۱۴/آبان/۹۳, ۱۶:۴۳
بنام خدا
سید حسن نصرالله در جواب به افرادی که به او می گویند سید یمانی لب به سخن گشود و متن زیر ترجمه ی فارسی بخشی از سخنان ایشون می باشد:
(ضمنا این سخنرانی سید حسن نصرالله جوابیه ای بر مستند عصر ظهور آقایان رضایی و املشی بود هر چند من این افراد را دوست دارم اما باید قبول کنند در ساخت این مستند اشتباه کردند.)
تطبیق علائم خاصهی ظهور بر افراد اشتباه و خطاست و به لحاظ عملی، روانی و معنوی خطرات عظیمی دارد. بگذارید از دوران معاصر چند مثال بزنیم. بنده میدانم در بعضی دورانها بسیاری از مردم گفتند سفیانی صدام حسین است. اشکالی ندارد. بگذارید نام ببریم تا مطلب را جا بیاندازیم. گفتند سفیانی صدام حسین است و این هم کارنامهی ذبح، قتل و جنایاتش. اما زد و فردا صدام حسین مرد! سفیانی رفت! حالا چه کار کنیم؟! متوجه شدید؟ سپس بعد از اشغال عراق توسط آمریکا و عملیاتهای القاعده در این کشور یک نفر به نام ابو مصعب زرقاوی ظهور کرد و شروع کرد به تکفیر و کشتن مردم شیعه، سنی، کرد، ترکمن و… هیچ کس برایش اهمیتی نداشت. همهی جامعه را تکفیر کرد و شروع کرد به کشتن. فرد سفاکی بود. دقیقا مثل سفیانی. عدهی زیادی از مردم گفتند ابو مصعب زرقاوی سفیانی است. پرچم سفیانی ظهور و خروج کرد. مسئلهای که بیشتر موجب اشتباه شد این بود که در برخی روایات گفته شده بود سفیانی از منطقهی وادی الیابس خارج میشود؛ منطقهای در مثلث میان سوریه، اردن و فلسطین. ابو مصعب زرقاوی هم زادهی آن منطقه بود. پس دیگر تکلیف معین است. سفیانی ابو مصعب زرقاوی است. اما ابو مصعب زرقاوی کشته شد. کسی برای خودش به نتیجهای برسد مختار است، مشکلی نیست. مشکل وقتی آغاز میشود که مردم را با این روش تربیت میکنند، به مردم این حرفها را میزنند و به مردم وعده و امید میدهند. و امروز سفیانی کیست؟ امروز بعضی از مردم به این نتیجه رسیدهاند که سفیانی رهبر داعش ابوبکر بغدادی است که مردم را در عراق میکشد. در همین چند روز -ان شاءالله فردا شب در این باره که میگویند اینها نبرد شیعه و سنی است صحبت خواهم کرد- بر اساس برخی روایتها ۷۰، بعضی روایتها ۲۰۰ و برخی اخبار ۳۰۰ نفر از عشیرهی بوالنمر عراق را کشته است. مردان، زنان و کودکان را سر میبرد و میکشد. در همهی رسانهها هم پیچیده است. در هر صورت این حرف را از کجا آوردهاید؟ بر اساس چه مبنایی؟ چه کسی گفته است این مرد مثلا سفیانی است؟ این از سفیانی، بگذارید برویم سراغ خراسانی. از جبههی خودمان هم صحبت کنیم! مثلا در یک برهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مردم تحت تأثیر عواطف قرار گرفتند و گفتند اینها همان پرچمهای هدایتی هستند که از شرق ظهور میکنند و… . خراسانی کیست؟ خراسانی حضرت امام خمینی هستند. ایشان سید است، میتوانیم همهی ایران را خراسان در نظر بگیریم و خمین یا قم هم بخشی از خراسان هستند. پس امام سید خراسانی است. همان کسی است که پرچم را به امام زمان(علیه السلام) تحویل خواهد داد. این دورانها متصل هستند. یعنی میگفتند چند سال صبر کنید خواهید دید. خب، ایشان فوت کردند. حتی بنده به یاد دارم در دوران حیات امام بعضی افراد چون دیدند امام پیر هستند و مریض به نظر میرسند و در ماههای آخر بیماریشان شدید شده بود ادعا کردند و به این نتیجه رسیدند آیت الله منتظری سید خراسانی هستند. خراسان کل ایران است و در نتیجه نجفآباد و اصفهان بخشی از خراسان هستند. خب، ایشان هم فوت کردند. امروز نیز ممکن است بعضی از ما به واسطهی محبت و علاقه بگویند حضرت سید القائد یعنی امام خامنهای(دام ظله الشریف) سید خراسانی هستند. آماده باشید که سید خراسانی سید القائد است. البته من بیش از همه دوست دارم واقعا اینگونه باشد. ولی بر اساس کدام دلیل؟ بر اساس کدام مبنا، اطلاعات، علم و قرینه؟ شاید برخی صفتها را بگیریم و بر افراد تطبیق دهیم اما اینها هنوز ظن است. هنوز در دایرهی ظن، احتمال و تحلیل هستیم. چه کسی است که بر اساس علم و یقین بگوید سید خراسانی حضرت سید القائد هستند؟ وقتی سراغ یمانی میرویم مسئله دامنهدارتر است. امروز فقط در عراق حدود سه چهار یمانی هست! هر کدامشان ادعا میکند یمانی است. مردمی هم هستند که به هر کدام از این یمانیها معتقدند. خب، بر چه اساسی؟ حتی در برههای برخی دوستداران حزب الله و دوستداران بعضی شخصیتهای حزب الله ادعا کردند حزب الله پرچم یمانی و فلان فرد از میان حزب الله همان یمانی است. بر چه اساسی؟! خدا کند این طور باشد، ان شاءالله. ولی بر چه اساس، سند، علم و قاعدهی علمی؟ هیچ جوابی وجود ندارد. همهی این تطبیقها در دایرهی ظن هستند. در حالی که ما مخصوصا در این گونه مسائل نهی شدهایم که از آنچه بدان علم نداریم پیروی کنیم. دوم: خطا در تطبیق موجب نتایج زیانبار میشود. سوم: تکرار خطا در تطبیق موجب شک در همهی این علامتها و عقاید میشود. باید به صورت قطعی و نهایی از این مسئله اجتناب کنیم. اینجا نیت سالم هم کافی نیست. گیرم فرد نیت خوبی هم داشته باشد اما دارد اشتباه میکند. حتی دارد بر اساس برخی میزان و معیارها مرتکب حرام میشود. یا مثلا یک نفر به نتیجه میرسد باید نوعی مشروعیت، قداست، احترام یا محبت نسبت به حضرت سید القائد ایجاد کند. اما آیا سید القائد به چنین چیزی، به چنین مشروعیتی نیاز دارد؟ ایشان مشروعیتهای قویتری دارد. شما دارید دربارهی ظن و تطبیق علامتها و توصیفاتی صحبت میکنید که نیاز به موشکافی و… دارد. در حالی که مشروعیت ایشان مبتنی بر قواعد، اعتقادات و اصول علمی، فقهی، شرعی، قانونی و… است. نیاز ندارد شما برایشان مشروعیت بسازید. رفتار، عملکرد، ورع، زهد، حکمت، شجاعت، سیره و کارنامهی درخشان ایشان است که احترام، محبوبیت و قداست ایشان را نزد مسلمانان و مؤمنان افزایش میدهد. نیازی هم به این مسئله ندارند. یا مثلا امروز بعضی افراد میآیند و به برادران و بچههای ما حرفهایی میزنند. میخواهم یک مثال بسیار شفاف بزنم. چه این که امشب داریم همهی مسائل را باز میکنیم. میگویند شما دارید در سوریه با سفیانی میجنگید! نه، چه کسی چنین حرفی زده است؟ هیچ معلوم نیست. به خاطر این که نیرو بسیج کنیم یا برای نبردمان مشروعیت بسازیم؟ نه، ما اصلا به چنین چیزی نیاز نداریم. مشروعیت نبرد ما نیز مبتنی بر مبانی فقهی، شرعی، واقعنگرانه و خارجی است. نیازی هم به مشروعیتها یا بسیجهایی از این جنس نداریم. ما برای حفظ سوریه، لبنان، فلسطین، منطقه و ملتهای منطقه در برابر سلطهی آمریکا و اسرائیل و تکفیریان در سوریه میجنگیم. تکفیریانی که اگر سوریه یا غیر سوریه به دستشان بیافتد همان کاری را میکنند که امروز ابوبکر بغدادی در عراق با عشیرهی بوالنمر کرد. ما نیازی نداریم به خاطر این که جوانان را بسیج کنیم بگویم بلند شوید برویم با سفیانی بجنگیم! آخر این چه حرفی است؟ این حرف غلط است. اگر کسی اینگونه رفتار کند در اشتباه است. اینها فریب دادن مردم است. درست نیست. ما از کجا میدانیم؟ ممکن است همهی ماجرای خراسانی، یمانی و سفیانی پنجاه یا صد سال دیگر رخ دهد. چه کسی گفته است امسال یا دو، سه و چهار سال بعد؟ شاید همه آن موقع پیر شده باشیم یا اصلا نباشیم. ما به چنین چیزی نیاز نداریم. برادران ما عقل، منطق، علم، قواعد، اصول، مبانی، قرآن، سنت نبوی، ادله، روش استدلال، اجتهاد و استنباط و اصولی مستحکم داریم که جنبش، رفتار و درکمان از احکام و تکلیف شرعیمان را بر اساس آن پایهریزی میکنیم. نیازی هم به همهی این حرفها که مبتنی بر ظن، احتمال و توهم هستند نداریم. مثل همان مسائلی که چند شب پیش گفتیم: پیشگویی، تنجیم، احضار جن و روح، فال فنجان، رمالی و… . آخر ما مسلمانان را با این مسائل چه کار؟ الحمدلله ما به اندازهی کافی وحی داریم: قرآن و سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). به اندازهی کافی هم عقل، علم و معرفت داریم. پس ان شاءالله در این زمانه بسیار دقیق و مراقب باشیم.
::توجه:این بیانات توسط خود سید حسن نصرالله
در شب تاسوعای محرم 1436 مصادف با تاسوعا 1393 گفته شده و اینم لینک خبر در سایت فارسی رسمی سید حسن نصرالله: http://www.moqawama.ir/?speech=930811
سید حسن نصرالله در جواب به افرادی که به او می گویند سید یمانی لب به سخن گشود و متن زیر ترجمه ی فارسی بخشی از سخنان ایشون می باشد:(ضمنا این سخنرانی سید حسن نصرالله جوابیه ای بر مستند عصر ظهور آقایان رضایی و املشی بود هر چند من این افراد را دوست دارم اما باید قبول کنند در ساخت این مستند اشتباه کردند.)
تطبیق علائم خاصهی ظهور بر افراد اشتباه و خطاست و به لحاظ عملی، روانی و معنوی خطرات عظیمی دارد. بگذارید از دوران معاصر چند مثال بزنیم. بنده میدانم در بعضی دورانها بسیاری از مردم گفتند سفیانی صدام حسین است. اشکالی ندارد. بگذارید نام ببریم تا مطلب را جا بیاندازیم. گفتند سفیانی صدام حسین است و این هم کارنامهی ذبح، قتل و جنایاتش. اما زد و فردا صدام حسین مرد! سفیانی رفت! حالا چه کار کنیم؟! متوجه شدید؟ سپس بعد از اشغال عراق توسط آمریکا و عملیاتهای القاعده در این کشور یک نفر به نام ابو مصعب زرقاوی ظهور کرد و شروع کرد به تکفیر و کشتن مردم شیعه، سنی، کرد، ترکمن و… هیچ کس برایش اهمیتی نداشت. همهی جامعه را تکفیر کرد و شروع کرد به کشتن. فرد سفاکی بود. دقیقا مثل سفیانی. عدهی زیادی از مردم گفتند ابو مصعب زرقاوی سفیانی است. پرچم سفیانی ظهور و خروج کرد. مسئلهای که بیشتر موجب اشتباه شد این بود که در برخی روایات گفته شده بود سفیانی از منطقهی وادی الیابس خارج میشود؛ منطقهای در مثلث میان سوریه، اردن و فلسطین. ابو مصعب زرقاوی هم زادهی آن منطقه بود. پس دیگر تکلیف معین است. سفیانی ابو مصعب زرقاوی است. اما ابو مصعب زرقاوی کشته شد. کسی برای خودش به نتیجهای برسد مختار است، مشکلی نیست. مشکل وقتی آغاز میشود که مردم را با این روش تربیت میکنند، به مردم این حرفها را میزنند و به مردم وعده و امید میدهند. و امروز سفیانی کیست؟ امروز بعضی از مردم به این نتیجه رسیدهاند که سفیانی رهبر داعش ابوبکر بغدادی است که مردم را در عراق میکشد. در همین چند روز -ان شاءالله فردا شب در این باره که میگویند اینها نبرد شیعه و سنی است صحبت خواهم کرد- بر اساس برخی روایتها ۷۰، بعضی روایتها ۲۰۰ و برخی اخبار ۳۰۰ نفر از عشیرهی بوالنمر عراق را کشته است. مردان، زنان و کودکان را سر میبرد و میکشد. در همهی رسانهها هم پیچیده است. در هر صورت این حرف را از کجا آوردهاید؟ بر اساس چه مبنایی؟ چه کسی گفته است این مرد مثلا سفیانی است؟ این از سفیانی، بگذارید برویم سراغ خراسانی. از جبههی خودمان هم صحبت کنیم! مثلا در یک برهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مردم تحت تأثیر عواطف قرار گرفتند و گفتند اینها همان پرچمهای هدایتی هستند که از شرق ظهور میکنند و… . خراسانی کیست؟ خراسانی حضرت امام خمینی هستند. ایشان سید است، میتوانیم همهی ایران را خراسان در نظر بگیریم و خمین یا قم هم بخشی از خراسان هستند. پس امام سید خراسانی است. همان کسی است که پرچم را به امام زمان(علیه السلام) تحویل خواهد داد. این دورانها متصل هستند. یعنی میگفتند چند سال صبر کنید خواهید دید. خب، ایشان فوت کردند. حتی بنده به یاد دارم در دوران حیات امام بعضی افراد چون دیدند امام پیر هستند و مریض به نظر میرسند و در ماههای آخر بیماریشان شدید شده بود ادعا کردند و به این نتیجه رسیدند آیت الله منتظری سید خراسانی هستند. خراسان کل ایران است و در نتیجه نجفآباد و اصفهان بخشی از خراسان هستند. خب، ایشان هم فوت کردند. امروز نیز ممکن است بعضی از ما به واسطهی محبت و علاقه بگویند حضرت سید القائد یعنی امام خامنهای(دام ظله الشریف) سید خراسانی هستند. آماده باشید که سید خراسانی سید القائد است. البته من بیش از همه دوست دارم واقعا اینگونه باشد. ولی بر اساس کدام دلیل؟ بر اساس کدام مبنا، اطلاعات، علم و قرینه؟ شاید برخی صفتها را بگیریم و بر افراد تطبیق دهیم اما اینها هنوز ظن است. هنوز در دایرهی ظن، احتمال و تحلیل هستیم. چه کسی است که بر اساس علم و یقین بگوید سید خراسانی حضرت سید القائد هستند؟ وقتی سراغ یمانی میرویم مسئله دامنهدارتر است. امروز فقط در عراق حدود سه چهار یمانی هست! هر کدامشان ادعا میکند یمانی است. مردمی هم هستند که به هر کدام از این یمانیها معتقدند. خب، بر چه اساسی؟ حتی در برههای برخی دوستداران حزب الله و دوستداران بعضی شخصیتهای حزب الله ادعا کردند حزب الله پرچم یمانی و فلان فرد از میان حزب الله همان یمانی است. بر چه اساسی؟! خدا کند این طور باشد، ان شاءالله. ولی بر چه اساس، سند، علم و قاعدهی علمی؟ هیچ جوابی وجود ندارد. همهی این تطبیقها در دایرهی ظن هستند. در حالی که ما مخصوصا در این گونه مسائل نهی شدهایم که از آنچه بدان علم نداریم پیروی کنیم. دوم: خطا در تطبیق موجب نتایج زیانبار میشود. سوم: تکرار خطا در تطبیق موجب شک در همهی این علامتها و عقاید میشود. باید به صورت قطعی و نهایی از این مسئله اجتناب کنیم. اینجا نیت سالم هم کافی نیست. گیرم فرد نیت خوبی هم داشته باشد اما دارد اشتباه میکند. حتی دارد بر اساس برخی میزان و معیارها مرتکب حرام میشود. یا مثلا یک نفر به نتیجه میرسد باید نوعی مشروعیت، قداست، احترام یا محبت نسبت به حضرت سید القائد ایجاد کند. اما آیا سید القائد به چنین چیزی، به چنین مشروعیتی نیاز دارد؟ ایشان مشروعیتهای قویتری دارد. شما دارید دربارهی ظن و تطبیق علامتها و توصیفاتی صحبت میکنید که نیاز به موشکافی و… دارد. در حالی که مشروعیت ایشان مبتنی بر قواعد، اعتقادات و اصول علمی، فقهی، شرعی، قانونی و… است. نیاز ندارد شما برایشان مشروعیت بسازید. رفتار، عملکرد، ورع، زهد، حکمت، شجاعت، سیره و کارنامهی درخشان ایشان است که احترام، محبوبیت و قداست ایشان را نزد مسلمانان و مؤمنان افزایش میدهد. نیازی هم به این مسئله ندارند. یا مثلا امروز بعضی افراد میآیند و به برادران و بچههای ما حرفهایی میزنند. میخواهم یک مثال بسیار شفاف بزنم. چه این که امشب داریم همهی مسائل را باز میکنیم. میگویند شما دارید در سوریه با سفیانی میجنگید! نه، چه کسی چنین حرفی زده است؟ هیچ معلوم نیست. به خاطر این که نیرو بسیج کنیم یا برای نبردمان مشروعیت بسازیم؟ نه، ما اصلا به چنین چیزی نیاز نداریم. مشروعیت نبرد ما نیز مبتنی بر مبانی فقهی، شرعی، واقعنگرانه و خارجی است. نیازی هم به مشروعیتها یا بسیجهایی از این جنس نداریم. ما برای حفظ سوریه، لبنان، فلسطین، منطقه و ملتهای منطقه در برابر سلطهی آمریکا و اسرائیل و تکفیریان در سوریه میجنگیم. تکفیریانی که اگر سوریه یا غیر سوریه به دستشان بیافتد همان کاری را میکنند که امروز ابوبکر بغدادی در عراق با عشیرهی بوالنمر کرد. ما نیازی نداریم به خاطر این که جوانان را بسیج کنیم بگویم بلند شوید برویم با سفیانی بجنگیم! آخر این چه حرفی است؟ این حرف غلط است. اگر کسی اینگونه رفتار کند در اشتباه است. اینها فریب دادن مردم است. درست نیست. ما از کجا میدانیم؟ ممکن است همهی ماجرای خراسانی، یمانی و سفیانی پنجاه یا صد سال دیگر رخ دهد. چه کسی گفته است امسال یا دو، سه و چهار سال بعد؟ شاید همه آن موقع پیر شده باشیم یا اصلا نباشیم. ما به چنین چیزی نیاز نداریم. برادران ما عقل، منطق، علم، قواعد، اصول، مبانی، قرآن، سنت نبوی، ادله، روش استدلال، اجتهاد و استنباط و اصولی مستحکم داریم که جنبش، رفتار و درکمان از احکام و تکلیف شرعیمان را بر اساس آن پایهریزی میکنیم. نیازی هم به همهی این حرفها که مبتنی بر ظن، احتمال و توهم هستند نداریم. مثل همان مسائلی که چند شب پیش گفتیم: پیشگویی، تنجیم، احضار جن و روح، فال فنجان، رمالی و… . آخر ما مسلمانان را با این مسائل چه کار؟ الحمدلله ما به اندازهی کافی وحی داریم: قرآن و سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم). به اندازهی کافی هم عقل، علم و معرفت داریم. پس ان شاءالله در این زمانه بسیار دقیق و مراقب باشیم.
::توجه:این بیانات توسط خود سید حسن نصرالله
در شب تاسوعای محرم 1436 مصادف با تاسوعا 1393 گفته شده و اینم لینک خبر در سایت فارسی رسمی سید حسن نصرالله: http://www.moqawama.ir/?speech=930811

