۹/بهمن/۹۳, ۲۱:۲۵
بسم الله الرحمن الرحیم
<<<< السلام علیک یا مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) >>>>
كى رفتهاى زدل كه تمنا كنم تو را؟!
كى بودهاى نهفته، كه پيدا كنم تو را؟!
غيبت نكردهاى، كه شوم طالب حضور
پنهان نگشتهاى، كه هويدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدى، كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
بالاى خود در آيينه چشم من ببين
تا با خبر زعالم بالا كنم تو را
مستانه كاش! در حرم و دير بگذرى
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را
خواهى شبى، نقاب زوريت برافكنم
خورشيد كعبه، ماه كليسا كنم تو را
گر افتد آن دو زلف چليپا به چنگ من
چندين هزار سلسله در پا كنم تو را!
طوبى و دره، گر به قيامت به من دهند
يكجا فداى قامت رعنا كنم تو را
زيبا شود به كارگر عشق، كار من
هر گه نظر به صورت زيبا كنم تو را
(فروغی بسطامی)
√√ به ما نگفتند...
گفتند كه تو بيايى خون به پا مىكنى، جوى خون به راه مىاندازى و از كشته پشته مىسازى و ما را از ظهور تو ترساندند.
همه پيش از آن كه نگاه مهر گستر و دستهاى عاطفه پرور تو را وصف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.
آرى، براى اين كه گلها و نهالها رشد كنند بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ممكن نيست.
آرى، يراى اين كه مظلومان تاريخ، نفسى به راحتى بكشند.
بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روى زمين برچيد.
آرى، براى اينكه عدالت بر كرسى نشيند هر چه سر ير ستم آلوده سلطنت را بايد واژگون كرد و دست نابودى سپرد.
و اينها همه، همان معجزهاى است كه نتها از دست تو بر مىآيد و تنها با دست محقق مىشود.
اما مگر نه اين كه اينها همه مقدمه است براى رسدين به بهشتى كه تو بانى آنى.
آن بهشت را كسى بر ما ترسیم نكرد.
كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى، پرندگان در آشيانهها خود جشن مىگيرند و ماهيان درياها شادمان مىشوند و چشمه ساران مىجوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مىكند.
به ما نگفتهاند وقتى تو بيايى، دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مىكنى و عدالت بر همه جا دامن مىگسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه كن مىكند و خوى ستم گرى و درندگى را محو مىسازد و طوق ذلت بردگى را از گردن خلايق بر مىدارد.
به ما نگفتهاند وقتى تو بيايى، ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مىورزند، آسمان بارانش را فرو مىفرستند، زمين گياهان خود را مىروياند و زندگان آرزو مىكنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل آرامش حقيقى را مىديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مىفرستد.
هيچ كس فقير نمىماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مىگردند و پيدا نمىكنند.
مال را به هر كه عرضه مىكنند، مىگويند، بى نيازم.
و... ظهور تو بى ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد(سید مهدی شجاعی)
<<<< السلام علیک یا مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) >>>>
كى رفتهاى زدل كه تمنا كنم تو را؟!
كى بودهاى نهفته، كه پيدا كنم تو را؟!
غيبت نكردهاى، كه شوم طالب حضور
پنهان نگشتهاى، كه هويدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدى، كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
بالاى خود در آيينه چشم من ببين
تا با خبر زعالم بالا كنم تو را
مستانه كاش! در حرم و دير بگذرى
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را
خواهى شبى، نقاب زوريت برافكنم
خورشيد كعبه، ماه كليسا كنم تو را
گر افتد آن دو زلف چليپا به چنگ من
چندين هزار سلسله در پا كنم تو را!
طوبى و دره، گر به قيامت به من دهند
يكجا فداى قامت رعنا كنم تو را
زيبا شود به كارگر عشق، كار من
هر گه نظر به صورت زيبا كنم تو را
(فروغی بسطامی)
√√ به ما نگفتند...
گفتند كه تو بيايى خون به پا مىكنى، جوى خون به راه مىاندازى و از كشته پشته مىسازى و ما را از ظهور تو ترساندند.
همه پيش از آن كه نگاه مهر گستر و دستهاى عاطفه پرور تو را وصف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.
آرى، براى اين كه گلها و نهالها رشد كنند بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ممكن نيست.
آرى، يراى اين كه مظلومان تاريخ، نفسى به راحتى بكشند.
بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روى زمين برچيد.
آرى، براى اينكه عدالت بر كرسى نشيند هر چه سر ير ستم آلوده سلطنت را بايد واژگون كرد و دست نابودى سپرد.
و اينها همه، همان معجزهاى است كه نتها از دست تو بر مىآيد و تنها با دست محقق مىشود.
اما مگر نه اين كه اينها همه مقدمه است براى رسدين به بهشتى كه تو بانى آنى.
آن بهشت را كسى بر ما ترسیم نكرد.
كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى، پرندگان در آشيانهها خود جشن مىگيرند و ماهيان درياها شادمان مىشوند و چشمه ساران مىجوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مىكند.
به ما نگفتهاند وقتى تو بيايى، دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مىكنى و عدالت بر همه جا دامن مىگسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه كن مىكند و خوى ستم گرى و درندگى را محو مىسازد و طوق ذلت بردگى را از گردن خلايق بر مىدارد.
به ما نگفتهاند وقتى تو بيايى، ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مىورزند، آسمان بارانش را فرو مىفرستند، زمين گياهان خود را مىروياند و زندگان آرزو مىكنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل آرامش حقيقى را مىديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مىفرستد.
هيچ كس فقير نمىماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مىگردند و پيدا نمىكنند.
مال را به هر كه عرضه مىكنند، مىگويند، بى نيازم.
و... ظهور تو بى ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد(سید مهدی شجاعی)