۱/دی/۹۳, ۱۲:۱۱
در تاریخ بشریت نام هایی وجود دارند که تاریخ در برابر آنها سر به کرنش فرود می آوردو همواره از آنها به عنوان تاریخ ساز یاد می شود.آدم هایی که از هیچ به جا هایی رسیدند که فرهنگ ساز نام گرفته اند و تا ابد بر تارک تاریخ می درخشند .آدم هایی که مسیر پر پیچ و تند تاریخ را از مسیری به سمت و سویی دیگر و به ساحل آرامش و مدنیت رهنمون گردیده اند . محمد نامی است که از بین این نام ها سر آمد است.
هرگز گمان نمی رفت که مردی از ریگزارهای گرم عربستان برخیزد و آنچنان تغییری در جهان معاصر ایجاد نماید که در کمتر از نیم قرن بزرگترین قدرت های جهان آن روز در برابر آن تغییرات سر به تعظیم فرود آورند.
هرگز گمان نمی رفت که مردی از ریگزارهای گرم عربستان برخیزد و آنچنان تغییری در جهان معاصر ایجاد نماید که در کمتر از نیم قرن بزرگترین قدرت های جهان آن روز در برابر آن تغییرات سر به تعظیم فرود آورند.
حضرت محمد در زمانی به نبوت رسید که جامعه عربستان در اوج انحطاط به سر میبرد و به قول خواجه عبدالله انصاری
معابد جمله ویرانه حریم کعبه بت خانه
ز خالق خلق بیگانه چه در سرّا چه در ضرّا
یا به قول حضرت علی در زمانی که از تمام عربستان جز صدای چکاچک شمشیر صدایی شنیده نمی شد.جامعه عرب پیش از اسلام در مسیری ره می سپرد که قرآن در یک کلمه اعمال وی را سفاهت می نامد .پس راه بسیار دشوار و پر خطر می نمود اما وی با استقامتی ستودنی این ماموریت را با پیروزی به پایان برد.در ابتدای دعوت با دشواری های فراوانی روبرو بود از یک طرف چون اشرافیت قریش منافع خویش را در خطر میدید به مقابله برخاسته بود ، از طرفی جهل برتر از هر دشمنی چهره ی خود را نشان می داد که در راس آن کسانی چون ابوجهل و ابولهب قرار داشتند .در سال های نخست جز انگشت شمار به او نپیوستند.که بعد ها السّابقون نامیده شدند. امّا بیشتر گروندگان به او از طبقه ی محروم و بردگانی بودند که رنج هر دو گروه مخالف را با پوست و استخوان خویش لمس می نمودند پس در پیمانی ابتدا تصمیم گرفتنتد با تبعید او و یارانش به شعب ابیطالب از استقامت آنان بکاهند که این سالها ( به روایتی سه سال ) آنچنان مظلومانه مقاومت کردند که دل دشمن نیز به احترام آنها وادار به تعظیم شده بود ولی دست از ایمان و هدف مقدس خود بر نداشتندو سرانجام از این آزمون سخت سرافراز بیرون آمدند .به دلیل پایداری دشمنان در جهل خویش پیامبر روش تبلیغ را ماهرانه دیگر گون کرده و در میان قبایل دور و نزدیک به ترویج عقاید خود روی آورده بود و در این میان با مردم یثرب آشنا شد که از سال های جنگ بین دو قبیله ی ساکن ( اوس و خزرج ) به ستوه آمده و دنبال یک ناجی می گشتند و او را در عقبه ملاقات و از شمیم دوستی و مهربانی او سیراب شدند و حاصل آن پیمان عقبه ی اول بود . سال آینده در پیمانی به نام عقبه ی دوم بندی در قرارداد گنجانده شد که در صورت مقابله ی دشمن از پیامبر همچون مردی از مردان قبیله ی خود از او حمایت و در راه او تا پای جان بجنگند به همین خاطر این پیمان را بیعت الحرب نامیده اند.
انعکاس این پیمان سبب شد تا قریش بر شدت آزارها افزوده و کمر بر قتل پیامبر بست و او ناچار به هجرت به یثرب گردید که پس از این به مدینة النّبی و به اختصار مدینه خوانده شد. آنهایی که به وی پیوسته بودند جز معدودی اندک ،از فقیرترین و محروم ترین انسان های روزگار خویش بودند به خصوص مهاجرانی که تازه از مکّه رسیده بودند قریش همه دارایی آنها را ضبط نموده بود.بنابراین از همان روز نخست پیامبر جنگ هایی را تدارک دید تا هم با کسب غنیمت از فقر مفرط رهایی یابند و هم رفته رفته تقابل و درگیری را ممارست و آماده ی رویارویی نظامی گردند . این درگیری ها سرانجام در سال دوم هجرت منجر به نبرد بدر ، در سال سوم احد و .........گردید.سرانجام در سال هشتم به فتح مکه منتهی شد .فتحی که با جنگ چندانی مواجه نگردید.و شهر تقریبا بدون خونریزی تسخیر گردید.همه ی آنهایی در این سالها بر او آزارهایی فراوان روا داشته بودند و یا در نبرد رویاروی با او جنگیده بودند آماده ی انتقامی سخت بودند و او محمد بود پس اعلام نمود وذهبو وانتم الّطلقاء( بروید که همه ی شما آزادشدگانید ) و با این کار رأفت اسلامی را به رخ کشیدو خود به مدینه باز گشت. مدینه ای که در همه ی سال های رنج ،پناه گاه وی ،و مردمانش یاورانش بودند.
سرانجام او در 28 سفر سال 11 هجرت در حالی بدرود حیات گفت که :
از یک جامعه نیمه وحشی جامعه ای با آرمانی بزرگ و هدفی مقدس ساخته بود که مسلمانش بی مهابای شمشیر های آخته ی دشمن بر میدان نبرد می تاخت و بر مرگ لبخند می زد .از جامعه ای که جز خون و تبار چیزی نمی شناخت پس از مرگ پیامبر برادر ایمانی خود را چنان محترم می داشت که برای وی ارث باقی می گذاشت . جا معه ای که اشراف جدید آن بردگان دیروز بودند و افتخار اشرافیت آنها نه ثروت و دارایی بلکه همنشینی با رسول خدا و سیراب شدن از چشمه ی دانش و معرفت وی بود .
دکتر گوستاو لوبون مورخ فرانسوی گوید : « اگر قرآن را بزرگترین معجزه ی پیامبر ندانیم همین که آن جماعت یاغی و متمرد را دور یک پرچم گرد اورده و از آنها انسان متمدن ساخت بزرگترین معجزه است . »
اساس و عامل پیشرفت کار پیامبر گویند ایمان بوده است و در این امر شکی نیست امّا من میخواهم ایمان را در دو مقوله تعریف نمایم . نخست ایمان به یگانگی خداوند با هر آنچه که پیامبر در دل داشت . و ایمان و یقینی که برخاسته از رفتار پیامبر گونه ی او بود و انسان های پیرامون را مجذوب خود می کرد که ریشه در ایمان اول داشت . زبانش هرگز به دروغ آلوده نگشت . وعده ای بی جا هرگز نداد. اگر شخصیت انسان و معرفت او را در داشتن دوستان خوب می دانست نه ثروت خود هرگز ثروت نیاندوخت. اگر رفتاری را بری از جوانمردی ، معرفت ،انسانیت دانست هرگز بر گرد ان نچرخید .اگر زهد و تقوا را در معرفت الاهی می دانست اول از همه از بستگان و نزدیکانش خواست و به آن عمل نمود .