سلام به همه هم گردانیهای عزیزم.تقبل الله اعمالکم انشاالله.
ممنون ازهمه شما به خاطراجابت دعوت من که البته اعتقادراسخ دارم که دست خود ارباب بودمن یک وسیله بودم وتوفیق ولیاقتی میخواست که الحمدلله نصیب ماشدوماراپذیرفتند.
بعدازآرزوی قبولی برای قرایت دومین زیارت عاشورای این پیمان یک بیت شعررا ازباب تحسین تقدیم دلهای عاشق وکربلاییتون میکنم:
لکنت زبان گرفته ام از رقص پرچمت
یک کربلا مرا بطلب جان مادرت...
وعده همه ما کربلا انشاالله
یاعلی
ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﭘﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﻧﻮﮐﺮﯼ ﭘﯿﺮ،ﺑﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ[/b]
ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺯﻧﺠﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﻃﻔﻞ ﺟﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﺮﯼ
ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﺵ ﺷﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﺷﯿﺮ ﻣﻬﺮ ﭘﺴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺎﻣﻢ
ﺩﺭ ﺍﺯﻝ ﺭﯾﺨﺖ ﻋﻠﻤﮕﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ نامش ﻫﺴﺘﻢ
ﻓﮑﺮ ﻭ ﺫﮐﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﺭﮔﯿﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﭼﻮ ﺣﺒﯿﺐ ﺑﻦ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻘﺪﯾﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﭘﺎﯼ ﻋﻠﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ
[b]ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ «ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ»
*******************
السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک ...[/b]
عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد
عرفه دیده ی بارانی و تر می چسبد
عرفه بال بگیرم ز دم روضه ی تو
بزنم تا حرم پاک تو پر می چسبد.
سلام به هم گردانیهای عزیز,امیدوارم که عرفه پرباری را پشت سرگذاشته باشید واعیادپیش رو براتون سرشارازخیروبرکت باشه انشاالله.
وباز هم امیدوارم دراین آخرین روزازدهه اول عاشورایی شدنتون من وهمه هم گردانیهای باوفاتون را ازدعای خیرتون بی نصیب مگذارید.
دوباره در سرم شور جنون استدوباره بر مشامم بوی خون استفقط رمز ورود عشق بازیحروف حا و سین و یا و نون است.
یاعلی
التماس دعا
كربلا خود را مهيا كن كه مي آيد حسين
از جفا خود را مبرا كن كه مي آيد حسين
ذره ذره خاك خود را شستشو كن در فرات
چون حرم آغوش خود وا كن كه مي آيد حسين
همره او هست زينب با زنان و كودكان
خيمه اي از عشق بر پا كن كه مي آيد حسين
او ز مكه تا به اينجا طي منزل كرده است
با قدوم او مدارا كن كه مي آيد حسين
من گمانم در سفر از تشنگي آزرده است
جامي از آب گوارا كن كه مي آيد حسين
شبه پيغمبر ، علي اكبرش با او بود
ديده را محو تماشا كن كه مي آيد حسين
مي كند سقایی اين كاروان عباس او
آب را اهدا به سقا كن كه مي آيد حسين
او بود باب مراد و او بود بحر كرم
حاجت خود را تقاضا كن كه مي آيد حسين
كودكي دارد كه نازكتر بود از برگ گل
بسترش از برگ گلها كن كه مي آيد حسين
سی امین روز از چله نشینیمان گذشت ,خدایاتورا سپاس که مارا دراین را ه موفق گردانیدی
دراین شبهای عزیز ملتمس دعای همگی عزیزان هستم
التماس دعا
لبیک یاحسین
در کنار علقمه سروی ز پا افتاده است
یا گلی از گلشن آل عبا افتاده است
در فضای رزمگاه نینوا با شور و آه
ناله ی جانسوز ادرک یا اخا افتاده است
شه سوار اسب شد با سر به میدان روی کرد
تا ببیند جسم عباسش کجا افتاده است
ناگهان از صدر زین افکند خود را بر زمین
دید بسم الله از قرآن جدا افتاده است
تا کنار نهر علقم بوی عباسش شنید
دید بر خاک سیه صاحب لوا افتاده است
کرده در دریای خون ماه بنی هاشم غروب
تشنه لب سقای دشت کربلا افتاده است
دست خود را بر کمر بگرفت و آهی بر کشید
گفت پشت من زهجرانت دوتا افتاده است
خیز و بر پا کن لوا آبی رسان اندر حرم
از چه رو بر خاک این قد رسا افتاده است
بهر آبی در حرم طفلان من در انتظار
از عطش بنگر چه شوری خیمه ها افتاده است
هرچه نالید شه عباسش لب از لب برنداشت
دید مرغ روح او سوی سماء افتاده است
گفت پس جسم برادر را برم بر خیمه گاه
دید هر عضوی ز اعضایش جدا افتاده است
حال زینب را مگو(علامه) از شه چون شنید
دست عباس علمدارش جدا افتاده است
التماس دعا...
بسم رب الحسین
خدا قوت عزادارای حسینی،همسفرای کربلایی،چله نشینای عاشورایی..
بالاخره چله نشینیمون به سررسید...
خدایا دوستت داریم
به خاطر اهدای این حال خوب
به خاطر محبت علی اولادعلی توی دلهامون
به خاطر حسینت
به خاطر دیدن دوباره محرم حسینت

دوباره اشک ریختن برای حسینت
سینه زدن برای حسینت
خدایا دوستت داریم
خداشاهده که ازروز اول شروع اینکار حال عجیبی داشتم
یه حال خوبی که نمیدونستم چه حالیه یابهتر بگم چه نوع حال خوبیه
یه حال خوب عجیب!!!!!!!!!!!
تا اینکه روز ششم محرم بهم خبردادن که مسافر کربلا شدم ...
اونجا بود که اون حس عجیب برام معنا شد ودیگه حالم خوب خوب خوب شد
یه حال خوب واقعی!!!!
کاش میتونستیم هر سی وچهارتاییمون باهم بریم زیارت ارباب واونجا دور هم زیارت عاشورا بخونیم
اما حالاهم به خدا فرقی نمیکنه همتون توی قلب من بامن همسفرید ....
قول میدم قول مردونه میدم که توی حرم ارباب زیارت عاشورا ونماز زیارت برای همتون بخونم توی حرم علمدار زیارت علقمه رابه نیابت ازهمتون بخونم...
چیز دیگه ای نمیتونم بگم جزاینکه:
برای شما اینگونہ آرزو ڪنم
آن زمان ڪہ درمحشر خدا بگوید چہ داشتے
حسین سربلند ڪند و بگوید!
حساب شد مهمان من است....
یه درخواست عاجزانه ازهمگی شمادارم اینکه بیایم سعی کنیم ازامروز حداقل روزی یک زیارت عاشورا بخونیم علامه قاضی درعالم خواب به علامه طباطبایی فرمودند: تنهاحسرتی که از دنیا بردلم مانداین بود که چرا بیشتر زیارت عاشورا نخواندم
این نهضت ادامه دارد...