سوال دوم:
خب عرض شد که استخاره دو معنای داره، حالا سوال دوم این بود که استخاره مورد تایید اهل بیت بوده یا نه؟
در مورد معنای اول استخاره (معنای دعایی استخاره) معنای دوم برای پست بعدی
ان شاءالله تعالی
دو دسته روایت داریم:
دسته اول: رواياتى كه استخاره را در معناى ذكر و دعا به كار برده و اختصاصى به مورد شك ندارند.
دسته دوم: رواياتى كه در موارد شك نسبت به انجام كارى، استخاره به وسيله دعا و نماز را توصيه مىكنند.
توجه توجه: هر دو دسته مربوط به استخاره به معنای اوله نه معنای دوم که دنبال راهکار میگردیم و جواب آره یا نه و ... میخوایم.
در مورد دسته اول:
روايات معتبرى را شيخ صدوق در كتاب من لايحضره الفقيه آورده است:
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
هيچ بندهاى از خدا هفتادبار به اين صورت استخاره نمىكند مگر اينكه خدا به او خير مىدهد; بگويد:
يا أبصر الناظرين ويا أسمع السامعين، ويا أسرع الحاسبين، ويا أرحم الراحمين، ويا أحكم الحاكمين صل على محمد وأهل بيته وخر لي في كذا كذا
اى بيناترين ناظر، و اى شنواترين شنوا، و اى سريعترين حسابرس، و اى رحيمترين بخشنده، و اى حاكمترين حكمكننده، بر محمد و اهلبيتش درود فرست و در فلان كار برايم خير پيش آور.
در روايت ديگرى امام صادق(علیه السلام) درباره استخاره فرمودند:
انسان در آخر سجده نماز صبح [يا نافله صبح] صد و يكبار استخاره كند [استخير الله بگويد] و حمد خدا گويد و صلوات بر پيامبر و آلش بفرستد، سپس پنجاهبار استخاره كند، سپس حمد خدا گويد و صلوات بر پيامبر و آلش فرستد و صد و يكبار را تمام كند.
نکته: در اين دو روايت لفظ استخاره در كلام امام استعمال شده است و در هر دو، دعا و ذكر را به عنوان روش طلب خير بيان كرده است، اما روايات ديگرى نيز وجود دارد كه لفظ استخاره در زبان راوى به كار رفته است:
مرازم از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده است كه فرمودند:
هركس خواست كارى را انجام دهد، ابتدا دو ركعت نماز بخواند، سپس حمد خدا و ثناى او گويد و صلوات بر پيامبر فرستد و بگويد:
خدايا اگر در اين كار خيرى براى دين و دنياى من است، آن را برايم آسان و مقدر كن، و اگر اينطور نيست، آن را از من دور گردان. مرازم مىگويد پرسيدم: چه سورهاى در نماز بخوانم. حضرت فرمود: هر سورهاى خواستى; اگر خواستى قل هو الله و قل يا ايها الكافرون را بخوان كه قل هو الله معادل ثلث قرآن است.
نيز از امام صادق(علیه السلام) روايت شده است كه هرگاه مىخواستند عبدى يا حيوانى بخرند يا حاجت كوچكى يا كار آسانى داشتند، هفتبار استخاره مىكردند و اگر امر مهمى بود، صدبار استخاره مىكردند.
در مورد دسته دوم: یعنی رواياتى كه در موارد شك نسبت به انجام كارى، استخاره به وسيله دعا و نماز را توصيه مىكنند;
روايت معتبر اسحاق بن عمار كه در كتاب من لايحضره الفقيه آمده است:
اسحاق مىگويد به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: خيلى از اوقات وقتى قصد انجام كارى را مىكنم، برايم شك پيش مىآيد كه انجام دهم يا نه; حضرت فرمود:
وقتى اين حالت برايت پيش آمد، دو ركعت نماز بخوان و صد و يك مرتبه »استخير الله« بگو، سپس نگاه كن ببين كدام يك از دو طرف در نظرت مناسبتر است، پس همان را انجام بده كه خير در همان است ان شاءالله، و طلب خيرت را در طلب عافيت قرار بده كه چهبسا براى كسى قطع دست و مرگ فرزند و از دست دادن مال، خير باشد.
ابناسباط نيز در روايت موثقى مىگويد به امام رضا(علیه السلام) گفتم: فدايت شوم راه ما بسيار پراضطراب و خطرناك است; نظرت درباره اينكه از خشكى بروم يا دريا چيست؟ حضرت فرمود:
از خشكى برو و توصيه فرمود به مسجد رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برو و در غير وقت فريضه دو ركعت نماز بخوان سپس از خدا صد و يكبار استخاره كن، سپس ببين اگر خدا دريا را برايت عزم كرد بگو... و اگر به خشكى خارج شدى بگو... .
علاوه بر رواياتى كه ذكر شد، روايات فراوان ديگرى در كتب معتبر وجود دارند كه نشان مىدهند ائمه(علیه السلام) چه قبل از انجام كارهاى مهم و چه در مواقعى كه اصحاب در دوراهىها دچار شك مىشدند، آنها را به استخاره به معناى طلب خير از خدا با دعا و ذكر امر مىفرمودند
توضیح بیشتر در ایم زمنیه در
اینجا