۱/آبان/۹۰, ۲۳:۵۵
۲/آبان/۹۰, ۱۸:۲۴
خیلی عجیب و فوق العاده بود!
یاد چوب خدا صدا ندارد افتادم !
کاش خدا آتش خودش رو به دو جا بندازه :
1.افراد و اقوام وابسته و به وجود آورنده ی شورای 13 تاجدار و سیصد خاندان
2.پادشاه شیطان صفت حاکم بر دنیا و صهیونیزم !
یاد چوب خدا صدا ندارد افتادم !
کاش خدا آتش خودش رو به دو جا بندازه :
1.افراد و اقوام وابسته و به وجود آورنده ی شورای 13 تاجدار و سیصد خاندان
2.پادشاه شیطان صفت حاکم بر دنیا و صهیونیزم !
۴/آبان/۹۰, ۰:۰۰
سلام
تقریبا تمام مطالب رو خوندم!حرف حق رو اگر با عصبانیت زده بشه به جواب نمیرسه!
در این بین از کسانی که با آرامش صحبت هاشون رو بیان کردند و دلایلی آوردند برای نفی ناراحتی از مرگ کسانی که از آزار دادن دیگران ، شکم خودشون و دیگران رو سیر میکنند!
و یاد صحبت امام خمینی (رحمة الله علیه) افتادم که میگفتند (نقل به مضمون) ما اگر میگیم مرگ بر صدام این به نفع صدام هست ، صدام هر چی بیشتر بمونه به گناهان و در نتیجه عذابش افزوده میشه!
اگر حتی بخوایم انسان دوستی(؟) کنیم ، و البته بپذیریم که اینها دارند ظلم میکنند میتونیم خوشحال باشیم که حداقل با نوع مرگشون شاید مقداری از عذابشون کم بشه!
ولی من نمیتونم درک کنم که چطوری میشه به حال کسی دل سوزوند که دلش جز به حال خودش نمیسوزه، خودش رو شهروند درجه اول میدونه ذی حق حیات؟ و کسانی هم که از نژآد اون نیستند اما در خدمت اویند در حد یک اسب و ... میبینه که باید تیمارش کنند و بقیه رو لایق زیستن نمیدونه؟
چطور میشه لعنت خدا رو در قرآن دید اما ما خودمون رو از خدا رئوفتر بدونیم و بخوایم هیچ کسی رو لعنت نکنیم و چطور از پیامبر عظیم الشان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بالاتر ببینیم و نسبت به کفاری که عناد دارند و دشمنی میکنند دل بسوزونیم؟!!
تقریبا تمام مطالب رو خوندم!حرف حق رو اگر با عصبانیت زده بشه به جواب نمیرسه!
در این بین از کسانی که با آرامش صحبت هاشون رو بیان کردند و دلایلی آوردند برای نفی ناراحتی از مرگ کسانی که از آزار دادن دیگران ، شکم خودشون و دیگران رو سیر میکنند!

و یاد صحبت امام خمینی (رحمة الله علیه) افتادم که میگفتند (نقل به مضمون) ما اگر میگیم مرگ بر صدام این به نفع صدام هست ، صدام هر چی بیشتر بمونه به گناهان و در نتیجه عذابش افزوده میشه!
اگر حتی بخوایم انسان دوستی(؟) کنیم ، و البته بپذیریم که اینها دارند ظلم میکنند میتونیم خوشحال باشیم که حداقل با نوع مرگشون شاید مقداری از عذابشون کم بشه!

ولی من نمیتونم درک کنم که چطوری میشه به حال کسی دل سوزوند که دلش جز به حال خودش نمیسوزه، خودش رو شهروند درجه اول میدونه ذی حق حیات؟ و کسانی هم که از نژآد اون نیستند اما در خدمت اویند در حد یک اسب و ... میبینه که باید تیمارش کنند و بقیه رو لایق زیستن نمیدونه؟
چطور میشه لعنت خدا رو در قرآن دید اما ما خودمون رو از خدا رئوفتر بدونیم و بخوایم هیچ کسی رو لعنت نکنیم و چطور از پیامبر عظیم الشان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بالاتر ببینیم و نسبت به کفاری که عناد دارند و دشمنی میکنند دل بسوزونیم؟!!

۴/آبان/۹۰, ۲۲:۵۱
فقط بگم خدا رو شکر میکنم که اسلامی که دارم با اسلام شما کاملا متفاوته و توش ایقدر قصی بودن و جهل نیست.
۱۱/آبان/۹۰, ۰:۴۹
دررسته اونا آدم بدی بودن.اما ما خدا نیستیم که بگیم میرن بهشت یا جهنم.
پس اگه اینطوره هر کی تو 405 میسوزه اونها باید شادی کنن؟
پس اگه اینطوره هر کی تو 405 میسوزه اونها باید شادی کنن؟