تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کل یوم عاشورا.... و کل ارض کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
[تصویر: w500]
بر خلاف انچه تصور می شود
یاد امام حسین (علیه السلام) فقط مختص یک روز ، یک دهه و یک ماه نیست
و
محرم و صفر زمان بالیدن است نه فقط نالیدن
بساط آموزه است ، نه موزه
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن
یک زندگی او را در قلبت داشته باش
[تصویر: 99461147085611997318.jpg]
حسن رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران :

امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا گفت هرکسی بدهی دارد و حق مالی کسی به گردن اوست و به حقوق اقتصادی فردی تجاوز کرده است نمی‌خواهم خونش با خون ما مخلوط شود.
ابا عبدالله(علیه السلام) برخی را در روز عاشورا بیرون کرد و گفت؛ "نمی‌خواهم شما شهید شوید و فرمودند اگر از کسی قرض کردی و قرضش را ندادی برای من شهید نشود".

ما دو نوع عزارداری و محرم داریم. اولین روضه رسمی را برای امام حسین(علیه السلام) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(سلام الله علیها) خواند؛
امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی.
کسانی که امام حسین(علیه السلام) را دعوت کردند و حدود 120 هزار نفر بودند گفتند ما محب حسین(علیه السلام) هستیم ولی همین قالتاق ها در کربلا با امام حسین چه کردند؟

امروز هم از همین قالتاق ها داریم. ما کسانی داریم که به اسم امام اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند. باید مراقب تشیع انگلیسی که هدفش احمق نشان دادن شیعه است باشیم.
خدا لعنت کند کسانی که در عزاداری امام حسین لخت میشوند و می گویند "مستم و مستم"، "مشتم و مشتم" و "میرقصم و میرقصم رقاصه عباسم"؛

البته باید گفت 90 درصد هیأت ها برای خدا و عشق امام حسین(علیه السلام) خدمت می‌کنند و اگر مداح ها نبودند قضیه کربلا فراموش می‌شد.
آنهایی به حضرت امام حسین(علیه السلام) و "حضرت محسن(علیه السلام)" ارادت داشتند که زیر آتش و بمب‌های شیمیایی "حسین حسین" می‌گفتند و شهید شدند نه یک مشت شیعه انگلیسی مفت خور که برخی از انها جلسه‌ای 30 میلیون تومان می‌گیرند؛ این افراد تا وقتی دنیایشان تامین باشد "حسین حسین" شان برقرار است.

من افتخار دارم وهابی ها من را تهدید به مرگ کردند و ریگی در اعترافاتش اسم من را برده بود. من دوست دارم تیمی از وهابی‌ها و شیعیان انگلیسی من را تهدید کنند چراکه من دوست دارم با آنها درگیر شوم.

(در واکنش به بازتاب هایی که اخیرا برخی شبکه های شیعی لندن نشین به اظهاراتش در خصوص برگزاری دهه محسنیه) من این سخنان را از سخنان برخی مراجع برگرفتم؛ چند وقت پیش دو نفر از مراجع گفتند آنچه سفارش شده دهه محرم است و اگر بخواهید دهه های دیگری درست بکنید عزاداری سید الشهدا تحت الشعاع قرار میگیرد؛
برخی هم آمدند گفتند "ما دهه چهارم فاطمیه را هم در اسناد پیدا کردیم و بعد دهه محسنیه و انشالله می خواهیم "شهر"(یک ماه) عزاداری محسنیه برگزار کنیم"؛

خب این کارها باعث میشود مردم از عزاداری ها بی زار شوند؛ برخی گفتند علمایی که میگویند دهه های محسنیه و غیره را زیاد نگیرید بی ولایت هستند. من کی گفتم عزاداری برای حضرت محسن(علیه السلام) بدعت است چرا دروغ میگویید؟

من گفتم برخی قالتاق هستند که اسمشان شیعه است؛ این افراد کسانی هستند که در بازار ربا میخورند؛
ولی من کی گفتم شیعیان قالتاق هستند؟ چرا برخی نامردان دروغ میگویند؟

امروز تمام مداحان باید بروند منشور رهبر معظم انقلاب در مورد مداحی را بخواهند، البته اگر برخی نگویند رهبری هم ضد ولایت است، یک کلام ایشان گفتند در هیأت ها لخت نشوید؛ ولی ببینید برخی چه بلوایی درست کردند؛ تشیع این افراد اطاعت از امام حسین(علیه السلام) نیست.

رهبری در این زمینه دستور و حکم حکومتی هم ندادند و تنها به عنوان یک عالِم توصیه کردند؛ ایشان گفتند وقتی میروید پشت بلندگو صد بار میگویید "حسین وای حسین وای" خب چیزی نمیفهمی و یاد نمیگیری بلکه بجای آن حدیث بگویید.

کسانی که ترانه های لهوی را با اشعار هیئات مخلوط میکنند اینها خائنین به امام حسین(علیه السلام) هستند.
برخی قلاده می‌بندند و صدای سگ و توله سگ در می‌آورند؛ امسال در مشهد چنین اتفاقی افتاد.
برخی در هیئات عین مست ها لخت می‌شوند و تلو تلو می‌خورند و یک کسی بالای منبر می‌گوید "ما اگر از سر بریده می‌ترسیدیم در محفل عشاق نمی‌رقصیدیم".

امروز این دست عزاداری ها را در شبکه های وهابی پخش می‌کنند و می‌گویند خب حال حسین عاقل‌تر بود یا یزید؟؛
امروز باید منشور رهبری برای مداحی را توزیع کنند و هرکسی اشکال دارد باید اشکال کند.
برخی می‌گویند آقای خمینی باید آن دنیا جواب بدهد چون گفته است با قاتلان حسین وحدت کنید؛ آیا سنی های کشور ما از قاتلان امام حسین هستند؟
برخی روحانیون در حوزه تهمت بی دینی به امام خمینی زدند چون می‌گفتند شیعه را از سیاست جدا کنید.
امروز شیعه انگلیسی در مشهد و قم و اصفهان و نجف مدرسه علمیه دارد و دارد لشگر طلابی راه میاندازد تا تفکر امام و انقلاب و رهبری را تا دهه های دیگر از بین ببرد.

این تیم های تروری که آمد تا این دانشمندان هسته‌ای را بزنند یک فرد غیر هسته ای هم هدف داشتند که من بودم که متاسفانه خنثی شد؛ دوستان وزارت اطلاعات هم به من گفتند سه تیم از اسرائیل آمده بود به ایران برای ترور که یکی از اهداف آنها تو بودی.

https://plus.google.com/u/0/10862399...ts/PvMfGgo2ZjH


[تصویر: w535]
انتقام فتنه گران از سپاه امام حسین (علیه السلام)

یزیدیان سبزپوش با گوساله های سامری که ساخته بودند، گمان می کردند می توانند از واقعه ای که روح شهادت طلبی و استکبارستیزی و امر به معروف را در جهان طنین انداز کرده بود، انتقام بگیرند.

از این رو در عاشورای سال 88 شمسی در صف یزیدیان سال 61 هـجری قمری قرار گرفتند و تا توانستند با خوی وحشیگری همان جنایات را تکرار نمودند.

اما این بار مردم به ندای هل من ناصر ینصرنی نایب امام زمان خود لبیک گفتند و با درک واقعه عاشورا و هدف والای امام حسین (علیه السلام) به خیابان ها آمدند و یزیدیان سبز پوش را از میدان به در کردند.

زخمی که بر بدنه فتنه گران یزیدی صفت از سوی امام حسین (علیه السلام) وارد شده بود به زخم چرکین کینه تبدیل شد و کم کم این زخم چرکین در سال 92 و 93 سر باز کرد.

سپس شروع به سنگ اندازی به سمت خیمه های عزاداری نمودند با زدن حرف هایی مانند چرا زنجیر میزنید بلکه بیائید زنجیری از دست کسی باز کنید و یا چرا در مجالس هزینه برای پخش غذا صرف می کنید و ... قصد آتش زدن خیمه های عزا را داشتند.

آنان در اقدامی جدید تیر های سه شعبه را به سمت پیام عاشورا که همان امر به معروف است گرفتند و قبل از محرمبا اسید پاشی به چهره ناموس کشور و ربط دادن آن به امر به معروف قصد در تضعیف پیام عاشورا نمودند.

پیام ما به یزیدیان سبزپوش این است که شما هرگز نمی توانید واقعه ای که از پیش بشارتش به آدم، نوح، ابراهیم، اسماعیل، سلیمان، موسی، عیسی و پیامبر خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسیده بود را برای رسیدن به مقاصد شومتان در اذهان مردم تخریب نمایید.

اما دلیل کینه فتنه گران این است که این انقلاب با الگو گیری از قیام امام حسین (علیه السلام) شکل گرفت و خون هایی برای بقای آن مانند شهدای کربلا ریخته شد و امروز این نسل نیز با الگو گیری از همان واقعه روح شهادت طلبی را زنده نگه داشته است و نخواهد گذاشت یزیدیان دوباره آب را بر سپاه حق ببندند.


برگرفته از:https://plus.google.com/u/0/11793639...ts/bApsVaNr9Fd


[تصویر: w535]
اخلاق کریمانه امام حسین(علیه السلام)

عصامم بن مصطلق میگوید: وقتی به مدینه وارد شدم، امام حسین(علیه السلام) را دیدم. از شهرتش در شگفت شدم. حسد مرا واداشت که دشمنی و کینه خود را آشکارسازم.

نزدیک ایشان رفتم و گفتم: تویی پسر ابوتراب؟ (تعبیر به ابوتراب برای امام علی (علیه السلام) درنظر کوته فکران، نوعی توهین بود) حضرت فرمود: بلی.
پس هرچه خواستم به او و پدرش دشنام دادم، ولی حضرت به من نگاه مهربانانه‌ای کرد و فرمود:
پناه می‌برم به خدا از شرشیطان رانده شده به نام خداوند بخشنده و مهربان. گذشت پیشه کن و به (کار) پسندیده فرمان ده واز نادانان رخ برتاب و اگر از شیطان وسوسه‌ای به تو رسید. به خدا پناه ببر، زیرا از شنوای دانا است. (اعراف- 199)

سپس فرمود: کار را برای خود آسان‌گیر و برای من و خود، از خداوند طلب آمرزش کن.
اگر از من یاری بخواهی، یاری‌ات می‌کنم و اگر چیزی طلب کنی، به تو می‌بخشم و اگر از من راهنمایی بخواهی، راهنمایی‌ات خواهم کرد.

من از گفته‌ها و رفتار خود پشیمان شدم. حضرت فرمود: «امروز برشما سرزنشی نیست، خدا شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است» (یوسف- 92)
من از این اخلاق کریمانه، در برابر جسارت‌ها و دشنام‌ها، دوست داشتم به زمین فرو روم.
به ناچار از برابر چشم آن حضرت، به میان مردم پناه بردم و الان کسی پیش من از او و پدرش محبوب‌تر نیست.
سفینه البحار، باب خلق 


http://jmaliahmad6.samenblog.com/

[تصویر: w535]
ماجرای شهادت حضرت علی اصغر به روایت رهبر انقلاب

یک بچه‌ى شش ماهه مگر به چه قدر آب رفع عطشش مى‌شود، اگر به قدر نصف استکان آب به امام حسین مى‌دادند رفع عطش على‌اصغر مى‌شد، با وجود این امید ضعیف حسین‌بن‌على علیه‌السّلام این بچه را در آغوش گرفت، برد، او را روى دست بلند کرد، به همه نشان داد حالت خود این بچه تأثرانگیز بود، هر دلى را هر دل سنگى را یقیناً به ترحم وادار مى‌کرد،

حضرت مخصوصاً استرحام کردند این حرف درست است که «ان لم ترحمونى فرحموا هذا الطفل الرضیع» یعنى رحم کنید به این بچه‌ى کوچک، یک پدر براى بچه‌ى کوچک در این مواقع اضطرارى این کار را مى‌کند. آن نفس ابى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام اجازه مى‌دهد به او که براى حفظ جان این بچه یک مقدارى آب از آنها بگیرند از آنها طلب بکنند

در همین حالى که حسین‌بن‌على لابد با یک حال بحرانى، با یک هیجان، با یک ناراحتى این بچه را روى دست بلند کرده دارد حرف مى‌زند یک وقت یک چیز عجیبى را احساس کرد دید این بچه‌اى که از گرسنگى و تشنگى بى‌حس و حال افتاده بود سر خودش را نمى‌توانست نگه دارد گردنش یک طرف کج شده بود آن چنان این بچه دست و پا مى‌زند روى دست پدر همین‌طور که نگاه کرد دید خون از گلوى على‌اصغر سرازیر شده «على لعنة اللَّه على القوم الظالمین».

ماجرای شهادت حضرت علی اصغر به روایت رهبر انقلاب


[تصویر: w285]
ماجرای شهادت حضرت عباس به روایت رهبر انقلاب

آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند.

اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه‌ى فرات - شعبه‌اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.

این دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکى امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظیر است. دیگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العباس است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌اند.

این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌شکافند. براى این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.

در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس مى‌کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند.

آن‌طور که نقل مى‌کنند، او مشک آب را پر مى‌کند که براى خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنه‌ى خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفادارى خویش را نشان داد.

ماجرای شهادت حضرت عباس به روایت رهبر انقلاب
لینک در آپارات | ماجرای شهادت حضرت عباس به روایت رهبر انقلاب


[تصویر: w285]
سخنی از سرور آزادگان جهان:

من کسی نیستم که از مرگ بترسد!

لَيْسَ شَأْنِي‌ شَأْنَ مَنْ يَخَافُ الْمَوْتَ.
شأنِ من‌ شأن‌ كسي‌ نيست‌ كه‌ از مرگ‌ بترسد!

مَا أَهْوَنَ الْمَوْتَ عَلَي‌ سَبِيلِ نَيْلِ الْعِزِّ وَإحْيَآءِ الْحَقِّ.
* چقدر مرگ‌ راحت و بی ارزش است؛
در راه‌ وصول‌ به‌:
عزّت‌
و احياي‌ حقّ!


[تصویر: w535]
خطبه‌ ‌امام حسین(علیه السلام) در مکه مكرمه‌، بهنگام تصمیم برای رفتن به كربلا

حمد و سپاس‌ سزاوار خداست‌. آنچه‌ را كه‌ خدا بخواهد خواهد شد. و قوّه‌ و قدرتي‌ نيست‌ مگر بخدا. و درود بر رسول‌ و فرستاده‌ او باد.

مرگ‌ برای فرزندان‌ آدم‌، به‌ مثابه‌ گردنبند بر گردن‌ دختر جوان‌ است‌.

و چه‌ بسيار در آرزو و اشتياق‌ ملاقات‌ و ديدار رفتگان‌ از خاندان‌ خود هستم‌، همانند اشتياقي‌ كه‌ يعقوب‌ به‌ ديدار يوسف‌ داشت‌.

و براي‌ من‌ جائي‌ معيّن‌ و انتخاب‌ شده‌ است‌ كه‌ بايد پيكر من‌ در آنجا بيفتد، و من‌ بايد به‌ آنجا برسم‌.

گويا مي‌بينم‌ كه‌ بند بند مرا گرگان‌ بيابان‌ بين‌ نَواويس‌ و كربلا از هم‌ جدا مي‌سازند، و شكمبه‌هاي‌ تهي‌ خود را از گوشت بدن من پر مي‌كنند و انبانهاي‌ گرسنه‌ خود را سرشار مي‌نمايند.

فرارگاهي‌ نيست‌ از روزي كه‌ در قلم‌ تقدير گذشته‌ است‌.
رضاي‌ خدا رضاي‌ ما اهل‌ بيت‌ است‌؛
بر امتحانات‌ و بلاهاي‌ او شكيبائي‌ مي‌نمائيم‌، و او اجر و مزد شكيبايان‌ را بطور اتمّ و اكمل‌ به‌ ما عنايت‌ خواهد نمود.

خاندان رسول‌ خدا، که قرابتشان، به‌ منزله‌ پودِ جامه‌ با اصل‌ و ريشه‌ آن‌ است، جدا نمي‌شوند. و در بهشت‌ برين‌ گرداگرد او جمع‌ مي‌شوند، و بدانها چشم‌ رسول‌ خدا تر و تازه‌ مي‌گردد، و براي‌ آنها وعده‌ رسول‌ خدا تحقّق‌ مي‌پذيرد. (وعده‌اي‌كه‌ خداوند به‌ رسول‌ خدا داده‌ است‌ براي‌ اقربايش‌ منجّز و محقّق‌ مي‌گردد.)

پس‌ كسي كه‌ در ميان‌ ماست‌، و حاضر است‌ جان‌ خود را ايثار كند،
و خون‌ دل‌ خود را فدا كند،
و براي‌ لقاي‌ خدا نفس‌ خود را آماده‌ نموده‌ است‌؛ با ما كوچ‌ كند!

كه‌ من‌ در صبحگاهان‌ عازم‌ رحيل‌ هستم‌؛ إن‌شآءالله‌ تعالَي‌.»

وَ رُوِيَ أَنَّهُ عليه‌السلام لَمَّا عَزَمَ عَلَي‌ الْخُرُوجِ إلَي‌ الْعِرَاقِ قَامَ خَطِيبـًا، فَقَال‌: الْحَمْدُ لِلَّهِ، مَاشَآءَ اللَهُ، وَلاَ قُوَّه إلاَّ بِاللَهِ، وَصَلَّي‌ اللَهُ عَلَي‌ رَسُولِهِ. خُطَّ الْمَوْتُ عَلَي‌ وُلْدِ ءَادَمَ مَخَطَّ الْقِلاَدَه عَلَي‌ جِيدِ الْفَتَه. وَمَا أَوْلَهَنِي‌ إلَي‌ أَسْلاَفِي‌ اشْتِيَاقَ يَعْقُوبَ إلَي‌ يُوسُفَ. وَخُيِّرَ لِي‌ مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِيهِ؛ كَأَنِّي‌ بَأَوْصَالِي‌ تَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ الْفَلَوَاتِ بَيْنَ النَّوَاوِيسِ وَكَرْبَلا´ءَ؛ فَيَمْلاَنَ مِنِّي‌ أَكْرَاشـًا جُوفـًا، وَأَجْرِبَه سُغْبـًا. لاَ مَحِيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ. رِضَا اللَهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ نَصْبِرُ عَلَي‌ بَلاَ´ئِهِ، وَيُوَفِّينَا أُجُورَ الصَّابِرِينَ. لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ لُحْمَتُهُ، وَهِيَ مَجْمُوعَه لَهُ فِي‌ حَظِيرَه الْقُدْسِ، تَقِرُّ بِهِمْ عَيْنُهُ، وَيُنْجَزُ لَهُمْ وَعْدُهُ. مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلاً مُهْجَتَهُ، وَمُوَطِّنـًا عَلَي‌ لِقَآءِ اللَهِ نَفْسَهُ، فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا؛ فَإِنَّنِي‌ رَاحِلٌ مُصْبِحـًا إنْ شَآءَاللَهُ تَعَالَي‌.
منبع: لمعات الحسین

[تصویر: w535]
زایر

اندوه بلندی ست، زمانی که نباشی

بیا که ماه ها و روزها را انتظار کشیده ام تا اربعین برسد و قدم بر بزرگ هیات یک نفره ام بگذاری

داراییم همین است، همه اش از آن تو

https://plus.google.com/u/0/10444485...ts/YtnSfJkHtjx


[تصویر: w480]
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع