تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: به ما نگفتند...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم


<<<< السلام علیک یا مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) >>>>


كى رفته‏اى زدل كه تمنا كنم تو را؟!
كى بوده‏اى نهفته، كه پيدا كنم تو را؟!

غيبت نكرده‏اى، كه شوم طالب حضور
پنهان نگشته‏اى، كه هويدا كنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدى، كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم تو را

بالاى خود در آيينه چشم من ببين
تا با خبر زعالم بالا كنم تو را

مستانه كاش! در حرم و دير بگذرى
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را

خواهى شبى، نقاب زوريت برافكنم
خورشيد كعبه، ماه كليسا كنم تو را

گر افتد آن دو زلف چليپا به چنگ من
چندين هزار سلسله در پا كنم تو را!

طوبى و دره، گر به قيامت به من دهند
يكجا فداى قامت رعنا كنم تو را

زيبا شود به كارگر عشق، كار من
هر گه نظر به صورت زيبا كنم تو را

(فروغی بسطامی)





√√ به ما نگفتند...


گفتند كه تو بيايى خون به پا مى‏كنى، جوى خون به راه مى‏اندازى و از كشته پشته مى‏سازى و ما را از ظهور تو ترساندند.

همه پيش از آن كه نگاه مهر گستر و دست‏هاى عاطفه پرور تو را وصف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.

آرى، براى اين كه گل‏ها و نهال‏ها رشد كنند بايد علف‏هاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ممكن نيست.

آرى، يراى اين كه مظلومان تاريخ، نفسى به راحتى بكشند.

بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روى زمين برچيد.

آرى، براى اينكه عدالت بر كرسى نشيند هر چه سر ير ستم آلوده سلطنت را بايد واژگون كرد و دست نابودى سپرد.

و اينها همه، همان معجزه‏اى است كه نتها از دست تو بر مى‏آيد و تنها با دست محقق مى‏شود.

اما مگر نه اين كه اينها همه مقدمه است براى رسدين به بهشتى كه تو بانى آنى.

آن بهشت را كسى بر ما ترسیم نكرد.

كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى، پرندگان در آشيانه‏ها خود جشن مى‏گيرند و ماهيان درياها شادمان مى‏شوند و چشمه ساران مى‏جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مى‏كند.

به ما نگفته‏اند وقتى تو بيايى، دل‏هاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مى‏كنى و عدالت بر همه جا دامن مى‏گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه كن مى‏كند و خوى ستم گرى و درندگى را محو مى‏سازد و طوق ذلت بردگى را از گردن خلايق بر مى‏دارد.

به ما نگفته‏اند وقتى تو بيايى، ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مى‏ورزند، آسمان بارانش را فرو مى‏فرستند، زمين گياهان خود را مى‏روياند و زندگان آرزو مى‏كنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل آرامش حقيقى را مى‏ديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مى‏فرستد.

هيچ كس فقير نمى‏ماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مى‏گردند و پيدا نمى‏كنند.

مال را به هر كه عرضه مى‏كنند، مى‏گويند، بى نيازم.

و... ظهور تو بى ترديد بزرگ‏ترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد(سید مهدی شجاعی)
آدرس های مرجع