تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مذاکره با آمریکا، مسئله این است : مرگ و زندگی، هست و نیست!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم


مذاکره با آمریکا، مسئله این است : مرگ و زندگی، هست و نیست!




در جنگ احزاب، از همه طرف حمله کردند. در جنگ بدر یک گروه بودند، در جنگ احد یک گروه بودند، در جنگهای دیگر قبائلِ کوچک بودند؛ اما در جنگ احزاب، همه ‌ی قبائل مشرک مکه و غیر مکه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛
ده هزار نفر نیروی رزمنده فراهم کردند؛ یهودی ‌هایی هم که همسایه ‌ی پیغمبر بودند و امان ‌یافته ‌ی پیغمبر بودند، خیانت کردند؛ اینها هم با آنها همکاری کردند.

اگر بخواهیم این را با امروز مقایسه کنیم، یعنی آمریکا با آنها مخالفت کرد، انگلیس مخالفت کرد، رژیم صهیونیستی مخالفت کرد، فلان رژیم مرتجعِ نفتخوار مخالفت کرد.

پولهاشان را خرج کردند، نیروهاشان را جمع کردند، یک جنگ احزاب درست کردند؛
جنگ احزابی که دلها را خیلی ترساند : «و اذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا»؛ (1)



[تصویر: smpl.jpg]


امریکا می‌گوید: «بیایید مذاکره کنیم.» نمی‌گوید: «بیایید رابطه برقرار کنیم.»
رابطه را مشروط می کند اما مذاکره را غیرمشروط !

مذاکره یعنی چه؟ یعنی آن پیوندی را که جمهوری اسلامی قطع کرد و برید و همان موجب شد که تمام عواطف صادقانه‌ی ملتهای دنیا به این نظام جلب شود، این را دو مرتبه برقرار کند.
یعنی در درجه‌ی اوّل، یک ضربه‌ی نمایان به جمهوری اسلامی بزنند؛ و از آن‌جا که تبلیغات هم در دست آنهاست، در دنیا منعکس کنند که «جمهوری اسلامی، از حرفهایش برگشت!» به چه دلیل؟ به این دلیل که نشسته است و با امریکا مذاکره می‌کند.(2)



در حالی که دشمن این‌طور اخم می‌کند، این‌طور متکبّرانه حرف می‌زند، این‌طور به ملت ایران اهانت می‌کند، تصریح هم می‌نماید که می‌خواهد علیه این نظام و این کشور و منافع آن اقدام کند، عدّه‌ای در این‌جا ذلیلانه و زبونانه می‌گویند: چه کار کنیم؛ برویم، نرویم، نزدیک شویم، با آنها صحبت کنیم، در خواست کنیم، خواهش کنیم؟!
اینها یا از الفبای سیاست چیزی نمی‌دانند، یا الفبای غیرت را بلد نیستند؛ یکی از این دو تاست. (3)




ما برای رفاه و ساختن ملت و کشورمان، احتیاجی به دولتی مثل امریکا نداریم.

ما امکانات بالفعل و بالقوّه‌ی بسیار خوبی در اختیارمان است و می‌توانیم بدون اتکای به دشمنانمان، راه سعادت و رفاه ملت ایران را بپیماییم.

البته ما در ارتباطات جهانی باز برخورد می‌کنیم. ما با کسانی که نسبت به ملت ایران، این‌طور خصومت وقیحانه و آشکار نکردند، همکاری می‌کنیم. این را همیشه اعلام کرده‌ایم. در گذشته همین‌طور بوده، امروز هم همین گونه است.

اما اگر کسانی در دنیا خیال کنند که مسؤولان کشورمان برای سازندگی کشور، دست - آن هم دست ذلت - به سوی امریکا دراز خواهند کرد، بدانند که سخت در اشتباهند. چنین چیزی پیش نیامده و ابداً پیش نخواهد آمد.(4)




«و اذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا» مردم را می ترساندند.
الان هم همین جور است. الان هم یک عده ‌ای مردم را می ترسانند: آقا بترسید. مقابله ‌ی با آمریکا مگر شوخی است؟ پدرتان را در می ‌آورند! آن جنگ نظامی‌ شان، این تحریمشان، این فعالیتهای تبلیغی و سیاسی ‌شان.

در یک چنین شرائطی، شرح حال مؤمن این است: «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله»؛
ما تعجب نمی کنیم؛ خدا و رسولش به ما گفته بودند که اگر پابند به توحید باشید، پابند به ایمان به خدا و رسول باشید، دشمن دارید؛ دشمنها سراغتان می ‌آیند. بله، گفته بودند، حالا هم راست درآمد؛ دیدیم بله، آمدند.
«و صدق اللّه و رسوله و ما زادهم الاّ ایمانا و تسلیما»؛ ایمانشان بیشتر شد.


«و لن ترضی عنک الیهود و لا النّصاری حتّی تتّبع ملّتهم»؛
تا وقتی کمند آنها را به گردن نیندازید، دنباله رو آنها نشوید، همین آش است و همین کاسه.
خودت را قوی کن که کمندش در گردن تو تأثیر نگذارد؛ یک تکان بدهی، کمندش پاره شود. خودت را قوی کن.(1)



مسئله‌ی ما با آمریکا این نیست که حالا بر سر دو تا موضوع جهانی یا بین‌المللی یا منطقه‌ای با هم اختلاف نظر داریم، برویم بنشینیم با مذاکره حل کنیم.
مسئله مثل مسئله‌ی مرگ و زندگی است؛ مسئله‌ی هست و نیست است.(5)


ما از هیچکسی نمی ترسیم چرا که منطق ما منطق اسلام است از تهدید نمی هراسیم و هرجا حقی ضایع شود قد علم می کنیم ما امتحان پس داده ایم ...ما نوابغمان را در راه آزادی و اسلام داده ایم ....بازی با کلمات حالیمان هست و در این چند ساله قوه تمییزمان خوب راه افتاده .... تمام حرکات ما حول عدالت است حتی با زورگو هم از در جوانمردی ابتدا وارد می شویم....ما زور نگفته ایم و زور را نیز نمی پذیریم...
ما شیعه علی ایم.....
پس خوب حواستان باشد.....
بسم الله الرحمن الرحیم


ملّت باید بیدار باشد، تبلیغاتچیهای دشمن تبلیغ می کنند که اگر ما در مقابلِ طرف مقابل تسلیم شدیم،
همه‌ی مشکلات اقتصادی و مانند اینها حل خواهد شد؛ این خطا است.

همین دشمنی ها، همین مخالفت ها از اوّل انقلاب بود؛
اگر یک روزی هم جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کرد و مسئله‌ی هسته‌ای همانطور که آنها می خواهند، حل شد؛ خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، بهانه‌های دیگر را به‌تدریج پیش می کشند.

[تصویر: mozakere.jpg]

این کار (مذاکره) را انجام بدهند، اگر نتیجه گرفتند که چه بهتر، امّا اگر نتیجه نگرفتند، معنایش این باشد که برای حلّ مشکلات کشور بایستی کشور روی پای خودش بایستد.

این توصیه‌ی قبلی خودمان را باز هم تکرار می کنیم:
به دشمنی که لبخند می زند، اعتماد نکنید؛

مراقب باشید لبخند فریبگرانه شما را دچار اشتباه نکند، دچار خطا نکند؛ ریزه‌کاریهای کار دشمن را ببینید.

بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان - 8 آبان 1392


بسم الله الرحمن الرحیم

من آذر را خیلی دوست ندارم....


بچه که بودم آفتاب آذر که می خورد پشت بام ابر سرد پاییز
مادرم آن ژاکت ضخیم پشمی را بقول خودش رو دست می کرد:
از فردا که میری مدرسه این را می پوشی هوا سرد است و سرما خوردنت عنقریب


من اما باورم به حرف مادر نبود و نمی پوشیدم:
کمی لرزیدن به تحمل این زره پشمی می ارزد!!


و بعد، لرز و عطسه و باز البته مهر مادر که پسرکم:
دیدی گفتم، سرمای آذر مروت ندارد حال بیا و آب شلغمی تلخ بخور


و من باز می گفتم عطسه و سرفه ای دو روزه به این طب سنتی تلخ می ارزد!!

عطسه به تب می گشت بدل و سرفه میشد سیاه سرفه:
پسرکم کار از ژاکت و شلغم گذشت بیا و بعد مدرسه بازی نکن و استراحت پیشه کن


و من اما باز می گفتم تحمل سیاه سرفه به خوابیدن کنج اتاق می ارزد و
دنبال یک توپ پلاستیکی در کوچه ای کاهگلی می دودیم


شب اما در آستانه تشنج کار از استراحت و شلغم و ژاکت گذشته بود
مادر اما سرم روی دستش و دستش را روی دامن پر مهرش می گذاشت و من نه از ترس تشنج
که از شرم دیدن رویش که چرا عمل نکرده ام به نسخه هایش
چشمانم را می بستم
صبح اما بهتر شده بودم
مادر تا صبح پاشویه ام کرده بود
خودش اما چشمان تب دار خسته اش را از من پنهان می کرد
و می گفت : پسرکم حال که بهتر شدی ژاکت پشمین را بپوش
و من می گفتم چشم مادر.!!

آذر قصه تب من است در برهوت گوش نکردن حرف مادر!


آذر همان ماهی است که روز هشتمش مجید را از ما گرفت!
همان مجید قصه گوی دانشگاه بهشتی
که می گفت: بچه ها امروز روز شهادت زهراست کمی برایتان روضه می خوانم
و دانشجویان به روضه های نابغه علم هسته ای گوش فرا می دادند تا در جزوه خود مشق عشق نمایند
مجید! همان که با نخوابیدنش قصه 19هزار سانتریفیوژ را تعبیر کرد
و در فصل بعدی قصه اش نوشت: 200کیلوگرم اورانیوم غنی شده
و حک کرد بر سطور آن فردو چند صدمتر در دل کوه
و پیشرفت 85درصدی اراک
و....


دست سرد آذر که خط کشید بر قصه های مجید و شهیدش کرد...


ما نیز توافقی نوشتیم برای توقف سانتریفیوژها و اکسید کردن اورانیوم ها و تعطیلی اراک و....
و بعد از آن گفتیم ابرقدرت ها جلوی ما زانو زدند!
و گفتیم نظام تحریم ها ترک برداشت!
و من هنوز نمیدانم چرا مجید جلوی زانو زدن ابرقدرت ها را گرفته بود؟؟!!
که حال با تعطیلی دست آوردهایش آنها زانو زده اند جلوی ما؟!



آذر همان ماهی است که استقلال تیم محبوبم
3بار و با احتساب پریشب 4 بار شکست خورده در برابر حریف سنتی اش!!
جالب بود در شب سالروز توافق ژنو!
یعنی سالروز عزت ایران با شکاندن تحریم ها و زانو زدن ابرقدرت ها!
استقلال باخت!!
من دربی را ندیدم
جلسه ای بودم
و دل مشغول یک دربی حق و باطل در 3هزار و 220کیلومتر آنطرف تر از ورزشگاه آزادی
که سعود فیصل هم شده بود ناظر آن!!!!
همو که دستش به خون هزاران هزار شیعه آغشته هست!



دربی وین برای ما پخش نمی شود
در عوض حضور بانوان در ورزشگاه آزاد است
اشتون، شرمن و البته سرکار علیه موگرینی!
پرییشب که ساعت از 9گذشته بود

به خانه رهسپار شدم
جالب آنکه خیابان انقلاب قفل شده بود
بخاطر پایکوبی مردم از شکست استقلال
و میدان انقلاب اسلامی کانون جشن شکست استقلال بود!!
بغضم گرفت آیا؟!!




آذر را دوست ندارم
استقلالم همیشه در آذر می بازد!
حتی اگر داد بزنیم پشت ابرقدرت ها شکست
و تحریم ترک برداشت....


کاش حرف مادر را گوش کرده بودیم
و در مواجهه با سرمای دلفریب آن طرف میز مذاکره، ژاکت پشمینه پوشیده بودیم
کاش حالا که عطسه می کنیم و 100بار بعد از 3آذر پارسال، ما را تحریم کرده اند
آب تلخ شلغم وطن خود را بخوریم
و به شفا بخشیش باور کنیم!!



اشکالی ندارد شاید
در پس همه عطسه ها و سرفه ها

باز ولی ای هست که تا صبح تن تب دار نظام را
پاشویه کند برای تشنج نکردن میراث آقا روح الله


هرچند که به قیمت چشمان خسته تا صبح بیدارش، تمام شود


قصه های مجید را که به انتها بردیم، استقلال مان خدشه دار نشود!
و اگر شد خواهشا به اشتباه، در میدان انقلاب پایکوبی نکنید
تاریخ خاطره خوبی از هلهه ندارد
به امید موفقیت مردان عرصه دیپلماسی صلوات....



منبع


.
هر چند متولد ماه آذر هستم و قرمزAngel ولی متن خیلی خوبی بود.
در عین سادگی مطلب پرمحتوایی است.
فقط خدا کند آیندگان ما را شماتت نکنند به خاطر....Sad
ممنون

بچه ها اینو ببینید

میراث مجید

خیلی اوقات ادم که تو سطح شهر راه میره میگه واقعا این مملکت با این اوضاع بی وجدانی یه عده چه جوری سرپاست اما بعدا میبینی که یه عده کمی دارن فی سبیل الله از جان و مال و زندگیشون میگذرند که این مملکت همچنان پاور جاست.

وقتی مستند رو دیدم تازه فهمیدم که چه مرد بزرگی بود و دریغ از اینکه دشمن زودتر از ما مردان بزرگمان را شناخت.....
سلام

خانم مصباح،

اولاً عرض کنم این سه موضوع آخر شما همگی یک موضوع‌اند. خیلی خوب می‌شد که یک بحث منسجم می‌داشتید همراه با مطالب دیگر کاربران، تا اگر بحثی میشه متفرق نباشه و منظم باشه.


ثانیاً گویا در مورد معنای سیاست دچار سوءتفاهمی شدین.
معنای سیاست اقتضاء میکنه که یکجا به شکل نرمش بروز پیدا کنه.
معنای نرمش ابداً این نیست که حتی خود آمریکایی‌ها هم فکر کنن که قراره باهاشون نرمتر بشیم.
ذات سیاست اینه که ظاهر و باطن با هم متفاوت باشن.

ما نخواهیم توانست درون ذهن مذاکره‌کنندگان ایرانی رو بخونیم.
ممکنه خیلی ظواهر امر انقلابی‌تر باشه ولی باطنش سازش باشه، یا برعکس، ممکنه خیلی ظواهر امر نرمش بیشتری داشته باشه ولی کاملاً فنی و در جهت اعتلای انقلاب باشه.

سیاست ابداً اینطور نیست که حتی اگر جناح حاکم قصد سوئی داشته باشه، هدفش به سادگی ِ دوستی با آمریکا باشه.
معمولاً حرکات خیلی پیچیده‌تر از اینه.
به عنوان یک مثال(نه اینکه بگم عمراً واقعی باشه) یک هدف سوء میتونه اینطور باشه که:
تبلیغ کنند که رابطه با آمریکا برای لغو تحریم‌ها حیاتیه و اقتصاد کشور بدون اون پیش نمیره،
و بعد در مذاکرات دنبال این برن که در قبال عقب‌نشینی، تحریم‌ها لغو بشه،
تا در نهایت باعث بشن رهبر مثل ماجرای 2 سال تعلیق با این جریان هم مخالفت کنن،
و بعد در کنار تبلیغ قبلی‌شون این رو هم تبلیغ کنند که رهبر موجب عدم رابطه با آمریکا شدن.

یعنی در نهایت اصلاً میتونه مهم نباشه که به رابطه با آمریکا ختم بشه یا نشه. هدف میتونه چیز دیگری باشه.

اما این فقط یک مثال بود.


همونطور که رهبر هم فرموده بودن(نقل به مضمون) یکی از بزرگترین فواید مذکرات اینه که مقداری از تبلیغات سوء دشمن درباره‌ی عدم عقلانیت و گفتگوناپذیری ایرانی‌ها خنثی میشه.



همچنین توجه شما رو به این خبر جلب می‌کنم که تا جایی که معلومه، روحیه‌ای درست برعکس مثال بنده داره:

توضیحات یک مقام آگاه در خصوص علت لغو سفر ظریف به تهران در حین مذاکرات
یک مقام آگاه با بیان اینکه سفر ظریف به تهران برای پاره‌ای مشورت‌ها قطعی و طبیعی بود گفت: با هوشمندی ظریف این سفر لغو شد تا دشمنان از آن بهره‌برداری و سوءاستفاده نکنند.

وی با بیان اینکه مقدمات سفر وی نیز فراهم شده بود، گفت: در همان ساعات، اخبار و تحلیلهایی در رسانه‌های خارجی مطرح شد مبنی بر اینکه ظریف حامل طرحها و پیشنهاداتی است که قصد دارد آن را با مسئولین عالی رتبه نظام و شخص مقام معظم رهبری در میان گذارد. در این میان دو نکته حائز اهمیت بود:
اولاً طرح و پیشنهاد مشخصی که ارزش انتقال به مرکز را داشته باشد از آن سو دریافت نشده بود.
و ثانیاً این خبر سازی بدان معنا بود که چنانچه ظریف باز گردد و مذاکرات همچنان متوقف و یا به شکست انجامد مقصر رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران قلمداد شود.

این مقام آگاه هوشیاری و درایت ظریف را مانع اجرای این سناریو ساختگى و مغرضانه خواند و افزود: ظریف رأساً تصمیم گرفت اصل این سفر را لغو کند تا مبادا طراحان آن به ذره‌اى از نیات خود دست یابند.

----------------
در واقع می بینیم آمریکایی ها دنبال منظور اون مثالی که زدم هستند! یعنی ببینید معنای مذاکرات در نظر آمریکایی ها هم پیچیده هست و محدود نمیشه به عقب نشاندن پیشرفت علمی ایران.
بسم الله الرحمن الرحیم


آقای درست پسند، دراین باره، نمود باطنیات رو داریم توی ظاهر می بینیم
یعنی این نیست که موکول کنیم به چند ماه و چند سال بعد تا اینکه بالاخره نتیجش رو ببینیم که اهداف ذهنی چی بوده.

چرا که من دارم می بینم بدون اینکه آورده‎ای داشته باشیم، مجبور به ادامه توافق مبهم و یکطرفه ژنو خواهیم بود و طرف غربی هم با وعده‌های نسیه درخصوص رفع تحریم‌ها، بدون اینکه مجبور به دادن امتیاز خاصی بشه، مثل یه سال گذشته ، شاهد توقف عملکرد ایران تو فعالیتای هسته ‎ایشه.


منم که نگفتم مذاکره نباشه، ولی به قول رهبری مذاکره با همون نرمش قهرمانانه که خودتون گفتید.


یکی دیگه از برکات این مذاکرات هم روشن شدن دشمنی اونا علیه ماست. و اینکه وقتی ازشون نتیجه نمی گیریم، دیگه خودمون رو باور کنیم، باورمون بشه که برای چرخاندن چرخای صنعت و پیشرفت کشور، باید رو پای خودمون بایستیم.


-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


اینکه دشمن سیاستمداره و دنبال فرصت برای بهره برداری های خودشه کاملا درسته.

خود مقام معظم رهبری فرمودند که :

دشمن، سیاسی و سیاستمدار است؛ مغزِ طرّاحِ سیاسی دارد، فکر می کند که چه‌کار باید بکند. یکی از طرّاحی ها این است که حرف آخر را اوّل نزنند؛ آرام آرام و به تدریج طلبکاری ایجاد نمایند و طرفِ مقابل را وادار به عقب‌نشینی کنند. به‌مجرّدی که عقب‌نشینی کردید، طلبکاری دیگری شروع خواهد شد.
حالا بعضی ها می گویند چیزی بدهیم، چیزی بگیریم! بدهیمش درست است، بگیریمش درست نیست؛ هیچ چیز نخواهند داد!!!

شعارهایی را درست می کنند؛ ایران را در محور شرارت گذاشته‌اند. فلان کارها را بکنیم تا ما را از محور شرارت بردارند! این شد حرف!؟
غلط کردند گذاشتند که حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت می گذارند.


اگر قرار است قدرتی این امکان و توان را پیدا کند که اخم هایش را در هم بکشد و بگوید من قوی هستم و می زنم و می بَرم و می بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، این جاخوردن، حدّ یقف ندارد؛ شما این سنگر را عقب می نشینید، فرض کنید فلان الحاقیه را قبول می کنید، بعد یک مطالبه دیگری را مطرح می کنند: فلان دولت غیرقانونی را به رسمیت بشناسید! باز همان فشارها و همان تهدیدها. به‌مجرّدی که فلان دولت غیرقانونی را به رسمیت شناختید، باز یک درخواست دیگر مطرح می شود: اسم اسلام را از قانون اساسیتان بردارید! شما باید ذرّه‌ذرّه عقب بنشینید؛ این حدّ یَقِفی ندارد.

من این موضوع را بارها به بعضی از مسؤولانی که دچار وسوسه و واهمه‌هایی بودند، گفته‌ام که حدّ یَقفِ فشار آمریکا کجاست؛ آن را مشخّص کنید، که اگر به آن‌جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشاری علیه ما نخواهد بود.

من عرض کنم حدّ یقف کجاست؟ آن‌جایی است که شما – که چنین حقّی را نه شما دارید، نه من – از طرف ملت ایران اعلام کنید که ما اسلام، جمهوری اسلامی و حکومت مردمی را نمی خواهیم؛ هر کسی که شما مصلحت می دانید، بیاید در این مملکت حکومت کند! این حدّ یَقِف است؛ اوّلِ اسارت مملکت. مگر می توانیم؟ من و شما مگر می توانیم مملکت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقی داریم؟
(7 خرداد 1382)


-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


اینم حرف خود غربی هاست(چنتا به عنوان نمونه) :

باراک اوباما دو روز پیش در گفتگو با شبکه «ای بی‌سی» گفت: خبر خوب این است که توافق موقتی که ما وارد آن شدیم، بطور قطع پیشروی برنامه هسته‎ای ایران را متوقف کرده؛ بنابراین یک توافق موفق بوده است.

بنگاه سخن پراکنی بی بی‌سی
هم در باره نتیجه مذاکرات وین اعلام کرد: آزاد شدن ۵/۳ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران در مدت باقیمانده در مقابل ۱۰۰ میلیارد دلار اموال بلوکه شده، بسیار ناچیز است.

نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی
روز دوشنبه همزمان با ضرب‌الاجل مذاکرات هسته‌ای در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفت: تمدید گفت‌وگوها گزینه مورد ترجیح تل‌آویو است و این رژیم امیدوار است که فشار بر ایران ادامه یابد.


بسم الله الرحمن الرحیم

بخش مهمی از سخنرانی استاد رایفی پور

7مگ
مدت زمان:16دقیقه
عاشورا حماسه مقاومت یا مذاکره

سخنرانی کامل اینجا
بسم الله الرحمن الرحیم


برای مشاهده در ابعاد بزرگتر روی عکس کلیک کنید

[تصویر: 725038_420.jpg]
منبع: Khamenei.ir
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع