تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ماجرای زنی که همه به او می خندیدند!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
[تصویر: GoD.png]
سلام و عرض احترامSmile

توجه و تامل در برخی آیات قرآن،درس های فراوانی برای نیک زیستن و نیک اندیشیدن در پی دارد.

به این نمونه دقت بفرمایید:

.
ولا تَکُونُوا کَالَّتی‏ نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبى‏ مِنْ أُمَّةٍ
إِنَّما یَبْلُوکُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ ما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ


سوره مبارک نحل،آیه92
و مانند آن [زنى‏] كه رشته خود را پس از محكم بافتن، [یكى یكى‏] از هم مى ‏گسست مباشید كه سوگند هاى خود را میان خویش وسیله [فریب و] تقلب سازید [به خیال این‏] كه گروهى از گروه دیگر [در داشتن امكانات‏] افزونترند. جز این نیست كه خدا شما را بدین وسیله مى ‏آزماید و روز قیامت در آنچه اختلاف مى ‏كردید، قطعاً براى شما توضیح خواهد داد.

در تاریخ آمده است:

زنی از قریش به نام "رایطه" در زمان جاهلیت بود که از صبح تا نیم روز خود و کنیزانش پشم هایی را که در اختیار داشتند می تابیدند و
پس از آن دستور می داد همه بافته ها را وا تابند و به صورت اول درآورند و به همین جهت عنوان "حمقاء" یعنی زن "احمق" معروف شد.
.
.

[تصویر: NAKH_RISI.jpg]
.
طبیعی است که هر کدام از ما به آن زن و کار او می خندیم و می گوییم الحق که احمق بوده است!

اما یک سخن... نکند خدای ناکرده در زندگی خودمان کاری اتفاق بیافتد که در واقع همین "بافته ها را پنبه کرده" باشد.

به عبارتی دیگر نکند ما در زندگی از این رفتارهای احمقانه داریم و خود از آن بی خبریم!!

به این نمونه ها توجه کنید:
  • آب در هاون کوبیدن
فردی که با تلاوت قرآن، دعا، ذکر، زبان خود را به سخنان پاک و نورانی تبرک نموده و ثواب و پاداش جمع می کند ولی پس از آن
با غیبت، دروغ، تمسخر دیگران، حسادت، ریا، دو به هم زنی، سوء ظن و خیلی از کارهای حرام دیگر همه را بر باد می دهد!

  • باغتان را آتش نزنید
پیغمبر اکرم در مورد بعضی از اعمال و اذکار فرمود: هر کس این عمل را مرتکب بشود یا این ذکر را بگوید خداوند متعال برای او درختی در بهشت غرس می کند. یکی از حاضرین عرض کرد: یا رسول الله! پس ما در بهشت خیلی درخت داریم. فرمود: بلی، اگر آتشی از اینجا نفرستید و آنها را آتش نزنید.

(مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 4- صفحه 154-152)
  • شریکی به نام شیطان
انسانی که با زحمت و تلاش و کار سنگین از جهت مالی اندوخته ای جمع آوری می کند اما با کارهای بدون فکر و مشورت و معاملات نسنجیده، با رعایت نکردن احکام الهی چون رعایت خمس و زکات، با رفیق بازی و تفریحات ناسالم همه ثروت خود را از دست داده و به خانه اول بر می گردد.

به عبارتی گاهی ما آدم ها با کارهایی که اموال را به حرام آمیخته می کند، شیطان را در مال و سرمایه خود شریک می کنیم.

در قرآن کریم می خوانیم:

«وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ: در اموال و اولادشان شرکت کن

(محسن، غفاری، ابلیس نامه، ص 32)
  • با منت همه چیز خراب می شود
انسان خیر و خدومی که به نیازمندان کمک می کند اما با نقل جریان برای این و آن به آبروی آنها لطمه زده

و با یادآوری و منت آنان را از قبول محبت پشیمان می کند.

قرآن کریم در سوره بقره آیه 264 می فرماید:
.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى؛

ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خویشتن را با منت نهادن و آزار رساندن باطل نکنید
».


و بالأخره کسی که با رعایت تقوا و پرهیز از گناه و انجام طاعت مدتی بنده خوب خدا می شود
ولی باز بر می گردد و با انجام گناهان مختلف پس انداز خود را هدر می دهد.

.
آری همه اینها پنبه کردن بافته هاست و قرآن چه زیبا تذکر می دهد .

شما هم اگر نمونه های این چنین سراغ دارید،در این مبحث ارسال نمایید تا دیگران بهره ببرند . .
.
یاعلی (علیه السلام) مدد است.
سلام
واقعا آیه عجیبی هست
آدم های گناهکاری مثل من باید این آیه رو بزنن به دیوار
چقدر ما گناهکارا احمق هستیما
بسم الله الرحمن الرحیم


عرض سلام و ادب و احترام ...


[تصویر: 59-Film.jpg]


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


[تصویر: 83-Tobeh.jpg]
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑــــــــ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...
ﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ...
ﺣﺘﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺵ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....

ﻟـﺒﺨﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ....
ﮔـﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ...
ﺩﺳـﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ...
ﻋـﻄﺮ ﺗﻨﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...

ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ

میدونم زیاد ربطی به تاپیک نداره ولی اگه کارهامون به نیت اماممون نباشه مصداق آیه ایم.
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۵/بهمن/۹۳ ۱۲:۱۶)سدرة المنتهی نوشته است: [ -> ]ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑــــــــ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...
ﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ...
ﺣﺘﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺵ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....

ﻟـﺒﺨﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ....
ﮔـﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ...
ﺩﺳـﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ...
ﻋـﻄﺮ ﺗﻨﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...

ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ


کسانی لیاقت رسیدن به امام رو پیدا می کنن که اهل رقابت باشن. (سوء تفاهم نشه. منظورم یه راه کلیه برای رسیدن به امام)
لازمه ی رقابت هم سرعته

کسانی به امام زمانشون می رسن که اهل سرعت باشن و الّا تاریخ کربلا نشون داده که قافله حسینی در حرکت خودش معطل کسی نمی مونه.


بعد از سرعت هم مرحله ی مسابقس.
قرآن ماها رو تشویق می کنه به سرعت گرفتن. یعنی اینکه به همتای دیگران راه رفتن بسنده نکنیم بلکه تلاش کنیم تا از اونها سبقت بگیریم (فاستبقوا الخیرات)

بر این اساس قرآن می فرمایند که در امور معنوی، تا می تونید تو مسابقه شرکت کنید و به سرعت راه رو طی کنید


حالا اگه همه ی مردم هم توی تواضع، ادب، احسان و انفاق، قناعت و ... مسابقه بدن، هیچ تزاحمی پیش نمیاد چرا که میدان مسابقه به اندازه آسمانها و زمین بازه (و سارعوا الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات و الارض اعدت للمتقین)

از این رو گاهی خدا به سرعت فرمان می دهد (مثل همین آیه) گاهیم به سبقت (فاستبقوا الخیرات) (تفسیر تسنیم)


بعد این مرحله کسی که جلو افتاده باید فقط به فکر خودش نباشه بلکه به بقیه هم توجه کنه و اونها رو راهنمایی کنه (همون جان دوستی ها که تواصی هستش : و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر).
و این فقط محدود به رهبرای جامعه و انبیا و اوصیا نمی شه.

این که دنبال این باشی که دست همه رو بگیری.

توضیحات بیشتر این مرحله : اینجــا



سلامی دوباره

به این مورد هم توجه کنید،لطفا:

دانش آموزی که با زحمت و سختی موفق می شود در کلاسی ثبت نام نماید و یا با تلاش فراوان در کنکور قبول شده وارد کلاس دانشگاه می شود اما اکنون که وارد دانشگاه شده و گاهاً هم هزینه های گزافی بر دوشش افتاده، تمام ذهن و وقتش را برای دوستی ها و برنامه هایی می گذراند که هیچ منفعت دنیوی و اخروی برایش ندارند و در آخر می بینیم که در کلاس نشسته، به استاد توجه نمی کند و درس نمی خواند و بالاخره ناچار به ترک تحصیل می شود!
و یا حداقل آن رتبه و درجه ای را که باید در این مدت می گرفته، دریافت نکرده است.این دوست ما فراموش کرده که عمر سرمایه ارزشمندی است و چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن عبور کرد .

می دانید چه کسانی در روز قیامت دچار حسرت و اندوه و عذاب و ذلّت مى ‏شوند؟

همان ها كه در آن جا به معنای واقعی کلمه می فهمند که این نعمت ارزشمند خدا را به چه راحتی و سادگی به بطالت گذرانده و آن را صرف هوی و هوس كرده ‏اند.

درآن روز وضع انبیاء و اولیاء و عاشقان و به خصوص سختى عذاب، آنان را بیدار مى‏ كند و به منتهاى بینایى نسبت به وضع خودشان مى‏ رساند و مى‏ فهمند كه نمى ‏بایست عمر را ضایع مى‏كردند و شب و روز و هفته و سال را به بطالت و گناه مى‏ گذراندند؛

به همین خاطر از میان شعله‏ هاى آتش و عذاب سخت الهى فریاد میزنند:
خداوندا! یك‏بار دیگر ما را به دنیا برگردان و به همان اندازه وقتى كه در اختیار ما گذاشتى براى بار دوّم در اختیار ما بگذار، تا تمام لحظات و روز و شب و ماه و سالش را در عمل صالح و ایمان و اخلاق و راه های مفید صرف كنیم ؛


اما افسوس که در پاسخ به آنان گفته مى‏ شود: براى یك بار، عمر در اختیارتان گذاشتیم و براى خرج كردن آن در راه صواب و ثواب، توسّط انبیاء و اولیاء شما را هدایت كردیم، مى ‏خواستید همان وقتى كه در دنیا بودید از وقت استفاده كنید و از عمر بهره بگیرید.

(با تغییر در عبارات کتاب ره توشه ،آیت الله مصباح یزدی )
بسم الله


چه بسیار اعمال نیکی که با راه یافتن ذره ای شرک ونفاق به روح انسان وپدیدار شدن دراعمالش همه را به تباهی وبقول قرآن به حبوط میکشاند.


درقرآن و روایات، ایمان به خداوند و دوری از شرک و ارتداد به عنوان شرایط اولیه قبولی اعمال آمده که بدون آن هیچ عمل صالحی مورد پذیرش قرار نمی گیرد، و آن چه در باره اسباب تباه شدن اعمال ما از قبیل ترک نماز، منت گذاشتن در اعمال نیک، راضی نبودن به حوادث پیش آمده، و... (به تفصیل عرض میکنم )آمده است، ریشه در ضعف ایمان و باور قلبی دارد که اگر در حفظ ایمان کوشا باشیم اعمال ما هم حفظ خواهد شد.


در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است،


مفهوم حبط:

کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: "حبط عمله حبطا بطل ثوابه "عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت هم چنین در المصباح المنیر آمده "حبط العمل حبطا ... فسد و هدرعملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.


الف. حبط در قرآن:

واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالی را که سبب تباهی و از بین رفتن عمل خوب می شود، ذکر شده که به چند مورد آن اشاره می کنیم: 1. کفر و شرک.
الف. "مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ:کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیان کاران خواهد بود".
ب. "ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون‏:مشرکان را شایسته نیست که مسجدهاى خدا را آباد کنند در حالى که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند".


2. نفاق.
"وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین:آنها که ایمان آورده‏اند مى‏گویند: "آیا این (منافقان) همان ها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به این جا رسید؟!) (آرى،) اعمالشان نابود گشت، و زیان کار شدند".


3. تکذیب آیات خداوند و روز قیامت.
"وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُون:و کسانى که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود مى گردد، آیا جز آن چه را عمل میکردند پاداش داده می‏شوند؟!


ادامه دارد انشاالله...
ب. حبط در روایات:


1. ترک نماز بدون مرض و علت.


عبید بن زراره می گوید: از حضرت صادق (علیه السلام) پیرامون تفسیر آیه: " هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه می شود،پرسیدم، فرمود: مقصود آن کسى است که کردارى که به آن اقرار و اعتراف کرده، ترک کند، عرض کردم: مرتبه ترک آن عمل چیست؟ همه آن را رها کند؟ فرمود از آن جمله است کسى که عمداً بدون این که مست باشد و یا علّتى داشته باشد، نماز را ترک کند.



2. با شک و تردید عمل کردن در اصول دین.


یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) به نام مفضل می گوید از آن حضرت شنیدم که می فرمود: کسی که تردید یا گمان داشته باشد و بر آن پا برجا باشد، خدا عملش را تباه می کند، حجت خداوند حجت روشن است.


مجلسی (رحمة الله علیه) در توضیح حدیث می فرماید: برای کسی که امکان رسیدن به یقین برایش وجود دارد جائز نیست در اصول دین با شک و تردید عمل نماید، و مراد از این که حجت خدا روشن است این است که هر کس به دنبال دلیل در اصول دین باشد، به یقین می رسد و با رسیدن به یقین، جائی برای تردید و گمان باقی نمی ماند.



3. زنی که به شوهرش بگوید من از تو هیچ خیری ندیدم.


با این که در ارتباط زندگی زن و مرد ،بسیاری از زحماتی را که زن در تدبیر و رسیدگی منزل از نظافت و آشپزی و بچه داری و... متحمل می شود از وظائف واجب او نیست و خداوند در مقابل این امور پاداش فراوان به او می دهد، ولی اگر زحمات او همراه با آزردن شوهر و منّت همراه باشد اجر کارهای او تباه می شود،در حدیثی امام صادق (علیه السلام) می فرماید :هر زنی که به شوهرش بگوید که من از تو خوبی ندیدم ، پاداش عمل او از بین می رود.

4. کافر شدن به ولایت علی(علیه السلام).

ابی حمزه می گوید از امام باقر (علیه السلام) از تفسیر سخن خداوند، "وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین" ‏پرسیدم؟حضرت فرمود: تفسیر باطنی این آیه کافر شدن به ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام) است، چرا که مراد از ایمان، حصرت علی (علیه السلام) می باشد.

براساس مطالب بالا معلوم می شود که حبط مربوط به مورد خاصی از اعمال نیک نیست ودر تمام امور زندگی اعم از فردی و اجتماعی، عقیدتی و اخلاقی جریان دارد.



ادامه داردانشاالله...
همان طور که اعمال نیک با انجام کارهای زشت از بین می رود، اعمال زشت گناهان نیز با انجام خوبی ها از بین رفته و چه بسا که تبدیل به خوبی شود؛


به عنوان نمونه:



1. انجام نمازهای واجب.


"وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ، وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ، إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏"در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏".



2. اجتناب از گناهان کبیره.


الف. "إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ"اگر از گناهان بزرگ که از آن نهى شده‏اید بپرهیزید، بدی هاى شما را مى‏زداییم.



ب. "الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ، إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ" کسانى که از گناهان بزرگ و زشت هاى آن کناره گیرند جز پاره‏اى یا به طرز سطحى و گذرا، بی گمان پروردگارت آمرزشى دامن گستر دارد.



با توجه به نقش تربیتی که احباط و تکفیر در زندگی انسان ها دارند، از این رو بیان اهمیت حفظ اعمال نیز، خالی از لطف نیست.



یکی از مسائلی که در ارتباط با اعمال انسان ها در قرآن و روایات مورد تأکید واقع شده، کوشا بودن در محافظت از کارهای نیک است که در غیر این صورت ممکن است اعمال نیک ما نتیجه مطلوب را نداشته باشد.


در روایتی از رسول گرامی اسلام در فضیلت تسبیحات اربعه آمده است: خداوند به عدد هر یک از اذکاری که مؤمن می گوید، درختی در بهشت برای او می کارد. شخصی عرض کرد: پس درختان ما در بهشت چقدر زیاد است! حضرت فرمود: بله، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند سپس این آیه را قرائت نمود:


"ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت خدا و رسول کنید و اعمال خود را باطل نکنید".
چقدر مطالب ارزشمند و قابل تاملی در این موضوع وجو داشت و از اونها غافل بودیم . . .Confused


ممنون از ارسالهای خوبتون
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع