سلامخب همانطور که دوست عزیزمون رکن الهدی فرمودن:(البته اینا وجهه اشتراک هم داره و تمییز کامل نمیشه داد.مثلا گزینه اول به رب هم ربط داره هم ملک)
1- یه رئیسی دارم که هرزگاهی کارای غیر قانونی هم انجام میده،حالا از من خواسته که پرونده فلان شخص رو امضا کنم که غیر قانونی هم هست و اگه این کارو انجام ندم اخراجم میکنه.....
اگر من خدا رو مالک بدونم پس حکم و باید و نباید خدا برام مهم میشه نه رئیسم.حالا ببینید تو زندگی روزمره چقدر حرف ناس برامون مهمه و چقدر حرف ملک الناس.در واقع کسی که در این بعد توحیدی مشکل داشته باشه میتونه دچار افت خناس بشه.گزینه ربش هم این میشه که من اگه رزقم رو از خدا بدونم از این نمیترسم که منو اخراج کنن،چون یقین دارم خدا از راه دیگه ای منو ساپورت میکنه.کلا این مدل ترس ها خیلی ادمو زمین میزنه.ترس از روزی.......
و به قول اقا میم.حسین.الف :"- کسی است که دارای سلطنت و قوتی کافی باشد، و حکمی نافذ داشته باشد، به طوری که هر کس از هر شری بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع کند، نظیر پادشاهان (و امثال ایشان)، این سبب هم سببی است مستقل و تام در سببیت."
2- یه استاد داریم تو دانشگاه که در حوزه جامعه شناسی همیشه ایدئولوژی غربی ها رو درس میده که با جامعه ما منافات داره،حالا نمیدونم سر امتحان حرفای خلاف اعتقادم رو بنویسم به جای حرف اشتباه استاد یا بخاطر نمره حرفای استاد رو بنویسم.....
خدا رب و پرورش دهنده ما هست.خیلی ها اینطوری فکر میکنند که اگه فلان استاد باههاشون بد بشه یا مثلا اگه نتونن با اون یکی استاد درس بگیرند یا اگه فلان نشه از رشد کمالیشون باز میمونن.اینکه انسان باید تدبیر کنه و تلاش سر جاشه،اما اینکه این موارد رو ادم علت تام بگیره غلطه.
یه ادمی میتونه دانشگاه نره و از امکانات دیگه استفاده کنه و سوادش از دانشگاه رفته ها بیشتر باشه.
اگه استاد رو رب ندونیم و خدا رو رب بدونیم هر اتفاقی که در زندگیمون بیفته میدونیم جزو دوره اموزشی ما بوده.حتی مدل پدر و مادرمون.... حتی ویژگی های همسرمون و اتفاقا ادم میتونه به اینها فکر کنه که مشکل من کجا بوده،خدا چی میخواسته به من یاد بده که مثلا خدا یه همسر خوش اخلاق بهم داده یا حتی بداخلاق.
پس تربیتمون رو از ناس نبینیم ،از رب الناس ببینیم و به او پناه ببریم.
این حوزه خیلی گسترده و برای ما قابل لمس تره.حتی میشه گفت ادمی که رزقش رو حوائجش رو از خدا بگیره،هیچ وقت مربوب ناس نمیشه.
و به قول دوست گرامی:
"
به ربی پناه میبرد که مدبر امر او و مربی او است، و در تمامی حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع میکند، در این هنگام هم که چنین شری متوجه او شده و بقای او را تهدید میکند به وی پناهنده میشود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه، این یکی سببی است فی نفسه تام در سببیت."
3-وقتی میریم خونه یکی از فامیلامون،همسایه شون یه حیاط داره توش پره ماشین مدل بالا،کلا وقتی میریم اونجا تا مدت ها وامیستیم و تماشا میکنیم.اصلا هوش از سر ادم میپره،تا چند روز هم تو رویای پول و ماشینیم .....
ادما وقتی متحیر میشن به غیر خدا، یه جورایی انگار خدا رو ندیدن.ادمی که با ثروت قارون متحیر شه،با همون میتونه تحت تاثیر قرار بگیره.
اقای میم.حسین .الف به نقل از المیزان:
"
در این میان سبب سومی است و آن عبارت است از الهی که معبود واقعی باشد، چون لازمه معبودیت اله و مخصوصا اگر الهی واحد و بی شریک باشد، این است که بنده خود را برای خود خالص سازد، یعنی جز او کسی را نخواند و در هیچ یک از حوائجش جز به او مراجعه ننماید، جز آنچه او اراده میکند اراده نکند، و جز آنچه او میخواهد عمل نکند."
سوال اخر رو هم دوستان درست گفتن:
-وابستگی و علایق ما به کارهای فرعی
-ترجیح ما به انتخاب احساسمون نسبت به انتخاب عقلمون
حالا چه جوری میشه که بتونیم اینو متعادل کنیم.
..........................................................................................
..............................................................................
..........................................................
........................................
خب با حوزه اسما کمی اشنا شدیم.دفعه بعد وارد خناس و صدر و شیاطین جن و انس میشیم.
از دوستانی که نظر دادن خیلی ممنونم
سوالات بعدی
1-فرق بین عجله و گرفتار خناس شدن چیه؟چون جفتش بد هست دیگه،از کجا بفهمیم الان کاری که میخوایم انجام بدیم داریم عجله میکنیم یا اگه لفت بدیم دچار خناس شدیم؟
2-میتونید یه مثال از وسوسه شیاطین انس و جن بزنید؟فقط یادتون باشه خناس یعنی شما میخواید کار خوب انجام بدید یا کار مهم و اونجا داره سرعت شما رو میگیره
3-به نظر شما از همین استراتژیک خناس میشه علیه خود شیاطین استفاده کرد؟این سوال سخته اگه جواب ندادید عیبی نداره