۲۵/دی/۹۳, ۳:۰۰
يكي از قول هاي خداوند رحمان را بشنويم:
.....الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ..........
همان كسانى كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى يابد آگاه باشيد كه دلها تنها به ياد خدا «آرام»مى يابد
.....الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ..........
همان كسانى كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى يابد آگاه باشيد كه دلها تنها به ياد خدا «آرام»مى يابد
Those who believe and whose hearts are set at rest by the remembrance of Allah; now surely by Allah's remembrance are the hearts set at rest
گوش کنید
تفسیر نور
تفسیر نور
ياد خدا تنها به ذكر زبانى نيست، اگر چه يكى از مصاديق روشن ياد خداست. زيرا آنچه مهم است ياد خدا بودن در تمام حالات خصوصاً در وقت گناه است.
ياد خداوند بركات بسيار دارد، از جمله:
الف: ياد نعمتهاى او، عامل شكر اوست.
ب: ياد قدرت او، سبب توكل بر اوست.
ج: ياد الطاف او، مايه محبت اوست.
د: ياد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.
ه: ياد عظمت و بزرگى او، سبب خشيت در مقابل اوست.
و: ياد علم او به پنهان و آشكار، مايه حيا و پاكدامنى ماست.
ز: ياد عفو و كرم او، مايه اميد و توبه است.
ح: ياد عدل او، عامل تقوا و پرهيزكارى است.
سؤال: اگرچه در اين آيه آمده است كه دلها، و بويژه دل مؤمن، با ياد خدا آرام مىگيرد، اما در آيات ديگرى مىخوانيم هرگاه مؤمن خدا را ياد كند، دلش به لرزه مىافتد. «انما المؤمنون الذين اذا ذكر اللَّه وجلت قلوبهم» <305> آيا اين لرزش و آرامش مى توانند در يكجا جمع شوند؟ راه توجيه آن چيست؟
جواب: براى تصور وجود اين همزمان آرامش و لرزش در يك فرد، توجه به اين مثال ها راهگشا مى باشد:
الف: گاهى انسان بخاطر وجود همه مقدمات، اطمينان و آرامش دارد، امّا در عين حال از نتيجه هم نگران و بيمناك است. مثل جراح متخصصى كه به علم و كار خود مطمئن است ولى باز در هنگام عمل شخصيت مهمى دلهره دارد.
ب. فرزندان، هم به وجود والدين، احساس آرامش مىكنند وهم از آنها حساب مىبرند ومىترسند.
ج: گاهى انسان از آنجا كه مىداند فلان ناگوارى براى آزمايش و رشد و ترفيع مقام اوست، خرسند و آرام است، اما اينكه آيا در انجام وظيفه موفق خواهد شد يا خير، او را نگران مىكند و به لرزه مىاندازد.
د: انسانهاى مؤمن وقتى در تلاوت قرآن به آيات عذاب، دوزخ و قهر الهى مىرسند، لرزش بر اندام آنها مستولى مى شود، اما هنگامى كه آيات رحمت و رضوان و بهشت خداوند را قرائت مىكنند، آرامشى شيرين، قلوب آنها را فرا مىگيرد و آنها را دلگرم مىسازد. امام سجادعليه السلام در دعاى ابوحمزه مىفرمايد: «اذا ذكرت ذنوبى فزعت و اذا رأيت كرمك طمعت»، يعنى هرگاه گناهان خود و عدل و قهر تو را به ياد مىآورم، ناله مىزنم، اما وقتى به ياد لطف و عفو تو مىافتم اميدوار مىشوم. صاحب الميزان براى اين جمله، از قرآن شاهد مىآورد؛ «تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذكر اللَّه» يعنى در آغاز انسان دلهره دارد ولى كمكم به آرامش مىرسد.
كسى كه از ياد خدا غافل است، آرامش ندارد و زندگى بدون آرامش زندگى نكبت بارى است. «من اعرض عن ذكرى فانّ له معيشة ضنكا»
عوامل آرامش و دلگرمى
دستيابى به اطمينان و آرامش مىتواند عوامل گوناگونى داشته باشد ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ويژهاى دارد؛
- كسى كه مى داند ذرهى مثقالى از كارش حساب دارد «مثقال ذرة خيراً يره» نسبت به تلاش و فعّاليّتش دلگرم است.
- كسى كه مى داند بر اساس لطف و رحمت الهى آفريده شده، «الاّ من رحم ربى و لذلك خلقهم» اميدوار است.
- كسى كه مى داند خداوند در كمين ستمگران است، «انّ ربك لبالمرصاد» آرامش دارد.
- كسى كه مى داند خداوند حكيم و عليم است وهيچ موجودى را بيهوده خلق نكرده است «عليم حكيم» خوشبين است.
- كسى كه مى داند راهش روشن و آيندهاش بهتر از گذشته است، «والاخرة خير وابقى» قلبش مطمئن است.
- كسى كه مى داند امام و رهبرش انسانى كامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «انى جاعلك للناس اماما» آرام است.
كسى كه مىداند كارِ نيك او از ده تا هفتصد بلكه تا بىنهايت برابر پاداش دارد ولى كار زشت او يك لغزش بحساب مىآيد دلخوش است. «مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللَّه كمثل حبة انبت سبع سنابل فى كل سنبله مأته حبة»
- كسى كه مى داند خداوند نيكوكاران را دوست دارد، «ان اللَّه يحب المحسنين» به كار نيكش دلگرم مىشود.
- كسى كه مى داند كار خيرش آشكار و كار شرّش پنهان مىماند، «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» شاد است.
عوامل اضطراب و نگرانى
يكى از شايع ترين بيمارىهاى قرن حاضر اضطراب و افسردگى است. براى اين بيمارى كه داراى علائمى همچون انزواطلبى، در خود فرورفتن، خودكم بينى و بيهوده انگارى است، دلايل بسيارى را ذكر كردهاند، از جمله:
- شخص افسرده از اين كه همه چيز را مطابق ميل خود نمىبيند داراى افسردگى شده است، در حالى كه ما نبايد بخاطر اينكه چون به همه آنچه مى خواهيم نرسيديم، از مقدار ممكن آن هم دست برداريم و تسليم شويم.
- شخص افسرده با خود فكر مىكند كه چرا همه مردم مرا دوست ندارند، و حال آنكه اين امر غير ممكنى است و حتى خدا و جبرئيل هم دشمن دارند. لذا انسان نبايد توقع داشته باشد كه همه او را دوست بدارند.
- شخص افسرده گمان مىكند كه همه مردم بد هستند، در صورتيكه چنين نيست و خداوند به فرشتگانى كه اين توهّم را داشتند پاسخ داد.
- شخص افسرده گمان مىكند كه همه ناگوارىها از بيرون وجود اوست، در حاليكه عمده تلخىها عكسالعمل و پاسخ خصلتها و كردارهاى خود ماست.
- شخص مضطرب از شروع در كارها نگران است و احساس ترس و تنهايى مىكند. حضرت على عليه السلام براى رفع اين حالت مى فرمايد: «اذاخفت من شىءٍ فقع فيه» از هر چه مىترسى خود را در آن بينداز، كه ترس هر چيز بيش از خود آن است.
- شخص مضطرب نگران آنست كه آينده چه خواهد شد. اين حالت را مىتوان با توكل بر خدا و پشتكار درمان كرد.
- چون در بعضى كارها ناكام شده است، نگران است كه شايد در تمام امور به اين سرنوشت مبتلا شود.
- چون بر افراد وقدرتهاى ناپايدار تكيه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب مىشود.
- و خلاصه امورى همچون عدم قدردانى مردم از زحمات آنها، گناه، ترس از مرگ تلقينهاى خانواده به اينكه نمىدانى و نمىتوانى، قضاوت هاى عجولانه، توقعات نابجا و تصورات غلط، علت بسيارى از افسردگىها و اضطرابها مىباشد كه با ياد خدا و قدرت و عفو و لطف او مىتوان آنها را به آرامش و شادابى مبدل ساخت.
1- نشانه انابه واقعى، ايمان و اطمينان به خداست. «من اناب، الذين امنوا ...»
2- ايمان بدون اطمينان قلبى، كامل و كارساز نيست. «امنوا وتطمئن قلوبهم»
3- ياد خدا با زبان كفايت نمىكند، اطمينان قلبى هم مىخواهد. «تطمئن قلوبهم بذكر اللَّه»
4- تنها ياد خدا، مايهى آرامش دل مىشود. «بذكر اللَّه تطمئن القلوب»
امروزه دارندگان زر و زور و تزوير بسيارند ولى از آرامش لازم خبرى نيست.
ان شاءالله ادامه دارد ...
ياد خداوند بركات بسيار دارد، از جمله:
الف: ياد نعمتهاى او، عامل شكر اوست.
ب: ياد قدرت او، سبب توكل بر اوست.
ج: ياد الطاف او، مايه محبت اوست.
د: ياد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.
ه: ياد عظمت و بزرگى او، سبب خشيت در مقابل اوست.
و: ياد علم او به پنهان و آشكار، مايه حيا و پاكدامنى ماست.
ز: ياد عفو و كرم او، مايه اميد و توبه است.
ح: ياد عدل او، عامل تقوا و پرهيزكارى است.
انسان، بى نهايت طلب است و كمال مطلق مىخواهد ولى چون هر چيزى غير از خداوند محدود است و وجود عارضى دارد، دل را آرام نمى گرداند. در مقابل كسانى كه با ياد خدا آرامش مىيابند، عدهاى هم به متاع قليل دنيا راضى مىشوند. «رضوا بالحيوة الدنيا واطمأنوا بها»
نماز، ذكر الهى ومايه آرامش است. «اقم الصلوة لذكرى» ، «الا بذكر اللَّه تطمئن»
ممكن است معناى «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب» اين باشد كه بواسطه ذكر و يادى كه خدا از شما مىكند، دلهايتان آرام مىگيرد.يعنى اگر بدانيم خداوند ما را ياد مىكند و ما در محضر او هستيم، دلهايمان آرامش مىيابد. چنانكه حضرت نوح عليه السلام بواسطه كلام الهى «اصنع الفلك باعيننا» آرام گرفت و امام حسين عليه السلام به هنگام شهادت على اصغرش با عبارت «هيّن علىّ انّه بعين اللَّه» اين آرامش را ابراز فرمود، و يا در دعاى عرفه آمده است: «يا ذاكر الذاكرين»
نماز، ذكر الهى ومايه آرامش است. «اقم الصلوة لذكرى» ، «الا بذكر اللَّه تطمئن»
ممكن است معناى «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب» اين باشد كه بواسطه ذكر و يادى كه خدا از شما مىكند، دلهايتان آرام مىگيرد.يعنى اگر بدانيم خداوند ما را ياد مىكند و ما در محضر او هستيم، دلهايمان آرامش مىيابد. چنانكه حضرت نوح عليه السلام بواسطه كلام الهى «اصنع الفلك باعيننا» آرام گرفت و امام حسين عليه السلام به هنگام شهادت على اصغرش با عبارت «هيّن علىّ انّه بعين اللَّه» اين آرامش را ابراز فرمود، و يا در دعاى عرفه آمده است: «يا ذاكر الذاكرين»
سؤال: اگرچه در اين آيه آمده است كه دلها، و بويژه دل مؤمن، با ياد خدا آرام مىگيرد، اما در آيات ديگرى مىخوانيم هرگاه مؤمن خدا را ياد كند، دلش به لرزه مىافتد. «انما المؤمنون الذين اذا ذكر اللَّه وجلت قلوبهم» <305> آيا اين لرزش و آرامش مى توانند در يكجا جمع شوند؟ راه توجيه آن چيست؟
جواب: براى تصور وجود اين همزمان آرامش و لرزش در يك فرد، توجه به اين مثال ها راهگشا مى باشد:
الف: گاهى انسان بخاطر وجود همه مقدمات، اطمينان و آرامش دارد، امّا در عين حال از نتيجه هم نگران و بيمناك است. مثل جراح متخصصى كه به علم و كار خود مطمئن است ولى باز در هنگام عمل شخصيت مهمى دلهره دارد.
ب. فرزندان، هم به وجود والدين، احساس آرامش مىكنند وهم از آنها حساب مىبرند ومىترسند.
ج: گاهى انسان از آنجا كه مىداند فلان ناگوارى براى آزمايش و رشد و ترفيع مقام اوست، خرسند و آرام است، اما اينكه آيا در انجام وظيفه موفق خواهد شد يا خير، او را نگران مىكند و به لرزه مىاندازد.
د: انسانهاى مؤمن وقتى در تلاوت قرآن به آيات عذاب، دوزخ و قهر الهى مىرسند، لرزش بر اندام آنها مستولى مى شود، اما هنگامى كه آيات رحمت و رضوان و بهشت خداوند را قرائت مىكنند، آرامشى شيرين، قلوب آنها را فرا مىگيرد و آنها را دلگرم مىسازد. امام سجادعليه السلام در دعاى ابوحمزه مىفرمايد: «اذا ذكرت ذنوبى فزعت و اذا رأيت كرمك طمعت»، يعنى هرگاه گناهان خود و عدل و قهر تو را به ياد مىآورم، ناله مىزنم، اما وقتى به ياد لطف و عفو تو مىافتم اميدوار مىشوم. صاحب الميزان براى اين جمله، از قرآن شاهد مىآورد؛ «تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذكر اللَّه» يعنى در آغاز انسان دلهره دارد ولى كمكم به آرامش مىرسد.
كسى كه از ياد خدا غافل است، آرامش ندارد و زندگى بدون آرامش زندگى نكبت بارى است. «من اعرض عن ذكرى فانّ له معيشة ضنكا»
عوامل آرامش و دلگرمى
دستيابى به اطمينان و آرامش مىتواند عوامل گوناگونى داشته باشد ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ويژهاى دارد؛
- كسى كه مى داند ذرهى مثقالى از كارش حساب دارد «مثقال ذرة خيراً يره» نسبت به تلاش و فعّاليّتش دلگرم است.
- كسى كه مى داند بر اساس لطف و رحمت الهى آفريده شده، «الاّ من رحم ربى و لذلك خلقهم» اميدوار است.
- كسى كه مى داند خداوند در كمين ستمگران است، «انّ ربك لبالمرصاد» آرامش دارد.
- كسى كه مى داند خداوند حكيم و عليم است وهيچ موجودى را بيهوده خلق نكرده است «عليم حكيم» خوشبين است.
- كسى كه مى داند راهش روشن و آيندهاش بهتر از گذشته است، «والاخرة خير وابقى» قلبش مطمئن است.
- كسى كه مى داند امام و رهبرش انسانى كامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «انى جاعلك للناس اماما» آرام است.
كسى كه مىداند كارِ نيك او از ده تا هفتصد بلكه تا بىنهايت برابر پاداش دارد ولى كار زشت او يك لغزش بحساب مىآيد دلخوش است. «مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللَّه كمثل حبة انبت سبع سنابل فى كل سنبله مأته حبة»
- كسى كه مى داند خداوند نيكوكاران را دوست دارد، «ان اللَّه يحب المحسنين» به كار نيكش دلگرم مىشود.
- كسى كه مى داند كار خيرش آشكار و كار شرّش پنهان مىماند، «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» شاد است.
عوامل اضطراب و نگرانى
يكى از شايع ترين بيمارىهاى قرن حاضر اضطراب و افسردگى است. براى اين بيمارى كه داراى علائمى همچون انزواطلبى، در خود فرورفتن، خودكم بينى و بيهوده انگارى است، دلايل بسيارى را ذكر كردهاند، از جمله:
- شخص افسرده از اين كه همه چيز را مطابق ميل خود نمىبيند داراى افسردگى شده است، در حالى كه ما نبايد بخاطر اينكه چون به همه آنچه مى خواهيم نرسيديم، از مقدار ممكن آن هم دست برداريم و تسليم شويم.
- شخص افسرده با خود فكر مىكند كه چرا همه مردم مرا دوست ندارند، و حال آنكه اين امر غير ممكنى است و حتى خدا و جبرئيل هم دشمن دارند. لذا انسان نبايد توقع داشته باشد كه همه او را دوست بدارند.
- شخص افسرده گمان مىكند كه همه مردم بد هستند، در صورتيكه چنين نيست و خداوند به فرشتگانى كه اين توهّم را داشتند پاسخ داد.
- شخص افسرده گمان مىكند كه همه ناگوارىها از بيرون وجود اوست، در حاليكه عمده تلخىها عكسالعمل و پاسخ خصلتها و كردارهاى خود ماست.
- شخص مضطرب از شروع در كارها نگران است و احساس ترس و تنهايى مىكند. حضرت على عليه السلام براى رفع اين حالت مى فرمايد: «اذاخفت من شىءٍ فقع فيه» از هر چه مىترسى خود را در آن بينداز، كه ترس هر چيز بيش از خود آن است.
- شخص مضطرب نگران آنست كه آينده چه خواهد شد. اين حالت را مىتوان با توكل بر خدا و پشتكار درمان كرد.
- چون در بعضى كارها ناكام شده است، نگران است كه شايد در تمام امور به اين سرنوشت مبتلا شود.
- چون بر افراد وقدرتهاى ناپايدار تكيه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب مىشود.
- و خلاصه امورى همچون عدم قدردانى مردم از زحمات آنها، گناه، ترس از مرگ تلقينهاى خانواده به اينكه نمىدانى و نمىتوانى، قضاوت هاى عجولانه، توقعات نابجا و تصورات غلط، علت بسيارى از افسردگىها و اضطرابها مىباشد كه با ياد خدا و قدرت و عفو و لطف او مىتوان آنها را به آرامش و شادابى مبدل ساخت.
1- نشانه انابه واقعى، ايمان و اطمينان به خداست. «من اناب، الذين امنوا ...»
2- ايمان بدون اطمينان قلبى، كامل و كارساز نيست. «امنوا وتطمئن قلوبهم»
3- ياد خدا با زبان كفايت نمىكند، اطمينان قلبى هم مىخواهد. «تطمئن قلوبهم بذكر اللَّه»
4- تنها ياد خدا، مايهى آرامش دل مىشود. «بذكر اللَّه تطمئن القلوب»
امروزه دارندگان زر و زور و تزوير بسيارند ولى از آرامش لازم خبرى نيست.
ان شاءالله ادامه دارد ...

ممكن است اول برايش جذاب نباشد بنابراين كمي همراهي كنيم
