۲۴/مهر/۹۳, ۲۰:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیم
توی سینما،معمولا فیلم هایی که انتظارش رو ندارید بهترین میشن!
و وقتی که اسم و رسمی در کردن تازه می فهمید که عجب...این فیلم،هم فیلم خوبی بود پس...!!
«ماهی و گربه» از این فیلم هاست.
شاید تصور این که یک فیلم سینمایی بدون اینکه دوربین کات کنه، ساخته بشه به خودی خود غیر ممکن باشه...البته قدرت فیلم در این موضوع خاص نیست،قوت و قدرت فیلم در داستان و سبک پردازش داستانه.
بعد از جدایی نادر از سیمین،شاید تصور میشد که سطح کیفی کارهای سینمایی به مراتب بهتر بشه،شاید اینطور تصور میشد که الان دیگه سنگ محک سینماگران ایرانی تغییر کرده و خودشون رو در سطح بالاتری می بینند.
اما اینطور نشد!
حقیقتا هیچ اتفاقی در سینما نیفتاد...مثل قدیم،فیلم های معمولی و معمولی و معمولی + یک فیلم خاص!
و گاها فیلم هایی که ارزش دیدن را هم نداشتند... .
به قول هفت صبح،عصر «معراجی ها» و «طبقه هثاث» ها !! عصر ده نمکی ها و کمال تبریزی ها! رو به روی هم قرار گرفتن عقاید خام و تحلیل نشده ی مختلف! و نتیجه گیری های خسته کننده برای مخاطب بیچاره... .
البته از حق نگذریم...گاهی هم حاتمی کیا ها و کیارستمی ها می درخشیدند...گاهی هم پرده ی نقره ای تصاویر خوبی پخش میکرد!
اما راستش اوضاع خوبی نبود!
حالا بعد از چند سال، « ماهی و گربه » یک جرقه ست!
جرقه ای که میتونه آتش بشه...گربه و ماهی بدون هیچ سوپر استاری،بدون هیچ اسم و رسمی،آرام و خزنده در گوشه های جهان در حال فروختنه!!
تنها یک تک شات! بدون هیچ کاتی...یک ماجرای واقعی با انسان های واقعی!
هدفم از نوشتن این یادداشت فقط و فقط یک چیز بود :
تماشای این جرقه ی زیبا رو از دست ندید!
الان «زمان» فیلم دیدنه
![[تصویر: 420px-Maahi-and-gorbeh.jpg]](http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/6/6c/Maahi-and-gorbeh.jpg/420px-Maahi-and-gorbeh.jpg)
توی سینما،معمولا فیلم هایی که انتظارش رو ندارید بهترین میشن!
و وقتی که اسم و رسمی در کردن تازه می فهمید که عجب...این فیلم،هم فیلم خوبی بود پس...!!
«ماهی و گربه» از این فیلم هاست.
شاید تصور این که یک فیلم سینمایی بدون اینکه دوربین کات کنه، ساخته بشه به خودی خود غیر ممکن باشه...البته قدرت فیلم در این موضوع خاص نیست،قوت و قدرت فیلم در داستان و سبک پردازش داستانه.
بعد از جدایی نادر از سیمین،شاید تصور میشد که سطح کیفی کارهای سینمایی به مراتب بهتر بشه،شاید اینطور تصور میشد که الان دیگه سنگ محک سینماگران ایرانی تغییر کرده و خودشون رو در سطح بالاتری می بینند.
اما اینطور نشد!
حقیقتا هیچ اتفاقی در سینما نیفتاد...مثل قدیم،فیلم های معمولی و معمولی و معمولی + یک فیلم خاص!
و گاها فیلم هایی که ارزش دیدن را هم نداشتند... .
به قول هفت صبح،عصر «معراجی ها» و «طبقه هثاث» ها !! عصر ده نمکی ها و کمال تبریزی ها! رو به روی هم قرار گرفتن عقاید خام و تحلیل نشده ی مختلف! و نتیجه گیری های خسته کننده برای مخاطب بیچاره... .
البته از حق نگذریم...گاهی هم حاتمی کیا ها و کیارستمی ها می درخشیدند...گاهی هم پرده ی نقره ای تصاویر خوبی پخش میکرد!
اما راستش اوضاع خوبی نبود!
حالا بعد از چند سال، « ماهی و گربه » یک جرقه ست!
جرقه ای که میتونه آتش بشه...گربه و ماهی بدون هیچ سوپر استاری،بدون هیچ اسم و رسمی،آرام و خزنده در گوشه های جهان در حال فروختنه!!
تنها یک تک شات! بدون هیچ کاتی...یک ماجرای واقعی با انسان های واقعی!
هدفم از نوشتن این یادداشت فقط و فقط یک چیز بود :
تماشای این جرقه ی زیبا رو از دست ندید!
الان «زمان» فیلم دیدنه


