تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چگونگی حضور قلب در نماز
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
بسم الله الرحمن الرحیم


حضور قلب در کلام شهید ثانی (م 966 ق)


قلب... موجودی لطیف و روحانی و ربانی است که نوعی ارتباط با قلب جسمانی انسان دارد. این موجود لطیف به نام های قلب، نفس، روح و انسان نامیده می شود... در همه عبادت ها به خصوص نماز... حضور قلب لازم است. خدای تبارک و تعالی درباره مؤمنان می فرماید:


«...آنان کسانی هستند که در نمازهایشان خاشع اند.»


«...وای نمازگزاران، آنان که از نماز خود غافلند.»


خدای متعال در این آیه، نمازگزارانی را که در نمازهای خود حضور قلب ندارند و دچار غفلت می شوند، نکوهش می کند نه کسانی را که به کلی نماز را ترک می کنند...


رسول گرامی اسلام فرمودند:


«... هر کس دو رکعت نماز بگزارد که در آن چیزی از امور دنیا را از قلب خود خطور ندهد، خداوند او را می آمرزد....»


امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:


«... چون مشغول نماز شدی، با تمام قلب متوجه خدای متعال باش؛ هیچ بنده مؤمنی نیست که در نماز و دعایش به خدای تبارک و تعالی رو می کند جز این که خداوند دل های مؤمنان را به سوی او باز می گرداند و او را با محبت آنها تأیید می کند تا وارد بهشت گرداند.»


امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:


«... هنگامی که برای نماز برخاستی، بر تو باد به توجه و حضور قلب؛ زیرا که نصیب تو از نماز فقط به مقدار اقبال قلبی توست. هرگز در نماز با دستت و سر و صورتت بازی نکن، در دل خود حرف مزن و خمیازه مکش... .»


امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود: ...خوشا به حال کسی که پرستش و نیایش خود را برای خدا خالص گرداند و قلبش را به وسیله آن چه دیدگانش می بیند، مشغول نکند و یاد خدا را به وسیله آن چه گوش هایش می شنود، از یاد نبرد. و دلش به سبب آن چه به دیگران عطا شده، اندوهگین نشود. بهترین راه ایجاد حضور قلب و توجه خاطر، مبارزه جدی با هجوم افکار پراکنده و آشفته است.

برای دفع هجوم این افکار و اوهام، راهی جز دفع انگیزه های آنها نیست... علل هجوم این افکار دو نوع است: خارجی، و داخلی... امور خارجی مانند اصواتی است که به گوش می رسد و یا اشکالی که بر مردمک دیده، ظاهر می شود. این دیدنی ها و شنیدنی ها هنگامی که در معرض دید و شنید انسان قرار بگیرند، افکار وی را به سوی خود جذب می کنند تا او را از چیزی به چیزی، از شاخه ای به شاخه ای و از موضوعی به موضوع دیگر سوق دهند... کسی که اراده قوی... دارد، در برابر هجوم این افکار، چون کوه می ایستد... ولی بیشتر مردم که... نمی توانند نیروی متخیله خود را یکجا متمرکز کنند... باید... اسباب و عوامل این افکار را از بین ببرند؛ مثلا در خانه تاریک نماز بخوانند، آن چه فکر انسان را مشغول می کند، از جلو[ی [چشم خود دور کنند... نمازگزار باید درک کند که توجه به خدا، منحصرا باید با قلب او باشد و درونش متوجه حضرت احدیت باشد... نمازگزار... اگر روی دل را از خدای متعال بگرداند، ممکن است خداوند نیز او را از رحمت واسعه اش محروم کند و او را از مقام قرب خود دور سازد... در حدیث آمده است:


«... خدای متعال هرگز به صورت های شما نظر نمی کند بلکه به دل های شما نگاه می کند...»


علل داخلی تشتت افکار از علل خارجی آن شدیدتر... و لذا مبارزه با آن نیز سخت تر است... برای مبارزه با عوامل داخلی تشتت افکار، مناسب ترین راه این است که نمازگزار، خود را به فهم معنای مطالب نماز وادار کند، تا هر مطلبی که به زبان می راند، معنای دقیق آن را بفهمد و روی آن تأمل کند و اندیشه خود را با آن مشغول سازد تا افکار پراکنده در دلش جای نگیرد.

برای تقویت این معنا شایسته است پیش از تکبیرة الاحرام یاد آخرت کند... و دلش را از مطالب دنیوی و افکار پراکنده خالی گرداند... اما اگر با این مسکن دلش آرام نشود، لازم است... در مورد مسائلی که قلب او را مشغول می کنند، نیک بیندیشد، پس از اندیشه کامل، در خواهد یافت که همه آن چیزهایی که ذهن او را به خود متوجه می کند... کارهای به ظاهر مهمی است که برای او با اهمیت جلوه کرده است، ولی [در واقع] همه آنها در ارتباط با جهان فانی و خواسته های نفسانی اوست، آنگاه در مقام معالجه بایستی نفس خویش را برای این خواسته ها و دلبستگی ها سرزنش و توبیخ کند تا رشته این پیوندها گسسته شود... و بداند که هر چیزی که او را از نمازش باز می دارد و حضور قلب را از او باز می ستاند، ضد دین و از لشکریان ابلیس است... مردان خدا برای مبارزه با هجوم افکار پراکنده، خود را به پرداخت کفاره غفلت از توجه قلبی مجبور می کردند... .


[این] داروهای مسکّن... برای کسانی مفید است که خواسته های نفسانی آنها ضعیف باشد... اما در مورد افرادی که خواسته های نفسانی آنها قوی است، داروهای مسکّن مؤثر نیست. زیرا [در چنین افرادی]... کشش نیرومندی از دو طرف موجود است. از یک سو، انسان آنها (خواسته های نفسانی) را به سوی خود می کشد. از طرف دیگر، آنها انسان را به سوی خود می کشند تا سرانجام... در اعماق دل انسان جای می گیرند و از آغاز تا فرجام نماز، لحظه ای را برای انسان خالی نمی گذارند تا به یاد خدا و حضور قلب و توجه به خدا بیندیشد... .


تا ریشه شهوات از دل کنده نشود، افکار شیطانی و تمایلات نفسانی از دل بیرون نمی رود و... همواره مورد تهاجم این افکار است...سبب همه این تشتت افکار و تهاجم اوهام یک چیز است و آن دوستی دنیا است که در حدیث آمده است: «حب الدنیا رأس کل خطیئة»، آری محبت دنیا سرسلسله همه گناهان است. هر پلیدی از آن ناشی می شود و هر نعمتی از آن پدید می آید... کسی که دلش را بر محبت دنیا وا دارد... هرگز نباید طمع درک لذت مناجات را داشته باشد... کسی که دنیا را نور دیده و روشنایی دل خود می داند، به ناگزیر همه هم و غم خود را در این راه صرف می کند [البته] چنین افرادی نیز نباید تلاش برای مبارزه با تشتت افکار را ترک کنند، بلکه باید کوشش کنند به قدر امکان از تهاجم این افکار پراکنده در امان بمانند.
بسم الله الرحمن الرحیم


پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
لا صلوة إلاّ بِحضور القلب؛۱

نماز، نماز نیست مگر به حضور قلب.


لَما رَأی العابثَ فی صلاته لَو خَشَعَ قَلبُ هذا لَخَشَعَ جوارحه؛۲

هنگامی که پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم دیدند نمازگزاری بیهوده، اعضا و جوارحش را حرکت داده و آرامش ندارد، فرمود: این شخص اگر قلبش خاشع و متوجه خدا بود، اعضا و جوارحش هم آرام و بی حرکت می بود.


رسول گرامی صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:

إنَّ الله مُقبِلٌ عَلَی المُصَلّی ما لُم یَلتَفِت؛۳

همواره رحمت خدا متوجه و شامل شخص نمازگزار است تا وقتی که او متوجه خداست و چون توجه و حضور قلب نمازگزار به هم خورد، رحمت خدا هم از او قطع می گردد
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع