تا حالا دقت کردین قرآن چطوری مخاطب و جذب می کنه!
سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی
یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.
یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.
سال 88 بود که خبر مسلمان شدن دکتر "میلر" بزرگترین مبلّغ دین مسیحیت در کانادا رسانههای غربی و کلیساها را در بهت فرو برد.
او میگوید: در یکی از روزها قرآن را برداشتم و شروع کردم به خواندن آن. با توجه به گذشت بیش از 14 قرن از نزول آن پیشبینی میکردم، بتوانم به راحتی اشتباهات زیادی در آن پیدا کنم و آن را به رخ مسلمانان بکشم. تصور میکردم مطالبی در مورد زندگی اعراب بادیه نشین در این کتاب نوشته شده باشد اما در نهایت پس از ساعتها مطالعه قرآن کریم، نه تنها اشتباهی در آن پیدا نکردم، بلکه چیزهای بسیار زیادی نیز در آن یافتم. آیهای که مرا خیلی به فکر فرو برد آیه 82 سوره نساء بود که میفرماید: آیا به قرآن فکر نمیکنند، اگر از خداوند نبود در آن اشتباهات زیادی مییافتند.
"جوسیهاوکینز" معروف به "لون" که جزو 10 خواننده برتر امریکا بود، مسلمان شد و نام "امیر" را برای خود برگزید.
او از خوانندگی دست کشید و
در حال حاضر، قرآن میآموزد. او میگوید: "از روزی که مسلمان شدهام، احساس آرامش روحی عجیبی دارم و این احساس در همسر و دو پسر و مادر هشتاد ساله و دیگر آشنایانم که مسلمان شدهاند و هر روز بر تعدادشان افزوده میشود به خوبی قابل مشاهده است."
سرهنگ "ریچارد فیرلی"، مسؤول انجمن افسران پلیس بریتانیا، مدیر مبارزه با تروریسم انگلیس و فارغالتحصیل رشته زمین شناسی پس از سالها زندگی در یک خانواده مسیحی با
یک آیه قرآن مسلمان شد. او میگوید: آیه 7 سوره نبأ که میفرماید: "و کوهها را ستون و نگهبان زمین قرار دادیم" مرا دگرگون کرد. سؤالی ذهن مرا به خود مشغول کرد که چگونه ممکن است کسی 1400 سال پیش به این مطالب دقیق علمی رسیده باشد؛ جز اینکه قدرتی ماوراء الطبیعه در اختیار داشته باشد.
فیرلی درباره نخستین طوافش به دور کعبه میگوید: "نمیدانم در آن لحظه چه اتفاقی برایم افتاد. ناگهان متحول شدم. انگار لحظات و زمان برایم ایستاد. دیگر خود را در آنجا احساس نمیکردم. از خود بیخود شده بودم. از محیطی که در آن بودم، خارج شده بودم. پس از انجام اولین طواف دور خانه خدا، احساس کردم که خیلی به خداوند نزدیک شدهام.
مسلمان شدن پروفسور بوکای
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل کند.
جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!
چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئوله نمی گذرد؟!
و آیا ممکن است محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر ذر مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه 92 سوره یونس را برای او تلاوت نمود.
این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ( لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنریل من حکیم حمید).
(۵/بهمن/۹۳ ۰:۲۸)Ali#59 نوشته است: [ -> ]من فکر میکنم که قرآن بر خلاف کتب عادی،یک رابطه پویا و دو طرفه رو با مخاطبش برقرار میکنه.
یک جورهایی شبیه یک موجود هشیار و آگاه! شبیه امام
قرآن همون امام .
این مطلب درسته.