تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هدف آفرینش چیست؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
نقل قول:
ولی منظور من هدف خداوند برای خودش از خلق مخلوقات است
حالا خداوند بی نیاز هدفش از خلق انسان چی بوده؟



تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود یا رفع یک نیاز هست؛
چون ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستیم و اعمال ما به یکی از این دو امر برمی گردد؛
اما خداوند، هیچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد.
خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او متصور باشد.
جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حکمت و... خداست،
به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.

هر «بود»ی، «نمود»ی دارد؛ نمی شود فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد،
همان گونه که نمی تواند نور باشد اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد اما بخشش نداشته باشد!
بنابراین از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان نتیجه صفات خداوند است.



خداوند وجودى بى نهایت است و همه‏ ى کمال‏ها را دارا ست و آفریدن (ایجاد کردن) فیض است و خداوند فیاض است.
کمال فیاضیت او اقتضا مى‏ کند که هر چه را لایق آفریده شدن است بیافریند.
پس خداوند آفرید، چون فیاض است؛ یعنى هدف و چرایى آفرینش در فیاضیت اوست.
از آن جا که صفات ذاتى خداوند خارج از ذات او نیست مى‏ توان گفت هدف از آفرینش، ذات خداوند است.

بحث اتحاد ذات و صفات خداوند، یک بحث کلامى عمیق است که مى‏ توانید در علم کلام در بحث توحید صفاتى مطالعه کرد. آنچه در این جا براى ما مهم است، این است که فیاض بودن - که علت غایى آفرینش است-عین ذات خداست و خارج از ذات او نیست.
چرا خداوند آفرید؟ خواهیم گفت: چون خداست. پس علت غایى در واقع خود خداوند است.(پست های آقای حسن.س)



علت غایی و هدف نهایی خلقت کائنات و پیدایش موجودات، انسان است. در حدیث قدسی آمده است که خداوند فرمود: "ای فرزند آدم همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم".
"یابن آدم خلقت الاشیاء لأجلک و خلقتک لأجلی”.
المنهج القوی، ج ۵، ص ۵۱۶؛ علم الیقین، ج۱، ص۳۸۱،

این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود و اين هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بربندگان جودی کنم
سلام
دانستن یک حرف هست و فهمیدن یک حرف بر فرض هم که دانستیم که خودش سالها وقت میبرد تازه وقت فهمیدن میرسد
این حرفها هم همش حرف هست
نقل قول:ولی منظور من هدف خداوند برای خودش از خلق مخلوقات است
حالا خداوند بی نیاز هدفش از خلق انسان چی بوده؟

لطفا دوستان اگر اشتباهی بوجود آمد تصحیح بفرمایند

فاعلیت خالق با فاعلیت مخلوق متفوت است و نباید این دو را مشابه هم تصور کرد مخلوق کاری می کند که در نتیجه آن سرانجام محصول شود که این اشاره به نقصان دارداما خالق در "ذات" غرضی ندارد چون نقصی ندارد و اینجا سوال می شود که پس خلقت عبث بوده چون غرضی نبوده توجه داشته باشید که این باز میگردد به "ذات خالق" نه "فعل خلقت" واضح است که اگر در فعل غرضی نباشد بیهوده است ."فاعل" بی نیاز از غایت است در حالی "فعل " واجد آن است .بر همین اساس فعل خداوند (نه ذات خداوند) هدفی دارد قرآن می فرماید :


نقل قول:
«وَ ما خَلَقْنَا السّماء والارض وَ ما بَيْنَهُما لا عِبينَ» انبياء/16-دخان/38
[هرگز آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنها قرار دارد، بازيچه و بي‌غرض نيافريده‌ايم].
[/font][font=B Traffic]
با توجه به این موضوع غرض آفریدگار چیست ؟ غرضی که مایه تکامل او نیست اما فعل (خلقت) او را از لغو خارج سازد ؟
همانطور که اشاره فرمودند دوستان به تکامل رسیدن هر ممکن الوجودی که شایسته تکامل است .

نقل قول:به ديگر سخن، آفرينش نوعي احسان و فيضي است از جانب خدا نسبت به موجودات ممكن. چنين آفرينشي «حسن ذاتي» دارد. و قيام به چنين فعلي كه ذاتا پسنديده است، جز اين كه خود فعل زيبا باشد، به چيزي ديگر نياز ندارد.
در این راستا ارسال آقایان حسن.س. و 135 کامل کننده بحث هستند و اگر همچنان سوال باقی است باید به معنا و ادراک حقیقی از "عبادت" ، "خلیفه الله" و "تحسین" پرداخت(نیاز به تفسیر آیات دارد) توجه داشته باشید در جاهایی معنای مادی نظر گرفته و از این رو سخن گفته میشه
***************************************************************************
بنده تصور میکنم که انسان اگر کامل خلق می شد به معنای جبر حاکم بر وی بود . می خواستم نظر شما را جویا بشم که این درست است ؟ آیا انسانی که با اختیار به انسان کامل می رسد تکامل یافته ؟ در اینجا هم ردیف فرشتگان قرار می گیرد ، یعنی آنها که مجبور به نیکی هستند هم کامل اند ؟
به نام خدا

نقل قول:بنده تصور میکنم که انسان اگر کامل خلق می شد به معنای جبر حاکم بر وی بود . می خواستم نظر شما را جویا بشم که این درست است ؟ آیا انسانی که با اختیار به انسان کامل می رسد تکامل یافته ؟ در اینجا هم ردیف فرشتگان قرار می گیرد ، یعنی آنها که مجبور به نیکی هستند هم کامل اند ؟
تکامل یعنی سیری که یک موجود گذرانده باشد تا به کامل شدن برسد.
مثلا در طبیعت هسته و دانه خرما، اقتضای نخل شدن رو دارد، که اگر تحت شرایط خاص و مناسب قرار گیرد.به تدریج جوانه میزند و سر از خاک بیرون می آورد.
حرکت هسته و نخل شدن رو ((سیر)) می نامند.
حرکت انسان هم برای کامل شدن با سیر و سلوک انجام میگیرد.(اختیار)


و کامل یعنی نهایت رشدش بهش داده شده ست،
با توجه به ویژگی های فرشتگان در قرآن
فرشتگان کمالشون تا حدی هست که براشون تعیین شده،یعنی درجه دارند.(جبر)


میتوانیم به این صورت مثال بزنیم که جهان از موجودات مختلفی تشکیل شده که همه در نوع خودشون کامل هستند (پرندگان، گیاهان و...) یا سیر تکاملی رو طی کردن و کامل شدن، و برای همشون کلمه کامل رو میشه به کار برد اما کامل بودنشون با هم تفاوت دارد.
اما تکامل انسان میتواند تا رسیدن به غایت ذات انسانی اش یعنی انسان کامل شدن، ادامه داشته باشد.

خداوند از انسان به عنوان اشرف مخلوقات نام برده یعنی با اختیارش میتواند سیر تکامل رو طی کند و به کمال برسد و درجه کامل شدنش از هر موجودی بالاتر هست.


ممنونم از پاسخ هاتون
به نظرم مطالب 135 عزیز قانع کننده تر بود
البته مطالب دوستان دیگر نیز خوب بود ولی خیلی سنگین بود فهمش برام سخت بودSad
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع