۱۰/آبان/۹۳, ۸:۱۵
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل اول از کتاب پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده...(محمدرضا حسین زاده)
فصل اول: ضرورتها و اهداف ازدواج
پرسش 1: ضرورت ازدواج در اسلام، بر چه مبانى استوار است؟
پاسخ: ضرورت و اهميت ازدواج بر پايههايى چند استوار است، از جمله:
1. طبيعت اجتماعى
با توجه به اينكه انسان اصالتا موجودى اجتماعى است، نخستين و مهمترين بستر فعليت يافتن اين ويژگى در انسان، كانون مقدس خانواده است. بىگمان، خانواده با پيمان ازدواج و پيوند مقدس زن و مرد پايهگذارى مىشود؛ يعنى با ازدواج ستون اصلى و حياتىترين نهاد اجتماعى شكل مىگيرد؛ نهادى كه خاستگاه آن در ذات انسان است (7). از اين رو زن و مرد در همان آغاز ازدواج و تشكيل زندگى مشترك، در آن محيط كوچك، آرام مىگيرند. همانگونه كه خداوند منان به گونهاى به اين مسئله اشاره مىكند و خانواده را جاى آسايش و آرامش معرفى كرده مىفرمايد: و من آياتة أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا اليها(8)؛ و از نشانههاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد، تا در كنار آنان آرامش يابيد.
2. سنت آفرينش
قرآن كريم زوجيت را قانونى فراگير در ميان همه جانداران بيان مىكند، حتى گياهان از اين قانون بيرون نيستند. دستگاه بزرگ آفرينش براى رسيدن به هدف و كمال مطلوب خود و حفظ نوع بشر و موجودات، به همكارى و تعاون دو جنس مذكر و مؤنث نيازمند است؛ از اين رو خداوند موجودات را به صورت نر و ماده آفريده است. در آيات فراوانى آفرينش زوج گونه انسانها از زن و مرد به عنوان قانون آفرينش بيان شده است: خداوند شما را از خاكى آفريده، سپس از نطفهاى، سپس شما را به صورت زوجهايى قرار داد(9). و در آيه ديگر زوجيت را در گياهان مطرح مىكند: او لم يروا الى الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم(10). آيا به زمين نگاه نكردند چه بسيار گياهان از انواع مختلف، نر و ماده و پرفايده آفريديم.
پس ازدواج، پاسخ مثبت به اين قوانين الهى و حركت در راستاى نظام آفرينش است.
3. پاسخ به نداى فطرت
بىگمان، غريزه جنسى، غريزهاى نيرومند و ريشهدار است كه بر اساس نظام حكيمانه الهى در نهاد بشر قرار گرفته است.
به طور طبيعى، هر دختر و پسرى كه به حد بلوغ و رشد رسيده باشد، يك كشش باطنى به جنس مخالف در خود احساس مىكند كه اين كشش و جاذبه نهان و ناپيدا با گذشت زمان و بارور شدن توان جوانى، به تدريج تمايلى شديد مىگردد تا آنجا كه به صورت خواستهاى حتمى و ضرورى خود نمايى مىكند. تنها راهى كه مىتواند به همه خواستههاى جنسى مرد و زن پاسخ مناسب دهد و روح پرالتهاب آنان را كاملا معتدل و آرام سازد ازدواج است(11). از اين رو قرآن كريم افزون بر تشويق مردم به ازدواج، كسانى كه اين مسئله را ترك مىكنند توبيخ كرده، مىفرمايد: و تذرون ما خلق لكم ربكم من ازواجكم(12) و (آيا) همسرانى را كه خدا براى شما آفريده است رها مىسازيد؟ از اين آيه و مانند آن بر مىآيد كه زن و مرد براى يكديگر خلق شدهاند از اينرو گرايش باطنى و در عمق فطرت آنان نسبت به يكديگر دارند بنابراين ازدواج و تشكيل خانواده ريشه در فطرت انسان دارد(13).
4. تكامل
بىگمان، انسان موجودى تكامل طلب است و از سويى نحوه آفرينش او به گونهاى است كه دو جنس زن و مرد، مكمل و مايه شكوفايى و نشاط و پرورش معنوى يكديگرند، تا آنجا كه هر يك بدون ديگرى ناقص است؛ يعنى جنس مذكر و مؤنث از نظر روحى و جسمى، به يكديگر نيازمند هستند. خداوند در اين باره مىفرمايد: هن لباس لكم و انتم لباس لهن(14) = آنان (زنان) براى شما لباسى هستند و شما (نيز) براى آنان لباسى هستيد؛ يعنى همان گونه كه لباس، انسان را از سرما و گرما حفظ كرده، زشتيها و عيوب او را مىپوشاند و زينتى براى تن آدمى است، دو همسر نيز در زندگى زناشويى بايد مكمل يكديگر باشند(15). اين تعبير زيباى قرآن، نهايت ارتباط معنوى مرد و زن و نزديكى آنها به يكديگر و همچنين برابرى هر دو را در اين موارد، به خوبى آشكار مىسازد.
5. نيازى بديهى
ازدواج، از جمله امورى است كه در همه جوامع از بديهيات است و سيره عملى همه مردم، با هر دين و آيينى است؛ زيرا اساس ازدواج، ميل و نياز طبيعى، روحى و زيستى مرد و زن نسبت به يكديگر است و در بيان ضرورت آن به آيه و حديثى نياز نيست(16). امام رضا (عليه السلام) فرمود: اگر درباره ازدواج آيهاى محكم و سنتى پيروى شده از (رسول خدا (صلىاللهعليهوآله)) هم نبود، موضوع نيكى به خويشاوندان و انس با بيگانه كه خداوند در اين امر قرار داده است، انگيزهاى بود كه خردمند صاحب دل به ازدواج رغبت كند و عاقل درست انديش براى آن بشتابد(17).
~…~…~…~…~
منابع:
7 - پرتوى از قرآن، سيد محمود طالقانى، ج2، ص 151 و الميزان. ترجمه موسوى همدانى، ج 4، ص 493.
8 - روم/21.
9 - ر.ك: تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج1، ص 650 و ج3، ص358، و تفسير آسان، جواد نجفى، ج14، ص294 و الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج13، ص487.
10 - شعراء/7.
11 - انوار درخشان، حسينى همدانى، ج4، ص294 و بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، هاشمزاده هريسى، ص 101.
12 - شعراء/166.
13 - الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج 15 ص 436.
14 - بقره/187.
15 - ر.ك: تفسير نمونه، ج1، ص 650، جوانان و انتخاب همسر، علىاكبر مظاهرى، انتشارات دفتر تبليغات و پرتوى از قرآن، سيد محمود طالقانى، ج 2، ص139؛ انوار درخشان، حسينى همدانى،ج 7، ص 140.
16 - الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج15، ص20 و ر.ك: تفسير عليين، سيد عباس سيد كريمى، ص 609
فصل اول از کتاب پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده...(محمدرضا حسین زاده)
فصل اول: ضرورتها و اهداف ازدواج
پرسش 1: ضرورت ازدواج در اسلام، بر چه مبانى استوار است؟
پاسخ: ضرورت و اهميت ازدواج بر پايههايى چند استوار است، از جمله:
1. طبيعت اجتماعى
با توجه به اينكه انسان اصالتا موجودى اجتماعى است، نخستين و مهمترين بستر فعليت يافتن اين ويژگى در انسان، كانون مقدس خانواده است. بىگمان، خانواده با پيمان ازدواج و پيوند مقدس زن و مرد پايهگذارى مىشود؛ يعنى با ازدواج ستون اصلى و حياتىترين نهاد اجتماعى شكل مىگيرد؛ نهادى كه خاستگاه آن در ذات انسان است (7). از اين رو زن و مرد در همان آغاز ازدواج و تشكيل زندگى مشترك، در آن محيط كوچك، آرام مىگيرند. همانگونه كه خداوند منان به گونهاى به اين مسئله اشاره مىكند و خانواده را جاى آسايش و آرامش معرفى كرده مىفرمايد: و من آياتة أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا اليها(8)؛ و از نشانههاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد، تا در كنار آنان آرامش يابيد.
2. سنت آفرينش
قرآن كريم زوجيت را قانونى فراگير در ميان همه جانداران بيان مىكند، حتى گياهان از اين قانون بيرون نيستند. دستگاه بزرگ آفرينش براى رسيدن به هدف و كمال مطلوب خود و حفظ نوع بشر و موجودات، به همكارى و تعاون دو جنس مذكر و مؤنث نيازمند است؛ از اين رو خداوند موجودات را به صورت نر و ماده آفريده است. در آيات فراوانى آفرينش زوج گونه انسانها از زن و مرد به عنوان قانون آفرينش بيان شده است: خداوند شما را از خاكى آفريده، سپس از نطفهاى، سپس شما را به صورت زوجهايى قرار داد(9). و در آيه ديگر زوجيت را در گياهان مطرح مىكند: او لم يروا الى الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم(10). آيا به زمين نگاه نكردند چه بسيار گياهان از انواع مختلف، نر و ماده و پرفايده آفريديم.
پس ازدواج، پاسخ مثبت به اين قوانين الهى و حركت در راستاى نظام آفرينش است.
3. پاسخ به نداى فطرت
بىگمان، غريزه جنسى، غريزهاى نيرومند و ريشهدار است كه بر اساس نظام حكيمانه الهى در نهاد بشر قرار گرفته است.
به طور طبيعى، هر دختر و پسرى كه به حد بلوغ و رشد رسيده باشد، يك كشش باطنى به جنس مخالف در خود احساس مىكند كه اين كشش و جاذبه نهان و ناپيدا با گذشت زمان و بارور شدن توان جوانى، به تدريج تمايلى شديد مىگردد تا آنجا كه به صورت خواستهاى حتمى و ضرورى خود نمايى مىكند. تنها راهى كه مىتواند به همه خواستههاى جنسى مرد و زن پاسخ مناسب دهد و روح پرالتهاب آنان را كاملا معتدل و آرام سازد ازدواج است(11). از اين رو قرآن كريم افزون بر تشويق مردم به ازدواج، كسانى كه اين مسئله را ترك مىكنند توبيخ كرده، مىفرمايد: و تذرون ما خلق لكم ربكم من ازواجكم(12) و (آيا) همسرانى را كه خدا براى شما آفريده است رها مىسازيد؟ از اين آيه و مانند آن بر مىآيد كه زن و مرد براى يكديگر خلق شدهاند از اينرو گرايش باطنى و در عمق فطرت آنان نسبت به يكديگر دارند بنابراين ازدواج و تشكيل خانواده ريشه در فطرت انسان دارد(13).
4. تكامل
بىگمان، انسان موجودى تكامل طلب است و از سويى نحوه آفرينش او به گونهاى است كه دو جنس زن و مرد، مكمل و مايه شكوفايى و نشاط و پرورش معنوى يكديگرند، تا آنجا كه هر يك بدون ديگرى ناقص است؛ يعنى جنس مذكر و مؤنث از نظر روحى و جسمى، به يكديگر نيازمند هستند. خداوند در اين باره مىفرمايد: هن لباس لكم و انتم لباس لهن(14) = آنان (زنان) براى شما لباسى هستند و شما (نيز) براى آنان لباسى هستيد؛ يعنى همان گونه كه لباس، انسان را از سرما و گرما حفظ كرده، زشتيها و عيوب او را مىپوشاند و زينتى براى تن آدمى است، دو همسر نيز در زندگى زناشويى بايد مكمل يكديگر باشند(15). اين تعبير زيباى قرآن، نهايت ارتباط معنوى مرد و زن و نزديكى آنها به يكديگر و همچنين برابرى هر دو را در اين موارد، به خوبى آشكار مىسازد.
5. نيازى بديهى
ازدواج، از جمله امورى است كه در همه جوامع از بديهيات است و سيره عملى همه مردم، با هر دين و آيينى است؛ زيرا اساس ازدواج، ميل و نياز طبيعى، روحى و زيستى مرد و زن نسبت به يكديگر است و در بيان ضرورت آن به آيه و حديثى نياز نيست(16). امام رضا (عليه السلام) فرمود: اگر درباره ازدواج آيهاى محكم و سنتى پيروى شده از (رسول خدا (صلىاللهعليهوآله)) هم نبود، موضوع نيكى به خويشاوندان و انس با بيگانه كه خداوند در اين امر قرار داده است، انگيزهاى بود كه خردمند صاحب دل به ازدواج رغبت كند و عاقل درست انديش براى آن بشتابد(17).
~…~…~…~…~
منابع:
7 - پرتوى از قرآن، سيد محمود طالقانى، ج2، ص 151 و الميزان. ترجمه موسوى همدانى، ج 4، ص 493.
8 - روم/21.
9 - ر.ك: تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج1، ص 650 و ج3، ص358، و تفسير آسان، جواد نجفى، ج14، ص294 و الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج13، ص487.
10 - شعراء/7.
11 - انوار درخشان، حسينى همدانى، ج4، ص294 و بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، هاشمزاده هريسى، ص 101.
12 - شعراء/166.
13 - الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج 15 ص 436.
14 - بقره/187.
15 - ر.ك: تفسير نمونه، ج1، ص 650، جوانان و انتخاب همسر، علىاكبر مظاهرى، انتشارات دفتر تبليغات و پرتوى از قرآن، سيد محمود طالقانى، ج 2، ص139؛ انوار درخشان، حسينى همدانى،ج 7، ص 140.
16 - الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج15، ص20 و ر.ك: تفسير عليين، سيد عباس سيد كريمى، ص 609