تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: صوت دروس تاریخ تطبیقی با بیانات استاد طائب
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم
صوت دروس تاریخ تطبیقی با بیانات استاد طائب
[تصویر: 5400446994505348432.jpg]
جلسات تاریخ تطبیقی. استاد مهدی طائب
صوت جلسه اول درس تاریخ تطبیقی (55:39) 14 اردیبهشت 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه دوم درس تاریخ تطبیقی (56:37) 21 اردیبهشت 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه سوم درس تاریخ تطبیقی (50:50) 28 اردیبهشت 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه چهارم درس تاریخ تطبیقی (43:36) 11 خرداد 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه پنجم درس تاریخ تطبیقی (45:47) 18 خرداد 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
سال تحصیلی 93 - 94
****
صوت جلسه ششم درس تاریخ تطبیقی (56:18) 1 مهر 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه هفتم درس تاریخ تطبیقی (40:37) 8 مهر 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه هشتم درس تاریخ تطبیقی (46:36)

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه نهم درس تاریخ تطبیقی (58:05) 22 مهر 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه دهم درس تاریخ تطبیقی (43:28) 29 مهر 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه دهم درس تاریخ تطبیقی (56:30) 20 آبان 1393

[تصویر: musicdl.gif]
ادامه دارد...
سعی میکنم بروز فایل ها رو قرار بدم.
دوستان التماس دعا
میشه یکم راجع بهش توضیح بدید؟
(۲۳/آبان/۹۳ ۰:۲۹)aaaaa نوشته است: [ -> ]میشه یکم راجع بهش توضیح بدید؟

سلام
این سری جدید رو خودم تازه دارم دریافت میکنم اما طبق ماحث پیشن و اطلاعاتی که دارم باید ادامه سیر تاریخ شناسی و مباحث گذشته باشه با رویکردی جدید.
این متن جلسه اول که تقدیم میکنم به شما و سایر همکاران که دنبال این مطالب هستن
نقل قول:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي‌ وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي‌ وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي‌ يَفْقَهُوا قَوْلِي‌
بحثی که به یاری خداوند در خدمت دوستان هستیم پیرامون تاریخ است.
تاریخ از اهمیت بالایی برخوردار است.هر کتابی که نوشته می شود اگر بخواهیم متوجه شویم که چه مطلبی از نظر نویسنده مهم بوده است باید ببینیم که در آن کتاب چه مطلبی زیاد، تکرار شده و از مقدار تکرار و پرداختن به یک مطلب در یک کتاب می‌توانید متوجه شوید که در نظر این نویسنده این مطلب یا خودش مهم است و یا در بیان هدف نویسنده خیلی دخالت دارد.
قرآن کریم، کتابی است که از طرف خداوند، نازل شده است و همه ی هدایت ها در این کتاب است، خارج از این کتاب، هیچ چیزی نیست. اهل بیت علیهم السلام هم قرآن ناطق هستند. وقتی که وارد قرآن می‌شویم می‌ببینیم خدای متعال مطالب زیادی را که فرموده، تاریخ و تاریخی است. از میزان بیان مطالب تاریخی و تاریخ، دو مطلب را می‌توان استفاده کرد:
اول: مطالب تاریخی که گفته شده است در نظر نویسنده و گوینده مهم است.
دوم: مطالب تاریخی در تبیین هدف نویسنده دخالت زیادی داشته است.
حالا این که چه مقداری از قرآن کریم، تاریخ است این را ما ممکن است بر اساس تحقیق گذشته ها و یا به صورت تعبدی بگوییم اما خیلی خوب است که هر کدام از ما در این مطالب، مجتهد باشیم.
مجتهد به چه معنا؟ یعنی خودمان تلاش و کوشش کنیم که بفهمیم قرآن، چقدرش تاریخ است، حتی درصد مطالب تاریخی را بدانیم و بیان کنیم که این تعداد آیات مربوط به تاریخ است و مطلب تاریخی نقل کرده است.
برای یک طلبه جای تأسف دارد که عمری بر او بگذرد و یک دوره تفسیر قرآن، از اول تا آخر را ندیده باشد، قطعا در آخرت مورد بازخواست قرار می گیریم که مگر جای دیگر هدایتی پیدا می شد که رفتید سراغ مطالب دیگران، ولی کتاب من را نخواندید؟ و نیز جای تاسف دارد که فقط در ماه مبارک رمضان، ختم قرآن‌ داریم.
مقام معظم رهبری در صحبتی که با پاسدارن جوان داشتند فرموده بودند: «قدر جوانیتان را بدانید سن که برود بالا توان می‌آید پایین، توفیق از نظر جسمی سلب می شود». بعد فرموده بودند «من قبل ها خیلی طول می کشید سه روز یکبار قرآن ختم را می کردم الان به ده روز می کشد».
خلاصه اینکه ما باید با قرآن، مانوس باشیم وحداقل یک سوم قرآن، تاریخ است. پس اهمیت تاریخ از نظر خدای متعال، چه به عنوان محتوای خود تاریخ، چه به عنوان ابزار بودنش برای انتقال هدایت، خیلی مهم است و برای این دو، دیگر لازم نیست دلیل بیاوریم و همین که یک سوم مطالب خدای متعال تاریخ است حاکی از اهمیت و توانمندی تاریخ در انتقال مطالب است.
مطالعه تاریخ اهداف متعددی دارد. ما دو هدف عمده از مطالعه تاریخ داریم:
هدف اول: عبرت و کسب تجربه
می‌دانید ما انسان ها به میزانی که نیازمند به علم هستیم بیش از آن، نیازمند به تجربه هستیم. جایگاه علم در ذهن است و هنوز اثر خودش را نشان نداده ولی تجربه علم جریان یافته ای‌ است که اثر خودش را نشان داده‌ است.
شما از نظر علمی می گویید اگر وزنه یک کیلویی با این سرعت در یک نقطه ای فرود بیاید این مقدار اثر می گذارد این در ذهن هست اما وقتی شما آمدید این را آزمایش کردید تجربه کردید آنوقت آن علم اجرا شده و اثر دار را می بینید.
در این دنیا بیش از آن که به علم نیاز داشته باشیم به تجربه نیاز داریم، منتها فرصت تجربه را نداریم و تجربه یعنی پیاده شدن علم که نیازمند زمان است و در این دنیا یک زمان بیشتر در اختیار نداریم.
مثلا نخ رنگارنگی را از پشت روزنه‌ای عبور می‌دهند، کسی که از روزنه نگاه می‌کند این رنگ ها را یکی پس از دیگری می‌بیند، اول قرمز بعد سبز و بعد آبی. اما کسی که آن طرف دیوار است و اول و آخر نخ را می‌بیند، نخی را می‌بیند که حاوی چند رنگ است. برای کسی که از روزنه نگاه می‌کند حرکت است، ولی برای کسی که پشت دیوار است و نگاه به نخ می کند ثبات است و حرکت معنا ندارد.
اگر بتوانیم از این عالمِ حرکت خارج شده و در یک عالم سکون قرار بگیریم، می‌توانیم انسانها را از بدو ورود به این عالم تا ختم خروج ببینیم، یعنی همه چیز را یک دفعه می‌بینیم. کسی که این طرف است (من و شما) زمان متفاوت را می‌بیند ولی کسی که در نقطه ثابت ایستاده و به طور ثابت نگاه می کند دیگر زمان متفاوت نمی‌ بیند، مثل همان خط است.
تجربه نیاز به زمان دارد و یک زمان 80 ساله در اختیار دارید. خب این 80 سال موقعی است که علم باید تحقق پیدا بکند و تا این تحقق را ببیند زمان رفتن می رسد. تازه، یک دوره را می‌بینید و تا می‌خواهد نگاه بکند که در این یک دوره چه شد که موقع رفتن است و نمی‌تواند از محصول تجربه استفاده بکند. مثلا الان گذشته‌ هر کدام از ما که اینجا نشسته‌ایم یک گذشته است الان نگاه می کنیم این مدتی که گذشته چه شده؟ تجربه را می‌بینیم و الان این جا هستیم و اگر دوباره عقب برگردیم این‌گونه انجام می‌دهیم و این‌گونه انجام نمی‌دهیم. چراکه آن موقع تحقق پیدا نکرده بود که چه می‌شود الان که تحقق پیدا کرده می‌بینیم که اگر اینطور و اینطور می شد بهتر بود. حالا اگر ما را برگردانند و دوباره بیاییم این می شود تجربه دوم. در تجربه دوم یک سری تجربیات جدید می بینیم بعد می‌گوییم که اگر الان ما را برگردانند این کار را و آن کار را انجام نمی‌دهیم چرا؟ چون تجربه دوم است. و بعد تجربه سوم و ... . ما تجربه اول، نمی‌توانیم داشته باشیم چه برسد به تجربه دوم و سوم و ... .
تاریخ راه دسترسی به این تجربه است. چگونه؟ چون انسان ها واحد بالنوع و واحد بالجنس هستند و مختلف در صنف و صنف هم هیچ دخالتی در تجربه ندارد.
در این عالم نوع، محقَِق تجربه است. ما از الاغ ها نمی‌توانیم تجربه بگیریم چون با آنها واحد بالجنس هستیم و واحد بالنوع نیستیم. انسان نمی‌تواند از غیر هم نوع خودش تجربه بگیرد. ما انسان ها از اولی که آدم آمده تا الان همه واحد بالنوع هستیم و زندگی‌ها عین و شبیه هم هستند.
طبیعت هم واحد بالطبع است اصلا طبیعت در زمان آدم با طبیعت در الان هیچ فرقی ندارد هوا هوا بوده، آب آب بوده و آتش آتش. همه یکی هستند یعنی در زمان حضرت آدم، جاذبه بوده حالا هم هست در زمان آدم خاک بوده حالا هم هست. اصلا هیچ موادی نیست که الان باشد و در زمان آدم نبوده باشد. منتها در زمان آدم شناخته ‌شده نبوده حال شناخته شده است. اورانیوم اتم الان تاثیر دارد اورانیوم آن موقع هم تاثیر داشته منتها الان تاثیری که دارد به لحاظ علمی روشن است ولی آن موقع تاثیر بالطبع بوده و طبیعی بوده است.
از آدم تا الان این نوع، آمده هر کدام یک زمانی را در اختیار داشته اند و زندگی کرده‌اند و یک تجربه‌ای کرده‌اند. آنها رفته‌اند و تجربه باقی مانده است. اسم این تجربه را تاریخ گذاشتند.
ما در زندگی، چهار نوع رابطه داریم:
این روابط چهارگانه هرکدام یه رابطه مفسدانه دارد و یک رابطه مصلحانه.
یعنی یک رابطه مخرب و یک رابطه اصلاح گر. ما نیازمندیم بدانیم رابطه اصلاحگر چیست؟ و رابطه مفسد چیست؟
این را یک موقع هست به طورعلمی می خوانید و می گویید این روابط، روابط خوب است و این روابط، روابط بد است. تا اینها در زمین تحقق پیدا نکند تبدیل به یقین برای شما نمی‌شود. الان ما به اندازه کسی که در آتش سوزی گرفتار شده و مقداری سوخته، از آتش سوزی نمی‌ترسیم. همه ما می‌دانیم آتش می‌سوزاند، اما برای ما تجربه نشده است. آن کسی که گاز، در ساختمانش ترکیده و آتش گرفته و در آتش گرفتار شده احتیاطش غیر از من و شماست که اینچنین تجربه‌ای را نداشته‌ایم. او دقیق احتیاط می کند چون برایش تجربه شده است.
ما در این چهار رابطه جاهل هستیم. کدام از ما خودمان را می‌شناسیم. الان کدام از ما می‌دانیم قلبمان چندتا می زند تا بدانیم چگونه بنشینیم خوب است. نوع نشستن در عملکرد دستگاه‌های در حال حرکت موثراست اما در دستگاه‌های ثابت خیلی نوع نشستن موثر نیست.
در منابع، داریم که وقتی که می‌خواهید صبح از خواب بلند بشوید سجده بکنید و بعد در همان حال سجده از جا بلند شوید. چون قلب تلمبه است وقتی که خوابیده هستید قلبتان راحت می زند و به صورت افقی است وقتی بلند می‌شوید یک دفعه تمام بدن عمودی می‌شود وقتی یک دفعه عمودی شد تلمبه‌ای که برای بدن خوابیده کار می‌کرده حالا باید در ارتفاع کار کند در نتیجه فشار زیادی وارد می‌شود و سر انسان، اول جایی است که خون، کم می‌آورد وقتی که سر، از جهت خون، کم بیاورد یک مرتبه، گیج می رود و انسان به زمین می خورد.
وقتی صبح از خواب بلند می‌شوی اول به سجده برو وقتی به سجده می روی این خون در این سر جمع می‌شود و وقتی که در حال سجده ای از جا بلند شو. این ها همه دستور دین ماست و تازه الان پزشک ها فهمیدند حالا هم که فهمیدند کامل نفهمیدند.
ماه رمضان بود پزشکی گفت موقع افطار برای دستگاه گوارش بدترین چیز، شیرینی است، چون معده خالی است. ما این همه دستور داریم دم افطار شیرینی و خرما بخوریم. فردا شب یک متخصص مغز و اعصاب آمد و گفت دم افطار بهترین غذا، شیرینی است. به دلیل اینکه غذای مغز قند است و در طول روز وقتی انسان روزه گرفته است اولین چیزی که افت می کند قند است و وقتی شما غذا می خورید و معده خالی است اولین چیزی که به معده می‌رسد و جذب می‌شود قند است که باعث راه اندازی مغز می‌شود و به بقیه اعضاء خوب دستور می دهد.
آن بنده خدایی که متخصص گوارش بود هم درست می گوید و این بنده خدایی هم که مغز و اعصاب خوانده هم درست می گوید. منتها وقتی شارع می گوید این دستور را عمل کن چون احاطه علمی دارد.
درست است اگر شما با معده خالی شیرینی بخورید ممکن است ضرر داشته باشد اما وقتی اول شیرینی به مغز برسد مغز دستور ترشحاتی را می‌دهد که باعث می‌شود مجموعه بدن، سود ببیند منتها این را شارع می داند ولی پزشک اینها را به صورت کامل، نمی داند.
ما خودمان را نمی‌شناسیم حالا که من خودم را نمی‌شناسم از کجا می‌توانم بفهمم کدام روابط خوب است و کدام روابط بد، تا آخر سر نگویم (ربنا ظلمنا انفسنا). خودم که پیش خود هستم ولی خودم را نمی‌شناسم هم نوع خودم را چقدر می شناسم حالا این هم نوع است و از نظر نوع با هم مشابهت دارند. محیط را چقدر می‌شناسم این که دیگر خیلی بیگانه است تازه محیط را که قابل رویت و شهود است نمی‌شناسم. آیا غیب این عالم را می‌شناسم غیبی که با ما زندگی می‌کند. «جن» نزد همه مکاتب یک حقیقت است.
آیا می‌توان جن را دید؟ نه. البته بنده خدایی می‌گفت: قابل رویت هستند. گفتم: چگونه. گفت: در آینه نگاه کن. در آینه نگاه کردم دیدم راست می گوید. جن یعنی پوشیده یعنی آن چیزی که نمی‌توانی بیبینی. هیچ کدام از ما صورت‌هایمان را نمی‌توانیم ببینینم و اگر در این عالم آینه و چیزی شبیه آینه نبود صورت‌هایمان برای خودمان بیگانه‌ترین شکل بود چون هیچ کس نمی‌توانست صورت خودش را ببیند. آینه این جن را نشان می‌دهد، الحق درست گفتند که جن را در آینه می شود دید.
جن با ما زندگی می کند، اثر دارد و اثر می گیرد. حالا ما که اصلا جن را نمی‌بینیم و نمی‌شناسیم، تا بدانیم چه رابطه‌ای و چه عملی رابطه ما را با او خوب می کند و چه رابطه‌ای رابطه ما را با او بد می کند. حالا وقتی علم به جن پیدا کردیم می‌شود تجربه.
ملائکه هم واقعیتی در این عالم دارند و هستند. در خصال صدوق، حدیث اربعمأه که حضرت امیر المومنین علیه السلام چهارصد دستور را در یک مجلس به اصحاب خودشان یاد دادند تا در امور دنیا و آخرت به آنها نفع برساند. حضرت شروع کرده‌اند قسمت قسمت درباره غذا، کفش، سلامتی، بدن، نماز، روزه و .... گفته‌اند. آنجا دارد که موی شارب را خوش بو کردن دو فرایند دارد: 1- از افسردگی جلوگیری می‌کند 2- احترام به این دو کاتبی است که با شما هستند.
این که دو کاتب با ما هستند قطعی است و تعویض هم می شوند، این دو تا که می روند دیگر بر نمی گردند و به دو کاتب بعدی نمی‌گویند که ما چه نوشته‌ایم. فرمودند شارب را خوشبو کنید به آن دو احترام گذاشتید. چه تاثیری خوشبویی شارب در کاتب دارد؟ این مطالب را اگر امیرالمومنین نمی‌فرمودند ما اصلا به آن دست پیدا نمی‌کردیم. ما که اصلا این دو کاتب را نمی‌بینیم و نمی‌دانیم چه رفتاری از ما در آنها موثر است. امیرالمومنین فرمودند که شارب را خوشبو نگه دار احترام به دو کاتب است چون وقتی به آنها احترام بگذارید به شما احترام می‌گذارند حالا احترام به آنها به چه دردی می‌خورد، باز ما نمی‌فهمیم اینها غیب این عالم است.
پس ما در چهار نقطه ارتباطی، گیر هستیم: ارتباط با خودمان، ارتباط با هم نوع، ارتباط با طبیعت‌ و ارتباط با غیب این عالم و همه این ارتباط‌ها یک ارتباط مصلحانه دارد و یک ارتباط مفسدانه.
اینجا ما 1- نیاز به علم داریم 2- نیاز به تجربه داریم
ما اگر بتوانیم پیامدهای ارتباط با غیب این عالم را برای این مردم توضیح بدهیم باعث می‌شود که مردم به خاطر ترس از همین دنیا خیلی از کارها را انجام ندهند. خیلی از این کم بارانی ها بخاطر همین مسائل است.
در منابع داریم وقتی می خواهید سنگ بیندازید حتی در بیابان، فریاد بزنید که میخواهم سنگ بیندازم و بدون اعلام، سنگ نیندازید. یکی از حکمت هایش این است که اجنه در بیابان زندگی می‌کنند وقتی که بدون اعلام، سنگ می‌اندازد به سر جن می‌خورد سرش می‌شکند او هم بلایی به سر شما در می‌آورند.
همچنین روایت داریم وقتی که وارد خانه می‌شوید بلند سلام کنید حتی اگرهیچ کس در خانه نباشد. چرا که احتمال دارد اجنه جلوی دست و پا باشند وقتی که بدون سلام کردن وارد می‌شوید پا روی سر شان می‌گذارید.
یا فرمودند شب‌ها بعد از غذا خوردن و موقع خواب دهان‌ بچه‌ها را بشویید چرا که موقعی که می‌خوابند اجنه از چربی‌های دور دهان بچه شروع به لیس زدن می‌کنند که باعث زخم شدن لب‌های بچه می شود.
حضرت نوح می‌فرمایند: «فقلت استغفروا لهم انه کانوا غفارا یرسل السماء علیکم مدرارا» یعنی چی؟ یعنی آنهایی که در این عالم و در غیر این عالم، کار می کنند با اذکار و اوراد شما مرتبط هستند وقتی ذکر را تعطیل کردید آنها هم کار را تعطیل می کنند وقتی کار را تعطیل کردند آسمان بسته می‌شود و باران نمی‌بارد. بعد به خودت می‌گویی چه کار کنم؟ خب استغفار کم شده، استغفار کن. «فقلت استغفرو لکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدرارا» یعنی این.
تجربه این چهار تا در طول تاریخ خودش را نشان داده، یک زمانی شروع به استغفار کردند و سرسبزی، نعمت و باران را دیدند. ولی الان می‌گویند نه، استغفار اثری ندارد استغفار نمی‌کند وقتی به نود سالگی می‌رسد تازه می‌فهمد که برکت از او رفته است.
اما این تاریخ گذشته در ارتباط با خودش، ارتباط با نوعش، ارتباط با طبیعت و ارتباط با غیر چندبار تکرار شده و نوشته شده که شده تاریخ. از اینجا تعریف تاریخ را به دست آوردیم «تاریخ بیان تجربه انسان ها در چهار ارتباط مذکور است».
تاریخ زمانی فایده و اثر دارد که ناقل تجربه در یکی از این چهار تا باشد و اگر آثار باستانی به خاطر همین چهار جهت نگهداری شوند خوب است.
وقتی بگویی این الملوک و ابناء الملوک؟ این خوب است. اما این آثار باستانی را نگه داریم که بگوییم این را فلانی و در فلان تاریخ ساخته و آنقدر هم خرجش کرده فرهنگشان هم این بوده حالا همه اینها را فهمیدید ثم ماذا؟ اگه می خواهید ثابت کنید که این‌ها این بنا را که ساختند این اثر منفی را داشت و این ضرر را داشت، قابل قبول است. اما شما تخت جمشید را نشان می دهید و می‌گویید این ساختمانی را که ساخته‌اند این‌جوری ساخته بودند بعد اینجوری سر هم کرده بودند و بعدش به این صورت درآمده است، این چه فایده ای دارد؟
گفتیم تجربه در آن چهار ارتباط باید اثر عملی داشته باشد یعنی بگوییم آنها این‌ امور را بلد بودند ما بلد نبودیم یاد گرفتیم به دردمان خورد اما صرف احوال گذشتگان که اثر عملی نداشته باشد فایده‌ای ندارد.
آثار باستانی حفظ و نگهداریش اگر درس داشته باشد خوب است مثل آن شاعری که گفت:
ها ای دل عبرت بین از دیده نظر کن
مثلا اگر آمدی این‌ها را دیدید و کنارش نوشتید که « این‌ها آنقدر قدرت داشتند که در دل کوه خانه درست کردند و به کوه اعتماد کردند ولی نه کوه به این‌ها وفا کرد و نه خط و نه قدرت وبعد هم زیر خاک رفتند و این اثار از آنها باقی مانده است» این خوب است.
حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: « يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ هَلَكَ‏ خُزَّانُ‏ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَاء » (روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏12، ص: 154) کمیل کسانی که گنج جمع کردند همه مردند اما گنجهایشان باقی مانده است.
تاریخ با این نگاه خوب است. آثار باستانی با این نگاه خوب است.
لذا مطالعه در تاریخ اگر در این چهارتا بود خوب است ولی اگر نبود عمرمان را تلف کرده ایم پس یک هدف از تاریخ کسب تجربه است که هم تجربه به دست بیاوریم و هم بدانیم چکار باید بکنیم.
تاریخ را دو گونه می‌شود مطالعه کرد:
یک: مطالعه مقطعی یعنی هر حاثه ای را در زمان خودش ببینیم. نگاه بکنیم مثلا جنگ جمل کی شروع شد و چه اتفاقی افتاد، آخرش چه شد؟
علی بن ابیطالب علیه السلام در فلان تاریخ به بصره رسید دو سپاه تا ظهر این‌گونه با هم جنگیدند. علی بن ابیطالب، عایشه را اسیر گرفت به مدینه فرستاد و از بصره به کوفه رفت.
این نوع مطالعه می‌تواند در حد خودش آن چهار هدف را برآورده کند مثلا در این جا جنگ بین حق و باطل بود و در اینجا علی بن ابیطالب بر خدا توکل کرد و ... این مطالعه مقطعی است.
دو: یک نوع هم مطالعه زنجیره ای است. شما در مطالعه مقطعی به دنبال علت حادثه نیستید و فقط خود حادثه را مطالعه می‌کنید اما در مطالعه زنجیره ‌ای حادثه را با علت آن مطالعه می‌کنید مثلا چرا جنگ جمل اتفاق افتاد، علتش چه بود؟ علت آن در تاریخ هست علتش را بدست آوری. مثلا علتش این بود که عایشه در آنجا این‌گونه بود و علی بن ابیطالب در آنجا آنگونه بود و همین طور پله پله علت‌ها را به دست می‌آوریم آنقدر به عقب می‌رویم تا به بررسی اولین حادثه ای که در این عالم اتفاق افتاد برسیم. این گونه مطالعه را بررسی زنجیره‌ای می‌گویند. آنچه در تاریخ خیلی کاربرد دارد این گونه مطالعه است.
ما اگر بخواهیم وضعیت موجود خودمان را بفهمیم، که چرا الان وضعیت به این‌گونه است حتما باید علتش را به دست بیاوریم و تا علتش را نفهمیم،‌ نمی‌توانیم بفهمیم که چرا الان به این گونه هستیم و اگر بخوایم علتش را به دست آوریم باید به سراغ قبلی برویم و قبلی را نمی‌توانیم درست بفهمیم مگر اینکه علت آنرا بفهمیم و باید آنقدر عقب برویم تا به علت اصلی می‌رسیم و تا به علت اصلی نرسیم نمی‌فهمیم که چرا وضعیت ما این‌گونه است.
گذشته ها علت وضعیت موجود ماست و ما علت وضعیت آینده‌ایم اگر نسبت به وضعیت موجود معترض هستیم باید برویم ببنیم وضعیت موجود ما چرا به این‌گونه است تا بتوانیم آنرا در آینده تغییر بدهیم وگرنه نسبت به آینده هم معترض خواهیم بود. برای این درست حرکت کردن لازم است به سراغ تاریخ برویم.
پس در تاریخ دو فائده داریم:
1: فایده عبرت گیری از هر حادثه در موطن خودش.
2: فهمیدن اینکه چرا اوضاع امروز به این گونه است که خیلی هم مهم است و اگر بخوایم بفهمیم چرا اوضاع امروز اینگونه است باید گذشته را بفهمیم.
لذا تاریخ به دو دلیل خوانده می شود:
دلیل اول: عبرت گیری
دلیل دوم: فهم وضعیت موجود در جهت تغییر به جهت مطلوب.
تاریخ را از کجا باید بخوانیم؟
تاریخ از علوم نقلی است نه از علوم عقلی و علوم نقلی قابل تجربه نیستند. تاریخ، ناقل تجربه است نه قابل تجربه. وقتی نبرد جمل را مطالعه بکنیم تجربه زیادی منتقل می شود ولی نمی‌توان در آزماشگاه جنگ جمل درست بکنیم و آنرا تجربه کرد.
تاریخ، ناقل تجربه است ولی خودش قابل تجربه نیست پس اعتماد در علوم نقلی بر خلاف علوم تجربی بر ناقل است و ناقل باید اول راستگو باشد، دوم ضابط باشد (یعنی وقتی مطلبی را می‌گوید درست بگوید و حواس پرت نباشد)، سوم اهل فهم حادثه باشد (مثلا فهم یک دانشمند فیزیک بعد از مشاهده سایت نطنز با فهم یک انسان عادی فرق می‌کند. هر دو مثلا نیم ساعت آنجا را دیده اند ولی دانشمند فیزیک حداقل دو ساعت درباره مشخصات، تکنولوژی و پیشرفت‌های سایت صحبت می‌کند ولی انسان عادی نمی‌تواند با این کیفیت سخن بگوید چراکه هیچگونه آشنایی با این علم ندارد) و چهارم نقل ناقل از روی حس (استماع و ر‌ؤیت) باشد نه از روی حدس. پس نقل ناقلی فایده دارد که دارای این چهار شرط باشد و اگر یکی از این شروط را نداشت فایده‌ای ندارد.
قرار شد تاریخ را به شکل سلسله وار بخوانیم و این سلسه به حضرت آدم ختم می‌شود و باید یک ناقل پیدا کنیم که حوادث زمان حضرت آدم را برای ما از روی حس نقل کند یعنی دیده باشد که حضرت آدم وقتی که به زمین آمد ارتباطش با خودش، با همسرش و با زمین چه گونه بوده است. و تنها کسی که می‌تواند تاریخ را از روی حس برای ما نقل بکند خداوند و خدایی‌ها (انبیا‌ء و ائمه) هستند. نقل خداوند، قرآن است و نقل خدایی‌ها، سنت و روایت. پس منابع ما در همین موارد خلاصه می‌شود.
بنابراین، این حرفی که می‌گویند تاریخ را باید خارج از دین ببینیم و نباید اول، سراغ دین رفت و بعد تاریخ را دید حرف کاملا اشتباهی است چرا که اگر از داخل دین به تاریخ نگاه نکنیم اصلا تاریخی وجود ندارد چرا که ناقلی غیر از دین نمی‌توانیم پیدا کنیم.
تفاوت ما با مورخین موجود در دنیا چیست؟ و اینکه آنها تاریخ را از کجا آورده‌اند؟ ان شاء الله جلسه بعد بحث می کنیم.
موفق و موید باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم


در تاپیکی دیگر 52 جلسه از درس تاریخ تطبیقی استاد طائب گذاشته شد که ظاهرا این دوره ی جدیدشه ولی مباحث مطرح شده همون قدیمی ها هستن!
سلام
دوستان ببخشین دیر شد. نیستم که برسم . بابت تاخیر پوزشBlush
****
صوت جلسه یازدهم درس تاریخ تطبیقی (56:30) 20 آبان 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه دوازدهم درس تاریخ تطبیقی (59:35) 27 آبان 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
التماس دعا.
(۶/آذر/۹۳ ۲۰:۰۲)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
سلام
التماس دعا.


سلام داداش
دستت درد نکنه
التماس دعا
سلامBlush
صوت جلسه سیزدهم درس تاریخ تطبیقی (59:35) 4 آذر 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه چهاردهم درس تاریخ تطبیقی (45:54) 11آذر1393


[تصویر: musicdl.gif]
****
التماس دعا
سلام[تصویر: blush.png]
صوت جلسه پانزدهم درس تاریخ تطبیقی (53:50) 18آذر1393

[تصویر: musicdl.gif]
سلام
حلال بفرمایید
صوت جلسه شانزدهم درس تاریخ تطبیقی (40:50) 16 دی 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه هفدهم درس تاریخ تطبیقی (49:07) 23 دی 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه هجدهم درس تاریخ تطبیقی (41:58) 30 دی 1393

[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه نوزدهم درس تاریخ تطبیقی (41:58) 7بهمن 1393

[تصویر: musicdl.gif]
سلام
حلال بفرمایید
دوستان تو خود سایت رسمی موسسه تاریخ تطبیقی جلسات 20 و 21 رو نزده
صوت جلسه بیست و دوم درس تاریخ تطبیقی (19:58) 18 فروردین 1394
[تصویر: musicdl.gif]
****
صوت جلسه بیست و سوم درس تاریخ تطبیقی (19:58) 18 فروردین 1394
[تصویر: musicdl.gif]
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع