تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ضروریات و اهداف ازدواج(بسیار کاربردی)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

فصل اول از کتاب پرسمان قرآنی ازدواج و خانواده...(محمدرضا حسین زاده)



فصل اول: ضرورت‏ها و اهداف ازدواج‏

پرسش 1: ضرورت ازدواج در اسلام، بر چه مبانى استوار است؟

پاسخ: ضرورت و اهميت ازدواج بر پايه‏هايى چند استوار است، از جمله:


1. طبيعت اجتماعى‏

با توجه به اينكه انسان اصالتا موجودى اجتماعى است، نخستين و مهم‏ترين بستر فعليت يافتن اين ويژگى در انسان، كانون مقدس خانواده است. بى‏گمان، خانواده با پيمان ازدواج و پيوند مقدس زن و مرد پايه‏گذارى مى‏شود؛ يعنى با ازدواج ستون اصلى و حياتى‏ترين نهاد اجتماعى شكل مى‏گيرد؛ نهادى كه خاستگاه آن در ذات انسان است (7). از اين رو زن و مرد در همان آغاز ازدواج و تشكيل زندگى مشترك، در آن محيط كوچك، آرام مى‏گيرند. همان‏گونه كه خداوند منان به گونه‏اى به اين مسئله اشاره مى‏كند و خانواده را جاى آسايش و آرامش معرفى كرده مى‏فرمايد: و من آياتة أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا اليها(8)؛ و از نشانه‏هاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد، تا در كنار آنان آرامش يابيد.


2. سنت آفرينش‏

قرآن كريم زوجيت را قانونى فراگير در ميان همه جانداران بيان مى‏كند، حتى گياهان از اين قانون بيرون نيستند. دستگاه بزرگ آفرينش براى رسيدن به هدف و كمال مطلوب خود و حفظ نوع بشر و موجودات، به همكارى و تعاون دو جنس مذكر و مؤنث نيازمند است؛ از اين رو خداوند موجودات را به صورت نر و ماده آفريده است. در آيات فراوانى آفرينش زوج گونه انسانها از زن و مرد به عنوان قانون آفرينش بيان شده است: خداوند شما را از خاكى آفريده، سپس از نطفه‏اى، سپس شما را به صورت زوج‏هايى قرار داد(9). و در آيه ديگر زوجيت را در گياهان مطرح مى‏كند: او لم يروا الى الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم‏(10). آيا به زمين نگاه نكردند چه بسيار گياهان از انواع مختلف، نر و ماده و پرفايده آفريديم.

پس ازدواج، پاسخ مثبت به اين قوانين الهى و حركت در راستاى نظام آفرينش است.


3. پاسخ به نداى فطرت‏

بى‏گمان، غريزه جنسى، غريزه‏اى نيرومند و ريشه‏دار است كه بر اساس نظام حكيمانه الهى در نهاد بشر قرار گرفته است.

به طور طبيعى، هر دختر و پسرى كه به حد بلوغ و رشد رسيده باشد، يك كشش باطنى به جنس مخالف در خود احساس مى‏كند كه اين كشش و جاذبه نهان و ناپيدا با گذشت زمان و بارور شدن توان جوانى، به تدريج تمايلى شديد مى‏گردد تا آن‏جا كه به صورت خواسته‏اى حتمى و ضرورى خود نمايى مى‏كند. تنها راهى كه مى‏تواند به همه خواسته‏هاى جنسى مرد و زن پاسخ مناسب دهد و روح پرالتهاب آنان را كاملا معتدل و آرام سازد ازدواج است‏(11). از اين رو قرآن كريم افزون بر تشويق مردم به ازدواج، كسانى كه اين مسئله را ترك مى‏كنند توبيخ كرده، مى‏فرمايد: و تذرون ما خلق لكم ربكم من ازواجكم‏(12) و (آيا) همسرانى را كه خدا براى شما آفريده است رها مى‏سازيد؟ از اين آيه و مانند آن بر مى‏آيد كه زن و مرد براى يكديگر خلق شده‏اند از اين‏رو گرايش باطنى و در عمق فطرت آنان نسبت به يكديگر دارند بنابراين ازدواج و تشكيل خانواده ريشه در فطرت انسان دارد(13).


4. تكامل‏

بى‏گمان، انسان موجودى تكامل طلب است و از سويى نحوه آفرينش او به گونه‏اى است كه دو جنس زن و مرد، مكمل و مايه شكوفايى و نشاط و پرورش معنوى يكديگرند، تا آنجا كه هر يك بدون ديگرى ناقص است؛ يعنى جنس مذكر و مؤنث از نظر روحى و جسمى، به يكديگر نيازمند هستند. خداوند در اين باره مى‏فرمايد: هن لباس لكم و انتم لباس لهن‏(14) = آنان (زنان) براى شما لباسى هستند و شما (نيز) براى آنان لباسى هستيد؛ يعنى همان گونه كه لباس، انسان را از سرما و گرما حفظ كرده، زشتيها و عيوب او را مى‏پوشاند و زينتى براى تن آدمى است، دو همسر نيز در زندگى زناشويى بايد مكمل يكديگر باشند(15). اين تعبير زيباى قرآن، نهايت ارتباط معنوى مرد و زن و نزديكى آن‏ها به يكديگر و همچنين برابرى هر دو را در اين موارد، به خوبى آشكار مى‏سازد.


5. نيازى بديهى‏

ازدواج، از جمله امورى است كه در همه جوامع از بديهيات است و سيره عملى همه مردم، با هر دين و آيينى است؛ زيرا اساس ازدواج، ميل و نياز طبيعى، روحى و زيستى مرد و زن نسبت به يكديگر است و در بيان ضرورت آن به آيه و حديثى نياز نيست‏(16). امام رضا (عليه السلام) فرمود: اگر درباره ازدواج آيه‏اى محكم و سنتى پيروى شده از (رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله)) هم نبود، موضوع نيكى به خويشاوندان و انس با بيگانه كه خداوند در اين امر قرار داده است، انگيزه‏اى بود كه خردمند صاحب دل به ازدواج رغبت كند و عاقل درست انديش براى آن بشتابد(17).

~…~…~…~…~

منابع:

7 - پرتوى از قرآن، سيد محمود طالقانى، ج‏2، ص 151 و الميزان. ترجمه موسوى همدانى، ج 4، ص 493.

8 - روم/21.

9 - ر.ك: تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج‏1، ص 650 و ج‏3، ص‏358، و تفسير آسان، جواد نجفى، ج‏14، ص‏294 و الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج‏13، ص‏487.

10 - شعراء/7.

11 - انوار درخشان، حسينى همدانى، ج‏4، ص‏294 و بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، هاشم‏زاده هريسى، ص 101.

12 - شعراء/166.

13 - الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج 15 ص 436.

14 - بقره/187.

15 - ر.ك: تفسير نمونه، ج‏1، ص 650، جوانان و انتخاب همسر، على‏اكبر مظاهرى، انتشارات دفتر تبليغات و پرتوى از قرآن، سيد محمود طالقانى، ج 2، ص‏139؛ انوار درخشان، حسينى همدانى،ج 7، ص 140.

16 - الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج‏15، ص‏20 و ر.ك: تفسير عليين، سيد عباس سيد كريمى، ص 609
اهداف و ره‏آوردهاى ازدواج‏

پرسش 2: قرآن كريم، چه فوايدى را براى ازدواج بيان كرده است؟

پاسخ: قرآن كريم، در آياتى حكمت‏ها و آثار ازدواج را بيان كرده است؛ در اين جا به چند ره آورد مهم آن مى‏پردازيم:


1. ارضاى درست غريزه جنسى‏

بى‏گمان، غريزه جنسى، نيرويى است كه در نهاد زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، بهترين راهكار شايسته براى كنترل و آرام ساختن نيروى شهوت و پاسخى مناسب به اين غريزه خدادادى است‏(18).

خداوند، در ستايش و توصيف مؤمنان مى‏فرمايد: و الذين هم لفروجهم حافظون * الا على ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غير ملومين‏(19)؛ آن‏ها كه دامان خود را (از آلوده شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند * تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند كه در بهره‏گيرى از آنان ملامت نمى‏شوند. در حديثى از امام صادق (عليه السلام) چنين آمده است: از لذت‏هاى (مادى) در دنيا و آخرت، هيچ كدام به پايه لذت زناشويى نمى‏رسد. سپس امام (عليه السلام) به اين كه خداوند متعال در بيان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدم داشته است. سپس امام (عليه السلام) فرمود: هيچ چيزى لذت بخش‏تر از زناشويى، براى بهشتيان نيست، نه خوردنى و نه نوشيدنى‏(20).


2. بازداشت و نگهداشت از گناه‏

يكى از آثار ازدواج بسترسازى تقوا و پرهيز از گناهان است. با اشباع غريزه جنسى در زن و مرد، زمينه برخى از گناهان، از بين مى‏رود، اين كه در قرآن كريم، از كسى كه ازدواج كرده به محصن و محصنة تعبير شده‏(21)، به خاطر اين است كه زن و مرد، با ازدواج در حصن و سنگر مستحكمى قرار مى‏گيرند و خود را نگه مى‏دارند، تا وسوسه‏هاى شهوانى در آنان اثرى نگذارد(22)؛ بلكه با ازدواج بستر بسيارى از گناهان و ديگر نيز رخت بر مى‏بندد؛ زيرا پذيرفتن مسئوليت تأمين زندگى و تربيت فرزند، انسان را به استفاده بهينه از عمر وا مى‏دارد و براى گناه و معاشرت گمراه كننده، جايى باقى نمى‏گذارد؛ از همين رو است كه پيامبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله) فرمود: من تزوج فقد أحرز نصف دينه فليتق الله فى النصف الباقى؛ كسى كه ازدواج كند، نيمى از دين خود را نگاه داشته و براى نگهدارى نيمى ديگر بايد تقواى خدا را در پيش گيرد(23).

هم چنين در تفسير آيه هن لباس لكم و انتم لباس لهن‏(24) زنان براى شما لباسى هستند و شما (نيز) براى آنان لباسى هستيد. برخى مفسران گفته‏اند: همان گونه كه انسان، با لباس از گزند سرما و گرما و آسيب‏هاى پوستى، در امان مى‏ماند، زن و مرد با ازدواج، يكديگر را از گناه نگه مى‏دارند(25).


3. حفظ نوع انسان‏

با توجه به اين كه انسان اشرف موجودات و داراى جايگاه ويژه‏اى در نظام آفرينش است، سنت الهى چنين مقرر شده كه مرد و زن، براى بقاى نسل خويش به ازدواج تن دهند. قرآن، ازدواج را راهكار توليد و بقاى نسل در انسان و حيوان بيان كرده و مى‏فرمايد: جعل لكم من انفسكم ازواجا و من الانعام ازواجا يذرؤكم فيه‏(26)؛ از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد و جفت‏هايى از چهارپايان آفريد؛ و شما را به اين وسيله (= همسران) زياد مى‏كند. و در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او آفريد وبث منهما رجالا كثيرا و نساء و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت‏(27). قرآن بقاى نسل انسان و اجتماع مدنى را به ازدواج منوط مى‏داند.

~…~…~…~…~

منابع:

18 - تفسير جامع، سيد محمد ابراهيم بروجردى، ج‏4، ص‏431 و ج‏7، ص‏245 و انوار العرفان فى تفسير القرآن، ابوالفضل داور پناه، ج‏4، ص‏139.

19 - مؤمنون/5-6.

20 - الكافى، ج‏5، ص‏321، ح‏10: نورالثقلين، ج‏1، ص 320.

21 - نساء.25.

22 - قاموس قرآن. ج‏2، ص‏149.

23 - امالى، شيخ طوسى، ص‏518، مجلس هجدهم؛ بحارالانوار، ج‏100، ص‏219.

24 - بقره/187.

25 - ر.ك: روض الجنان، ج‏3، ص‏51 و تفسير نمونه، ج‏2، ص‏133.

26 - شورى/11،

27 - نساء/1.
آدرس های مرجع