تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اربعین کلیمی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
حال كه ماه ذوالقعده در پيش است رندان خدا يك اربعين‏ به زندان مى‏نشينند، يعنى از اوّل آن تا دهم ذى الحجّه اربعين‏ كليمى دارند.
وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ‏ لَيْلَةً
.

خواجه حافظ گويد:
سحرگه رهروى در سرزمينى‏
همى گفت اين معمّى با قرينى‏
كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف‏
كه در شيشه بماند اربعينى‏



و پيش از وى نظامى گفته است:
جثّه خود پاك‏تر از جان كنى‏
چون كه چهل روز به زندان كنى‏
مرد به زندان شرف آرد بدست‏
يوسف ازين روى به زندان نشست‏
رو به پس پرده و بيدار باش‏
خلوتى پرده اسرار باش‏
هرچه خلاف آمد عادت بود
قافله ‏سالار سعادت بود



و اين بنده (استاد حسن زاده آملی) گفته است:
يك اربعين به زندان بنشين تا بيابى‏
خير كثير حكمت هم درد و هم دوا را
بزداى زنگ و رنگ جام جهان‏نما را
تا بر تو عرضه دارد اسرار ماسوا را




اربعین کلیمی
علامه حسن زاده (نامه ها برنامه ها):
...غرض از تصدیع تذکر به اربعین کلیمی است که از اول ذی القعده تا دهم ذی الحجه است. خنک آنکه در این ایام جمع هر دو سفر کند و میقاتش در قربانگاه عاشقان یعنی منی بود.
در این سه آیه ی کریمه درست تامل شود (( و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله ...و لما جاء موسی لمیقاتنا و کلمه ربه)) .(( و اذ واعدنا موسی اربعین لیله )) .
و دیگر از غسل توبه ی یکشنبه ذی القعده و خواندن چهار رکعت نماز بعد از آن چنان که مسبوقید و هم در اعمال ماه ذی القعده مفاتیح مذکور است، غفلت نشود. همچنین از خواندن دو رکعت نماز بین مغرب و عشا در ده شب اول ذی الحجه مفاتیح مسطور است که در هر رکعت بعد از حمد و سوره ی توحید یک بار و آیه ی (( و واعدنا موسی)) نیز یک بار خوانده می شود. عمده حضور است و حضور.
الهی خانه کجا و خداوند خانه کجا ، طائف آن کجا و عارف این کجا. آن سفر جسمانی است و این روحانی. آن برای دولتمند است و این برای درویش. آن اهل و عیال را وداع کند و این ماسوا را.آن ترک مال کند و این ترک جان.سفر آن در ماه مخصوص است و این را همه ماه.آن را یک بار است و این را همه عمر.آن سفر آفاق کند و این سیر انفس.راه آن را پایان است و این را نهایت نبود.آن می رود که برگردد و این می رود تا از او نام و نشانی نباشد. آن فرش پیماید و این عرش.آن مُحرم می شود و این مَحرم.آن لباس احرام می پوشد و این از خود عاری می شود.آن لبیک گوید و این لبیک می شنود. آن تا به مسجد الحرام رسد و این از مسجد الاقصی بگذرد. آن استلام حجر کند و این انشقاق قمر. آن را کوه صفاست و این را روح صفا.سعی آن چند مره بین صفا و مروه است و سعی این یک مره در کشور هستی.آن هروله می کند و این پرواز. آن مقام ابراهیم طلب کند و این مُقام ابراهیم.آن آب زمزم نوشد و این آب حیات. آن عرفات بیند و این عرصات. آن را یک روز وقوف است و این را همه روز. آن یک شب مشعر دارد و این همه شب. آن را یک شب جمع است و این را همه شب. آن از عرفات به مشعر کوچ کند و این از دنیا به محشر. آن درک منی آرزو کند و این ترک تمنا. آن بهیمه قربانی کند و این خویشتن را. آن رمی جمرات کند و این رجم دیو پلید شیطان مرید. آن حلق راس کند و این ترک سر. آن را (( لافسوق و لاجدال فی الحج)) است و این را فی العمر. آن بهشت طلبد و این بهشت آفرین.
لاجرم آن حاجی شود و این ناجی. خنک آنکه حاجی ناجی شود.
منبع: نامه ها برنامه ها
دوستان عزیز این مطلب برای من ارسال شده. گفتم شاید بعضی از عزیزان در جریان نباشن و چون دیر هم شده سریع میزارم
چله کلیمیه


از اول ماه ذی القعده شروع میشه تا روز عرفه
گفته شده اگه میخوایم ختمی رو انجام بدیم از اول ذی القعده تا روز عرفه یعنی 40 روز انجامش بدیم خیلی خیلی حاجت میده.
این مدت اسمش کلیمیه هست و مدت زمانیه که حضرت موسی انجامش داد و بعد اون چله خدا رو رویت کرد.
میگن اگه میخوایم چله ای رو برداریم. اگه تو این روزا باشه به حاجت خیلی نزدیکه.
اینو گفتم اگه تصمیم چاه دارین ختمی رو شروع کنین تا 40 روز.
این چله از پنجشنبه 6 شهریور شروع میشه
هر ختمی هم میتونین، ختم حشر یا یس. یا صلوات یا حدیث کسا یا واقعه یا هر ختم چهل روزه دیگه.
التماس دعای فراوان

برای برداشتن چله دیقعده اذکار و سوره های زیر پیشنهاد میشه


1.سوره های فجر ، فتح، محمد
2.جامعه کبیره ،جامعه صغیره
3. ذکر لا اله الا الله روزی 1000 مرتبه
4.ذکر صلوات روزی 350 مرتبه
5.ذکر یا بصیر روزی 303 مرتبه
6. آیه رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و جعلنی من لدنک سلطانا نصیرا روزی 100 مرتبه
7.استغفار روزی 70 مرتبه
8.زیارت وارث


التماس دعا
نقل قول:برای برداشتن چله دیقعده اذکار و سوره های زیر پیشنهاد میشه
البته نکته کلی اینه که باید اذکار را به قصد رجا به حصول مطلق قرب به جا آورد.
مداومت چهل روزه به ادعیه ماثور هم بسیار خوبه، مانند دعای مشلول، یستشیر، احتجاب، زیارت آل یس (که سبب انس با ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میشه و مرحوم علامه چهل روز خواندن آن را موجب حصول تشرف به خدمت حضرت می دانستند (البته نسخه طولانی تر آن را که در صحیفه مهدیه آمده و آقای بهجت قایل بودند که اگر امر دایر شد بین زیارت عاشورا و زیارت آل یس، آل یس را بخونید)
به هر حال آن را بخوان که حالت به کند.
تعبیر روایت اینه که:
مَنْ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِه‏

شاید بهتر از همه عمل به همین باشه، چهل روز بیایم هر کاری که می کنیم، فقط و فقط به خاطر خدا انجام بدیم:

مولایمان، علی (روحی لتراب اقدامه الفداء) در وصیت به سالار شهیدان و سید عشاق ابا عبدالله الحسین (سلام الله علیه) فرمود:

فطوبى لمن اخلص للَّه عمله و علمه و حبّه و بغضه و اخذه و تركه و كلامه و صمته فعله و قوله‏

خوشبخت و رستگار كسى است كه: علم و عملش، دوستى و دشمنيش،
گرفتن و رها كردنش، سخن گفتن و سكوتش، رفتار و گفتارش
تنها بر اساس رضاى الهى استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمى برندارد.

چه خوب گفت شاعر:

کلام علی، کلامٌ علی
و ما قاله المرتضی، مرتضی

چون قلم اندر نوشتن می شتافت
نام حیدر شد، قلم بر خود شکافت

اینجور که یکی از شاگردان ارشد مرحوم آیت سعادت پرور می گفتند، لزومی نداره که اربعین از اول ذیقعده شروع بشه، تا دو سه روز جا داره (البته باید اربعین کامل بشه، نه اینکه ده ذی الحجه متوقف شه)

یکی دیگه از شاگردان ایشون می گفتند که ایشون میگفت جوشن کبیر را باز کنید، هر اسمی را که دیدید نفستون به اون گرایش داره را انتخاب کنید و مشغول به آن باشید، (البته با استخاره)

استاد بزرگوار، آیت الله حسن رمضانی (از شاگردان ارشد استاد حسن زاده) و سایتش اینه: اینجا) در کتابی که درباره ریاضت نوشتند، ذکری را بیان کردند که چون از اذکار توحیدی است، نقل نمی کنم. به نظر میرسه که اجازه اش را هم داده به سبب نقلی که در کتاب کرده.

خود استاد حسن زاده هم بر ذکر «یا حی و یا قیوم یا من لا اله الا انت» عنایت ویژه دارند:
آقاى من در نزد اولياء اللّه مجرّب است كه إكثار ذكر شريف يا حىّ يا قيّوم يا من‏ لا اله‏ الا انت موجب حيات عقل است. وقتى با خدايت خلوت‏ كن كه بدن استراحت كرده باشد و از خستگى بدر آمده باشد و در حال امتلاء و اشتهاء نباشد در آن حال با كمال حضور و مراقبت و ادب مع اللّه، خداوند سبحان را بدان ذكر شريف مى‏خوانى، عدد ندارد، اختيار مدّت با خود جناب‏عالى است مثلا در حدود بيست دقيقه يا بيشتر و بهتر اينكه كمتر از يك اربعين نباشد، بيشترش چه بهتر. نامه‏ ها برنامه‏ ها 241

یکی از شاگردان مرحوم عبدالکریم حامد، مرحوم کشمیری و فعلا عبدالقایم شوشتری هم ذکر یونسیه را به عدد خاصی توصیه می کرد.
البته ذکر یونسیه با عدد خاص اجازه می خواد و بی عدد اجازه لازم نداره.


اگر دوستان سبقت نگرفتند به حکم سابقوا الی الخیرات، در پست بعدی بحثی راجع به روایات من اخلص لله و معنای آنها می کنیم.


نقش معرفت در گفتن ذکر هم قابل اغماض نیست.

یکی از شاگردان بسیار خوب استاد حسن زاده میگفت، یکبار در آستانه اربعین کلیمی از جناب حسن زاده (در جوانی و قبل از اینکه مراتب علمی را طی کند) دستوری درخواست کردم، ایشون گفت شما که نمیتونی روزه بگیری (شاگرد میگفت، واقعا هم همینجور بود و وضه مزاجیم جوری نبود که بتونم روزه بگیرم) و از طرفی اگر بگم بگو یا حی و یا قیوم، نه میدونی حی چیست، و نه قیوم چیست (یعنی معرفتی که تا الان کسب کردی کافی نیست)
سید بحرالعلوم در توضیح روایت من اخلص می گوید: (بنابر صحت انتساب رساله به ایشون)

بدانكه خلوص و اخلاص بر دو قسم است:

اوّل: خلوص دين و طاعت از براى خداى تعالى‏

دوّم: خلوص خود از براى او

و اشاره به اوّل است كريمه لِيَعْبُدُوا اللَهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ، و اين قسم در مبادى درجات ايمان است، و بر هر كس تحصيل آن از لوازم، و عبادت بدون آن فاسد، و يكى از مقدمات وصول به قسم دويم است.

و به دوم اشاره شده كه: إِلَّا عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِينَ، چه خلوص را از براى خود بنده ثابت فرموده. و در اوّل از براى دين اثبات كرده، و بنده را خالص كننده آن قرار داده.

و همچنين اشاره به قسم دوّم است حديث: مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ يعنى خود خالص شود. و اوّل به صيغه فاعل ادا مى‏شود و ثانى به صيغه مفعول ادا مى‏شود.
و اين قسم از خلوص مرتبه ايست وراى مرتبه اسلام و ايمان، و نمى‏رسد به آن مگر منظور نظر عناية الله، و موحّد حقيقى نيست مگر صاحب اين مرتبه، و مادامى كه سالك به اين عالم داخل نشده دامن‏ او از خار شرك مستخلَص نشود، وَ مَا يُؤْمِنُ أَكْثَرَهُمْ باللَهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ (سوره يوسف آيه) 601
این همان ایامی است که حضرت موسی کلیم الله به کوه طور رفت و چهل شب در آنجا به مناجات پرداخت.
[تصویر: n00093315-b.jpg]
زمین در گردش به گرد خورشید چهار فصل دارد و دوازده ماه، هر فصل و هر ماهی دارای آب و هوای ویژه ایست که برای عملی یا کاری مناسب است. آغاز زراعت روزهای خاص خود دارد و موعد برداشت محصول فص
لی دیگر است. روزهایی سرد و روزهایی معتدل و بهاری و روزهایی گرم و سوزان است. آب و هوای معنوی نیز ایامی ویژه دارد. روزهایی که برکات الهی بیشتر از ایام دیگر نازل می شود و بر قلب مومنین فرود می آید. رمضان اوج این آب و هوای بهاری است و البته روزهای دیگری نیز هست که برای زراعتی پر محصول و استفاده از برکاتی که بیش از پیش بر اهالی زمین هدیه می شود مناسب و مهیاست.
اهل معرفت و سالکان طریق الی الله سنتی دارند به نام اربعین یا همان چله گیری. یعنی خود را چهل روز با اعمال خاصی برای خدا خالص می کنند و زنگار گناه از قلب می شویند تا به درگاه او یگانه شوند. بهترین آب و هوای معنوی برای این چله¬گیری را از ابتدای ذیقعده تا دهم ذیحجه دانسته¬اند.
وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ (اعراف ۱۴۲)
و با موسى سى شب وعده کردیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم، و وعده پروردگارش چهل شب تمام شد موسى به برادر خویش هارون گفت: میان قوم من جانشین من باش و به اصلاح کارشان پرداز و طریقه مفسدین را پیروى مکن.
حضرت علامه طباطبایی ذیل این آیه در تفسیر شریف المیزان چنین فرموده است: « برگشت معناى آیه به این است که خداى تعالى موسى (علیه السلام) را براى مدت سى شب به درگاه خود و براى گفتگوى با وى نزدیک ساخته و ده شب دیگر براى اتمام آن گفتگوها بر آن مدت افزوده و در نتیجه میقات پروردگارش چهل شب تمام شده است، و اگر حساب را بر روى شب‏ها برده نه روزها و حال آنکه در این مدت موسى روزها هم در میقات بسر برده و معمولا در اینگونه موارد حساب روى روزها برده مى‏شود نه شب‏ها، شاید براى این است که غرض از این میقات تقرب به درگاه خدا و مناجات با او است که شب‏ها اختصاص بیشترى براى این کار داشته و حواس انسان جمع‏تر و نفس براى انس گرفتن آماده‏تر است، آنهم در چنین مناجاتى که در آن تورات نازل شده است.
هم چنان که در باره رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم فرموده:”یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا”
تا آنجا که فرموده:” إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا، إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلًا إِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَوِیلًا”اى جامه به خویش پیچیده. شب را به جز اندکى. به پا خیز. مگر یک نیمه شب یا اندکى از آن کم کن. یا بر آن بیفزاى و قرآن را به تانى خوان تانى دقیق. که ما گفتارى گران به تو القا خواهیم کرد. که در ساعات شب وفاق خاطر بیشتر و گفتار استوارتر است. که تو را بروز رفت و آمد طولانى است. (سوره مزمل آیه ۷) (۱)
این همان ایامی است که حضرت موسی کلیم الله به کوه طور رفت و چهل شب در آنجا به مناجات پرداخت و تورات بر او نازل شد. این ایام به اربعین کلیمی مشهور است و بسیاری از اساتید اخلاق به شاگردان خود دستورات ویژه ای را برای استفاده کامل از این اربعین می دهند.
گرچه ممکن است که اکنون چند روزی از آغاز ذیقعده گذشته باشد اما هنوز هم برای شروع دیر نشده است. شاید ساده ترین بهرمندی از این فرصت بی نظیر، چهل روز عهد بستن با خدا برای ترک یکی دو عیب بزرگمان باشد. هر کس با اندک رجوعی به خود، بزگترین ضعف ها و عیب های خود را خواهد شناخت و اگر این شناخت حاصل نشد می توان با ارسال یک پیامک به دوستان و درخواست اینکه « دوستان! عیب های مرا به من هدیه کنید» از آنها بخواهد که بزرگترین عیب های او را در خلوت به او گوشزد کنند. حال می ماند عهدی مردانه با خدای تعالی که چهل روز خود را برای او خالص گرداند و در این اربعین بر ترک این صفات مضموم مداومت کند. هرگاه آن فعل از او سر زد به درگاه باری تعالی توبه کند و استغفار جوید و از شیطان به خدا پناه برد. هرگز ناامید نشود که آرام آرام و با گذشت زمان ترک آن عمل بر او آسان می¬شود و به توفیق الهی و در روزهایی که بهترین آب و هوا را برای عبودیت و بندگی دارد از این عهد خود رستگار خواهد شد.
استاد فرزانه، حضرت آیت الله جوادی آملی درباره این اربعین چنین می¬فرمایند:
«از اول ذیقعده تا دهم ذی حجّه که اربعین موسای کلیم است، این یک فصل مناسبی است؛ بهار این کار است. این اربعین گیری،این چله نشینی همین است ! وجود مبارک موسای کلیم ۴۰ شبانه روز مهمان خدا بود. فرمود : و واعدنا موسی ثلاثین لیلهً فاتممناها بعشر فتمّ میقات ربّه اربعین لیله. به او وعده دیدار و ملاقات خصوصی دادیم؛ آمد به دیدار ما. اوّل ۳۰ شب بود؛ بعد ۱۰ شب اضافه کردیم، راهش باز بود؛ جمعاً شد۴۰ شب.
فرمود : او۴۰ شب مهمان ما بود. چون برکاتی که در شب نصیب انسان می شود، در روز نمی شود. روز مشغول کار و گفتن و خریدن و فروختن است؛ در قرآن کریم فرمود: شب را در یابید. انّ لک فی النّهار سبحاً طویلاً. درس است، بحث است، گفتن است، شنیدن است، دیدار است، مصاحبه است، مناظره است؛ با یک کثرت همراهید. امّا انّ ناشئه اللّیل هی اشدّ وطئاً و اقوم قیلاً. شب یک نشئه ای دارد، شب یک حسابی دارد، یک کتابی دارد ؛ شب کجا، روز کجا ! فرمود : روز، کار فراوانی دارید؛ می گوئید، می شنوید، می خوانید، می خورید؛ این کارهای روزتان است. به وجود مبارک پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : روز، کارهای فراوانی داری، شب را دریاب ! هر کس به جائی رسید، از شب زنده داری به جائی رسید.
در طول سال آدم می تواند چله بگیرد، ولی بهارش این ۴۰ شب است؛ یعنی از اوّل ذی قعده تا دهم ذیحجّه،آدم مواظب دهانش باشد که غذای بد وارد نشود؛ مواظب زبانش باشد که حرف بد نزند؛ مواظب گوشش باشد که حرف بد نشنود؛ مواظب چشمش باشد که نگاه بد نکند؛ آنوقت سائر کارها خوب است. اینقدر کارهای حلال هست که آدم فرصت نمی کند به سراغ کار حرام برود ! فرمود : لزومی ندارد که آدم کار خلافی رامرتکب شود، مثل اینکه اینقدر غذای حلال هست که دیگر آدم فرصت نمی کند به سراغ غذای حرام برود!»
سحـــــــــــــرگه رهروی در سرزمینی
همــــــــی گفت این معمّی با قرینی
که ای ‌صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بمــــــاند اربعیــــــنی
برگرفته از پایگاه خبری تحلیلی مهرورزی


علامه طباطبایی می فرمودند: «حدیثِ :من أخلص لله أربعین صباحاً، فجّر الله ینابیع الحکمة من قبله علی لسانه را خواندم و تصمیم گرفـتم بدان عمل کنم. پس از آن چله، هرگاه اندیشه و تصور گناهی به ذهنم می آمد، ناخودآگاه و بی فاصله از ذهنم می رفت.

نقل است که
فیض کاشانی می‌گوید: به حدیثی برخورد کردم که می‌فرمود «کسی که اعمالش را چهل صبح برای خدا خالص کند، خداوند متعال چشمه‌های رحمت را از قلب او بر زبانش جاری خواهد کرد.» بهتر است چهل صباح ریاضت بکشم تا حکمت بر زبانم جاری شود.

یک چله نشست تا توانست اخلاص پیشه کند، اما حکمتی نیافت، به فکر فرو رفت. چله دوم را نشست و بیشتر بر خود سخت گرفت، اما باز هم تغییری حاصل نشد. مجددا فکر کرد و یک مرتبه در حال تأمل بود که گفت: یافتم، یافتم.
سر مطلب برای من گشوده شد. من به معنی حدیث درست دقت نکردم؛ زیرا حدیث می‌فرماید: «من اخلص لله اربعین صباحا» کسی که اخلاص پیشه کند برای خدا، در حالی که من برای حکمت اخلاص پیشه کردم و اخلص لله نبود.
آدرس های مرجع