تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیا خدا در زمان دخل و تصرف میکند؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱۰/دی/۹۳ ۱۹:۴۱)السا نوشته است: [ -> ]نظریه جهان های موازی ب ذهنتون خطور کرده، خیلی جالب و دوست داشتنیه ... Smile
ان شاء الله بزرگان توضیحش رو کامل میدن
مثل فیلم موج سوم؟واقعیتهایی که همزمان رخ میدهند؟
یا مثل فیلم


THE ONE با بازی جت لی

تو مستند علمی دنیای زیبا که چندوقتی هست با دوبله از تلویزیون پخش میشه هم به موضوع جهان های موازی اشاره میشه

درباره حدیث امام علی بنظرم شبیه این تشرف هایی است که انجام میشه و در محضر امام زمان قرار می گیرند و وقتی که امام تشریف می برند اون ملاقات کننده متوجه حضور حضرت میشه.

حالا همه نظر دادند ما هم یه نظر دادیم دیگه سخت نگیریند

در نهج البلاغه هم یک مورد دیگه هم داریم که وقتی رزمندگان اسلام در لباس غواصی عملیات والفجر 8 وارد خاک عراق شدند و فاو را به تسخیر درآوردند بعدها متوجه شدند که امام نسبت به این مساله خبر داده بودند.
ولی جالب این جاست که جوونای ایرانی از تو فیلمای سینمایی با نظریه های علمی آشنا می شن. واقعا هر فیلم سینمایی یه درس بزرگه...
(۱۰/دی/۹۳ ۲۳:۴۵)mosafer نوشته است: [ -> ]در نهج البلاغه هم یک مورد دیگه هم داریم که وقتی رزمندگان اسلام در لباس غواصی عملیات والفجر 8 وارد خاک عراق شدند و فاو را به تسخیر درآوردند بعدها متوجه شدند که امام نسبت به این مساله خبر داده بودند.
عجب
(۱۰/دی/۹۳ ۱۸:۰۶)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]سلام خدمت همه.
حتما شما هم اون حدیث امام علی ع رو درباره داعش شنیدین...
همونی که میگه کنیه هاشون اسم شهرهاست و پرچمهای سیاه دارن...
روزی که این حدیث رو شنیدم یه سوالی ذهنم رو درگیر کرد.
هر وقت میخواستم بپرسم از این ترسیدم که ...
بگذریم...
سوال من اینه:
برای من خیلی جالب بود که تا قبل از ظهور داعش من با این حدیث برخورد نکرده بودم.
جالب تر این که کسانی که تو حوزه مهدویت کار میکردن هم چنین حدیثی رو نقل نکرده بودن.
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که نکنه من درآوردیه؟
بعد شنیدم که مراجع هم این حدیث رو تایید کردن.
از اونجایی که نمیتونم قبول کنم حدیث به این مهمی به خاطر اهمال چند قرن خاک خورده، این فکر به ذهنم خطورید...
آیا میشه خدا همین پارسال مثلا روز 27 آبان که این حدیث منتشر شد، زمان رو به 1400 سال پیش برده باشه که علی ابن ابی طالب چنین حرفی بزنه؟
چون خدا تو ظرف زمان نمیگنجه.
بعد سوالات گنده تر شد...
میشه که اگه امسال عاشورا ما روضه اباعبدالله میخونیم سال دیگه اون اتفاق دیگه نیفتاده باشه و ماجراهای کربلا عوض شده باشه؟
ببینین!
من میدونم که از آدم ع روضه امام حسین بوده...
شاید خدا هیچ وقت این کار رو نکرده باشه.
و شایدم کرده باشه.
اگه خدا تو تاریخ دست ببره از کجا باید بفهمیم؟


این چه وضعشه

یه ساعت نوشتم همش پرید

در مورد اون حدیثه

لزومی نداره هر حدیثی از اول تو کتابا باشه

بعضی احادیث در زمان های خاصی با صلاحدید بزرگان منتشر میشه

در ضمن داعشی ها شجاعتی ندارن (اشاره به اون حدیث)

آدم ترسو بد میزنه بخاطر ترسش (منافقین دهه شصت و صهیونیست ها)

حالا فرض میگیریم حدیث در مورد خودشونه

اهل بیت نیازی به این کارا ندارن

خودشون در زمان تصرف کامل دارن و این یه چیز پیش پا افتادس براشون

======

در مورد تغییر در اتفاقات

نظر شخصی بنده اینه که چنین چیزی با عدالت خدا سازگاری نداره

یه معلمی دیکته میگه

بعد از امتحان صورت دیکته رو عوض می کنه

کار بیخودیه .... درسته؟

===

ولی نظریه اخیر جهان های موازی میگه با تغییر هر رویدادی در گذشته یه جهان موازی مستقل درست میشه

===

حالا یه نظر تکمیلی تر روش فکر کنید

گذشته و آینده در هم تنیده هستن

نمیتونن عوض بشن

البته نه مثل قضیه پدر و فرزند که مقدم و تالی باشه

بحث رابطه آنلاینه

در مجموع چنین چیزی رو قبول ندارم

سوال بعد Cool

====

در ضمن اون نظریه به تناسخ و همچنین فرآیند تسویف می انجامد

همین الان میچیو کاکو از گروه لفت داد Big Grin (مخاطب خاص داشت این جمله)
اگر در کتاب ها بوده و هرگز در کتب معمولی منتشر نشده بوده که باریک الله به حدیث شناسامون که حدیث به این مهمی رو این همه سال مخفی کردن و آشکارش نکردن.
اینهمه علائم ظهور مطرح شده بود.
از علائم قطعی تاااا علائم احتمالی.
چرا چیز به این مهمی رو که از سال 2000 علائمش بروز کرد رو مطرح نکردن؟
اما این که از عدالت خدا به دور باشه...
اگه خدا به همه یه دیکته بگه بعد متن دیکته رو واسه همه تغییر بده دیگه ظلم نیست.
وقتی با اون دخل و تصرف فرضی خدا آخر و عاقبت همه رو تغییر بده به کسی ستمی نشده.
ببینین!
یه حدیث از امام صادق ع بود، البته اگه اشتباه نکنم...
که میگفت قوم بنی اسرائیل با زاری و تضرع چند صد سال ظهور منجیشون رو جلو انداختن.
یعنی زندگی های ما اونطوری نیست که دقیقا نوشته شده بوده.
انسان میتونه با دعا و صدقه و ... تغییری در تقدیر خودش و دیگران بده، اون وقت خدا نتونه؟
یه وقت یه چیزایی وجود داره، اما اصولا انسان ازش بیخبره.
مثل صحیفه حضرت زهرا...
یا انگشتر سلیمان نبی...
و قص علی هذا...
اما این حدیث 1400 سال تو کتاب های حدیث شیعه بوده و هیشکی به آدم عامی و بیسوادی مثل من نگفته بوده.
فکر نمیکنم واسه خدا کار سختی باشه.
مهم تر از اون واقعه عاشوراست.
میشه که عاشورایی که یه مداح در سال 80 ازش صحبت کرده با عاشورای تعریفی در سال 90 فرق داشته باشه؟
شاید خیلی گنگ صحبت میکنم.
آره؟
سلام
یه موضوعی هست،یه جوری میگیم انگار داعش خود خدا رو سوپرایز کرده،حالا خدا از قدرت اش استفاده کرده.
یکم تخیلیهAngel
البته خدا با علمش همه چی رو میدونه،ائمه هم همینطور ،و به قول اقای عبدالرحمن احتیاجی به این کارا نیست.
هر چقدرم تاریخ عوض شه،بازم ته اش رو میدونن.
......................................

بچه ها پلیز
یعنی من در شگفتم که ماها چقدر جالب تمام نظریه ها و فرضیه های علمی که هنوز بعضی هاشون اثبات نشده رو هم به دین میچسبونیم.واقعا در شگفتم

تا جایی که سواد ما قد میده(اگه اشتباه میکنم واقعا خوشحال میشم کسی درستش رو بهم بگه) ،جهان های موازی در فضای نظریه ریسمان هاست،که خود این ریسمانها هنوز اثبات نشده و همه فیزیکدانها قبول ندارن.
بعد ما میایم خیلی شیک و مجلسی،احادیثمون و قرانمون رو به این قضایا میچسبونیم.

نکته: عالم های دیگه در اسلام بعد مادی ندارند،یعنی نه در محدوده ریاضیات و نه در محدوده اشکار کننده های امواج گرانشی (!!) چیزی قرار نیست نشون بدن،متوجه منظورم میشید؟
عالم غیر مادی رو با دستگاه های مادی نمیشه پیدا کرد.
یاسین جان!
بحث وجوبش نیست.
بحث امکانشه.
حالا لازم نیست خدا حتما این کارو بکنه.
اما آیا ممکنه این کارو بکنه؟
ضمن این که سوال اصلی من در مورد عاشوراست.
اون حدیث فقط یه جرقه تو ذهنم زد.
(۱۰/دی/۹۳ ۱۸:۰۶)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]چون خدا تو ظرف زمان نمیگنجه.
بعد سوالات گنده تر شد...
میشه که اگه امسال عاشورا ما روضه اباعبدالله میخونیم سال دیگه اون اتفاق دیگه نیفتاده باشه و ماجراهای کربلا عوض شده باشه؟


اساس این تفکر برآمده از تفکرات فراماسونریه ، اصلی بر عدم اعتماد به خدا.
مثلا اگر همین الان خدا شما رو نابود کنه کسی نمی فهمه و ... افکاری که برای من تو دوران نوجوانی خطور می کرد و درگیرش می شدم.
این تفکر مستقیما ضعف در وجود خدا رو القا می کنه ، ضعف در عدالت و قدرت.
شما نیاز به یک مرحله از ایمان دارید ، ایمانی که پایه هاش اعتماد باشه. اعتماد به اینکه خدا به مسایل اینچنینی نیازی نداره. کسی اینکار ها رو می کنه که در حوزه ضعف و مشکل باشه.

زمان برای موجوداتیه که چیزی رو بدست بیارن و از دست بدن ، خدا از اول همه چیز رو داشته و تا آخر هم داره و زمان برای ماست که تغییر در کیفیت هامون ایجاد می کنه نه خدا.
زمان یعنی بودن و نبودن و بود و نبود جزو صفات خداوند متعال نیست.

در کل وجود خدا کاملا بی نیازه ، بی نیاز از زمان ، بی نیاز از بدقولی و ...
در مورد حدیث شناسی هم علم رجال وجود داره که افراد ، سالهای زیادی رو برای شناختن نقل کننده های احادیث و اعتبار سنجی صرف می کنن.


بی تعارف بهتون میگم ، این وسوسه مستقیم شیطانه و ادامه دادن بهش رسیدن به کفره! چون این تفکر بزودی شما رو تو شناخت خدا و نگرش نسبت به زندگی دچار تردید می کنه.
بسم الله
سلام علیکم

بنده در مورد این حدیث توضیحاتی را خدمت دوستان میدهم .
این حدیث در کتاب إحقاقُ الحَقّ و إزهاقُ الباطِل نوشته شهید قاضی نورالله شوشتری است که در ردّ کتاب ابطال نهج الباطل و اهمال کشف العاطل نوشتۀ فضل الله بن روزبهان عالم بزرگ شافعیه نوشته است ؛ که همین کتاب نیز در ردّ بر کتاب نهج الحق علامه حلی ، عالم بزرگ شیعی نوشته شده است . قدمت این اثر در حدود 400 سال و ترجمه ان نیز حدود 25 سال پیش انجام گرفته است .
و اما بعد ..
احادیثی هست که باید در زمان خود تاویل شود چرا که در طول زمان مشابهاتی بوجود خواهد آمد که حدیث را مورد تشکیک قرار میدهد . مثلا اگر قرار بود این حدیث در زمان خود بیان شود (که شاید هم شده باشد) ، با برخی از سیاه پوشان که پرچم اسلام و سیاه دارند مثل فاطمیون در مصر اشتباه شوند . و ضمنا لزومی هم نداشت تا مردم در آن زمان در این مورد بدانند .
و اما احادیثی هستند که بخاطر علم کم مردم و شبهات بسیار ، باید نزد علما بمانند تا مورد تشکیک نشوند تا به موقعش بیان گردند . نمونه این حدیث قبلا در تالار امده بود و جزء احادیث و روایاتی بود که نباید در بین عوام پخش میشد . (منظور از عوام کسانی هستند که به علوم دینی احاطه و تسلط ندارند) .

و اما در مورد عاشورا ؛ برخی سخنان بصورت اشتباه، عمدی و یا سهوی وارد شده اند و برخی به این اشتباهات دامن زده اند . تحریفاتی درمورد ازدواج حضرت قاسم (علیه السلام) و یا درمورد شکل و شمایل قمر منیر بنی هشم (علیه السلام) و یا تحریفات و سنتهایی که توسط یهود وارد تعزیه خوانی ها و عزاداری ها شده است . پس ممکن است مطلبی را کسی در سال 80 بگوید که در سال 90 بر اثر تحقیق محققین اشتباهات ان مشخص گردد .
آنچه که بسیار بر روی آن تاکید شده است ماندن در صراط مستقیم است که بسیار سخت و البته آسان است . سخت از آنجهت که وسوسه های خناسین و شیاطین بسیار زیاد میشود و آسان از آن جهت که با تقویت ایمان و قدم جا پای ولی و جانشین معصوم در روزهای غیبت گذاشتن به راحتی از این گذر عبور خواهیم کرد .

موفق باشید و خدایی .
به نظر نمیرسه خدا عادت داشته باشه زمان رو به عقب برگردونه و اشتباهی رو تصحیح بکنه. این پارادوکس زمانی مطرح میشه که ما خدا رو با خودمون مقایسه می کنیم.

1- خدایی که از اول علم داشته چه نیازی به برگردوندن زمان داره؟

2- خدا سیستم این عالم رو بسیار منعطف خلق کرده که با وجود اختیار ما انسان ها هنوز هم داره کار می کنه. (برای مثال اگر مادر عیسی مسیح گناه مرتکب میشد خداوند عیسی رو به ایشون نمی داد و مسیر تاریخ عوض میشد و باز زندگی جریان داشت اما با مسیری متفاوت. کما اینکه دعای مردم یهود در مقطعی از زمان ظهور منجی اونها رو سالها به جلو انداخت.) سیستم خدا در مقابل گزینه های ما کاملاً انعطاف پذیره.

3- این مشکل از اونجایی حاصل میشه که ما انسان ها معمولاً به زندگی در فضاهای خطی که اثر برهم نهی نقش عمده رو تو اونها داره عادت داریم. یکی از ویژگی های فضاهای خطی اینه که فقط یک نقطه تعادل دارند (مبدا) در صورتی که فضاهایی که خدا خلق کرده کاملاً غیر خطی هستند اولاً اثر برهم نهی در مورد اونها صادق نیست دوماً با تفاوت خیلی اندک در شرایط اولیه کلاً پاسخ عوض میشه و سوماً (و مهم تر از بقیه) این سیستم ها چندین نقطه تعادل دارند که با تغییر مسیر هر کدوم ممکنه مقصد باشند.

توضیح ساده، در سرنوشت کسی نوشته شده شصت سال زندگی در صورتی که اتفاقی نیافته ایشون همین عمر رو خواهد داشت در بین راه ایشون از صله رحم دست بر میداره در واقع مسیر رو عوض می کنه مسیر جدید منجر میشه به نقطه تعادلی دوم که تو اون نقطه عمر ایشون سی سال کمتره. بعد ما میپرسیم آیا خدا نمی دونست؟ آیا قبلاً شصت براش رقم نخورده بود. غافل از اینکه ایشون مسیر رو و به تبع نقطه تعادلی انتهای مسیر رو عوض کردند.

در نهایت به نظر من هرگز خدا زمان رو به عقب بر نمی گردونه تا حدیثی رو بذاره تو کتاب ها. اگر حدیثی در مورد اتفاقی بوده که بوده اگر نه که هیچ. ضمناً علم خدا دقیق تر از این حرف ها باید باشه. نباید نیازی به "ببخشید اشتباه شد برگردیم درستش کنیم" باشه.

پ.ن.
در مورد جهان های موازی شاید وجود داشته باشن ولی اینکه تصور بکینم در اثر گزینه های ما بوجود میان یا به قول اون فیلم علمی تخیلی که بوسیله هشت دقیقه انتهایی خاطرات یه مرده جهانی موازی رو با فیزیک کوانتوم خلق می کرد، جهانی موازی به این شکل بوجود بیاد، اشتباه تصور کردیم. اگر جهانی موازی باشه جهانی کاملاً متفاوته و برای خودش حساب و کتاب خاصی رو داره. نظریه رشته ها هنوز به جای قابل قبولی نرسیده.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع