شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله..
با عرض سلام
در روایات ما تاکید بسیاری بر دعا برای فرج شده تا حدی که برترین عبادت خوانده شده است. این در حالی است که خداوند متعال به طور قطعی، ظهور را محقق خواهد ساخت و ولی امر خود را خواهد رساند. در این میان دعای ما چه فایده ای دارد؟ در این مطالب، پاسخ این سوال را خواهیم داد که نتایج دعا برای فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست؛ ان شاء الله
1) با دعای فرج،خوشبخت می شویم!
وقتی دعا نکرده، منتظر بمانیم، مَثَلمان می شود مثل کسی که یک لنگه پا در کنار خیابان منتظر دوستش ایستاده است، بی آنکه قبل از آنهمه سرپا ایستادن و در جا زدن، قرار قبلی گذاشته باشد! آن وقت اگر گذر آن دوست روزی به آن خیابان بیفتد – به فرض اینکه آن فرد از انتظار بی جا فرار نکرده باشد- لابد به او می گوید: «خب پدر آمرزیده! قرار نگذاشته بیخود خودت را معطل کردی!»
انتظار، اصلاً بدون دعا معنا پیدا نمی کند. حالا نمی گوییم انتظار، بدون دویدن به سمت موعود معنا پیدا نمی کند؛ آن پیشکش. وقتی دعا نباشد، انگار نه امام را خواسته ایم نه راحتی خودمان را. آن وقت، انتظارمان دقیقا می شود دست روی دست گذاشتن! این هم که انتظار نیست...
خود امام رسماً و کتباً از همه خواستند که دعا کنند. دلیلش را هم یادآوری کردند. ایشان در نامه شان به «اسحاق بن یعقول»، فرمودند: «و امّا نحوه ی بهره وری از من در دوران غیبتم همانند بهره وری از خودرشید است هنگامی که ابر آن را از دیدگان پوشانده باشد و من البته مایه ی ایمنی اهل زمین هستم. همچنان که ستارگان مایه ی ایمنی اهل آسمانند. پس از آنچه برای شما فایده ای ندارد، مپرسید و برای آگاه شدن از آنچه تکلیف ندارید خود را به زحمت میندازید؛ و بسیار برای فرج دعا کنید، برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.» (1)
معادله اش به همین سادگی است:
ما برای فرج دعا می کنیم => امام (تنها عادل حقیقی و موجود در جهان!) می آیند => خودمان خوشبخت می شویم! تمام دردها و رنج ها و بحرانها و گرانی ها و بدبختی هایمان تمام می شود.
همه ی این گره گشایی ها، فقط با یک چیز به دست می آید: با دعا؛ «بسیار دعا کردن».
پس؛ دعا می کنیم چون به امام خود ایمان داریم و می دانیم کسی که به ما وعده ی خوشبختی داده است ما را هرگز سر قرار انتظار جا نمی گذارد پی نوشت:
1. شیخ صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، ص 485؛ اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج 1، ص 419
[b]ان شاء الله ادامه دارد...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله...
با دعای فرج،نعمت از دستمان نمی رود!
وقتی دعا نکنیم، مثل ما می شود مثل انسان های قدر نشناس. کسی که در عوض محبت دیگران تشکر نمی کند، هیچ؛ با غرولند و توقع های همیشگی اش جان آدم را به لب می رساند تا جایی که مجبور می شود بگوید: «مرا به خیر تو امیدی نیست؛ بیا و شر نرسان!»
البته ناگفته پیداست که شکر ما خداست؛ خدا هم صبرش حد و اندازه ای ندارد و حالا حالا ها چنین حرفی به ناسپاسها نمی گوید. اما وای از وقتی که بگوید...
امان از وقتی که بگوید: «برای بزرگترین نعمتی که به تو دادم یک تشکر خشک و خالی هم نکردی؛ قدم برداشتن برای شکر عملی بماند!» مسئله این جاست که وقتی می گویند نعمت، ما فقط یاد چیزهایی می افتیم که شکم مان را پر می کند و جای راحت خوابمان را فراهم! و یا پُرِ پُرَش: پدر، مادر و سلامتی!
اما مهم ترین نعمت، نعمت وجود ائمه است. اگر آن ها نبودند، نه پدر و مادر معنا داشت، نه سلامتی، نه خواب و خوراک!
از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) درباره ی آیه ی «واسبغ علیکم نعمه ظاهره و باطنه» (1) (و خداوند به شما نعمت های ظاهر و باطن بخشید) سوال کردند. امام پاسخ دادند: نعمت ظاهر، امام ظاهر و نعمت باطن، امام غایب است.» (2) همچنین ایشان فرمودند: «ما نعمت مومن و علقم کافر هستیم.» (3)
«علقم» یعنی خربزه ی بسیار تلخ؛ مثل زهرمار! یعنی خداوند به مؤمنین نعمتی داده است که خار چشم دشمنان است. پس به همان راحتی که داده، می تواند بگیرد! شعری که در میان ما ضرب المثل شده است را بیاد بیاورید:
«شکر نعمت، نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.» این ضرب المثل را از آیه ی «لئن شَکَرتُم لاَزیدَنَّکُم ولَئِن کَفَرتُم اِن عَذابی لَشَدید» (4) برداشته اند. البته منظور از زیاد شدن نعمت، این نیست که به تعداد امامان افزوده می شود، منظور این است که اگر حبّی در دلمان و شوری در حرکتمان هست باقی بماند و الّا... بگذار نگویم!
نکند فکر کرده اید دعا برای فرج فقط یعنی «اللهم عجل لولیک الفرج؟» نخیر!
اینکه به خدا بگوییم: «خدایا ممنون که در این اوضاع قمر در عقرب غیبت ما را با حضرت ماه آشنا کردی.» یا اینکه بگوییم: «خدایا شکرت! عوض آن همه خوبی آقایمان با خودت» بیش از دعا نباشد، کمتر نیست!
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «هرکس نسبت به شما نیکی کرد به او پاداش دهید، اگر پاداش نداشتید درحق او دعا کنید تا از خود بدانید که نیکی او را پاداش داده اید.» (5)
یادتان هست گفتیم صبر خدا زیاد است؟ می دانید ادامه ی جمله اش چیست؟ «چوب خدا صدا ندارد!»
دعا نکنیم، قدر نشناس می شویم و عجیب نیست که نعمت از کفمان برود.
پی نوشت:
1. لقمان: 20
2. اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج1: ص 423
3. تاویب الایات الظاهره، جلد 2، ص 851؛ به نقل از مکیال المکارم، همان.
4. ابراهیم: 7
5. وسایل الشیعه، ج11، ص537؛ به نقل از مکیال، همان، ص 428
ان شاء الله ادامه دارد...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله...
3) با دعای فرج: به عهدمان وفا می کنیم.
مَثل ما وقتی که منتظریم تا خوب شویم بعد برای فرج دعا کنیم، مَثل کودکی های ماست؛ وقتی که دوچرخه می خواستیم و مادرمان می گفت هر وقت پولدار شدیم برایت می خرم! نشان به آن نشان که وقتی پولی برای دوچرخه خریدن دستمان آمد، دیگر ماشین می خواستیم و وقت دوچرخه بازی مان نبود!
وقتی دست روی دست می گذاریم و بدون آنکه عزم جدی داشته باشیم، منتظریم معجزه ای شود و از آسمان، کسی در کالبدمان برود که اراده ی خوبی برای ترک گناه داشته باشد و فقط و فقط در پی دستورات الهی باشد و یکهو چشم برزخی مان هم باز شود و امام را.... دست نگه دارید! قدم اول، عزم است برای پایبندی به عهد! تا قدم اول را برنداشته ایم، نباید منتظر عواقب خیر و خوش و زیبای آن هم باشیم.
خدا از ما قولی گرفته است. یادتان نیست؟ روز الست. یادتان نیست؟ خوب خداوند به یادمان آورده است: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى..(1) (و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّه ی آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت به یاد آور [که پرسید] كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بله!)
بعد از آن هم بارها و بارها ائمه معصومین (علیهم السلام) محتوای آن را به یادمان آوردند. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که «از خلق نسبت به ربوبیت پروردگار و نبوّت رسول خدا و امامت امیرالمؤمنین و ائمه (علیه السلام) پیمان گرفته شده است...» (2)
این هم نه! هر روز در نمازهایمان صلوات می فرستیم دیگر؟ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «شخصى كه بر پيامبر صلوات مى فرستد مفهومش آن است كه من بر سر پيمان خود باقى هستم، و به «بلى» كه در عالم «ذَرّ» به سؤال أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ گفته ام وفادارم.» (3)
اصلاً مگر در دعاها به ائمه (علیه السلام) اعتراف نمی کنیم که با دوست شما دوستیم و با دشمن شما دشمن؟ این عهد نیست؟ پس چیست؟
خلاصه آنکه خواهی نخواهی، عهدی بسته ایم! البته خدا کند که به این عهد «بلی» گفته باشیم والّا در زمره ی دشمنان خداوند درمیاییم. امّا لب مطلب این است که اگر عهدی بسته ایم، باید پای آن بایستیم دیگر! حالا که دیگر شرایط آن را نداریم که برای تجدید عهد، دست مولایمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را در دست بفشاریم و با آن حضرت بیعت کنیم، راهی بهتر از دعا کردن برای آمدن ایشان سراغ دارید؟ راهی که ثابت کنید بر پای عهد و قول و قرارتان هستید.
از حضرت محمد باقر (علیه السلام)، روایت شده است که فرمودند: «خداوند از پیامبران اولی العزم پیمان گرفت که من پروردگار شما هستم و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسول من است و علی (علیه السلام) امیرمؤمنان و جانشینان پس از او والیان امر من و گنجینه های علم من اند. به درستی که به وسیله ی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دینم را یاری می کن و دولتم را ظاهر می سازم و از دشمنانم انتقام می گیرم و به وسیله ی او، خواه ناخواه، پرستشم محقق می گردد.» (4)
پی نوشت:
1. اعراف: 172- 173
2. تفسیر القمی، ج 1، ص 172؛ به نقل از بحرینی، مجتبی، سلام بر پرچم برافراشته (تفسیر زیارت آل یاسین)، ج 1، نشر منیر، ص 109
3. معاني الأخبار / ترجمه محمدى ؛ ج1 ؛ ص269؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5
4. تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)؛ ترجمه اردکانی، محمد علی، نشر دارالحدیث، ج3 ؛ ص23؛ با استفاده از همان نرم افزار
ان شاء الله ادامه دارد....
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله...
4) با دعای فرج: دوران غیبت کوتاه می شود.
مَثَل ما، وقتی که بدون دعا کردن، انتظار داریم که دوران غیبت پایان پذیرد، مَثل بنی اسرائیل است و حضرت موسی (علی نبینا و علیه السلام)؛ آن وقتی که به حضرت موسی (علیه السلام) گفتند: «تو و خدایت با هم بجنگید و در این فاصله ما همینجا می نشینیم!» (1) البته خدا و رسولش در نهایت پیروز می شوند امّا هر کس کمی عاقلانه فکر کند می فهمد که اگر رسول خدا، به همره لشکری از همراهانش، کارش را پیش ببرد، رسیدن به هدف با سرعت بیشتری انجام می شود.
حالا این قصه، مثل قصه ی امروز ماست؛ فکر می کنیم امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) می آید و همه چیز را به تنهایی انجام میدهد و ما هم از دور ایشان را تشویق می کنیم و وقتی تمام ساختمان ها را تک و تنها ساختند و حکومت را برپا کردند، ما هم می رویم تا دوران سخت غیبت را در دوران خوش ظهور جبران کنیم! نخیر! امر فرج، اینگونه پیش نمی رود.
همان بنی اسرائیل –که اینقدر خون به دل پیامبران الهی کردند و می کنند- زمانی حضرت موسی (علیه السلام) را بدجوری از خدا می خواستند. آن قدر تحقیر و کارهای سخت و طاقت فرسایی که فرعون به عهده شان می گذاشت، زندگی را برایشان تنگ کرده بود که به قول معروف: «جانشان رسیده بود به دهنشان». آن وقت همگی نشستند و چهل روز با گریه و زاری فرج حجتشان را از خدا خواستند و خدا هم 170 سال از دوران غیبتشان کم کرد. (2)
حالا ما مثلاً مؤمنان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)، باید در این قسمت از خودمان خجالت بکشیم. غیبت هیچ کدام از حجتهای خداوند به اندازه مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله) طول نکشیده است! تازه خدا می داند چقدر انسان واقعاً مؤمن، با دعای خالصانه ی فرج، ظهور را جلو انداخته اند و وضعمان این است: هزار و صد و هفتاد و اندی سال غیبت و دوری از امام! می شود ده قرن...
قرار نیست در مبارزه ی ظهور، باز هم حجت خدا با تکیه بر خدای قادر کاری بکند. اگر اینگونه بشود – یعنی اگر همراهی و مقبولیت مردم همراه با امام نباشد- وضع می شود مثل همان وضع گذشته ی تاریخ: خانواده ی رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، در آتش می سوزند، امام گوشه نشین و تنها می شود، تابوت امام را با تیر می زنند، خاندان نبوت به اسارت برده می شوند و امام تشنه در خون می غلتد.
حرفمان این است که تا نخواهیم و دست دعا به درگاه خداوند بلند نکنیم و فرج را عاجزانه تقاضا نکنیم، دوران غیبت طولانی و طولانی تر می شود. اینکه آقای ما می آید، قطعی است ولی اینکه چه زمانی بیایند، دست ماست.
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرمایند: «شما اگر [برای فرج کاری] انجام دهيد هرآينه خداوند بر ما فرج خواهد داد ولي اگر چنين نباشيد البته اين امر تا آخرين مرحله را طي خواهد کرد.» (3)
بر فرض که در این بحران اخلاقی و خون و خونریزی و فقر و بیچیزی، دارد به همه ی ما خوش می گذرد! - فرض است دیگر!- لااقل دلمان به حال مولایی بسوزد که در تنهایی و ترس از دشمنان، همواره در حال سفر اند. امامی که با تمام ناسپاسی ما، باز هم از حالمان بی خبر نیست و دعایمان می کند.
با دعای فرج، خوشبختی مان را جلو می اندازیم؛ باید برای جنگ در کنار خدا و فرستاده اش، آماده شویم. مبادا آقایمان را تنها به دهان گرگها بفرستیم...
پی نوشت:
1. مائده: 14
2. مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، ترجمه دوانی، علی، نشر اسلامیه، ص: 904؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5
3. بحار الانوار، ج ، ص 52، ص 131؛ به نقل از اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 1، ص 428
ان شاء الله ادامه دارد...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
دوستان عزیز دعای فرج (اللهم کل لولیک ...) را در قنوت نمازهاتون بخوانید که خیلی سفارش شده و ثواب زیادی هم داره!!!!
اللهـــــمَ عَجـــل لولیک الفَرج
بسم الله...
5) با دعای فرج : شهیدیم!!!
مَثَل ما وقتی که برای فرج دعا می کنیم، مَثل مردانی است که در صدر اسلام، وقتی که اسلام، نامِ ناآشنا و غریبی بود، برای مردی که هنوز چهره ی تابنده اش را همه کس نشناخته بودند، آستین بالا زدند؛ شمشیر به دست گرفتند و دوشادوش او جنگیدند. مَثل ما وقتی که برای فرج دعا می کنیم و انتظار مردی را می کشیم که نامش غریب و راهش، کم رهرو است، مانند شمشیر زدن در کنار خاتم پیامبران، حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) است. باور کنید که این مثال از آن مثالهای ادبیاتی نیست! این مثال عین حدیث است!
امام محمّد باقر(علیه السلام) فرمودند: «آن که از شما، اين امر را شناخته و منتظر آن باشد و خوبي را در آن ببيند، به خدا قسم مانند کسي است که در رکاب قائم آل محمّد -عليهم السلام- با شمشير خود جهاد کرده باشد.» سپس فرمودند: «بلکه واللَّه مثل کسي است که در خدمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با شمشيرش جهاد کرده باشد»، و بار سوم فرمودند: «بلکه به خدا قسم همچون کسي است که در خيمه ی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شهيد شده باشد.» (1)
دعا کردن، یکی از بهترین نشانه های انسان منتظر است. معلوم است که کسی که صمٌّ بکم (کر و لال) بنشیند و به در و دیوار نگاه کند و هیچ دستی – نه برای دعا و نه برای عمل به خیر- تکان ندهد، منتظر نیست؛ علّاف است! این حدیث هم برای علافان نیست؛ برای منتظران است!
البته این به این معنا هم نیست که کسی که دعا لقلقه ی زبانش شده و اعمالش همواره موجب رنجش حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) می شود، مشمول این حدیث است. شرط تحقق شهادت در راه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آخرالزمان، بر طبق حدیث «آگاهی از امر [امامت]» و «انتظار آگاهانه» است. (2)
ابوحمزه ثمالی، نقل می کند: به حضرت صادق(علیه السلام) عرضه داشتم: «فدايت شوم! سنّم بالا رفته و استخوانم سست گشته و مرگم نزديک شده است و مي ترسم پيش از آنکه اين امر [حکومت شما] را دريابم مرگم فرا رسد.» فرمودند: «اي ابوحمزه! هرکه به ما ايمان آورد و حديث ما را تصديق کرد، و به انتظار دوران ما نشست مانند کسي است که زير پرچم قائم (علیه السلام) کشته شود؛ بلکه به خدا سوگند! زير پرچم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) [به شهادت رسد].» (3)
اگر تا امروز باور نکردید که راه شهادت همیشه باز است، امروز باور کنید. منتظران، شهیدند...
پی نوشت:
1. مجمع البيان: 238:9؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمّد تقی، مکیال المکارم، ج 1، نشر مسجد مقدّس جمکران، ص 606.
2. موسوی اصفهانی، همان.
3. البرهان: 293:4؛ به نقل از موسوی، همان
ان شاء الله ادامه دارد....
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله...
6) با دعای فرج: به سپاه خدا می پیوندیم
مَثَل ما وقتی که دعای فرج می خوانیم، مَثل رأی دادن برای تشکیل یک دولت است. وقتی دعا فرج می خوانیم، انگار که به صندوق تشکیل دولت خداخواهانه ی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه)، یک رأی «آری» می دهیم. وقتی که دعای فرج نمی خوانیم، رأیمان را به صندوق های دیگر می ریزیم. آخرش، وقتی که رأی ها جمع شد، یک دولت تشکیل می شود که در رأسش کسی قرار دارد که هیچ مردی به پای مردانگی اش نمی رسد. دولتی که فکرش نه رفاه مردم است نه توسعه ی کشور؛ بلکه خدا پرستی است که مردم را به رفاه و ثروت و خوشبختی می رساند.
حالا وقتی یک حزب برای حمایت و یاری از مولایمان تشکیل می دهیم، به چند صورت عمل می کنیم:
1. گاهی فقط خودمان رأیمان را می دانیم و به کسی هم نمی گوییم. این می شود حمایت و یاری قلبی از امام.
2. برخی اوقات از رأیمان دفاع می کنیم؛ با دیگران بر سر اینکه چه کسی حق است بحث می کنیم و شبانه روز، دست به دعا برمی داریم که دولت حق بر سر کار بیاید. این می شود یاری زبانی.
3. آخرین صورت یاری، یاری عملی است. وقتی که ستادی تشکیل می دهیم و در آن اعلامیه و بروشور و کتاب چاپ می کنیم تا نه تنها برای تنها دولت برحق جهان، تبلیغ کنیم بلکه به همه نشان دهیم که چنین دولتی، ارزش برخاستن و جهاد کردن دارد.
وقتی که برای مولایمان (ارواحنا له الفداء) دعا می کنیم، انگار که اعلام وفاداری به حزبی کرده ایم. حزب ما، «حزب الله» است.
حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) در شب عاشورا خطاب به یارانشان فرمودند: «به تحقيق که جدّم خبرم داد که فرزندم حسين در دشت کربلا غريب، تنها و تشنه کشته خواهد شد، پس هرکه او را ياري کند مرا ياري کرده و فرزندش قائم را ياري کرده، و هرکس به زبانش ما را ياري نمايد، روز قيامت در حزب ما خواهد بود.» (1)
همچنین خداوند متعال فرموده است: «هر كسى خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آوردهاند ولىّ خود بداند (پيروز است، چرا كه) حزب خدا همان پيروزمندانند.» (2)
ما یک رأی بیشتر نداریم؛ حواسمان باشد که حمایت و یاری مان را خرج چه کسی می کنیم.
پی نوشت:
1. معالي السبطين، به نقل از ارشاد القلوب از کتاب نور العين؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمّد تقی، مکیال المکارم، ج 1، نشر مسجد مقدّس جمکران، ص 608.
2. مائده: 56.
ان شاء الله ادامه دارد...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله...
با دعای فرج، با آقایمان صمیمی می شویم.
مَثل ما وقتی که دعای فرج می خوانیم، مَثل دوستی است که نمی تواند دوست قدیمی اش را ببیند ولی برای او از راه دور پیام می فرستد و امید دارد که آدرس منزلش، همان آدرس قدیمی باشد. آن دوست قدیمی، وقتی پیامهای سرشار از محبّت دوستش را می بیند، می فهمد که براستی «از دل نرود هر که از دیده رود.» همچنین می فهمد که غیر از کارت های متعددی که برای تولدش می آید، کسی هست که غیر از روز تولد، به یادش هست و سراغی از او می گیرد.
وقتی دعای فرج می خوانیم، از مظلومی یاد می کنیم که خودمان، دلش را بارها شکسته ایم و اکنون، از او دور دوریم. نه از جهت دوری راه، بلکه دوری قلبها. آیا تا به حال، ایستاده ایم تا از خودمان بپرسیم: «چقدر وقت عمل به شعار «دوستت داریم» مرد عمل هستیم؟» یا به عبارتی «چقدر دوستیم؟»
[b] چند وقت پیش شعری خواندم که مضمونش چندین سوال بود: اینکه آیا مال ما، آنقدر پاک و طاهر هست که بتوانیم امام مان را سر سفره هایمان دعوت کنیم؟ اینکه آیا خانه هایمان از پول حلال خریده و ساخته شده است تا بتوانیم امام را به خانه مان فرابخوانیم؟ اینکه می توانیم بدون ترس از آبرو ریزی رایانه مان را در اختیار امام بگذاریم؟ اینکه عملی در چنته داریم که در پی اش، لبخند امام باشد؟
[b]
روزی امام صادق (علیه السلام) بی مقدمه به «عبد اللَّه بن ابی یعفور» فرمودند: «ای پسر ابویعفور! رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: شش خصلت است که در هر کس باشد در پیشگاه خداوند - عزّوجلّ - و جانب راست او است.» ابن ابی یعفور گفت: «فدایت گردم آن ها چیست؟» فرمودند: «مرد مسلمان برای برادرش آنچه را که برای عزیزترین خاندانش دوست می دارد، دوست بدارد و ناخوش دارد برای برادرش آنچه را که برای عزیزترین خاندانش خوش ندارد و در دوستی با او صمیمیت داشته باشد.»
[/b]
ابن ابی یعفور گریه کرد و گفت: «چگونه با او صمیمیت کند؟» امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هرگاه به آن مرتبه [صمیمیت] برسد، همه ی آنچه در دل دارد به او می گوید، پس اگر خوشحال شد او هم مسرور می گردد، و هرگاه اندوهگین باشد او نیز محزون می شود، و اگر بتواند ناراحتی هایش را برطرف می سازد و گرنه برای او به درگاه خداوند دعا می کند...» (1)[/b]
حال اگر نمی توانیم مَحرم رازهای مولایمان باشیم، اگر دستی توانا و پایی همراه نداریم تا در راه رفع موانع فرج قدمی برداریم، اگر حتی با شادی او شاد و بر غمهایش مرهم نیستیم، لااقل می توانیم پیام محبت آمیزی به خداوند بفرستیم و خواهش کنیم: «آخرین گل از بوستان آل علی (علیه السلام) را از طوفان بلایا مصون بدارد»
و دردمندانه بگوییم: «برساند آقای مظلوم و صبوری را که با تمام بدی های ما، هنوز هم دست محبت اش را از سرمان برنداشته است.»
و رو به آقایمان قول بدهیم که یاری اش کنیم: «دوست عزیز! ما را ببخش که رو راست نبودیم. دست علی (علیه السلام) می دهم که از امروز، دوست تر باشم (ان شاء الله)...»
پی نوشت:
1. کافی: 172:2؛ موسوی [b]اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج1، ص 486
ان شاء الله ادامه دارد....
اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا[/b]
بسم الله...
با دعای فرج، خدا را یاری می کنیم
مثَل ما وقتی که برای فرج دعا می کنیم، مَثل باغبان است. وقتی کسی باغبان را زیر نظر بگیرد و نداند که هدف واقعی اش چیست، احتمالاً با دیدن خم و راست شدن او مقابل نهال کوچکی که چند برگ نازک دارد کلی می خندد. باغبان، نهال را هرس می کند، کود می دهد، آب می نوشاند و هدف نهایی اش این نیست که نهال بزرگ شود، یا از سایه اش استفاده کند یا زیبایی بیافریند. هدف باغبان، رسیدن به میوه است. با این حال رسیدن نهال به آن حد رشد، سبب می شود هم سایه بیندازد و هم زیبایی داشته باشد.
وقتی ما برای فرج دعا می کنیم، به امروز نگاه نمی کنیم. بلکه فردایی را در نظر داریم که چندان هم دور نیست. فردایی که روز عزّت دوستان خدا و روز ذلّت دشمنان اوست. روزی که پرچم پرستش حقیقی خدا در تمامی دنیا چشم می نوازد و اخلاق، گمشده ی جامعه نیست.
[b]
وقتی ما برای فرج دعا می کنیم، هدف مان، فقط، این نیست که به ثروتمندان عصر ظهور بپیوندیم، و یا به عالمان ربّانی آن دوران. هدف مان حتی این نیست که انتقام خون کشته شدگان کربلا را بگیریم و حتی نه این که امام خوب مان (عجل الله تعالی فرجه) بیاید! تا به حال از خودتان پرسیده اید امام برای چه می آید؟ پاسخش می شود هدف نهایی ما، وقتی که درست فکر کنیم. هدف نهایی ما محقق شدن خواسته ی خداست: پیروزی خدا و در هم شکستن دشمنانش.
البته خداوند قادر و توانا، در رسیدن به این هدف، ذره ای به من و شما احتیاج ندارد! امّا از سر لطف، این مسئولیت افتخار برانگیز را بر دوش مؤمنان گذاشته است که امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را با دست و زبان یاری کنند تا بدین وسیله، به درجات عالی برسند. امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیات 34 و 35 سوره مطففین (1) فرمودند: «...هیچ كس كه فرد مؤمنى از دوستان ما را به كلمه اى یارى كرده باشد باقى نماند جز آنكه خدا او را بى حساب به بهشت می برد.» (2)
امام حسین (علیه السلام) در شب شهادت خود فرمودند: «جدّم به من خبر داد که: فرزندم حسین در گرمای کربلا، غریب، تنها و تشنه کشته می شود، پس هرکه او را یاری کند مرا یاری کرده و فرزندش قائم (علیه السلام) را نیز یاری نموده است، و هرکس با زبان ما را یاری کند روز قیامت در حزب ما خواهد بود.» (3)
ما باغبانیم. یه سایه ی درخت راضی نشویم...
پی نوشت:
1. فَالْیوْمَ الَّذینَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ یضْحَكُونَ (34) عَلَى الْأَرائِكِ ینْظُرُونَ (35) (و[لى] امروز، مؤمنانند كه بر كافران خنده مىزنند. بر تختها[ى خود نشسته]، نظاره مىكنند.)
2. تحف العقول، ترجمه جعفرى، ص 90؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5
3. اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، چ 1، ص
ان شاء الله ادامه دارد....
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله...
با دعای فرج،مشمول دعای امام می شویم.
مَثَل ما وقتی در کنار دعاهایمان، برای فرج دعا نمی کنیم، مَثَل کسی است که نهالی را به هزار زحمت و امید و آرزو بکارد و از آن نگه داری کند، شکوفه هایش را روی چشم بگذارد و وقتی میوه داد، میوه هایش را نچیند تا وقتی که بگندد! وقتی دعای فرج در کنار دعای ماست، انگار سیب آبدار شیرینی را که خودمان با دست خودمان کاشته ایم و آبش داده ایم، با لذت گاز بزنیم؛ بدون ترس از کرم و گندیدگی. خلاصه اینکه، وقتی در هنگام هر دعا، برای فرج دعا نکنیم کارمان «بی ثمر» است. نه اینکه مستجاب نشود ها، نه؛ امَا وقتی برای فرج دعا می کنیم، مجرای استجابت دعایمان، از مسیر دیگری می رود که از هر استجابتی بهتر و زیباتر است. چگونه؟ عرض می کنیم.
اگر بشنوید که کسی برایتان دعا می کند، چه می گویید؟ اگر کمی انصاف داشته باشید، لااقل می گویید «خدا پدر و مادرش را بیامرزد!» یا «خدا خیرش بدهد!». اگر هم خیلی با مرام باشید، شما هم از طرف دیگر برایش دعا می کنید. مگر می شود کسی مرام و صمیمیت و مهربانی مولای ما را داشته باشد و از این کمتر بکند؟ یعنی آقای ما که اخلاقش به پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) رفته است، از ما کمتر دعا می کند؟ نعوذاً بالله!
این که می گوییم اگر برای امام دعا کنیم، امام عزیزمان (ارواحنا له الفداء) برایمان دعا می کنند از دو جهت است:
اول اینکه وقتی امام را دعا کنیم، ایشان را یاری کرده ایم. یاری زبانی! یعنی در مجالس و بین مسلمانان، در میان جهان پر از ظلم، عدالت را از خدا می خواهیم و اینگونه، نام امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) را می بریم و برای ایشان، دوستانشان و نابودی دشمنانشان دعا می کنیم. این می شود یاری زبانی. اینکه امام برای یارانشان دعا می کنند، در روایات آمده است. ایشان فرموده اند: «و کساني که براي ياري دين تو از من پيروي ميکنند نيرومند کن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ايشان پيروزشان گردان....» (1)
دوم اینکه امام، اساساً جلوتر از دیگران حرکت می کند، به همین خاطر هیچ وقت مدیون کسی نمی ماند. حالا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، زیر دین من و شما می ماند؟ نمی ماند دیگر! خودشان فرمودند: «من براي هر مؤمني که پس از ذکر مصائب سيد الشهدا در مجالس عزاداري دعا نمايد، دعا ميکنم.» (2)
کدام مسیر، مسیر ويژه ی دعای فرج است؟ این مسیر ویژه، گذر از قلب و زبان مولای ماست. نه هر کسی؛ آخرین ذخیره ی خدا، حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف)! نه هر قلبی، قلب پر اضطراب و پر درد مولای ما و نه هر زبانی؛ زبانی که جز خیر و حق از آن بیرون نمی آید. خلاصه اینگونه که نگاه کنیم انگار دعا دو نوع می شود: دعای معمولی، دعای طلایی! از قیمت طلا که خبر دارید...
پی نوشت:
1. مهج الدعوات: 302؛ به نقل از اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج 1، ص
2. به نقل از اصفهانی، همان، ص
[b]ان شاء الله ادامه دارد...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا