تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تمرکز دشمن بر سردار سلیمانی، چرا‌ ؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سعدالله زارعی طی یادداشتی در کیهان به تحلیل چرایی تمرکز این روزهای دشمن بر نام سردار قاسم سلیمانی پرداخت و نوشت:


[تصویر: 1218643588.jpg?itok=gQa9qQCi]

نام سردار «قاسم سلیمانی» این روزها ترجیع‌ بندتحلیل‌ ها و خبرهای فراوانی در سطوح منطقه‌ ای و بین‌ المللی شده است در این بین دوستان سلیمانی در تمجید و تحسین او و دشمنانش ضمن اعتراف به بزرگی او و اقداماتش از وی چهره‌ای مرموز، خطرناک و نامقبول نشان می‌ دهند اما «سلیمانی» تا حد بسیار زیادی با آنچه درباره او تصویر و تصور می‌شود، متفاوت است چه آنچه دوستان به ارادت می‌ گویند و چه دشمنان به عداوت.


دوستان و خیل تحسین‌کنندگان او را یک استثنا و «پدیده» معرفی می‌کنند که نباید فراموش ‌کنند او یک «رزمنده مرد» رشد یافته در بطن و متن انقلاب اسلامی است و در این میدان سلیمانی یکی از خیل پرورش‌یافتگان در مکتب، مرام و سیره حضرت امام خمینی و حضرت امام خامنه‌ای است که البته به اندازه تلاش مستمر خالصانه‌اش و به برکت عنایات الهی «جلوه‌ای خاص» پیدا کرده است.


دشمنان و خیل مرعوبین از او گمان می‌کنند سلیمانی نماد اصلی و یگانه میدان‌های خوف و خطر است که از دریای پرتلاطم منطقه، گوهرهای بی‌بدیلی را نثار دامان جمهوری اسلامی و ایران کرده است و لذا اگر به تیر یا تهمت بسته شده و کنار رود، کار انقلاب اسلامی و رهبری آن در میدان‌های حساس زار می‌شود و کفه ترازو به نفع آمریکا و دنباله‌های منطقه‌ای آن سنگین می‌شود و خیال آشوب‌زده غرب بعد از دهها سال به ساحل آرامش می‌رسد.
از این رو غرب در مواجهه با شخصیت و عملکرد سلیمانی توامان دو کار می‌کند؛ از یک سو تلاش می‌کند او را تنها تیر ترکش جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت در کارزار پر حکایت منطقه‌ای معرفی کند و از این رو در اعتراف دشمن به عظمت و بزرگی سلیمانی، هدفی اهریمنی نهفته است از سوی دیگر غرب با گره زدن ناکامی‌های کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان و رژیم رو به فروپاشی صهیونیسم و گروهها و دسته‌های ناکام که بعضی با داعیه ملیت و بعضی با داعیه دروغین مذهب درصدد سیطره بر منطقه بوده‌اند به عنوان و عمل «سردار سلیمانی» درصدد برآمده است تا خشم متراکمی‌ را علیه او از شاهان سعودی تا مقامات حزب‌ عدالت و توسعه ترکیه تا داعش و القاعده و سایر مقامات و گروههای ناکام عرب و غیرعرب پدید آورد و او را در کانون انتقامجویی آنان قرار دهد.

اما جدای از تجزیه و تحلیل ارادتمندان و کینه‌ورزی و شیطنت دشمنان، سلیمانی کیست؟ و چه خصوصیاتی دارد؟ و درباره او چه باید گفت؟ دراین‌باره به نکاتی اشاره می‌شود:


1- نام سردار قاسم سلیمانی از یک سو با دوران دفاع مقدس و از سوی دیگر با تحولات دهه اخیر منطقه گره خورده است. سلیمانی در دوران دفاع مقدس فرماندهی لشکر 41 ثارالله استان کرمان را بعهده داشته و در اکثر عملیات‌های حساس و پیروزمند آن دوران تاثیر محوری داشته است، عملیات‌های فتح‌المبین، بیت‌المقدس، والفجر8 و کربلای‌پنج با نام لشکر ثارالله و فرماندهی سلیمانی گره خورده و دراین‌باره خبرها و خاطرات فراوانی از سوی فرماندهان و رزمندگان سپاه، ارتش و بسیج نقل شده است. در این عملیات‌ها سلیمانی، شهید کاظمی، شهید باکری، شهید خرازی، شهید زین‌الدین و... ستاره‌های درخشانی بوده‌اند که بر تارک پیروزی‌های خیره‌کننده رزمندگان اسلام درخشیده‌اند.




2-تلاش دشمن این است که از سردار سلیمانی چهره‌ای خشن و انتقامجو ترسیم کند و از این طریق ملت‌های منطقه را درباره افکار و اهداف او بترسانند و از دنبال کردن آرمان‌هایی که او به دنبال آن است - یعنی اسلام‌گرایی در معنای خالص آن - پرهیز دهند. این در حالی است که سلیمانی در میان رزمندگانی که از دوران دفاع مقدس او را از نزدیک می‌شناسند و بعضی از همان‌ها که هنوز هم با او حشر و نشر دارند به اهل بکاء بودن شهرت دارد. دوستان نزدیک او می‌گویند بغض او به آسانی با دیدن تصویر یک شهید می‌شکند. از طرف دیگر خاطرات زیادی درباره خضوع و خشوع او بر سر زبان‌هاست. یکی از اعضای سابق لشکر 41 ثارالله نقل می‌کند که چند سال پیش من و پدرم از فرودگاه مهرآباد عازم کرمان بودیم و هر کدام دو کیف سنگین را با خود حمل می‌کردیم بناگاه یک نفر از پشت سر دست کرد و یکی از این کیف‌های سنگین را از دست پدرم گرفت و به پشت کول انداخت و همراه ما راه افتاد من نگاه کردم دیدم سردار سلیمانی است. با دستپاچگی عذرخواهی کرده و خواستم کیف را بگیرم که سردار سلیمانی گفت تو دخالت نکن این پدر شهید است و من به احترام شهید دارم کمک می‌کنم و تا آخر اجازه نداد من در این مورد دخالت کنم. رزمندگانی که با او کار کرده‌اند می‌دانند که در او ذره‌ای خشونت و انتقامجویی وجود ندارد.



آمریکا در صحنه عراق، به جبهه مقاومت باخت و آن را در صحنه سوریه تکرار کرد و از این روست که از ایران در همه صحنه‌ها به هراس‌ افتاده و در عین حال برای اینکه از تک و تا نیفتد وانمود می‌کند که حریف فقط شانس آورده است.

آدرس های مرجع