التماس دعا از همه دوستان
129. عون بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب (عون اكبر)
عون اكبر پسر جعفر بن ابى طالب برادر عون اصغر است( ابوالفرج اصفهانى عون بن عبدالله بن جعفر بن ابى طالب را عون اصغر دانسته و نوشته است كه او عون اصغر است و عون اكبر به همراه امام حسين (علیه السلام) در كربلا شهيد شد (مقاتل الطالبيين ، ص 126). بسيارى نيز تصريح كرده اند كه عون اصغر در كربلا حضور نداشت. )كه گفته شده است كه وى نيز به همراه برادرش محمد در كربلا به شهادت رسيد. پيش از آن اشاره شد كه عبدالله بن جعفر پس از مايوس شدن از جلب موافقت امام حسين (علیه السلام) براى انصراف از عزيمت به كوفه ، پسرانش عون و محمد را به كاروان حسينى ملحق ساخت و به آنان دستور داد تا در كنار حسين بن على قرار گيرند. تعدادى از منابع و مقاتل ، مادر عون را زينب كبرى ، دختر على (علیه السلام) و خواهر امام حسين (علیه السلام) دانسته اند و برخى نيز نام مادر عون اكبر را جمانه دختر مسيب بن نجبه فزارى نوشته اند بنا به نوشته ابوالفرج اصفهانى و بيهقى و ديگران ، جمانه مادر عون اصغر بود نه مادر عون اكبر. قاتل عون بن عبدالله را عبدالله بن قحطبه طائى نوشته و گفته اند كه پنهانى و با كمين حمله برد و عون را به شهادت رساند. بيهقى نوشته است كه عون در زمان شهادت 55 سال داشت
(لباب الانساب ، ج 1 ، ص 361؛ مقاتل الطالبين ، ص 89 و 128؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 447؛ الارشاد ، ص 239 و 248؛ الاخبار الطوال ، ص 257؛ المناقب ، ج 4 ، ص 106؛ الاصابه ، ج 4 ، ص 104- 105؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 205؛ المعارف ، ص 18 و 89؛ الطبقات الكبرى ، جزء اول ، ص 477؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 127؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 31 و 53؛ الاستيعاب فى معرفه الاصحاب ، ص 1247؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 92؛ رجال الطوسى ، ص 102؛ اللباب ، ج 1 ، ص 361 و 367 و 400؛ ذهبى ، تاريخ الاسلام ، ص 21؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 185؛ تتمه المنتهى ، ص 32؛ منتهى الامال ، ص 455 و 456 و 482؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 34 و 68؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 355؛ نقد الرجال ، ص 259؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 320؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 456 و 462؛ نفس المهموم ، ص 145؛ معجم رجال الحديث ، ج 13 ، ص 169؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 245؛ ابصار العين ، ص 103.)
130. عون بن عقيل
ابن شهر آشوب ، عون بن عقيل را از جمله برادران مسلم بن عقيل و از پسران عقيل مى شمارد كه به همراه امام حسين (علیه السلام) به كربلا آمدند و در روز عاشورا به شهادت رسيدند. در كتابهاى انساب ذكرى از عون به عنوان پسر عقيل به چشم نمى خورد
(المناقب ، ج 4 ، ص 113؛ تذكره الخواص ، ص 229؛ معجم رجال الحديث ، ج 13 ، ص 171).
131. غيلان بن عبدالرحمن
نام غيلان به عنوان شهيد كربلا در زيارت رجبيه آمده است. برخى از علماى رجال نيز به همين اعتبار نام او را در رديف شهداى كربلا ذكر كرده اند
(معجم رجال الحديث ، ج 13 ، ص 238؛ ابصار العين ، ص 117).
132. قارب بن عبدالله دئلى (مولى حسين بن على (علیه السلام) )
قارب يكى ديگر از موالى امام حسين (علیه السلام) بود كه در كربلا به شهادت رسيد. مادرش كنيز و خود او از اصحاب و نزديكان حضرت سيدالشهدا محسوب مى شد. قارب از مدينه به مكه و از آنجا به كربلا آمد و در حمله اولى به شهادت رسيد مامقانى نام وى را قارب بن عبدالله بن اريقط ثبت كرده است
(تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 18؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 69؛ منتهى الامال ، ص 429؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 97؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 122).
133. قاسط بن زهير تغلبى
شيخ طوسى از او به عنوان قاسط بن عبدالله ياد كرده است. ابن شهر آشوب و مجلسى از او به عنوان شهيد كربلا ياد مى كنند. صاحب منتهى الامال از او به نام قاسط بن زهير ياد كرده است و به پيروى از صاحب مناقب ، وى را از شهداى حمله اول مى داند. در زيارتنامه شهدا از او و برادرش كرش ، يا همان كردوس ، ياد شده است. مقسط نيز يكى ديگر از برادران او بود
(رجال الطوسى ، ص 104؛ المناقب ، ج 4 ، ص 113؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 18؛ بحارالانوار ج 45 ، ص 71؛ منتهى الامال ، ص 425؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 7؛ نقد الرجال ، ص 269؛ نفس المهموم ، ص 135؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248 ؛ ابصار العين ، ص 189).
134. قاسم بن حارث كاهلى
نوشته اند كه قاسم از شيعيان كوفه بود كه پس از شهادت مسلم بن عقيل همراه سپاه عمربن سعد از اين شهر خارج شد و به سپاه امام حسين (علیه السلام) پيوست و در كربلا در حمله اولى به شهادت رسيد نامش در زيارت رجبيه آمده است
(معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 14؛ ابصار العين ، ص 117).
135. قاسم بن حبيب الازدى
شيخ طوسى قاسم را از جمله ياران امام حسين (علیه السلام) دانسته ، اما به شهادت وى در كربلا تصريح نكرده است. در زيارت رجبيه و ناحيه از او به عنوان شهيد ياد شده است. برخى ديگر از علماى رجال نيز قاسم را از ياران امام حسين (علیه السلام) و از جمله شهداى كربلا دانسته اند
(رجال الطوسى ، ص 104 ، منتهى الامال ، ص 429؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 18؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 73؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 14؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 104).
136. قاسم بن حسن بن على (علیه السلام)
قاسم بن حسن بن على از شهداى بنى هاشم و يكى از پسران حضرت امام حسن مجتبى است كه همراه عموى خود به كربلا آمد و در آنجا به شهادت رسيد. نام مادرش را رمله نوشته اند و گفته اند كه همان مادر ابوبكر بن حسن بن على (علیه السلام) و كنيز بود. شهادت قاسم در شانزده سالگى امام حسين (علیه السلام) را بسيار اندوهگين كرد. قاتل او را حرمله بن كاهل دانسته اند و نوشته اند كه او با تير قاسم را به شهادت رساند. برخى نيز نوشته اند كه با شمشير عمروبن سعد بن نفيل ازدى شهيد شد. ابومخنف به نقل از حميد بن مسلم نوشته است پس از زخمى شدن قاسم ، امام حسين (علیه السلام) خود را به او رساند ، اما با يورش سواران دشمن ، جنازه قاسم لگدكوب اسبان گرديد. درباره ازدواج قاسم در شب عاشورا افسانه اى بى اساس رواج دارد
(الارشاد ، ص 240 و 248؛ مقاتل الطالبين ، ص 85 -87؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 53؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 185؛ اعلام الورى ، ص 242؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 321 و ج 45 ، ص 42 ، 67؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 206؛ الاخبار الطوال ، ص 257؛ لباب الانساب ، ج 1 ، ص 401؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 63؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 447؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 75؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 456 و 462؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 185 - 186 و 189؛ الملهوف ، ص 167- 168؛ ذهبى ، تاريخ الاسلام ، ص 21؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 320؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 18؛ منتهى الامال ص 457- 459 و 482؛ نفس المهموم ، ص 102 و 147؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 245؛ ابصار العين ، ص 101).
137. قره بن ابى قره الغفارى
قره بن ابى قره ، يكى ديگر از شهداى كربلا بود كه همراه امام حسين (علیه السلام) به كربلا آمد و در آنجا به شهادت رسيد. در برخى از منابع نام او عثمان بن فروه ، يا عروه غفارى آمده است. خوارزمى نوشته است كه قره بن ابى قره غفارى پس از انس بن حارث كاهلى به ميدان رفت و رجز او را در هنگام نبرد چنين نوشته اند:
قد علمت حقا بنو غفار
و خندف بعد بنى نزار بانى الليث لدى الغيار
لاضربن معشر الفجار بكل عضب ذكر بتار ضربا
وجيعا عن بنى الاخيار رهط النبى الساده الابرار
(الفتوح ، ج 3 ، ص 120؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 21 ، المناقب ، ج 4 ، ص 102؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 24؛ جلاء العيون ، ص 399؛ معجم رجال الحديث ، ج 11 ، ص 125 و ج 14 ، ص 81-82؛ نفس المهموم ، ص 132؛ ابصار العين ، ص 105).
138. قسم بن حبيب بن ابى بشر ازدى
سماوى او را در شمار شهداى كنده آورده و نوشته است كه از شيعيان كوفى بود كه پس از تصميم عمر بن سعد براى جنگ با امام حسين (علیه السلام) از كوفيان جدا شد و به آن حضرت پيوست و در روز عاشورا در حمله اولى به شهادت رسيد ابن شهر آشوب و ديگران نام وى را در شمار شهداى كربلا نياورده اند
(ابصار العين ، ص 182)
139. قنعب بن عمرو النميرى
قنعب بن عمرو از شيعيان بصره بود كه پس از رسيدن امام حسين (علیه السلام) به كربلا به ايشان پيوست و در روز عاشورا در كنار آن امام به شهادت رسيد. برخى نوشته اند كه چون حجاج بن بدر تميمى سعدى ، نامه مسعود بن عمرو نهشلى را براى امام حسين (علیه السلام) به كربلا آورد ، قنعب نيز با حجاج همراه شد و به كربلا آمد. در زيارت ناحيه از قنعب به عنوان شهيد ياد شده است
(تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 29؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 72؛ منتهى الامال ، ص 429؛ معجم رجال الحديث ، ج 14؛ ص 84؛ ابصار العين ، ص 105).
140. قيس بن عبدالله همدانى
قيس از شهداى كربلا بود و نام وى در زيارت رجبيه آمده است. برخى از علماى رجال نيز از همان ماخذ او را شهيد كربلا دانسته اند
(معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 97؛ ابصار العين ، ص 117).
141. قيس بن مسهر صيداوى
قيس بن مسهر از مشهورترين ياران كوفى امام حسين (علیه السلام) بود. وى در آغاز نامه نگارى كوفيان به امام از اعضاى دومين فرستادگانى بود كه همراه عبدالرحمان بن عبدالله الكو الارحبى و عماره بن عبدالله السلولى ، به همراه يكصد و پنجاه نامه وارد مكه شد و امام حسين (علیه السلام) را بر حركت به سوى كوفه فرا خواند. كمى بعد چون امام مسلم بن عقيل را روانه كوفه كرد قيس نيز همراه مسلم عازم بازگشت به كوفه شد. گزارشهاى موجود حكايت از آن دارد كه قيس كمى پس از رسيدن به كوفه به سوى مكه بازگشت و چون نامه مسلم بن عقيل مبنى بر بيعت كوفيان با او و نامه هاى ديگرى از كوفيان به امام رسيد ، قيس بار ديگر مامور شد تا روانه كوفه شود و نامه امام را در پاسخ به نامه هاى كوفيان ، به آنان برساند. حضور قيس بن مسهر نزد امام پس از رسيدن خبر شهادت مسلم بن عقيل و تغيير اوضاع كوفه ، دلالت دارد كه قيس عمده ترين پيك امام حسين (علیه السلام) ميان مكه بوده است. نوشته اند كه چون خبر شهادت مسلم در منزل بطن الرمه به امام حسين (علیه السلام) رسيد ، آن حضرت بار ديگر قيس يا به قولى ديگر عبدالله بن بقطر برادر رضاعى خويش را از منزل حاجز روانه كوفه كرد تا آخرين نامه امام را به كوفه برساند. قيس پس از دريافت نامه امام با سرعت تمام به سوى كوفه رهسپار گشت ، امام در قادسيه به دست حصين بن نمير اسير شد و روانه كوفه گرديد. عبيدالله چون قيس را ديد از او خواست تا براى نجات جان خويش در جمع كوفيان و بر فراز قصر حكومتى امام حسين (علیه السلام) را دشنام دهد. قيس كه اين پيشنهاد را فرصت خوبى براى رساندن پيام امام حسين (علیه السلام) به كوفيان مى ديد ، بى درنگ پيشنهاد پسر زياد را پذيرفت ، اما چون بر فراز قصر رفت و مردم را در پيش روى خود ديد ، با آنان از شخصيت و پيوند نسبى امام با حضرت رسول و فاطمه زهرا سخن گفت و پس از در خواست آنان براى يارى امام حسين (علیه السلام) ، عبيدالله بن زياد را لعن كرد. پسر زياد كه غافلكير شده بود دستور داد تا بى درنگ قيس را از فراز قصر حكومتى به زير افكنند. قيس با اصابت بر زمين و شكستن استخوانهايش به شهادت رسيد
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 389 و 395 و 399؛ الارشاد ، ص 204 و 220؛ الطبقات الكبرى ، ص 463؛ الاخبار الطوال ، ص 248؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 77؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، ص 294؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 41؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 168؛ الفصول المهمه ، ص 187؛ رجال الطوسى ، ص 104؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 382 و ج 45 ، ص 71؛ نقد الرجال ، ص 275؛ الملهوف ، ص 135؛ منتهى الامال ، ص 373؛ نفس المهموم ، ص 85 و 91؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 34؛ ابصار العين ، ص 136).
ادامه دارد ان شاءلله
التماس دعا از همه دوستان
سلام
دوستان تنها یک وعده دیگر باشما هستم با این بحث
امیدوارم تا این قسمت از مطالب استفاده برده باشید.
142. كردوس بن زهير كردوس (كرش ) زهير (زهر) تغلبى
كردوس را از فرزندان عبدالله بن زهير بن حريث تغلبى دانسته اند. بنا به برخى از گزارشها كردوس از آن دسته از اصحاب اميرالمؤ منين بود كه در شب عاشورا به امام حسين (علیه السلام) پيوست و در روز عاشورا به شهادت رسيد. در زيارتنامه شهدا از او به نام كرش ياد شده است. قاسط و مقسط دو تن از برادران شهيد وى در كربلا بودند
(تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 38؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 71؛ ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 268؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 115؛ نقد الرجال ، ص 267؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 189).
143. كنانه بن عتيق تغلبى
كنانه از اعراب عدنانى واز تيره كنانه بود. شيخ طوسى نام او را در شمار ياران امام حسين (علیه السلام) آورده است. گفته شده كه كنانه از ابطال كوفه و از عباد و قراء آن شهر بود. كنانه در كربلا به امام حسين (علیه السلام) پيوست و در روز عاشورا به پيكار و جهاد با دشمنان آن حضرت پرداخت تا به شهادت رسيد. ابن شهر آشوب وى را در شمار شهداى حمله اولى دانسته است
(رجال الطوسى ، ص 104؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 71؛ منتهى الامال ، ص 425؛ نقد الرجال ، ص 277؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 42؛ نفس المهموم ص 135؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 189؛ ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 268).
144. مالك بن انس بن مالك
او را مالك بن انس بن الباهى و كاهلى نيز گفته اند. نامبرده از شهداى روز طف در كربلاست. درباره او آمده است كه به فرمان امام حسين (علیه السلام) عازم كارزار با دشمن گشت. در برابر عمر سعد ايستاد و گفت : اى عمر ، اگر سعد وقاص بدانستى كه روزى از تو اين حركت (حرب با امام حسين (علیه السلام) صادر خواهد شد ، به دست خويش سرت را از تنت جدا و عالم را از ننگ وجود ناپاكت پاك مى كرد. ابن سعد كه از سخنان او به خشم آمده بود دستور داد تا كسى به جنگ او برود. ملك پس از آنكه گروهى را به خاك هلاك افكند ، به شهادت رسيد
(خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 21-22؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 121؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 320 و ج 45 ، ص 24؛ جلاء العيون ، 396؛ روضه الشهدا ، ص 229؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 160؛ منتهى الامال ، ص 418؛ نفس المهموم ، ص 132).
145. مالك بن دودان بن اسد الحائرى
مالك نيز از شهداى كربلا بود. از نام و نشان وى نيز اطلاع روشنى در دست نسيت. او به تيره اى از بنى اسد وابستگى داشت و از اعراب عدنانى محسوب مى شد
(نفس المهموم ، ص 125؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 166؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 117).
146. مالك بن عبدالله حائرى
از نام و نشان وى نيز اطلاع روشنى در دست نيست. نام وى در زيارت رجبيه در شمار شهداى طف آمده است
(معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 168).
147. مالك بن عبدالله بن سريع همدانى
مالك بن عبدالله و پسر عمويش سيف ، در روز عاشورا به امام حسين (علیه السلام) پيوستند. در احوال ايشان به روز كربلا آورده اند كه دو جوان جبرى (مالك و سيف ) گريه كنان به نزديك حسين (علیه السلام) آمدند. امام (علیه السلام) به آنها گفت : چرا مى گرييد؟ اميد دارم كه به همين زودى خوشدل شويد. گفتند: به خداى كه بر خويشتن نمى گرييم ، بر تو مى گرييم كه مى بينيم در ميانت گرفته اند و توان دفاع از تو نداريم امام گفتند: برادر زادگان ، خداى در اين غم و پشتيبانى اى كه از جان از من مى كنيد بهترين پاداش پرهيزكاران را به شما دهد. شيخ طوسى از او به نام مالك بن سريع ياد كرده است. در زيارت ناحيه نيز نام او مالك بن عبد بن سريع آمده است
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 443؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 72؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 203؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 27؛ الاشتقاق ، ص 420؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 31 و 73؛ جلاء العيون ، ص 400؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 453؛ روضه الشهداء ، ص 307؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 168؛نقد الرجال ، ص 279؛ منتهى الامال ، ص 443؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 248؛ ابصار العين ، ص 149).
148. مجمع بن زياد بن عمر جهنى
سماوى آورده است كه مجمع از جهنى هاى اطراف مدينه بود كه چون امام حسين از كنار آنان گذشت ، مجمع ، همراه با تعدادى از اعراب به آن حضرت پيوست. با آنكه آن اعراب سرانجام از امام حسين (علیه السلام) جدا شدند ، اما مجمع همچنان با امام ماند تا در كربلا به شهادت رسيد. على رغ ذكر نام مجمع بن زياد توسط مامقانى و سماوى در شمار شهداى جهنيه ، نام وى در هيچ كدام از منابع و مقاتل و كتابهاى رجالى نيامده است
(تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 53؛ ابصار العين ، ص 190).
149. مجمع بن عبدالله عائذى
پدر مجمع از اصحاب رسول اكرم (ص ) بود. خود وى نيز از آن دسته از اصحاب امام حسين (علیه السلام) بود كه در روز عاشورا به همراه امام حسين (علیه السلام) به شهادت رسيد. شيخ طوسى از او به عنوان يكى از ياران امام حسين (علیه السلام) نام برده است. پيش از اين اشاره شد كه چگونه مجمع با آگاهى از نزديك شدن امام به كوفه و خيانت كوفيان و قتل مسلم و تصميم ابن زياد براى مقابله با آن حضرت ، كوفه را ترك كرده و خود را در عذيب الهجانات به امام رساند او در آنجا در باب احوال كوفيان با امام گفت كه به بزرگان كوفه رشوه هاى فراوان داده اند جوالهايشان را انباشته اند تا آنان را به خود جلب كنند و عليه تو برانگيزند و متحد سازند. كوفيان در حال حاضر دلهايى دارند متمايل به تو و فردا شمشيرهايى در دست عليه تو. در باب چگونگى شهادت مجمع به عبدالله گفته شده است كه او در حمله اولى به همراه عمرو بن خالد و جبار بن حارث سلمانى و سعد غلام عمرو بن خالد ، شكافى در لشكر دشمن ايجاد كرده و پيشروى زيادى كردند ، ولى سرانجام محاصره شدند و با وجود اينكه عباس بن على ، آنان را از محاصره نجات داد اما در حمله مجدد دشمن به شهادت رسيدند. برخى از نويسندگان متاخر ، از جمله مرحوم حاج شيخ عباس قمى و مرحوم محسن الامين ، مجمع را به خطا يك بار ديگر نيز به نام عائذ بن مجمع عائذى معرفى كرده اند. در زيارت رجبيه و ناحيه از مجمع به عنوان شهيد كربلا ياد شده است
(بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 178 و 204؛ الاصابه فى تميز الصحابه ، جزء الثالث ، ص 94؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 405 و 446؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 45 ، 74؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، ص 160؛ البدايه ، و النهايه ، ج 8 ، ص 173؛ المناقب ، ج 4 ، ص 113؛ الباب ، ج 2 ، ص 308؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 72؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 53؛ منتهى الامال ، ص 429 و 446؛ نفس المهموم ، ص 85 و 129 و 135؛ معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 189؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247 و 249؛ ابصار العين ، ص 156-157).
150. محمد بن ابى سعيد بن عقيل
محمد نيز يكى ديگر از خاندان ابى طالب بود كه در كربلا به شهادت رسيد. گفته شده است كه مادر وى كنيز آزاد شده بود. محمد بن ابى سعيد به دست لقيط بن ياسر جهنى كشته و به مقام شهادت دست يافت. شيخ طوسى از او فقط به عنوان يكى از اصحاب امام حسين (علیه السلام) ياد كرده است
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 469؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 83 و 93؛ الارشاد ، ص 249؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 54؛ مقاتل الطالبيين ، ص 92-93؛ البدايه و النهايه ؛ ج 8 ، ص 189؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ مستدرك الوسايل ، ج 3 ، ص 839؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 33 و 69؛ جلاء العيون ، ص 401؛ منتهى الامال ، ص 457 و 482؛ لباب الانساب ، ج 1 ، ص 402؛ الطبقات الكبرى ، جزء الاول ، ص 477؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 60؛ نقد الرجال ، ص 284؛ ابصار العين ، ص 117؛ ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 282).
151. محمد بن حسين بن على (علیه السلام)
ابن شهر آشوب از محمد بن حسين به عنوان شهيد طف نام مى برد. از اين پسر منسوب به امام حسين (علیه السلام) نام و نشانى در كتابهاى انساب و تاريخ موجود نيست ، تا چه رسد به شهادتش در كربلا
(المناقب ، ج 4 ، ص 113؛ معجم رجال الحديث ، ج 16 ، ص 15).
152. محمد بن عباس بن على بن ابى طالب
ابن شهر آشوب محمد بن عباس را در شمار شهداى طف مى آورد. در كتابهاى انساب تنها دو پسر براى حضرت ابوالفضل ثبت شده است كه عبارت بودند از فضل و عبيدالله. بنا بر اين شهادت او در كربلا و حتى وجودش محل تامل است
(المناقب ، ج 4 ، ص 112؛ معجم رجال الحديث ، ج 16 ، ص 189؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 244).
153. محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابى طالب
يكى ديگر از جوانان هاشمى كه در كربلا به شهادت رسيد ، محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابى طالب (جعفر طيار) بود. شيخ طوسى از او در شمار ياران امام حسين (علیه السلام) نام برده و به شهادتش در كربلا تصريح كرده است. بعضى نيز قاتل او را عامر بن نهشل تميمى نوشته اند. بنا به برخى از گزارشها مادر محمد بن عبدالله ، خوصا دختر حفصه بن ثقيف از قبيله بكر بن وائل بود
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 387 و 447 و 469؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 127؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، 40 و 92؛ الارشاد ، ص 239 و 248؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 206؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 30 و 53؛ مقاتل الطالبيين ، ص 90؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 62؛ شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 67؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 185؛ مستدرك الوسايل ، ج 3 ، ص 845؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 36؛ ذهبى ، تاريخ الاسلام ، ص 21؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 320؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 462؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 139؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 34 ، 44 ، 68؛ جلاء العيون ، ص 401؛ اعلام الورى ، ص 3؛ منتهى الامال ، ص 455 و 482؛ نفس المهموم ، ص 145 ، امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 245؛ ابصار العين ، ص 105).
154. محمد بن عقيل بن ابى طالب
برخى فرزندان عقيل را كه همراه امام حسين (علیه السلام) در كربلا به شهادت رسيدند ، هفت تن دانسته اند. يكى از اين هفت تن ، محمد بن عقيل بود كه با تير يقيط بن ناشر جهنى به شهادت رسيد
(بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 70؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 53؛ الاخبار الطوال ، ص 257).
155. محمد بن على بن ابى طالب (محمد اصغر)
نام و نشان وى به صورت دقيق مشخص نشده است ؛ او را هم عبدالله خوانده اند ، هم به نام محمد اصغرش ناميده اند. گفته شده است كه محمد از فرزندان امام على بن ابيطالب (علیه السلام) بود در ذكر مادر وى نيز خبرها مختلف است. بعضى چون شيخ طوسى مادر او را ام ولد و گروهى نيز مادرش را اسماء دختر عميس يا ليلى دختر مسعود بن خالد دانسته اند. ابن كلبى مادر محمد را ام ولد ذكر مى كند. به هر حال ، محمد بن على را از شهداى كربلا شمرده و در ذكر نام قاتل او ، از زجر بن بدر يا از عقبه غنوى نام برده اند. از مداينى نيز نقل شده است كه جسد محمد را در شهرى يافتند و ندانستند چه كسى او را كشته است
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 449 و 468؛ جمهره النسب ، ص 31؛ مقاتل الطالبيين ، ص 83؛ المناقب ، ج 4 ، ص 112؛ لباب الانساب ، ج 1 ، ص 400؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 53؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 61؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 187 و 189؛ الفصول المهمه ، ص 123؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 39 و 67؛ جلاء العيون ، ص 403؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 36؛ الطبقات الكبرى ، الجزء الاول ، ص 476؛ منتهى الامال ، ص 482؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 461؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 76 و 92؛ ذهبى ، تاريخ السلام ، ص 21؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 320؛ نفس المهموم ، ص 150؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 152؛ ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 289؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 244؛ ابصار العين ، ص 126).
156. محمد بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب
ابوالفرج اصفهانى نوشته است كه مادر محمد بن مسلم ، كنيز بود او به همراه ديگر برادران خويش در كربلا به شهادت رسيد. قاتل محمد را ابو جرهم ازدى و لقيط بن اياس جهنى نوشته اند
(مقاتل الطالبيين ، ص 91؛ المناقب ، ج 4 ، ص 112؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 53؛لباب الانساب ، ج 1 ، ص 402؛ عمده الطالب ، فى انساب آل ابى طالب ، ص 33؛ معجم رجال الحديث ، ج 17 ، ص 256؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 187؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 32؛ منتهى الامال ، ص 36؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 245؛ ابصار العين ، ص 117).
157. مسعود بن حجاج تميمى
مسعود از شجاعان و جنگجويان مشهور بود. وى نيز همراه سپاه ابن سعد از كوفه خارج شد و در كربلا به امام حسين (علیه السلام) پيوست و در آنجا به شهادت رسيد. برخى نوشته اند كه او پسرى به نام عبدالرحمن داشت كه همراه پدر به كربلا آمد و در حمله اولى در كنار پدر به شهادت رسيد. شيخ طوسى از او به عنوان يكى از اصحاب امام حسين (علیه السلام) ياد كرده است
(بحارالانوار ، ج 45 ، ص 72؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 213؛ منتهى الامال ، ص 427؛ نفس المهموم ، ص 135؛ معجم رجال الحديث ، ج 18؛ ص 12؛ نقد الرجال ، ص 343؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 249؛ ابصار العين ، ص 186).
158. مسلم بن عقيل بن ابى طالب
مسلم بن عقيل يكى از مشهورترين شخصيتها و شهداى كربلاست او كه برادر زاده حضرت على (علیه السلام) و پسر عموى امام حسين (علیه السلام) بود ، پس از مرگ معاويه و به دنبال دعوت كوفيان از سوى امام حسين (علیه السلام) از مكه به كوفه اعزام شد تا در باب اوضاع كوفه و شيعيان آنجا بررسيهاى لازم را انجام داده و نتايج مطالعات خود را براى امام حسين (علیه السلام) بفرستد. پيش از اين دو متن كتاب از چگونگى ورود مسلم به كوفه و حوادثى كه در نهايت به شهادت او انجاميد سخن گفته ايم. بنابراين از تكرار آنها در مى گذريم. در اين قسمت شايان ذكر است كه پس از شهادت مسلم ، هشت تن از برادران و فرزندان وى همراه امام حسين (علیه السلام) وارد كربلا شدنده اند و در آنجا در كنار امام حسين (علیه السلام) به شهادت رسيدند. برادران شهيد مسلم عبارت بودند از:
1) جعفربن عقيل ، 2)عبدالرحمن بن عقيل 3)عبدالله بن عقيل ، 4) عون بن عقيل ، 5)محمد بن عقيل ، 6)موسى بن عقيل
فرزندان مسلم نيز كه در كربلا به شهادت رسيدند ، عبارت بودند از:
1)عبدالله بن مسلم و 2)محمد بن مسلم.
منابع و مقاتل اصلى تاريخ كربلا ، در ميان فرزندان مسلم جز همين دو تن از فرزندان او در روز عاشورا به شهادت رسيدند ، معرفى نمى كنند ، بنابراين به نظر مى رسد كه بايد دوباره داستان مربوط به دستگيرى و شهادت طفلان مسلم با تامل نگريست و آن را از حيطه وقايع مستند خارج ساخت.
نكته قابل توجه در زندگى مسلم بن عقيل ماجراى مشهورى است كه در باب تعلل و اجتناب او از قتل عبيدالله در خانه هانى بن عروه وجود دارد. چنان كه پيش از اين در متن و به هنگام گزارش و تحليل آن روايت متذكر شده ايم ، به رغم اشتهار اين موضوع در ميان عامه مردم و حتى برخى از خواص ، آنچه از لابلاى منابع تاريخى و مقاتل مستفاد مى شود ، اختلاف و تعدد روايات در اين باب است. به اين معنى كه نه همه منابع در باب بيمارى هانى و عيادت عبيدالله از او اتفاق نظر دارد و نه همه آن منابع علت اصلى اجتناب مسلم از قتل عبيدالله را تصميم خود وى مى شمارند ، بلكه غالب آنها برآنند كه موثرترين علت اجتناب مسلم از قتل عبيدالله ، مخالفت جدى هانى بن عروه بود. بر اساس همين روايات عبيدالله براى ديدار شريك اعور ، از شيعيان امام حسين (علیه السلام) كه تقيه مى كرد و همراه عبيد الله از بصره به كوفه آمده بود ، روانه خانه هانى شد و به رغم برنامه ريزى و اصرار شريك براى قتل عبيدالله توسط مسلم بن عقيل ، هانى با اين اقدام به مخالفت برخاست و همين امر عمده ترين عاملى بود كه مسلم را از اجراى نقشه شريك بازداشت
(الارشاد ، ص 204 و 207 - 223؛ مقاتل الطالبيين ، ص 77 و 93-108؛ الطبقات الكبرى ، الجزء الاول ، ص 477؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 469 و 397؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 35و93؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 178؛ الاخبار الطوال ، ص 231-242؛ الفتوح ج 3 ، ص 67؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 62؛ الملهوف ، ص 122-123؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 53؛ سير اعلام النبلاء ج 3 ، ص 306 - 308؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 391 -405 و 414 و 462؛ تنقيح المقال ج 3 ، ص 214؛ منتهى الامال ، ص 372 - 386؛ نقد الرجال ، ص 344؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 245؛ ابصار العين ، ص 105).
159. مسلم بن عوسجه اسدى
او از شيعيان ازدى ساكن كوفه و از اصحاب پيامبر اسلام و از ياران نامور امام حسين (علیه السلام) بود كه پيش از عزيمت مسلم به اين شهر براى امام حسين (علیه السلام) بيعت مى گرفت. برخى از مورخان و ارباب مقاتل نوشته اند كه مسلم بن عقيل پس از رسيدن به كوفه در منزل مسلم بن عوسجه استقرار يافت. اشتهار او در كوفه به دوستى امام حسين (علیه السلام) و پيوند با مسلم بن عقيل باعث شد تا معقل جاسوس ابن زياد از طريق او به محل زندگى مسلم پى برده گزارش لازم را به ابن زياد بدهد. پيش از اين اشاره كرديم كه پس از دستگيرى هانى بن عروه و تصميم مسلم بن عقيل بر خروج عليه عبيدالله ، مسلم بن عوسجه فرماندهى قسمتى از نيروهاى قبايل مذحج و بنى اسد را بر عهده داشت. وى پس از شهادت مسلم بن عقيل ، همراه زن و فرزند خود به كربلا رفت و به امام حسين (علیه السلام) ملحق شد. شيخ مفيد و ديگران ، از نقش او در كشتن عبدالله بن حوزه كه به طرف خيمه هاى امام حمله آورده بود ، سخن گفته اند. زمان شهادت او را پس از حمله اولى نوشته اند
(جمهره النسب ، ص 180؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 54؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 345 و 347؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 67د الارشاد ، ص 207 و 231 ، 236-237؛ بلاذرى ، انساب الاشراف (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 193 و 196 و 198؛ الاخبار الطوال ، ص 236؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 182؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 106 و 119؛ رجال الطوسى ، ص 105؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 17-19؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 306؛ الملهوف ، ص 152 و 161؛ مقاتل الطالبيين ، ص 95 -96؛ معجم رجال الحديث ، ج 18 ، ص 151؛ رجال داود ، قسم اول ، ص 345؛ مجمع الرجال ، ج 6 ، ص 90؛ روضه الشهدا ، ص 296؛ نقد الرجال ، ص 344 ، نهايه الارب ، ج 20 ، ص 393 و 397-435؛ نفس المهموم ، ص 101 و 120-121؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 214؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 5 و 13 و 19 و 21 و 69؛ اعلام الورى ، ص 241؛ جلاء العيون ، ص 395؛ مستدرك الوسايل ، ج 3 ، ص 849؛ منتهى الامال ، ص 373 و 417 و 435-436 و 440؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 249؛ ابصار العين ، ص 133).
ادامه دارد...