بلاده، و الداعي إلى الله، و الذاب عن حرم الله. »
... امام امين خداست در ميان خلقش و حجت او بر بندگانش و خليفه او در بلادش و دعوت‏كننده به سوى او و دفاع‏كننده از حقوق او است.

« الامام المطهر من الذنوب و المبرا عن العيوب، المخصوص بالعلم، الموسوم بالحلم، نظام الدين،
و عز المسلمين و غيظ المنافقين، و بوار الكافرين. »
امام از گناهان پاك و از عيب‌ها بر كنار است، به دانش مخصوص و به خويشتن‌دارى نشانه‌دار است، موجب نظام دين و عزت مسلمين و خشم منافقين و هلاك كافرين است.

« الامام واحد دهره، لا يدانيه أحد، و لا يعادله عالم، و لا يوجد منه بدل و لا له مثل و لا نظير،
مخصوص بالفضل كله من غير طلب منه له و لا اكتساب، بل اختصاص من المفضل الوهاب. »
امام يگانه زمان خود است، كسى به هم‌طرازى او نرسد، دانشمندى با او برابر نباشد، جايگزين ندارد، مانند و نظير ندارد، به تمام فضيلت مخصوص است بى ‏آنكه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد، بلكه امتيازيست كه خدا به فضل و بخشش به او عنايت فرموده.

« فمن ذا الذي يبلغ معرفة الامام، أو يمكنه اختياره؟ هيهات هيهات!!! »
كيست كه امام را تواند شناخت يا انتخاب امام براى او ممكن باشد؟ هيهات!!!
نقل قول:یـــــــــــا خــــــــــــــداااا!!!
واقعا تو کتاب این چرت و پرتا رو نوشتن؟؟؟؟[تصویر: angry.png]
وقتی که کتابو می خوندم قضیه حدود 15 سالم بود. دقیق یادم نمی یاد اما مطمئن هستم که ظهور زمان بشارت و انذار نیست.
ولی عصر هم بشارت مردم به بهشت و انذار اونها و آتش رو نمی ده.
دقیق یادمه نوشته بود که اگه مسیر گذشتگان(امامان و انبیا) مسیر نرمی بود. مسیر ولی عصر مسیر سختی خواهد بود.
ولی عصر مثل رهبرمون گل بلبل نخواهد گفت و به نرمی برخورد نخواهد کرد. زمانه اینچنین نخواهد بود که ولی جامعه نرمی کنه و فرصت بده به دشمن.
جامعه به شکلی می شه که وقتی از خونه بری بیرون هر چی(همه چی) رو دیدی و دلت به درد اومد بگی اگه ولی عصر اینجا بود اینطور نمی شه. کاملا در طول روز متذکر بشی. کاملا احساس نیاز کنی. کاملاً به اضطرار برسی.
این اضطرار رو با دعا های هماهنگ شده(که تو این تالار می خواستن راه بندازن) به گوش ولی عصر نمی رسونی. بلکه خودجوش و از ته دل این کارو می کنی.
باید منتظر اوضاع وخیم تری بود. زمانی که مسجدی در کار نباشه. خیلی راحت جلو پدر و مادر نماز می خونی اونموقع اینجوری نیست.
اونموقع جهان به سمتی میره که جایی واسه توبه باقی نمونه.
یادمه یه کتاب رمان درباره یه روستا فلک زده خوندم که توسط فضایی ها به اسارت گرفته شده بودند. اوضاعی داشتند که سر یه لیوان آب پدر و مادرشون رو می کشدن.
هنوز مونده تا اون موقع و من نمی خوام به اون دوره برسم.
اصلاً طبق همین احادیث هم قبل از ظهور(چند دهه قبلش) قیامی به عنوان قیام صغری رخ می ده و حکومتی صالح تشکیل می شه که مردم جهان وقتی اوضاع صاحیت اون مردم قیوم رو می بینین به سمتشون می رن و بد خوب از هم جدا می شن.
************
ولی همین که اون احادیث درک نمی شن همینه که به اون زمان نرسیدیم.
سلام
درباره اینکه امام مشفق هست یا منتقم:
سری بزنین به اینکه
آيا واقعيت دارد كه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هر...
متوجه بعضی مباحث خواهید شد.
(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۲:۵۸)bidel نوشته است: [ -> ]تا جایی که من تو احادیث خوندم زمان ظهور زمان توبه نیست.
توبه ای هاش توبه کردن و صالح هاش آماده ان و منکران منکر و ...
واسه همین می ترسم بیاد.
طولانیه اما...

روايت معتبري که از پذيرفته نشدن توبه در زمان ظهور سخن مي گوي

در مشرعه بحارالا‌نوار، جلد دوم، صفحه 210 مي‌نويسد:
در باب پنج از شصت و شش روايتي که در اين باب آمده است، تنها يک روايت معتبر است و آن صحيحه ابن رئاب است و درباره آن مي‌گويد:
اقول: و الاولي ردّ علمها الي قائلها و لا يتيسّر للمحقق الحکم بعدم قبول التوبه حين ظهور المهدي عجّل الله فرجه‌
سزاوارتر آن است که دانش اين روايت را به گوينده‌اش واگذاريم و محقق نمي‌تواند بگويد که توبه در هنگام ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) پذيرفته نيست.
متن حديث‌
ا‌بي، عن سعد، عن ابن ابي الخطّاب، عن ابن محبوب، عن ابن رئاب، عن ابي عبداللّه(علیه السلام) ا‌نّه قال:
في قول اللّه يوم يأ‌تي بعض آيات ربّک لا ينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل فقال: الايات هم الائمه و الايه المنتظر هوالقائم(علیه السلام) فيومئذٍ لا ينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل قيامه بالسيف و ان آمنت بمن تقدّمه من آبائه(علیه السلام) [1] .
امام صادق(علیه السلام) دربارهِ گفتهِ خداوند عزّوجلّ: «روزي که بعضي از آيات پروردگارت تحقق پذيرد، ايمان افرادي که قبلاً ايمان نياورده‌اند يا در ايمانشان عمل نيکي انجام نداده‌اند، سودي به حالشان نخواهد داشت.» فرمود: آيات همان امامان(علیه السلام) هستند و آيه‌اي که انتظار او مي‌رود امام قائم(علیه السلام) است؛ در آن روز ايمان کساني که قبل از قيام حضرت با شمشير، بوده است. سودي نخواهد داشت گرچه به امامان پيشين يعني پدران حضرت(علیه السلام) ايمان داشته باشد.
گفتني است علامه طباطبايي نيز در تفسير الميزان، مي‌نويسد:

و قد عدت في الروايات من تلک الايات خروج دابه الا‌رض و الدخان و خروج يأ‌جوج و مأ‌جوج و هذه امور ينطق بها القرآن الکريم و عدّ منها غير ذلک کخروج المهدي(علیه السلام) و نزول عيسي بن مريم و خروج الدجال و غيرها و هي و ان کانت من حوادث آخر الزمان لکن کونها ممّا يغلق بها باب التوبه غير واضح. [2] .
در روايات، خروج دابه الارض و دخان و خروج يأ‌جوج و مأ‌جوج از همين آيات محسوب شده است و اين آيات در قرآن نيز آمده است. و از همين آيات محسوب مي‌شود آياتي چون خروج حضرت مهدي(علیه السلام) و نزول عيسي(علیه السلام) و خروج دجّال و ديگر آيات. و اين آيات گرچه از حوادث آخر الزمان محسوب مي‌شود، ولي اين که با حضور اين‌ها باب توبه بسته شود روشن نيست.
دفاع ما
  • با توجه به چند نکته پذيرفته نشدن توبه در زمان ظهور پس از اتمام حجت‌ها و ابلاغ پيام‌ها آن زمان که حضرت دست به شمشير مي‌برد توجيه شدني است.
الف: کساني که تا آن زمان که امام دست به شمشير مي‌برد، ايمان نياورده‌اند ديگر ايمان واقعي نمي‌آورند و ايمانشان صوري و منافقانه است و امام مهدي(علیه السلام) هر منافقي را از دم تيغ مي‌گذراند...

ثم يدخل الکوفه فيقتل بها کل منافق مرتاب [3] .

آن‌گاه امام به کوفه مي‌رود و هر منافق ترديد کننده را مي‌کشد.

ب: حضور، ظهور و دست به شمشير بردن امام چون عذاب و صاعقه‌اي دنيايي است که به هيچ کس رحم نمي‌کند. تا قبل از آن که عذاب الهي در دنيا فرا رسد توبه و پذيرش سودمند است، ولي پس از عذاب ديگر توبه و پذيرش سودي ندارد. توبه و پذيرش کساني که پس از شروع جنگ و دست به شمشير بردن امام است، چونان توبه کساني است که با ديدن عذاب دنيايي توبه مي‌کنند؛ اين توبه پذيرفته نيست.

براي توضيح بيشتر به اين آيات بنگريد و در تفسير و روايات ذيل آن‌ها دقت کنيد.

آيات:

1-(هل ينظرون الاّ ان تأ‌تيهم الملائکه او يأ‌تي ربّک او يأ‌تي بعض آيات ربّک يوم يأ‌تي بعض آيات ربّک لاينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت في ايمانها خيراً قل انتظروا انّا منتظرون).

آيا جز اين انتظار دارند که فرشتگان (مرگ) به سراغشان آيند يا خداوند (خودش) به سوي آن‌ها بيايد يا بعضي از آيات پروردگارت (و نشانه‌هاي رستاخيز) بيايد؟ امّا آن روز که بعضي از آيات پروردگارت تحقّق پذيرد، ايمان آوردن افرادي که قبلاً ايمان نياوردند يا در ايمانشان عمل نيکي انجام نداده‌اند، سودي به حالشان نخواهد داشت. بگو (اکنون که شما چنين انتظارات نادرستي داريد) انتظار بکشيد ما هم انتظار (کيفر شما را) مي‌کشيم. [4] .

2-(ان الذين حقّت عليهم کلمه ربّک لا يومنون و لو جاء تهم کلّ آيه حتّي يروا العذاب الاليم فلو لا کانت قريه آمنت فنفعها ايمانها الاّ قوم يونس لمّا آمنوا کشفنا عنهم عذاب الخزي في الحيوه الدنيا و متّعنا هم الي حين.

آنان که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق يافته و به جرم اعمالشان توفيق هدايت را از آن‌ها گرفته است، هرگز ايمان نمي‌آوردند؛ هر چند تمام آيات (و نشانه‌هاي الهي) به آنان برسد تا زماني که عذاب دردناک را ببينند. چرا هيچ يک از شهرها و آبادي‌ها ايمان نياوردند که (ايمانشان به موقع باشد و) به حالشان مفيد افتد؛ مگر قوم يونس. هنگامي که آن‌ها ايمان آوردند عذاب رسوا کننده را در زندگي دنيا از آنان بر طرف ساختيم و تا مدت معيني آن‌ها را بهره‌مند ساختيم). [5] .

3-(و يقولون متي هذا الفتح ان کنتم صادقين قل يوم الفتح لا ينفع الذين کفروا ايمانهم و لا هم ينظرون فأ‌عرض عنهم وانتظر انّهم منتظرون.

آنان مي‌گويند: اگر راست مي‌گوييد اين پيروزي شما کي خواهد بود؟ بگو روز پيروزي ايمان آوردن سودي به حال کافران نخواهد داشت و به آن‌ها هيچ مهلت داده نمي‌شود. حال که چنين است از آن‌ها روي بگردان و منتظر باش آن‌ها نيز منتظرند). [6] .

4-(فلّما جاءتهم رسلهم بالبيّنات فرحوا بما عندهم من العلم و حاق بهم ما کانوا به يستهزئون فلّما را‌وا باسنا قالوا آمنّا باللّه وحده و کفرنا بما کنّا به مشرکين فلم يک ينفعهم ايمانهم لمّا را‌وا بأ‌سنا سنّه اللّه التي قد خلت في عباده و خسر هنالک الکافرون.

هنگامي که رسولانشان دلايل روشن براي آنان آوردند، به دانشي که خود داشتند خوشحال بودند، ولي آن‌چه را که به تمسخر مي‌گرفتند آنان را فرا گرفت. هنگامي که عذاب ما را ديدند، گفتند: هم اکنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايي که همتاي او مي‌شمرديم کافر شديم. امّا هنگامي که عذاب ما را مشاهده کردند ايمانشان براي آن‌ها سودي نداشت. اين سنّت خداوند است که همواره در ميان بندگانش اجرا شده و آن‌جا کافران زيانکار شدند). [7] .

روايات‌

تفسير نورالثقلين، در ذيل آيه 158 از سوره انعام رواياتي مشابه اين روايت را مي‌آورد.

بنگريد به روايت سيصدوپنجاه هفت که خروج قائم منتظر را از اين آيات مي‌داند:

«قال الصادق جعفر بن محمد(علیه السلام) في قول اللّه عزوجلّ «يوم يأ‌تي بعض آيات ربّک لا ينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت في ايمانها خيراً» يعني خروج القائم المنتظر منّا

امام صادق(علیه السلام) درباره گفتهِ خداوند عزّوجل، مي‌گويد: «آن روز که بعضي از آيات پروردگارت تحقق پذيرد ايمان آوردن افرادي که قبلاً ايمان نياورده‌اند يا در ايمانشان عمل نيکي انجام نداده‌اند، سودي به حالشان نخواهد داشت»، فرمود: منظور خروج حضرت قائم منتظر(علیه السلام) ماست). [8] .

در روايتي ديگر ازامام رضا(علیه السلام) سؤ‌ال مي‌شود که چرا ايمان فرعون پذيرفته نشد، امام مي‌فرمايد:

«چون به هنگام ديدن عذاب ايمان آورد و چنين ايماني پذيرفته نيست.»

آن گاه امام به تقويت اين سنّت در گذشته و آينده اشاره مي‌فرمايد و آيهِ‌(فلّما را‌وا بأ‌سنا قالوا آمنّا باللّه وحده و کفرنا بما کنّا به مشرکين فلم يک ينفعهم ايمانهم، لمّا را‌وا بأ‌سنا و آيهِ يوم يأ‌تي بعض آيات ربّک‌)... را گواه مي‌گيرد. [9] .

بدين شکل چه اشکالي دارد اگر کسي حقيقت را پس از ظهور حضرت و اتمام حجّت و ابلاغ پيام نپذيرفت، ديگر پس از شمشير کشي حضرت (قيام بالسيف) توبه‌اش پذيرفته نباشد.

آن گونه که امام هادي(علیه السلام) در موردي به آيهِ «فلّما را‌وا بأ‌سنا قالوا امناباللّه وحده» استناد کردند و حکم به قتل فردي مسيحي دادند که با زن مسلمان زنا کرده بود و هنگامي که خواسته بودند او را بکشند ايمان آورده و مسلمان شده بود.

بنگريد

«قدّم الي المتوکّل رجل نصرانّي فجر بامراه مسلمه فأ‌راد ان يقيم عليه الحدّ فأ‌سلم فقال يحيي ابن اکثم الايمان يمحو ما قبله و قال بعضهم يضرب ثلاثه حدود فکتب المتوکل الي علي بن محمد النقي يسأ‌له فلمّا قرا الکتاب کتب يضرب حتي يموت فأ‌نکر الفقهاء ذلک فکتب اليه يسأ‌له عن العلّه فقال: بسم اللّه الرحمن الرحيم فلّما را‌وا بأ‌سنا قالوا آمنّا باللّه وحده و کفرنا بما کنّا به مشرکين السوره قال فأ‌مر المتوکل فضرب حتي مات.

مردي مسيحي را که با زن مسلمان زنا کرده بود؛ نزد متوکل آوردند. متوکل خواست تا حد را بر وي جاري سازد، مسيحي چون چنين ديد مسلمان شد. يحيي بن اکثم گفت: ايمان، گذشته اين مرد را از بين مي‌برد. برخي ديگر گفتند: بايد اين فرد به اندازهِ سه حد تازيانه بخورد. متوکل به امام هادي(علیه السلام) نامه‌اي نوشت و حکم اين قضيه را از امام پرسيد. حضرت پس از خواندن نامه در پاسخ آن نوشت: اين مرد مسيحي بايد (آنقدر) زده شود تا بميرد. فقيهان اين فتواي امام را نپسنديدند، متوکل براي امام نامه نوشت و علت اين فتوا را پرسيد. حضرت نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم. چون آنان عذاب ما را ديدند گفتند که به خداوند يکتا ايمان آورديم و به آن چه شرک مي‌ورزيديم کافر شديم‌... راوي گويد متوکل دستور داد او را (آنقدر) بزنند تا بميرد.» [10] .

به اين روايات نيز بنگريد

«ابراهيم بن محمد الهمداني قال قلت لا‌بي الحسن الرضا(علیه السلام) لايّ علّه غرق اللّه تعالي فرعون و قد آمن به و ا‌قرّ بتوحيده؟

قال لا‌نّه آمن عند روِ‌يه البأ‌س و الايمان عند روِ‌يه البأ‌س غير مقبول و ذلک حکم اللّه تعالي ذکره في السلف و الخلف قال اللّه عزّوجلّ فلمّا را‌وا بأ‌سنا قالوا آمنا باللّه وحده و کفرنا بما کنّا به مشرکين فلم يک ينفعهم ايمانهم لما را‌وا بأ‌سنا و قال عزّوجلّ: يوم يأ‌تي بعض آيات ربّک لا ينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت في ايمانها خيراً و هکذا فرعون و ملاءه لمّا ا‌درکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا‌ّ الذي آمنت به بنواسرائيل و ا‌نا من المسلين فقيل له الان و قد عصيت قبل و کنت من المفسدين.» [11] .

«عن جعفربن رزق اللّه قال قدم الي المتوکل رجل نصرانيّ فجر بامراه مسلمه فأ‌راد ان يقيم عليه الحد فأ‌سلم فقال يحيي بن ا‌کثم قد هدم ايمانه شرکه و فعله و قال بعضهم يضرب ثلاثه حدود و قال بعضهم يفعل به کذا و کذا فأ‌مر المتوکل بالکتاب‌الي ا‌بي الحسن الثالث(علیه السلام) و سؤ‌اله عن ذلک فلمّا قرا الکتاب کتب: يضرب حتي يموت فأ‌نکر يحيي بن ا‌کثم و ا‌نکر فقهاء العسکر ذلک و قالوا:يا ا‌ميرالمؤ‌منين عن هذا فأ‌نّه شي لم ينطق به کتاب و لم تجي به سنّه فکتب اليه: ان فقهاء المسلمين قد ا‌نکروا هذا و قالوا: لم تجي به سنّه و لم ينطق به کتاب فبين لنا لم اوجبت عليه الضرب حتي يموت فکتب بسم الله الرحمن الرحيم فلمّا احسّوا بأ‌سنا قالوا آمنّا باللّه وحده و کفرنا بما کنّا به مشرکين فلم يک ينفعهم ايمانهم لمّا را‌وا بأ‌سنا سنّه اللّه الّتي قد خلت في عباده و خسر هنالک الکافرون فأ‌مر به المتوکل فضرب حتي مات.» [12] .

بنابراين، ممکن است هنگامي که امام ظهور مي‌کند، پس از اتمام حجّت و ابلاغ پيام اگر کسي ايمان نياورد، ديگر ايمان او پذيرفته نيست؛ چرا که امام دست به شمشير برده و دشمن، مرگ را در برابر چشم خود مي‌بيند.
و به نظر مي‌رسد با کمي دقت اين حقيقت جا مي‌افتد، البته ما با گفتهِ علامه طباطبايي مشکلي نداريم. ايشان تنها مي‌نويسد بسته شدن باب توبه با حضور اين آيات روشن نيست.

اين گفته نشان دهندهِ آن است که بايد در اين زمينه تأ‌مل کرد و تأ‌مل چنين حکم مي‌کند که مي‌توان با توجه به انتقام‌گيري امام زمان(علیه السلام) و برخورد سنگين حضرت - که کاملاً با انبياي ديگر متفاوت است - اين حقيقت را توجيه کرد که پس از ظهور و اتمام حجّت و دست به شمشير بردن، ديگر توبهِ کسي پذيرفته نيست. شايد بتوان گفت که حجّت، قبل از آمدن حضرت در نزديک ظهور بر همه تمام مي‌شود و يکي از اهداف امام(علیه السلام) تصفيهِ انسان‌هاست.

البته توبهِ قوم يونس در اين زمان پذيرفته شد، و اين استثناء است همان گونه که آيه بر آن دلالت دارد «الاّ قوم يونس» و شايد استثناء هم نباشد، چون آنان پيش از نزول عذاب توبه کردند.

بنابراين، ظهور حضرت چون عذابي آسماني براي دشمنان تلقي مي‌گردد که اگر سخن آن حضرت مقبولشان نيفتد، ديگر پس از قيام به سيف توبهِ کسي پذيرفته نيست.

اين حقيقت در بحارالانوار، چنين آمده است:

«... و قوله تعالي(هل ينظرون الاّ ان تأ‌تيهم الملائکه ا‌و يأ‌تي ربّک ا‌و يأ‌تي بعض آيات ربّک) يخبر محمداً صلّي اللّه عليه و آله وسلّم عن المشرکين و المنافقين الذين لم يستجيبوا للّه و لرسوله فقال: هل ينظرون الاّ ان تأ‌تيهم الملائکه ا‌و يأ‌تي ربّک ا‌و يأ‌تي بعض آيات ربّک يعني بذلک العذاب يأ‌تيهم في دارالدنيا کما عذّب القرون الاولي فهذا خير يخبر به النبي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عنهم.

ثمّ قال: يوم يأ‌تي بعض آيات ربّک لا ينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل الايه يعني لم تکن آمنت من قبل ان تجيِ هذه الايه و هذه الايه هي طلوع الشمس من مغربها...» [13] .

از اين روايت به دست مي‌آيد: منظور از بعضي از آيات پروردگار همان عذاب دنيايي است و در اين روايت گر چه بر طلوع خورشيد از مغرب تطبيق داده شده است، ولي در روايت مورد بحث بر حضرت تطبيق داده شده است و با توجه به اين که ظهور حضرت براي کفار و مشرکان و ديگر دشمنان عذاب است - چرا که به آنان امان نمي‌دهد - لذا پس از ظهور و اتمام حجت و دست به شمشير شدن او ديگر توبهِ کسي پذيرفته نيست.
  • [b]در پايان يادآور مي‌شويم اين که حضور حضرت چون صاعقه‌اي آسماني براي دشمنان است، هيچ مشکلي ندارد و چهرهِ مهر و عطوفت آن حضرت را خدشه‌دار نمي‌سازد. اين خشم و خشونت در برابر کساني است که شايستهِ آن هستند وگرنه در برابر آناني که طرف‌دار حق و يا جوياي حق هستند، مهر و مهرباني حضرت مطرح است.
  • گفتني است آن‌چه امروز بر برخي زبان‌ها افتاده است که چهرهِ خشم و خشونت و انتقام‌گيري حضرت را مي‌خواهند ناديده بگيرند و بر اين باورند که روايات گسترده‌اي که در کنار مهر و عطوفت امام(علیه السلام) از خشونت و خشم و انتقام‌گيري و کشت و کشتار سخن مي‌گويد ضعيف و مجعول است، از نظر ما کاملاً مردود است.[/b]
ما تا اين اندازه مي‌پذيريم که نبايد تنها قهر حضرت را بازگو کرد، بلکه بايد هم از مهر و هم از قهر گفت که هر کدام در موردش زيبنده است؛ درباره خداوند در دعاي افتتاح آمده است:

«و اشهد انک ارحم الراحمين في موضع العفو و الرحمه و ا‌شدّ المعاقبين في موضع النکال و النقمه؛

گواهي مي‌دهم که تو از همه در جاي عفو و رحمت مهربان‌تري و در جاي عذاب و نقمت از همه سخت‌تر عذاب مي‌کني.»

دربارهِ حجت او هم که مظهر اسماء و صفات الهي است، همين گونه است، ولي يادآور مي‌شويم که مهر حضرت با کساني است که شايستهِ مهرند و قهر و خشم و درگيري حضرت با کساني است که با وي درگير مي‌شوند و مي‌جنگند.

بنابراين، نفي چهرهِ قهر در جايگاه ويژهِ خودش کاملاً باطل است و هيچ توجيه صحيحي ندارد.

در بسياري از روايات که چهرهِ قهر حضرت ترسيم شده است، مي‌بينيد که حضرت با کساني مي‌جنگد که با او مي‌جنگند؛ «فيقتل المقاتله» [14] او با کساني که جنگ با او را شروع کرده‌اند، مي‌جنگد.

گفتني است المقاتله جمع مقاتل و به معناي کساني است که شروع به جنگ مي‌کنند و مي‌جنگند.

در روايت ديگري آمده است:

«... فتقاتلونه فيقاتلکم فيقتلکم؛ [15] .

شما با او مي‌جنگيد پس او با شما مي‌جنگد و شما را مي‌کشد».

در روايت ديگري آمده است:

«ثلاثه عشر مدينه و طائفه يحارب القائم ا‌هلها و يحاربونه...؛ [16] .

سيزده شهر و طائفه‌اند که حضرت قائم(علیه السلام) با آنان مي‌جنگد و آنان نيز با حضرت مي‌جنگند».

در پايان اين بخش بد نيست به رواياتي اشاره کنيم که مي‌گويد: امام زمان(علیه السلام) پس از ظهور کارش جنگ است و تقاضاي توبه از کسي نمي‌کند و واي بر کسي که بخواهد با حضرت دشمني کند.

بنگريد

«...والقائم يسير بالقتل بذلک ا‌مر في الکتاب الّذي معه ان يسير بالقتل و لا يستيتب ا‌حداً و ويل لمن ناواه...

حضرت قائم(علیه السلام) سيره‌اش جنگ است و مأ‌موريت او در کتابي که به همراه خويش دارد همين است. او از کسي تقاضاي توبه نمي‌کند و واي بر هر کسي که با او دشمني کند.» [17] .

گفتني است رواياتي‌که بر شدّت و صلابت بر خورد امام(علیه السلام) دلالت دارد و سخت‌گيري او را در برخورد با دشمنان بازگو مي‌کند، همه گواه اين حقيقت است که پس از دست به شمشير بردن ديگر از کسي توبه پذيرفته نيست واساساً آنان که در چنين حالي ايمان مي‌آورند، ايمانشان از ترس عذابِ حاضر است و اين پذيرفته نيست.
پاورقي
[1] بحارالا‌نوار، ج 51، ص 51، ح 25.

[2] تفسير الميزان، ج 7، ص 391.

[3] بحارالا‌نوار، ج 52، ص 338، ح 81.

[4] انعام، 158.

[5] يونس، 96 - 98.

[6] سجده،28 - 30.

[7] غافر، 83 - 85.

[8] تفسير نورالثقلين، ج 1، ذيل آيهِ 158.

[9] نورالثقلين،ج 1، ص 780 تا 782.

[10] بحارالانوار، ج 50، ص 172.

[11] نورالثقلين، ج 4، ص 537.

[12] کافي، ج 7، ص‌238، ح 2.

[13] بحارالانوار، ج 93، ص 103.

[14] بحارالا‌نوار، ج 52، ص 308، ح 83.

[15] بحارالانوار، ج 52، ص 375، ج 174.

[16] بحارالا‌نوار، ج 52، ص 362، ح 136.

[17] بحارالا‌نوار، ج 52، ص 353، ح 109.
خیلی با این مواردی که میفرمایین برخورد داشتم ولی مطمئنم اینجوری نیس...
مگه میشه امام، والد شفیق من، با من و شما به نرمی برخورد نکنه؟؟؟فرصت توبه نده؟؟؟!!! امکان نداره!
از امام یه چهره ظالم واسه خودتون و بقیه نسازید...
حتما دوباره حدیث امام رضا رو بخونید..
بابا فرصت میده توبه کنیم و برگردیم............
مگه پیامبر ص به ظالما اجازه ی توبه نمیداد؟؟؟؟؟؟؟؟؟گرچه خیلیاشون در ظاهر توبه میکردن ..............
خب مگه امام زمان عج ادامه دهنده راهه جدش نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول:از امام یه چهره ظالم واسه خودتون و بقیه نسازید...
وقتی که همه نیازمند یه کمک و یهم معجزه جهانی هستن و اونموقع امام بیاد دیگه ظالم معنی پیدا نمی کنه. کسی یاری رسان هست سمت امام می ره.
دیگه BBC و CNN نیست که تروریست ها از خراسان قیام کردن و جمهوری اسلامی ایران در کنارشون هست.
دیگه وهابی صداش به جایی نمی رسه که بگه یه نفر اومده بود کنار کعبه و فریاد زنان مردم رو به سمت خودشون کشوند.
دیگه جای امنی وجود نداره و همه توی این جنگ شرکت خواهند کرد.
برای شستن ماهی تابه ای که نیمرو کردین چی کار می کنی؟ از ابر استفاده می کنید یا سیم ظرف شویی؟
نقل قول:مگه میشه امام، والد شفیق من، با من و شما به نرمی برخورد نکنه؟؟؟فرصت توبه نده؟؟؟!!! امکان نداره!
چه توبه ای؟ باید همین الآن توبه کرد. ظهور دیگه برای توبه نیست.
ظهور که شد زمان تصمیمه. چپ یا راست؟
امام قرار نیست بیاد رئیس جمهور بشه و تبلیغات کنه
میاد و می گه زمان مرگ باطل فرارسید.
در ضمن منظور از توبه این نیست که بگه چون دروغ گفتی پس گردنت رو می زنم. منظورم اون توبه ای هست که ناشی از گناهان بزرگتر و کثیفتره.
منظورم کسانی هستن که زیر بیرق اسرائیل هستن.
یحودی هایی که فرار می کنن دیگه فرصت توبه ندارن.
(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۳:۵۳)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]خیلی با این مواردی که میفرمایین برخورد داشتم ولی مطمئنم اینجوری نیس...
مگه میشه امام، والد شفیق من، با من و شما به نرمی برخورد نکنه؟؟؟فرصت توبه نده؟؟؟!!! امکان نداره!
از امام یه چهره ظالم واسه خودتون و بقیه نسازید...
حتما دوباره حدیث امام رضا رو بخونید..


الاِمامُ، انیسُ رفیق ،والدٌ شفیق ،اَخٌ شَفیق و امٌّ بَرَرهٌ لِطفل الصَّغیر

امام برای من که زیر چترشون هستم
همانند دوستی همدل، پدری خیر خواه و مهربان ،برادری همزاد ویکدل ومادری بی نیکو رفتار برای طفل هستن . اما برای دشمنانشون چطور؟

اگه منی که منکر امام نیستم چرا بترسم؟
Huh

منی که منکر حقانیت امام نیستم از چی بترسم؟
Huh

منی که ولایت و امامت حضرت رو با دلم و نفسم پذیرفتم برای چی نگران باشم؟
Huh

وقتی چنین دوستHeart و پدر Heartو مادری دارم Heartچ
را باید نگران باشم که وقتی میاد منو میکشه؟

Huh


ببخشین ولی خیلی از مباحثی که درباره خشونت هست علتش اینه که ما اون معانیی که بایئ بدونیم رو نمیخونیم
امام وقتی حجت رو تموم میکنه دیگه وقتی طرف قبول نمیکنه باید باهاش چطور رفتار کنه؟ بگه بیا جان شیطان ولایت منو بپذیر؟
ببخشین ولی دیگه زمان دوران حکومت امام دوران حکومت الهی هست .
پیشنهاد میکنم این چند لینک رو مطالعه بفرمایین ، نمیخوام مطالب دیگه زیاد طولانی بشه


مي گويند زماني كه امام زمان روحي فداك ظهور مي كنند به انتقام مادرشان خواهند آمد، آيا صحيح است و از چه كساني


انتقام مي گيرند، ملعونين كه سالهاست به درك رفته اند. پس جريان بعد از ظهور چيست؟‎


آيا امام زمان وقتي ظهور كنند همه رو از دم تيغ ميگذرونند؟


شیوه برخورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با گناهکاران در زمان ظهور چگونه است؟
التماس دعا



صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع