ببینید بچه ها!
زن به دلیل جنسیتی که داره باید باید باید ادامه نسل بده.
چه یه دونه و چه 4 تا.
باید باید باید هم به بچه برسه که در حق بچه اش ستم نکرده باشه و بچه هردمبیل بار نیاد.
شماها طوری میگین انگار کار بیرون = کار خونه است.
نه این اشتباهه.
کار بیرون یه فعالیت مازاده.
اگه کسی توانایی بدنی اش رو داره، انجام بده.
خاله خانوم ما همسن منه.
من 2 سال قبل از ایشون رفتم سر کار.
سالی که رفت سر کار، بهش گفتم و الآن هم دارم به شماها میگم:
قرارداد تمام وقت نبندین.
فقط پاره وقت یا پروژه ای.
اولاً این که هر کدوم از ماها که بریم سر کار، یه پسری از کار بیکار شده و همون پسر چون بی کاره زن نمیگیره و خودمون میترشیم.
پس به جنس خودمون در دراز مدت ستم میکنیم.
ثانیاً این که من به عنوان یه مادر وقت برای همون کار پاره وقت رو ندارم.
اگه کس بخواد وقتی مادره همون کار پروژه ای یا پاره وقت رو هم انجام بده، 100% یه جایی باید از طفلش مایه بذاره.
ثالثاً این که یکی به عنوان یه دختر مجرد یا متاهل اگه خواست کار کنه که وقتش هم داشت، حواسش باشه که اگه فول تایم بره سراغ کار اولویت هاش تغییر میکنه و دیگه پسرا رو لایق ازدواج نخواهد دونست.
رابعاً این که اگه یکی به عنوان یه دختر مجرد یا زن متاهل اگه وقتش رو داشت که کار کنه، حواسش باشه که این بدن رو واسه زایمان احتیاج داره.
اینجای صحبتم با شماست اسکای جان!
کار بیرون جای کار خونه نیست.
مازاد بر کار خونه است.
من همه حرفم اینه که با این بدن های پوسیده ای که ما داریم، خداییش ستمه که کار بیش از ملزومات انجام بدیم.
فاطمه خانوم!
عزیزم!
اگه ماها یه نسل زن های قربانی بشیم، توی نسل بعدی اونقدر پسرها کار دارن و بازار کار رونق پیدا میکنه که همون یه نفری از عهده خرج و برج زندگی برمیان.
بلاخره نمیشه منکر شد، اشتباهی که شده رو بدون مجازات پاکش کرد.
اگرم ما تاوانش رو ندیم، فرزندانمون میدن.
اما در مورد مثالی که در مورد مخ ریاضی زدین:
من یه نمونه مخ ریاضی بودم.
با همسرم 3 سال شیرین تفاوت سنی دارم.
3 سال اول ازدواجمون هم سر کار میرفتم.
بعد یکی از دوستام بهم گفت 10 سال دیگه اون سر و مر و گنده و من شکسته میشم.
من همینجوریش بهم نمیخوره سنم اینقدر بالا باشه.
اما با شوهرم که بیرون میرم کسی فکر نمیکنه از من بزرگ تر باشه.
این به آدم برمیخوره.
من با مخ ریاضی زندگیم رو طوری برنامه ریزی کردم که به قول قدیمیا سر سال شده شوهرمو حاجی کنم.
حالا یکی هم میبینی واااقعاً دوست داره از علمش بهره ببره.
من منکر این نمونه ها نمیشم و به نظرم خوبه که کار کنن.
اما یه سوال میپرسم حضرت عباسی جواب بدین:
چند درصد زن هایی که الآن تو کل دنیا کار میکنن، جزو اون نوابغی هستن که اگه از علمشون استفاده نکنن، ستمی به بشریت کردن؟
باور کنین شاید کمتر از 1 درصد هم باشه.
با همه این اوصاف، من به هیچ وجه نه تو این تاپیک و نه تاپیک های مشابه نسخه کلی نپیچیدم.
هستن آدمایی که مجبورن بیرون کار کنن.
هستن آدمای نابغه که اگه کار نکنن بده.
هستن پزشک ها.
هستن معلم ها.
هستن مشاورها.
خیلی از زن ها هستن که باید کار کنن.
اما این خیلی ها شاید کمتر از 10 درصد جامعه زنان نیروی کار ایران رو تشکیل بدن.
خداییش این ستم به عناصر ذکور نیست؟
بیاید و یه کمپین بزنیم و اینقدر ناتوانی مردها رو بیشتر از این تو ذوقشون نزنیم.


و کنارش در گوشی به خودمون بگیم که بدن ما هم نمیکشه 30 سال از 6 صبح تا 5 عصر کار کردن رو و در کنارش به خونه زندگی رسیدن و حداقل یکی زاییدن و حداکثر 4 تا زاییدن و راضی نگه داشتن همسر و تربیت فرزند و ...
ستم به خودتونه.
بذارین نیروی جوانی تون یکم تحلیل بره...
حرف من براتون قابل درک تر میشه.
تا اون روز یه کاری کنین.
حداقلش این که تفریحی کار کنین.
خودتون رو ملزم به کار نکنین.
اگه بازم براتون شیرین بود، برین سراغ کار دائمی.
اگر نبود، با خیال راحت ببوسینش و بذارینش کنار و از خاطراتش لذت ببرین.
خوبه؟