تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چگونه به او بگویم دوستش دارم!؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
نقل قول:اى بنده ام، من همه اشیاء را به خاطر تو خلق کردم و تو را هم براى خودم آفریدم و من دنیا
را با احسان خود به تو بخشیدم و آخرت را هم به وسیله ایمان به تو دادم.[تصویر: heart.png]
نمی خوام تاپیک رو به هم بزنم. تاپیک خیلی خوبی هست.
ولی این سخن چه منبعی داره؟
یا حداقل بگید که مخاطبش فقط انسان ها هستن؟
آخه توی یکی از کلاس های مربوط به قرآن توی دانشگاه، روحانی ما گفته که جهان برای انسان نیست. همه ی کائنات مثل انسان روح و عقل و درک و معاد دارن
تنها فرق انسان توانایی قرب لایتناهی او است.
سلام
خیلی خوشحالم که این مطلب توجه تون و جلب کرد.
این جمله خدا به پیامبرشه،منم وقتی این جمله رو خوندم حیرت زده شدم.
ذوق کردم وقتی خوندم قبل از آفرینش همه ی کائنات و فرشته و...خداوند اول پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو خلق کرد آنقدر که پیامبر(ص)5000سال خدا رو عبادت کرد تا اینکه خدا این جمله رو در موردش بنده ش گفت.
و سئوال بعدی تونو اینطور باید جواب بدم که استادتون درست می گن ،من به شخصه این موضوع و دقیقا نمی دونم تو کدوم سوره جز 29 خوندم.برای منم این سئوال مطرح شده بود ولی تو تاپیک بعدی درستی مطلب و بهتون کامل می گم.اما این مطلب و بخونید می تونه کمکی به سئوال اول کنه.
خداى عزّ وجلّ فرماید: سوگند به عزت و جلال خودم و بزرگی و کبریایم و نور و برترى
مقامم که هیچ بنده دلخواه خود را بر دلخواه من مقدم ندارد جز اینكه کارش را پریشان
کنم و دنیایش را در هم سازم، و دلش را به او مشغول کنم، و از دنیا بر او ندهم جز آنچه
برایش مقدر کردها م، و سوگند به عزت و جلال و بزرگی و نور و برترى و بلندى مقامم که
هیچ بنده دلخواه من را بر خود مقدم ندارد جز آنكه فرشتگان من او را نگهبانی کنند، و
آسمانها و زمینها متكفل روزى او شوند )و به عهده گیرند( و از پس تجارت هر تاجرى
پشتیبان و نگران او باشم، و دنیا هم در حالی که نخواهد به جانب او رو کند.
کدام آفریده ات را بیشتر دوست داری ؟

(و فی مناجاة موسی علیهالسلام أی رب أی خلقک أحب إلیک قال من إذا أخذت حبیبه سالمنی ).
موسی علیه السلام در مناجات با خدا عرض کرد:
خدای من ! کدام آفریده ات را بیشتر دوست می داری ؟
خدا فرمود: آنکس را که چون محبوبش را از او بگیرم با من آشتی باشد.
آیه تسبیح می تونه جواب خوبی باشه.
خداوند عزوجل در آیه 44 سوره اسراء می فرماید: (تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا) " آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، [/u]همه[b] تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است. "
کافیه به این سئوالها تو ذهنتون جواب بدید تا به حرف استاد برسید.
1
.آیا شی ای یا هر چیزی که زبان ندارد می تواند حرف بزند؟
2.چه کسی،چه چیزی و... (چه کسی را تسبیح می کند)؟
3.چرا تسبیح می شود؟
4.چگونه بی زبان می تواند تسبیح بگوید؟بی زبان داریم؟
5.تسبیح یعنی....
6.خدواندی که همه چیز را زنده خلق کرده ، پس چه چیزی مرده است؟
7. آیا خدواند در همه جا حضور دارد؟



خانم ها و آقایون کمک کنید ،من یه نفرو خیلی خیلی دوست دارم نمی دونم چطوری بگم دوستش دارم؟Blush
واقعا من دوستش دارم؟!Sad
از کجا بدونم که واقعا دوستش دارم؟Huh
از کجا بدونم او هم من و دوست داره؟Confused
اگه کسی و دوست داشته باشیم چطوری می شیم!!Dodgy
یکی می گفت وقتی می بینیش قلبت می یاد تو دهنت!
براش بهترین لباس و می پوشی!
همیشه جلوی چشماشی!
همیشه بهترین حرف ها رو می زنی!
همیشه سعی می کنی که ببینیش که هرگز فراموشت نکنه!
اون کاری و می کنی که دوست داره!
سورپریزش می کنی!
خوشحالش می کنی!
آیات فراوانى از قرآن بیانگر این است که خداوندموجودات جهان را مسخّر انسان قرار داده است


خداوند نهر ها را مسخّر شما قرارداد؛
و سخّر لکم الا نهار
خداوند کشتى را مسخّر شما قرار داد؛
و سخّر لکم الفلک

خداوند شب و روز را مسخّر شما قرارداد؛
و سخّر لکم اللّیل و النّهار

خداوند خورشید و ماه را مسخّر شماقرار داد؛
و سخّر لکم الشّمس و القمر

خداوند آنچه را در زمین است ، مسخرشما قرار داد؛
الم تر اءنّ اللّه سخّر لکم ما فى الا رض
از مجموع این آیات استفاده مى شود اولا: انسان تکامل یافته ترین موجودات این جهان است ، و از نظر جهان بینى اسلام آن قدر به او ارزش و مقام داده که همه ى موجودات دیگر را مسخر انسان ساخته.
انسان تکامل یافته ترین موجودات این جهان است ، و از نظر جهان بینىاسلام آن قدر به او ارزش و مقام داده که همه ى موجودات دیگر را مسخر انسان ساخته .
روشن مى شود که تسخیر دراین آیات به این معنا نیست که انسان همگى موجودات را تحت فرمان خود درآورد، بلکه همین اندازه که در مسیر منافع و خدمات رسانى به او حرکت مى کنند، فى المثل کرات آسمانى براى او نورافشانى مى کنند یا فوائد دیگرىدارند، در تسخیر او هستند
جهان هستى در خدمت انسان هو الّذى خلق لکم ما فى الا رض جمیعا در این آیه ى شریفه نفرمود
خلقکم لما فى الا رض جمیعا،
بلکه فرمود
خلق لکم ما فى الا رض
یعنى هر چه را در جهان هستی وجود دارد، براى تو آفریدم ، نه این که تو رابراى هستی آفریدم .
درآیات دیگرى نیز فرمود: تو را براى خودم آفریدم ؛
این معنا را گاهى به طور خاص فرمود، مانند این که به موسى علیهالسلام گفت :
[font=Times New Roman][/font] واصطنعتک لنفسى گاهى به طور عام ؛ و ما خلقت الجنّ و الا نس إ لاّ لیعبدون
حالا من نمی خواستم تاپیک رو به هم بزنم
ببخشید
ولی سوال شد من هم پرسیدم.
استادمون می گفت. تمام کائنات شعور دارن
حتی سنگ هم شعور داره
ولی سنگ چون پرده اش جلوی چشمش نیست دیگه نیازی به پیامبر نداره. خودش راهشو می بینه
ولی انسان اینجوری نیست.(جن هم اینجوری نیست)
حالا انسان به صرف انسان بودنش سوگلی آفرینش نیست.
بلکه فقط برخی از انسان ها مثل نبی و حضرت امیر و انبیا و شهدا و امامان و ... هستن که سوگلی شدن.
به خاطر قرب وجودی اشون
انسان مسیر قرب و تکاملش تا ابد بازه
ولی برای بقیه این جوری نیست
کسی که از اون مرز محدودیت عبور می کنه می شه سوگلی خدا
الآن اگه اون روایت خطاب به نبی باشه که با این استدلال جور در میاد.
اما اگه خطاب به امثال من باشه جور در نمی یاد.
(۱/آبان/۹۳ ۱:۱۶)Bidel.s نوشته است: [ -> ]استادمون می گفت. تمام کائنات شعور دارن
حتی سنگ هم شعور داره
ولی سنگ چون پرده اش جلوی چشمش نیست دیگه نیازی به پیامبر نداره. خودش راهشو می بینه
ولی انسان اینجوری نیست.(جن هم اینجوری نیست)
حالا انسان به صرف انسان بودنش سوگلی آفرینش نیست.
بلکه فقط برخی از انسان ها مثل نبی و حضرت امیر و انبیا و شهدا و امامان و ... هستن که سوگلی شدن.
به خاطر قرب وجودی اشون
انسان مسیر قرب و تکاملش تا ابد بازه
ولی برای بقیه این جوری نیست
کسی که از اون مرز محدودیت عبور می کنه می شه سوگلی خدا
الآن اگه اون روایت خطاب به نبی باشه که با این استدلال جور در میاد.
اما اگه خطاب به امثال من باشه جور در نمی یاد.

سپاس فراوان از جناب بیدل برای طرح سوال بسیار عالی که باعث شد قدری بیشتر فکر کنیم .
.............................
تفسیر ایات 30 تا 37 سوره ی بقره به نکات جالبی اشاره می کنه .
وقتی فرشته ها با حالت اعتراض از خداوند می پرسن که چرا کسی رو به عنوان جانشین برای خودت انتخاب کردی که در زمین فساد می کند و خون ها می ریزد
و خدا در پاسخ می گوید که من چیزی می دانم که شما نمی دانید و از ادم می خواهد اسما را به فرشتگان بیاموزد .
و آدم آنها را از اسما با خبر می کند .
خداوند به صورت ذاتی راه و رسم خوبی ها را به انسان آموخته است و فطرت تمام انسانها در ابتدا پاک است و این خود اوست که اینه ی پاک فطرتش رو چرک و تباه می کند و اگر بتواند در مقابل نفس سرکش به ایستد و مبارزه کند طاهر می شود .
حال اینکه ملائکه اصلا قدرت گناه ندارند که بخواهند در مقابل آن بایستند و مبارزه کنند . دیگر موجودات نظیر سنگ و اشیا نیز به همین شکل اند .
اما انسان هر لحظه باید رو در رو با نفسش باشد . مسلم است آن انسانی که شرایط گناه برایش وجود دارد اما می تواند انتخاب کند و خوب و بد را تمیز دهد و با نفسش مبارزه کند و نگذارد صفحه ی سفید دلش چرک شود به قول شما می شود سوگلی خداوند .
پس چه زیباست که خدا به همین سوگلی اش می گوید دنیا رابرای تو آفریدم و تو را برای خودم .
عشق یعنی حضرت عباس (علیه السلام)...
روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس (علیه السلام) از اسب بر روي زمين افتاد، امام حسين (علیه السلام) فرمودند:‌(الان انكسر ظهري و قلت حيلتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (علیه السلام) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (علیه السلام) است.
امام زمان (علیه السلام)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس (علیه السلام) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،‌الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي.
امام زين العابدين (علیه السلام) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (علیه السلام) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود:‌هيچ روزي بر رسول خدا (علیه السلام) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد سپس امام زين العابدين (علیه السلام) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (علیه السلام) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين (علیه السلام) ايستادند و مي پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر يك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (علیه السلام) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند.
آنگاه امام زين العابدين (علیه السلام) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (علیه السلام) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (علیه السلام) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (علیه السلام) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند. Heart
برگرفته از سایت شهید آوینی
هر روز به زنت بگو که عاشقش هستی!


[b]فرارو- [/u]پیرمرد به تنهایی وارد رستوران می‌شود و به عکس زنی که روی میزش می‌گذارد عاشقانه زل می‌زند.
به گزارش فرارو به نقل از دیلی‌میل، عکس زیر، عکس پیرمردی است که به تنهایی در یکی از شعبه‌های برگرفروشی
In-N-Out


در کالیفرنیا مشغول غذا خوردن است. این عکس را یکی از مشتریان دیگر رستوران از او گرفته و در حساب توییتریش به اشتراک گذاشته است. عکسی که قلبهای بسیاری را در سرتاسر جهان برده است.
[تصویر: 167687_868.jpg]
حال این پیرمرد بازنشسته افشا کرده است که عکس زن متعلق به همسر متوفایش است. وی و همسرش تا زمان مرگ زن در پنج سال پیش، پنجاه و پنج سال در کنار هم زندگی کردند.
تا به حال چندین عکس از این مرد در حال غذا خوردن در کنار عکس همسرش منتشر شده است. او به مشتریان کنجکاو گفته است که اولین بار زمانی خود و همسرش هفده سال داشته‌اند با هم آشنا شده بوده‌اند.
آنها مدت کوتاهی با هم دوست بودند، تا اینکه با نقل مکان خانوادۀ دختر از کالیفرنیا ارتباطشان با هم قطع شد.
مرد در مدت زمانی که خارج از مرز دوران خدمت خود را می‌گذراند همواره در یاد زنی که دوست می‌داشت بود و در پی بازگشت به آمریکا تصمیم گرفت به دنبال عشقش بگردد.
[تصویر: 167688_995.jpg]
وی ده سال پس از آن را به جستجوی زن گذراند و از برقراری ارتباط با زنان دیگر خودداری می‌کرد. او جواب دوستانی را که او را "دیوانه" خطاب می‌کردند اینگونه می‌داد: "دیوانه هستم. دیوانه‌وار عاشقم."
در نهایت گذرش به سلمانی‌ای در کالیفرنیا افتاد که از قضا صاحبش، پدر همان دختری بود که وی سالیان درازی را صرف یافتنش کرده بود.
مشخص شد که زن هم ده سال گذشته را به دنبال او می‌گشته است. مرد خواستگاری کرد و این دو با هم ازدواج کردند. پس از آن 55 سال را به خوبی و خوشی در کنار هم گذراندند.
این پیرمرد گفته است که از زمان مرگ همسرش در سال 2009، همه جا حداقل عکسی از او را به همراه دارد و حتی قبل از خواب آن را می‌بوسد. او هنوز هم تولد زن و سالگرد ازدواجشان را جشن می‌گیرد.
ماجرای پیرمرد زمانی شهره شد که مدینا باشیزادو، از اهالی سانفرانسیسکو عکسی را از او در توییترش منتشر نمود.
این عکس به سرعت توسط هفت هزار نفر به اشتراک گذاشته شد و باعث شد دیگر کسانی که او را در رستورانها می‌بینند هم از او عکس بگیرند و نقل قول کنند.
از جملۀ این نقل قولها می‌توان به این موارد اشاره کرد: "من مرد بسیار ثروتمندی بودم. پولدار نبودم، عشق‌دار بودم."؛ "یک بار هم با زنم دعوا نکردیم، ولی بحث زیاد داشیتم"؛ "هر روز به زنت بگو که عاشقش هستی."
و جملۀ آخر اینکه "آدمها شبیه شمع هستند. هر لحظه ممکن است نسیمی خاموششان کند، پس تا زمانی که هستند از نورشان لذت ببر!"
امام حسین (علیه السلام) و عشق به خانواده در اینجا می‌توان به عنوان نمونه به مناسبات امام حسین (علیه السلام) با همسرش رباب اشاره کرد.
داستان اسلام آوردن امرء القیس در زمان عمر در منابع نقل شده است. وی که از قضاعیان بود در مدینه اسلام آورد و توسط عمر حتی قبل از این که یک نماز خوانده باشد، به عنوان فرمانده مسلمانان طایفه قضاعه انتخاب شد. وقت رفتن با علی بن ابی طالب و حسنین (علیه السلام) روبرو شد. امام اظهار تمایل کرد تا دختری از دخترانش را به عقد یکی از فرزندان پیامبر درآورد. او سه دخترش را یکی به علی بن ابی طالب و و دو دیگر را حسنین (علیه السلام) داد. رُباب، سَلمی و مَحیاه این سه دختر بودند. محیاه زن امام علی و صاحب فرزند شد. سلمی همسر امام حسن گردید و رباب همسر امام حسین. (علیهم صلوات الله).

آنچه در منابع از شعر امام حسین علیه السلام در این باره نقل شده، بسیار مشهور است:
لعمرک إنّنی لأحبّ دارا تکون بها سکینة و الرّباب‏
اُحبّهما و أبذل جلّ مالی و لیس للائمی فیهم عتاب‏
و لست لهم و إن عتبوا مطیعا حیاتی أو یغیبنى التراب‏
به جان تو سوگند، من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.
آن دو را دوست دارم و تمامی اموالم را در این راه می بخشم و برای ملامتگرم حاضر به پذیرش عتاب نیستم.
من مطیع کسانی که من را عتاب کنند نیستم، در تمام زندگی ام و تا وقتی که روی در نقاب خاک کشم.


در مقابل رباب نیز فداکارانه امام حسین را دوست داشت و گفته اند که وقتی امام حسین به شهادت رسید، یک سال سر قبر او بماند.

در باره روش محبت آمیز امام حسین علیه السلام توجه به این روایت نیز جالب است:

کنیزى دسته ریحانى را تقدیم امام حسین کرد. حضرت در برابر او را آزاد کردند. به حضرت گفته شد که شما تنها براى یک دسته گل کنیز را آزاد کردى؟ حضرت فرمود: خداوند در قرآن ما را چنین ادب آموخته است که «و اذا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّة فَحَیُّوا بِأَحْسَنِ مِنْها أو ردّوها». شما پاسخ سلام و تحیت را به بهتر از آنچه خطاب شما گفته شده بدهید. بهتر از دسته گل، آزاد کردن او‌بود. (نثر الدر، ج 1، ص 335)
مطالبی از وبلاگ دکتر رسول جعفریان
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع