تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: از خاکسپاری حضرت زهرا تا مقابله با امیرالمومنین
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از شخصیت های مهم و با حادثه تاریخ اسلام زبیر بن عوام است. فراز و نشیب های پیچیده زندگی وی بسیار عجیب و البته قابل تامل می باشد. فقط چند پرده از زندگی ایشان را می آورم تا بعد با یک سوال مهم نظر دوستان عزیز را جویا بشم. مطمئنم که با پاسخ به این بحث میتوانیم نگاه جامع تری به حوادث زمانه خودمان هم داشته باشیم.

1- وی پنجمین یا ششمین فردی بود که به اسلام روی آورد.

2- در بیشتر جنگها در کنار پیامبر حضور داشته اند و رشادت هایی بسیار نشان داده بودند، حتی در تاریخ آمده است یکی از معدود کسانی است که در جنگ احد فرار نکرد و در کنار امیرالمومنین و چند نفر دیگر به دفاع از رسول خدا پرداخته بود.

3- بعد از رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زبیر جزء مخالفین شدید سقیفه بود. امام خامنه ای در خطبه های نماز جمعه تهرا در سال 89 اینگونه می فرمایند:

((جناب زبیر سوابقی درخشان دارد که نظیر آن را کمتر کسی از اصحاب امیرالمؤمنین داشت. بعد از به خلافت رسیدن جناب ابی‌بکر، در همان روزهای اول، پای منبر ابی‌بکر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت کردند، گفتند: حق با شما نیست؛ حق با علی‌بن‌ابی‌طالب است.))
4- جالب تر آنکه هنگامیکه مهاجمین به خانه حضرت علی (علیه السلام) حمله کردند، زبیر شمشیر کشیده و به آنان حمله کرد و گفت: «یا معشر بنی عبدالمطلب ایفعل هذا بعلی و انتم احیاء» ای بنی عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی (علیه السلام) چنین برخوردی شود. سپس شمشیری کشید و به آنان حمله کرد، خالد بن ولید از پشت سنگی به وی زد که منجر به افتادن شمشیرش شد، عمر شمشیر را برداشته وشکست. وی تا آخر رابطه خوبی با خلیفه اول نداشت.

5- رابطه زبیر در زمان خلیفه دوم نیز چندان خوب نبود، به همین دلیل عمر هنگام وصف افراد شورا به وی گفت «تو مردی کم حوصله و رنگ به رنگی، در زمان رضایت، هم چون مومن و به هنگام خشم، هم چون کافر هستی، روزی انسان و روزی شیطانی و اگر به خلافت برسی چه بسا که روز خود را به چانه زدن درباره یک مد جو صرف کنی»

6- بسیار جالب آن است که بسیاری از مورخین وی را در شب خاکسپاری مادرم حضرت زهرا حاضر می دانند.

خب به نظرتون با این سوابق به شدت عالی، چه طور می شود که زبیر که خود را سرباز امیرالمومنین می دانست و خلافت را حق مسلم او، در مقابلش شمشیر میکشد.
بله مسلما حب به دنیا و ... نقش داشته است. ولی دلایل دیگر و دقیق تر میخواهم. کدام حادثه تاریخی نقطه عطف سقوط او بوده است. ؟

امیرالمومنین امام علی علیه السّلام:
*
زبير همواره با ما [اهل بيت] بود تا آن كه فرزند نامباركش [عبداللّه ] پا به جواني گذاشت
.*
(نهج البلاغه، محمد دشتي، حكمت 453، ص 736 .)

شناخت عبدالله بن زبیر در کلام امام علی (علیه السلام):
عبداللّه ، فرزند زبير، وابسته به قبيله قريش است. كنيه او را ابوخُبَيب يا ابوبكر نوشته اند. وي در نيمه سال دوم هجري در مدينه به دنيا آمد. مادرش اسماء، دختر ابي بكر، خليفه اول است و مادر پدرش صفيه، عمه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و اميرمؤمنان علي عليه السلام، مي باشد.1
ابن زبير شخصي مرموز بود و به پول علاقه بسيار داشت. كم حرف بود و در گفتار و كردارش ترديد نشان مي داد.2
امّا از نظر اعتقادي و گرايش هاي فكري و خصلتي بهتر است او را از ديدگاه امام علي عليه السلاممعرفي كنيم. ايشان در جمله اي كوتاه او را چنين معرفي مي كند:
«
زبير همواره با ما [اهل بيت] بود تا آن كه فرزند نامباركش [عبداللّه ] پا به جواني گذاشت
3 اين كلام اميرالمؤمنين عليه السلام به خوبي بيانگر اين حقيقت است كه عبداللّه در خروج پدرش زبير از ياران اهل بيت و گمراهي او نقش عمده اي داشته و خود نيز جزو دشمنان اهل بيت عليهم السلامبوده است؛ لذا امام علي عليه السلام نام او را «مشئوم» يعني نامبارك و نحس مي داند.
ابن ابي الحديد در تفسير اين كلام امام عليه السلام مي گويد: وقتي اميرالمؤمنين عليه السلام در نبرد جمل با زبير روبه رو شد. به او فرمود: زبير، چرا با ما مي جنگي؟
و او در پاسخ گفت: براي خون خواهي عثمان!
امام او را به ياد سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله انداخت و فرمود: مگر به ياد نداري كه پيامبر صلي الله عليه و آله راجع به من به تو فرمود: «اي زبير، تو با علي مي جنگي و به او ستم روا مي داري؟»
زبير: چرا يادم آمد.
پس از ياد آوردن آن، زبير شروع كرد به استغفار و اظهار پشيماني و گفت: به خدا قسم اگر اين سخن را به ياد مي داشتم هرگز رو در روي تو نمي ايستادم، حال چگونه برگردم؟
امام علي عليه السلام فرمود: «
دست كشيدن از جنگ ننگ نيست، آتش جهنم سخت تر از آن است

در حالي كه زبير از جنگ با امام علي عليه السلام پشيمان شده و روي از ميدان بر مي گردانيد ناگهان عبداللّه فرزند او جلوش ايستاد و به او گفت: «آيا شمشير بني هاشم تو را به هراس وا داشته كه روي از جنگ برگردانيدي؟» بدين صورت او را بار ديگر به جنگ با امام علي عليه السلام كشاند.4
1. جلال الدين سيوطي، تاريخ الخلفا، ص 211 .
2. مختار ثقفي، ص 114 به نقل از انساب الاشراف، ج 5، ص 216 .
3. نهج البلاغه، محمد دشتي، حكمت 453، ص 736 .
4. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 2، صص166 ـ 167 .


منبع:http://pajuhesh.irc.ir

نظر حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (دام ظله) درباره بی بصیرتی زبیر:

- این زبیر کسی بود که در زمان پیامبر، جزو شخصیتها و برجسته‌ها و پسر عمّه پیامبر و نزدیک به آن حضرت بود. حتّی بعد از دوران پیامبر هم جزو کسانی بود که برای دفاع از امیرالمؤمنین، به سقیفه اعتراض کرد. بله؛ «حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است»!

- جناب زبیر سوابقی درخشان دارد که نظیر آن را کمتر کسی از اصحاب امیرالمؤمنین داشت. بعد از به خلافت رسیدن جناب ابی‌بکر، در همان روزهای اول، پای منبر ابی‌بکر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت کردند، گفتند: حق با شما نیست؛ حق با علی‌بن‌ابی‌طالب است. اسم این اشخاص در تاریخ ثبت است. اینها چیزهائی نیست که شیعه نقل کرده باشد؛ نه، این در همه‌ی کتب تواریخ ذکر شده است. یکی از آن اشخاصی که پای منبر جناب ابی‌بکر بلند شد و از حق امیرالمؤمنین دفاع کرد، زبیر است. این سابقه‌ی زبیر است. مابین آن روز و روزی که زبیر روی امیرالمؤمنین شمشیر کشید، فاصله بیست و پنج سال است. حالا برادران اهل سنت از طرف طلحه و زبیر اعتذار میکنند، میگویند آنها اجتهادشان به اینجا منتهی شد؛ خیلی خوب، حالا هر چی. ما راجع به اینکه آنها در مقابل خدای متعال چه وضعی دارند، الان در مقام آن نیستیم؛ اما امیرالمؤمنین با اینها چه کرد؟ جنگید. امیرالمؤمنین از مدینه لشکر کشید، رفت طرف کوفه و بصره، برای جنگ با طلحه و زبیر. یعنی آن سوابق محو شد، تمام شد. امام ملاکش این بود، معیارش این بود

- طلحه و زبیر هم - که بزرگانِ آن روزِ اسلام و جزو بقایای اصحاب پیغمبر بودند - خدمت امیرالمؤمنین آمدند و حرفهای گله آمیزی زدند؛ از جمله گفتند: «انک جعلت حقنا فی القسم کحق غیرنا»؛ تو ما را با دیگران در تقسیم بیت المال یکسان کردی؛ «و سویت بیننا و بین من لا یماثلنا»؛ ما را با کسانی که شبیه ما نیستند، در دادن اموال بیت المال یکی قرار دادی. این چه وضعی است؟ چرا امتیاز قائل نیستی؟
یه تاپیکی هم قبلا تو تالار داشتیم درباره زیبر :

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-46...#pid171139
با تشکر از محمد هادی محترم.

البته بنده بیشتر این تاپیک را به این علت ایجاد کردم که مشخص بشود چه دلیل تاریخی بود که اینگونه زبیر بن عوام کل سوابق را آتش بزند. Sad

S. A. M گرامی یکی از دلایل را به واسطه حدیثی ز امیرالمومنین فرمودند.

ولی یک دلیل دیگر هم هست که بنده در یکی از کتابهای شهید محمد باقر صدر (فکر کنم به نام قضیه فدک) که قضیه جالبی را مطرح میکرد. اینم راهنماییSmile
آدرس های مرجع