ماشاالله دختر شما بچه باهوشیه
بچه هایی که من اطرافم دیدم تازه تو سه سالگی کامل حرف میزنن.
اتفاقا شما باید خیلی رو نشونه ها توجه کنی چون مثلا ممکنه دخترت تو سن 5 سالگی کم کم وارد دوره دوم بشه .
البته
شعر یا قصه گویی از حافظه استفاده میشه و تقلید محسوب میشه.
باید ببینی کی میتونه یه پاراگراف با تفکر خودش صحبت کنه.
لجبازی هم دورانیه که بچه دوست داره مستقل شه.خانواده نباید مقاوت کنه،مثلا دیدم بچه 6ساله که لباسشو و کفشش رو مامانش میپوشونه،واقعا ظلمه به بچه.
اتفاقا کار خوبی میکنی توضیح میدی،جدا از اینکه زهرا میفهمه چی میگی،چیزای محسوس رو باید به بچه گفت و انتزاعیات کلا ممنوعه.
مثلا میبینه رنده شدن و ریز شدن یعنی چی.
تو این دوره به جای اینکه اسمای عجیب به بچه ها یاد داد باید با مفاهیمی مثل کوچیک و بزرگ
سرد و گرم،کوتاه و بلند،سبک و سنگین و ..
این موارد این مدلی اشنا کرد.
یادم نیست قبلا گفتم یا نه
این وبلاگ خیلی عالیه
کلی بازی خوب با بچه یاد داده،فقط ببینید یه مادر چقدر میتونه نقش مثبت داشته باشه
http://safire-shadmani.persianblog.ir/
سلام دوستان
سوال: معنیه السعید سعید فی بطن امه ،الشقی و شقی فی بطن امه چیه؟
علامه طباطبایی در المیزان در شرح این روایت میفرمایند که،این روایت از باب بیان اقتضا هست و نه حقیقت،این روایت میخواد بگه اقتضا سعید و شقی شدن بچه از همون دوران جنینی رقم میخوره.اونجا هم میفرمایند که بعضی روایات در مقام حقیقتن و برخی اقتضا که متاسفانه مفسرین و محدثین ما تمایزی قائل نشدن.
شما هر کسی رو هم در نظر بگیرید با فطرت پاک به دنیا میاد.
اون ایه قران(27 سوره نوح) ، و لا یلدوا الا فاجرا کفارا
بعله یه جامعه ای میتونه اینقدر فاجر باشه و شرایط رو مهیا کنه که هر بچه ای تو اون جامعه متولد میشه اخر فاجر بشه.
سوال:
چرا اون افرادی که بچه رو با دعوا بزرگ میکنن بچه های مودب و خوبی دارن؟ و اینکه چرا در خانواده های مذهبی بچه های نااهل هم هستن.
ما باید اماری به این قضیه نگاه کنیم،در کل اون چیزی که شما میگید نیست،تحقیر و سرزنش اجازه نمیده بچه به شکوفایی برسه اما اگه بر اساس همون فطرت پاک،بچه ای از این سیستم خارج شه و خودشو جمع و جور کنه،انصافا ادم قدرتمندیه که از اون شرایط جون سالمی به در برده و اب دیده شده.
منتها معمولا ما این موارد رو میبینیم عمیق تو ذهنمون نقش میبنده ،در واقع اینا استثنائاته،.گرنه از اون ور تعداد ادمایی که در این نوع تربیت شکوفا نمیشن بیشتره.
اما سوال دوم
برای خانواده های مذهبی ما،احکام تربیتی موضوعیت داره اما فوت و فن هاش نه.
مثلا
نماز میخونن روزه میگیرن اما رابطه بین والدین خیلی خوب نیست.
برای طفلی که داره رشد میکنه این خیلی مهمه که والدینش که ولی ایش هستن ارباب متفرقون هستن یا واحد.همین که مادر و پدر متفرق میشن در سیستم کودک دو خدایی شکل میگیره.یعنی تحت سرپرستی دو تا محور قرار میگیره.این بچه تا اخر بر اساس اقتضا دچار مشکل میشه.
(اینو بچه ها تو خانواده هاتون دقت کنید،ولایت پذیری بچه ها خیلی به اینکه مادر همیشه به پدر احترام گذاشته و ... یا اینکه مقابلش ایستاده ربط داره)
خانواده فقط باید رو دوتا موضوع خیلی توجه کنه،طیب ولد(نون حلال و ایمان خودشو و ...) و رابطه والدین
اکثرا رو یکی از این موارد مشکل دارن.
خب
دوره اول...........تادیب
دوره دوم ...........ادب
دوره سوم..........اداب
اینکه به بچه باید و نباید بخوایم یاد بدیم ادب هست و در دوره دوم باید یاد بگیره.مثلا اگه میخوایم بچه مون سلام کردن یاد بگیره باید از تادیب جلو بریم.اینقدر مادر و پدر اون عمل براشون ملکه شده باشه که بچه از عمل اونا یادبگیره.
منتها ما یه مشکلی داریم،صفتهایی که خودمونم نداریم میخوایم در بچه مون،اونم در سن پایین شکل بگیره.
پدر و مادر اگه بخوان بچه نماز خون بشه باید خودشون نماز اول وقت و بعضا نماز شب بخونن.
یا برای ادب ،اینقدر محیط خونه خوش اخلاقه که بچه اخلاق یاد میگیره.
مادر و پدر وقتی میخوان برن تو اتاق کودک باید در بزنن و اجازه بخوان.اینم اونوقت همینکارا میکنه.
اما در مرحله دوم باید باید و نباید رو یاد بدید.
ج2 1:22