تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: رابطه شکر و ترک معصیت و سخنانی دیگر پیرامون شکر!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام

هیچوقت فراموش نمیکنم چند سال پیش خواهرم سر درد داشت گفته بود برم دکتر ببینم چیه این سردرد های مکرر خلاصه یه روز باهم رفتیم دکتر فکر نمی کردیم چیزی خاصی باشه تو دنیای خودمون بودیم تااینکه نوبت ما شد دکتر که جواب ازمایش ها رو دیدبی برو برگرد بدون هیچ مقدمه چینی گفت که خانم شما ام اس دارین وقتی گفت دنیا سرم خراب شداصلا نمی تونستم خودمو کنترل کنم همش میگفتم مرگ و بیماری همیشه برای دیگران با ما خیلی فاصله داره تحمل این قضیه خیلی برام سخت بود خواهرم عزیزترین فرد زندگیم در دام مرگ بود سریع مطب دکتر و ترک کردم تو راهرو فقط زار زار گریه میکردم اون لحظه فقط گفتم خدایا عمر منو بگیر ولی خواهرم نه تا اینکه خواهرم اومد کلی بهم دلداری داد مریض یکی دیگه بود من داشتم میمردم Big Grinخلاصه این دکتر ارجاع دادن به دکتر دیگه برای تایید که کلا دکتر جدید تشخیص دکتر قبلی رو اشتباه دونستن

خدایا هزار مرتبه شکر

خلاصه درس بزرگی برام بود واقع دردناک/مرگ/بیماری/ خیلی دور نیستند باید خودمونو هر لخظه برای هر پیشامدی اماده کنیم

و اینکه در اون لحظه که هنوز تشخیص مشخص نبود محکم و با اراده بودن خواهرمو دیدم که برای هر چیزی اماده بود


خدایا هزار مرتبه شکر بخاطر همه چیزهایی که به ما دادی و ما قدر دان نیستیم



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض احترامSmile

لطفا با دقت هر چه بیشتر مطالعه فرمایید:


در سوره مبارک ابراهیم آیه7 اینطور آمده:

لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ

اگر شکر کنید حتماً و قطعاً و بدون شک بر نعمت شما مى‏ افزایم !!!

در عبارت لأزیدنّکم، حرف لام، و حرف نون که تشدید دار شده است برای تأکید بر افزودن است یعنی حتماً و بدون شک خواهم افزود!

یعنی شکی نکنید که اگر توفیق پیدا کردید که شکر کنید حتماً خدا قصد کرده است که به شما نعمت را فزونی بخشد،

آنچنان که مولا امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:

من أُعطِیَ الشُّکرَ لَم یُحَرمِ الزِّیادَةَ.

به کسی که توفیق شکرگزاری داده شود از فزونی یافتن (نعمت) محروم نگردد.

«نهج البلاغه، حکمت 135»


و امام باقر علیه السلام هم در کلامی دیگر می فرمایند:

لا یَنقَطِعُ المَزیدُ من الله حتّی یَنقَطِعَ الشُّکرُ مِنَ العِبادِ.

افزایش نعمت از سوی خداوند قطع نگردد، مگر آن گاه که شکر گزاری بندگان قطع گردد.

«بحار الانوار، ج 71، ص 56»

و امام حسین علیه السلام می فرمایند:

قشُکرُکَ لِنِعمَةٍ سالِفَةٍ یَقتَضى نِعمَةً آنِفَةً؛

شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه ساز نعمت آینده است.

نزهة الناظر و تنبیه الخاطر،ص80

پس بنابر این می رسیم به این حدیث شیرین از امام رضا علیه السلام:


طوبی لِمَن شَغَل قَلبَه بَشُکرِ النِّعمَةِ.

خوشا به حال کسی که قلبش مشغول است به شکر نعمت.

نزهة الناظر: 128

این قلب که دائم مشغول است، حال سوال این است که مشغول چه باشد بهتر است؟

یکی از بهترین چیزهایی که قلب خوب است به آن مشغول باشد یادآوری کردن نعمات خداوند است!



این مسئله حداقل 2 فایده عظیم دارد!

1- باعث می شود که نعمات الهی برایش فزونی یابد!

2- احساس محبتش نسبت به خدا زیادتر می شود که این آثار بسیار حیرت انگیزی دارد! (آثار ازدیاد محبت خدا در قلب انسان خودش یک مجموعه چندین جلدی شرح و بسط و توضیح می خواهد اما به همین اکتفا می کنیم که ریشه ی بسیاری از مشکلات ما این است که حقیقتاً خیلی خدا را دوست نداریم و حب خداوند در قلبمان نیست)



[تصویر: h113.jpg]


این مسئله آنقدر مهم است که مولا امیرالمومنین علی علیه السلام در مناجات شعبانیه می فرمایند:



إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ

خدایا برایم نیرویى نیست که خود را بوسیله آن از عرصه نافرمانى ‏ات (و معصیتت)‏ بیرون برم، مگر آنگاه که به محبّتت بیدارم سازى یعنی تا انسان محبت خدا در دلش جای نگیرد حقیقتاً توان ترک معصیت ندارد!

شما وقتی عاشق شدی هر چه محبوبت بخواهد برایش انجام می دهی و کاری نمی کنی که محبوبت را برنجاند بدون اینکه کمترین زحمتی برایت داشته باشد!

حال اگر محبت خدا هم در دل نشست دیگر اطاعت از فرمان خدا و دوری کردن از کاری که خدا نمی پسندد برای انسان سخت نخواهد بود!


و انسان فطرتاً از کسی که به او هدیه دهد و محبت کند و او را مورد احسانش قرار دهد و گره از مشکلاتش حل کند و... احساس محبت در قلبش پیدا می کند!

حال اگر این بی نهایت محبت های خدا را انسان یادآور شود در قلبش چه احساسی نسبت به خدا پیدا می کند؟

این که بدون مشکل می تواند قضای حاجت کند؟!

اینکه چشمانش می بیند!!!


روزی سوار اتوبوس بودم، پسر جوانی را دیدم که معلول حرکتی بود و کنترل حرکت دستانش و سر و گردنش را نداشت، شاید نزدیک 3 ایستگاه طول کشید تا بتواند به چه مشقتی یک اس ام اس چند کلمه ای ارسال کند!

واقعاً با خود گفتم: خدایا شکرت که کنترل اعضای بدنم را در اختیار دارم


آنجا حس کردم که واقعاً بنده ی ناسپاس و ناشکری هستم

و حقیقتاً وقتی با خود صادقانه می اندیشم می بینم که از مصادیق بارز آیه شریفه 24 از سوره ابراهیم هستم:


وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ

و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت‏خدا را شماره کنید نمى‏توانید آن را به شمار درآورید قطعا انسان ستم‏پیشه ناسپاس است

آنچنان که در آیه دیگر خداوند خطاب به حضرت آل داوود می فرماید:

اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ

اى خاندان داوود شکرگزار باشید و از بندگان من اندکى سپاس گزارند
﴿سبأ - ۱۳﴾
امام صادق علیه السلام در توضیح آیه بالا می فرمایند:

الصادق علیه السلام :

لَو کانَ عِندَ اللّه عِبادَةٌ تَعَبَّدَ بِها عِبادُهُ المُخلِصُونَ أفضَلَ مِنَ الشُّکرِ عَلى کُلِّ حالٍ لاَءطلَقَ لَفظَهُ فیهِم مِن جَمیعِ الخَلقِ بِها

فَلمّا لَم یَکُن أفضَلَ مِنها خَصَّها مِن بَینِ العِباداتِ وخَصَّ أربابَها، فَقالَ تَعالى (وقَلیلٌ مِن عِبادىَ الشَّکُورُ)؛


اگر نزد خداوند عبادتى بهتر از شکرگزارى در همه حال بود که بندگان مخلصش با آن عبادتش کنند،

هر آینه آن کلمه را درباره همه خلقش به کار مى برد،

اما چون عبادتى بهتر از آن نبود از میان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ویژه گردانید و فرمود:

«واندکى از بندگان من سپاسگزارند» .

کنزالعمال، ج13، ص151، ح36472



و در پایان دعوت می کنم که به این حدیث شریف بیاندیشیم:


أوحَى اللّه تَعالى إلى موسى علیه السلام یا موسى اُشکُرنى حَقَّ شُکرى فَقالَ : یا رَبِّ وَکَیفَ أشکُرُکَ حَقَّ شُکرِکَ، ولَیسَ مِن شُکرٍ أشکُرُکَ بِهِ إلاّ وأنتَ أنعَمتَ بِهِ عَلَىَّ؟! فَقالَ : یا موسى اَلنَ شَکَرتَنى حینَ عَلِمتَ أنَّ ذلِکَ مِنّى؛


خداى تعالى به موسى علیه السلام وحى فرمود که:

اى موسى مرا چنان که باید شکر کن.

موسى عرض کرد:

پروردگارا چگونه تو را چنان که باید شکر گویم حال آن که هر شکرى که تو را مى گویم خود نعمتى است که تو به من ارزانى داشته اى؟

فرمود: اى موسى حال که دانستى توفیق آن شکر را هم من به تو داده ام، شکر مرا ادا کرده اى.



نهج البلاغه، خطبه 91

همواره باید شاکر باشیم و همواره بدانیم که همین توفیق شکر هم شکر می خواهد و کسی را توان آن نیست که حق شکر را بجای آورد و همواره معترف باشیم که تقصیر داریم و عاجزیم از شکر خداوند کریم.



و در نهایت اینکه:

وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ

و خداوند بسیار قدردان (و شکور) و بردبار (و حلیم) است.
﴿تغابن - ۱۷﴾



اگر جا داشت جهت سلامتی علی آقا و مادر بزرگوارشون دعا بفرمایید . . .

یاعلی (علیه السلام) مدد است.
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد
ور نه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جای آورد
با عرض سلام
خیلی ممنون از تاپیک خوبتون

در برنامه سمت خدا یادم نیست یکی از کارشناسان گفتن که علاوه بر نعمت،"کم" به خود انسان هم بر میگرده،یه جورایی انگار ادمو زیاد (ظرفیت) میکنند،به نظرم جالب بود گفتم بگم
و اما یه سوال

اگه نعمتی رو دائم شکر کردیم و خدا گرفت با این ایه تناقض پیدا نمیکنه؟
ضمن تشکر از آقای عزتی بابت زحمات همیشگیشون.

الان چند وقتیه دارم کار می کنم و با مشکلاتی هم روبرو بودم ، شکر چتر خداست.
بسم الله الرحمن الرحیم


برخورد با حوادث تلخ & شکرگزاری

نقل قول:اين قدر حرص نزنيد! خدا را در زندگي به حساب بياوريد!
نكند اگر امتحاني پيش آمد و رزق مقدّر شما اندكي دير رسيد و تنگدستي به سراغتان آمد، خود را گم كنيد و به وادي معصيت بيفتيد و بخواهيد آن رزق مقدّر خدا را از راه معصيت به دست بياوريد! اين كار را نكنيد! عجله و شتاب نكنيد! گاهي صحنه‌ي امتحان پيش مي‌‌آيد و اندكي تأخير مي‌شود و تنگدستي پيش مي‌‌آيد ولي هرگز خدا را فراموش نكنيد، شيطان را به خودتان راه ندهيد!


(فَاِنَّهُ لايُنالُ ما عِنْدَ اللهِ اِلاّ بِالطّاعَة)؛

آن رزق مقدّر كه خدا براي شما معيّن كرده، از راه عبادت
به دست بياوريد![تصویر: heart.png]
مطيع فرمان خدا باشيد و حلال و حرام خدا را رعايت كنيد
تا اين كه به آن رزق مقدّرِ حلالِ خدا برسيد.[تصویر: heart.png]

منبع
سلام

هیچوقت فراموش نمیکنم زندگی عادی خودمو داشتم بی دغدغه واروم یه دفعه خدا امتحانت میکنه طوفانی میکنه زندگیتو اونجاست
که اگه تو این امتحان قرار بر نشدن ها نرسیدن ها باشه و نتیجه نشدن خواسته هاتون باشه بیشتر عاصی میشی و گاهی اوقات باید تمام درد هاتو تنهایی به دوش بکشی کسی نیست که ارومت کنه به طمع حاجتت متوسل میشی به خدا به پیغمبر به امام اما جوابی نمیگری شاکی میشی عصیانگر میشی امیدتو از دست میدی با اینکه میدونی این ره که میروی به ترکستان است و باید برگردی به خودش یعنی منبع ارامش و یاد بگیری هنر رضایت از زندگی رو اونجایی که خدا امتحانت کرد نگی چرا من ومدام ناراحت باشی وشاکی کافیه تو اوج دردامون کمی سر تسلیم فرود بیاریم و راضی به رضای خدا باشیم همه چی میگذره و مرگ بیش از اون چه که فکر میکنیم نزدیکه اخرت ابدی در انتظارمونه و دنیای فریبنده که هزار جور پرتگاه سراشیبی قرار داده مواظب این پرتگاه ها باشید

و باز خدا رو شاکرم
که محبت خودشو و اهل بیتش نصیبم کرد
الحمد الله خدایا شکرت
استغفرالله خدایا بیامرز گناهان مارا
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله علی عظیم رزیتی

خدایا عشق حسین ما را بس

همین
بعضی شعرها هست که من معمولاً توی ذهنم هی تکرارشون میکنم.
یکیش همین شعر امضامه...
یکیش هم اینه:

شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند

خدا کنه خدا توانایی گفتن الحمدلله رب العالیمن رو از ما نگیره.
یاسین جان!
شاید اگه شکر نمیگفتیم قرار بوده چیزای بیشتری رو از دست بدیم...
بلاخره اگه دم به دقیقه شکر میگفتیم و خدا هم هیچی رو ازمون نمیگرفت و آزمونمون هم نمیکرد که با عدل خدا در تناقض بود...
شایدم لازمه که این اتفاق بیفته تا اتفاقهای دیگه ای بیفته...
مثلاً امام علی (علیه السلام) شکر همسرش رو خوب به جا نیاورد که خدا ازش گرفت؟
البته این در حد سواد منه...
دوستان متخصص تر بهتر میتونن پاسخ بدن...
آدرس های مرجع