۲۵/دی/۹۳, ۲۰:۴۰
بسم الله الرحمن الرحیم
من هم می میرم اما نه مثل غلامعلی
که از درخت به زیر افتاد
پس گاوان از گرسنگی ماغ کشیدند
و با غیظ ساقه های خشک را جویدند
چه کسی برای گاوها علوفه می ریزد؟
من هم می میرم
اما نه مثل گل بانو
که سر زایمان مرد
پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
و مدرسه نرفت
چه کسی جاجیم می بافد؟
من هم می میرم
اما نه مثل حیدر
که از کوه پرت شد
پس گرگ ها جشن گرفتند
و خدیجه بقچه های گلدوزی شده را
در ته صندوقها پنهان کرد
چه کسی اسبهای وحشی را رام می کند؟
من هم می میرم
اما نه مثل فاطمه
از سرماخوردگی
پس مادرش کتری پر سیاوشان را
در رودخانه شست
چه کسی گندم ها را به خرمن جا می آورد؟
من هم می میرم
اما نه مثل غلامحسین
از مار گزیدگی
پس پدرش به دره ها و رود خانه ها ی بی پل
نگاه کرد و گریست
چه کسی آغل گوسفندان را پاک می کند؟
من هم می میرم
اما در خیابان شلوغ
در برابر بی تفاوتی چشمهای تماشا
زیر چرخهای بی رحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی برمی گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسلیت روزنامه
زیر عکس شش در چهار خواهند نوشت
ای آنکه رفته ای
چه کسی سطلهای زباله را پر می کند؟
تابستان 65 - تنکابن
***
سلمان هراتی در 9 آبان 1365،هنگام عزیمت به لنگرود در یک سانحه رانندگی در گذشت.
من هم می میرم اما نه مثل غلامعلی
که از درخت به زیر افتاد
پس گاوان از گرسنگی ماغ کشیدند
و با غیظ ساقه های خشک را جویدند
چه کسی برای گاوها علوفه می ریزد؟
من هم می میرم
اما نه مثل گل بانو
که سر زایمان مرد
پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
و مدرسه نرفت
چه کسی جاجیم می بافد؟
من هم می میرم
اما نه مثل حیدر
که از کوه پرت شد
پس گرگ ها جشن گرفتند
و خدیجه بقچه های گلدوزی شده را
در ته صندوقها پنهان کرد
چه کسی اسبهای وحشی را رام می کند؟
من هم می میرم
اما نه مثل فاطمه
از سرماخوردگی
پس مادرش کتری پر سیاوشان را
در رودخانه شست
چه کسی گندم ها را به خرمن جا می آورد؟
من هم می میرم
اما نه مثل غلامحسین
از مار گزیدگی
پس پدرش به دره ها و رود خانه ها ی بی پل
نگاه کرد و گریست
چه کسی آغل گوسفندان را پاک می کند؟
من هم می میرم
اما در خیابان شلوغ
در برابر بی تفاوتی چشمهای تماشا
زیر چرخهای بی رحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی برمی گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسلیت روزنامه
زیر عکس شش در چهار خواهند نوشت
ای آنکه رفته ای
چه کسی سطلهای زباله را پر می کند؟
تابستان 65 - تنکابن
***
سلمان هراتی در 9 آبان 1365،هنگام عزیمت به لنگرود در یک سانحه رانندگی در گذشت.
![[تصویر: 209769_orig.jpg]](http://tonekabon.farhang.gov.ir/ershad_content/Media/image/2014/10/209769_orig.jpg)
![[تصویر: 7_1_.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8165573792/7_1_.jpg)
![[تصویر: 3.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8165680234/3.jpg)