[b]سلام علیکم
[/b]
[b]
![[تصویر: aghoosh_haramat_1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8128342200/aghoosh_haramat_1.jpg)
[/b]
[b]اولین روزی که امامحسین (علیه السلام) روزه گرفتند همه اهل بیت در کنار سفره جمع شدند :
[/b]
[b]
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو به امامحسین فرمودند:
[/b]
[b]حسین جان عزیزم روزه ات را باز کن .
[/b]
[b]
امامحسین فرمودند : جایزه من چه خواهد بود؟
[/b]
[b]
پیامبر فرمودند : نصف محبتم را به کسانی که تو را دوست دارند می بخشم .
[/b]
[b]
حضرتعلی (علیه السلام) فرمودند : پسرمحسین جان بفرما.
[/b]
[b]
باز امام فرمودند : جایزه من چه خواهد بود ؟
[/b]
[b]
حضرتعلی فرمودند :نصف عبادتهایم برای کسانی که عاشق تو هستند.
[/b]
[b]
حضرتفاطمه (سلام الله علیها) فرمودند :عزیز دلم افطار کن.
[/b]
[b]
امام حسین پرسیدند : جایزه شما به من چیست؟
[/b]
[b]
حضرت فرمودند: نصف عبادتهایم را به کسانی میبخشم که بر توگریه می کنند.
[/b]
[b]
امامحسن (علیه السلام) فرمودند : برادر جان روزه ات را باز کن.
[/b]
[b]
و امام همان سوال را پرسیدند.
[/b]
[b]
حضرت پاسخ داد ند :من تا همه گنهکاران را بر تو نبخشم بهبهشت نخواهم رفت.
[/b]
[b]
و در همین حال جبرئیلبر پیامبر نازل شد فرمودخدا میفرماید :
[/b]
[b]
من از شماها مهربانتر هستم
[/b]
[b]و آنقدر آن کسانی را کهعاشق تو هستند را بهبهشت میبرم تا تو راضی شوی
[/b]
[b]منتهی الامال مرحوم شیخ عباس قمی
[/b]
[b]قرآنی نوشتــــــ:
[/b]
[b]![[تصویر: sii1SOFG_425.jpg]](http://media3.afsaran.ir/sii1SOFG_425.jpg)
[/b]
[b]پســـر : می شـــه شمـــاره بدی؟
دختــــر : 17 _ 32 ....
پســـر : این چـــه نوع شمـــــاره ایه دیگه
دختــــر : قــــرآن ســـوره 17 آیه 32 : وَلَا تَقْــــرَبُــــوا الـــــــزِّنَا به زنــــا نزدیکــــ نشــــوید
[/b]
[b]تفکر نوشتـــــ:
.
[/b]
[b]
![[تصویر: phoca_thumb_l_hejab_15_.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8128348392/phoca_thumb_l_hejab_15_.jpg)
[/b]
[b]حجت الاسلام والمسلمین قرائتی :
[/b]
[b]خدا به آدم دستور داد گندم نخور!
[/b]
[b]وقتی خورد اولین سیلی خدا به او برهنه شدن بدنش بود
[/b]
[b]این نشان میدهد که رها کردن لباس سیلی خداست نه تمدن
[/b]
[b] بی تقاضا خود را عرضه کرد
قیمت زن را شکست
بی حجاب!
.
افسوس نوشتـــــــــ:
[/b]
[b]![[تصویر: kvdcm9579ivyl6jwtjbj.gif]](http://s5.picofile.com/file/8128347000/kvdcm9579ivyl6jwtjbj.gif)
[/b]
[b]وقتی زلیخا از حضرت یوسف (علیه السلام) تقاضای کامجویی کرد،
[/b]
[b]قبل از این کار پارچه ای برداشت و بر روی خدایش (بت) انداخت و گفت:
[/b]
[b]دیگر خدا نمی بیند؛ و از خدایش هم عذر خواهی کرد.
[/b]
[b]زلیخایی که بت پرست است از یک سنگی به دست تراشیده حیا کرد
[/b]
[b]و پارچه ای بر روی آن نهاد که گناهی را که انجام می دهد خدایش نبیند
[/b]
[b]و حیای بین خود و خدایش (بت) را حفظ نمود.
[/b]
[b]ولی بعضی از ما یادمان رفته است که عالم محضر خداست؛
[/b]
[b]و چه راحت حیای بین خودمان و خدایمان را از بین بردیم
[/b]
[b]و از هیچ گناهی در مقابلش چشم پوشی نکردیم،
[/b]
[b]از گفته هایش چه راحت عبور کردیم و چه راحت حضورش را نادیده گرفتیم....