۲۷/آذر/۹۳, ۱۶:۵۸
میدونین بچه ها؟
استعداد یابی و رقیقا عین موریانه ها زندگی کردن درست نیست.
منظور یاسین جونم چیز دیگه ایه که متاسفانه تاپیک به صحرای کربلا زده شد.
ببینین!
تو جامعه تصمیم بگیریم در سال 100 تا مهندس عمران بدیم بیرون و 200 تا دکتر و 300 تا معلم و ...
بعد خود به خود آدمای بی استعداد خرخون از چرخه لیسانسه ها خارج میشن.
کسی مدرک دانشگاهی میگیره که وااااقعا لازم داره.
بعد از اون طرف هم یارو اگه خواست کارگر شهرداری بشه اجر و قربش زیر سوال نره و مثل بدبختا زندگی نکنه.
میفهمین؟
یعنی تو مملکت ما مشکل اینجاست که دیپلمه تا پول نداشته باشه، کار نداره لذا پول نداره لذا زن نداره.
اگه بازار کار واسه همه بود مردم لزومی نمیدیدن همه مهندس شن.
از اون طرف همه هم یه کار شیک و بدون کثیفی میخوان اونم از صادقیه به بالا...
والا...
چه بسیار آدمای خوش فکری که میتونستن کشاورزای خوبی باشن اما چون تو روستاها امکانات نبود درس خوندن و اومدن تهران و حالا از اینجا مونده و از اونجا رونده شدن.
چه بسیار آدمایی که دوست داشتن برقکاری ساختمون بکنن اما چون حقوقش کفاف زندگی رو نمیداده درس خوندن و حالا لیسانس موندن بیکار و بی عار...
الآن دانشگاه رفتن مثل مدرسه رفتن انگار شده وظیفه همه...
اگه پسرا هم بعد دیپلم وارد بازار کار بشن، دخترای لیسانسه رو با دو من افاده کجای دلشون جا بدن؟
اگه هم رفتن به دانشگاه و هم فارغ التحصیل شدن سخت بود، چند تا اتفاق میفتاد.
اول اینکه مثل ریگ بیابون لیسانس بیکار نداشتیم.
دوم این که اونی که لیسانس میگرفت آدم باسوادی از آب درمیومد و فقط مستعدها تو هر رشته ای میموندن.
و سوم این که کارهایی که احتیاج به لیسانسه ها داره دست هر بی فکر و بی ذوقی نمی افتاد.
چهارم این که شهرها یکم خلوت میشد.
پنجم این که رضایت شغلی میرفت بالا.
و الی آخر...
لزومی نداره حکومت مثل ملکه موریانه ها دستور بده فلانی تو باید این کارو بکنی.
کافیه هر کس توی انتخاب های آزادانه ای که داره صلاح کشور رو به صلاح فردی ارجحیت بده.
کافیه هر کاری داشتن کسر شان و عار نباشه.
نمیگم سوپور و دکتر یه حقوق رو داشته باشن.
اما به نظرم یه سوپور بااااید این توانایی رو داشته باشه که یه زندگی آبرومند و ساده داشته باشه.
بعدشم...
من نوعی اگه از 10 تا وظیفه ای که جامعه بهم محول کرده 2 تاشو به خاطر جامعه انجام میدادم حتی اگه دوست نداشتم اوضاع مملکت الآن این نبود.
متاسفانه خودخواهی و دیگرنخواهی باعث میشه مثلا همه ماشیناشونو صبح به صبح بیارن بیرون.
همه ما یه مادر پیر یا یه بچه کوچیک تو فامیل داریم.
لا مصب!
اگه به خودت رحم نمیکنی به این بچه ها و پیرزن ها و پیرمردهای فامیل رحم کن و با اتوبوس برو سر کار.
نه!!!!!!
مگه میشه؟
از زور خودخواهی داریم خودمون رو میکشیم.
نمیفهمیم منافع جمعی یعنی چی!
موریانه ها اینو فهمیدن.
فقط همین....
استعداد یابی و رقیقا عین موریانه ها زندگی کردن درست نیست.
منظور یاسین جونم چیز دیگه ایه که متاسفانه تاپیک به صحرای کربلا زده شد.
ببینین!
تو جامعه تصمیم بگیریم در سال 100 تا مهندس عمران بدیم بیرون و 200 تا دکتر و 300 تا معلم و ...
بعد خود به خود آدمای بی استعداد خرخون از چرخه لیسانسه ها خارج میشن.
کسی مدرک دانشگاهی میگیره که وااااقعا لازم داره.
بعد از اون طرف هم یارو اگه خواست کارگر شهرداری بشه اجر و قربش زیر سوال نره و مثل بدبختا زندگی نکنه.
میفهمین؟
یعنی تو مملکت ما مشکل اینجاست که دیپلمه تا پول نداشته باشه، کار نداره لذا پول نداره لذا زن نداره.
اگه بازار کار واسه همه بود مردم لزومی نمیدیدن همه مهندس شن.
از اون طرف همه هم یه کار شیک و بدون کثیفی میخوان اونم از صادقیه به بالا...
والا...
چه بسیار آدمای خوش فکری که میتونستن کشاورزای خوبی باشن اما چون تو روستاها امکانات نبود درس خوندن و اومدن تهران و حالا از اینجا مونده و از اونجا رونده شدن.
چه بسیار آدمایی که دوست داشتن برقکاری ساختمون بکنن اما چون حقوقش کفاف زندگی رو نمیداده درس خوندن و حالا لیسانس موندن بیکار و بی عار...
الآن دانشگاه رفتن مثل مدرسه رفتن انگار شده وظیفه همه...
اگه پسرا هم بعد دیپلم وارد بازار کار بشن، دخترای لیسانسه رو با دو من افاده کجای دلشون جا بدن؟
اگه هم رفتن به دانشگاه و هم فارغ التحصیل شدن سخت بود، چند تا اتفاق میفتاد.
اول اینکه مثل ریگ بیابون لیسانس بیکار نداشتیم.
دوم این که اونی که لیسانس میگرفت آدم باسوادی از آب درمیومد و فقط مستعدها تو هر رشته ای میموندن.
و سوم این که کارهایی که احتیاج به لیسانسه ها داره دست هر بی فکر و بی ذوقی نمی افتاد.
چهارم این که شهرها یکم خلوت میشد.
پنجم این که رضایت شغلی میرفت بالا.
و الی آخر...
لزومی نداره حکومت مثل ملکه موریانه ها دستور بده فلانی تو باید این کارو بکنی.
کافیه هر کس توی انتخاب های آزادانه ای که داره صلاح کشور رو به صلاح فردی ارجحیت بده.
کافیه هر کاری داشتن کسر شان و عار نباشه.
نمیگم سوپور و دکتر یه حقوق رو داشته باشن.
اما به نظرم یه سوپور بااااید این توانایی رو داشته باشه که یه زندگی آبرومند و ساده داشته باشه.
بعدشم...
من نوعی اگه از 10 تا وظیفه ای که جامعه بهم محول کرده 2 تاشو به خاطر جامعه انجام میدادم حتی اگه دوست نداشتم اوضاع مملکت الآن این نبود.
متاسفانه خودخواهی و دیگرنخواهی باعث میشه مثلا همه ماشیناشونو صبح به صبح بیارن بیرون.
همه ما یه مادر پیر یا یه بچه کوچیک تو فامیل داریم.
لا مصب!
اگه به خودت رحم نمیکنی به این بچه ها و پیرزن ها و پیرمردهای فامیل رحم کن و با اتوبوس برو سر کار.
نه!!!!!!
مگه میشه؟
از زور خودخواهی داریم خودمون رو میکشیم.
نمیفهمیم منافع جمعی یعنی چی!
موریانه ها اینو فهمیدن.
فقط همین....