۱۲/بهمن/۹۳, ۱۸:۴۴
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
مطالبی رو که تحت عنوان"سفر به عالم برزخ" تقدیمتون میکنیم برگرفته از کتابی هست به همین اسم تالیف آقای علیرضا اسداللهی فرد...
داستانش خیلی شیرین و آموزنده ست...پیشنهاد میکنم حتما دنبال کنید...
ابتدا مقدمه رو ارسال میکنم...
نام كتاب : سفر به عالم برزخ
نام نويسنده : على رضا اسداللهى فرد
سخنى با خوانندگان
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلى الله على محمد و آله الطاهرين سيما بقيه الله الاعظم حجت بن الحسن العسكرى ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
يكى از موضوع هايى كه انسان را از طغيان و ظلم و حتى گناهان كوچك باز مى دارد اين است كه انسان يقين داشته باشد كه هر كارى را كه انجام مى دهد ضبط و ثبت شده و براى آن كردار، جزا خواهد ديد.(1)
اگر ما در اين دنيا اعمال ناشايست را ملاحظه مى كنيم ، و اگر ما در جهان پهناور انواع و اقسام انسانها، با خصلتهاى متفاوت را مى بينيم .
همه و همه براى اين است كه سطح باورها به اين موضوع متفاوت است .
براى اينكه انسان به اين موضوع يقين پيدا نمايد يا بايد خود را ديده باشد و يا اينكه به آورنده خبر، اطمينان داشته باشد.
و تا انسان به باور نرسد امكان مواظبت و مراقبت به حداقل نخواهد رسيد.
اگر انسانها در رفتارهاى اجتماعى و برخوردهاى نوعى ، از ديدگاه محاسبه بهرمنده باشند يعنى بدانند هيچ عملى از آنها سر نمى زند مگر اينكه حسابگرى او را به حسابرسى فرا خواهد خواست (2)، ناهنجارهاى اجتماعى رخ نخواهد داد.
ما مدينه فاضله را آرزو مى كنيم اما هيچگاه نخواستيم در ايجاد آن تلاش كنيم ، مدينه فاضله در صورتى ساخته مى شود كه من از خودم شروع كنم و تو از خود و در نهايت دست به دست هم بدهيم و به رفع موانع و معايب در مزين كردن اين شهر سهيم باشيم و اين نخواهد شد مگر اينكه حد و مرز خود را از آزادى انسانى بدانيم .
- اگر به ما مى گويند آزاديد، يعنى در حدى كه از آزادى من ، لطمه و ضرر به ديگران نرسد.
چطور مى شود من آزادى را بر خود بخواهم و اسيرى و ذلت را براى ديگرى و از طرف ديگر، آرزوى مدينه فاضله را نمايم !
آرى ! بايد تلاش نمود و مدينه فاضله را ايجاد كرد و براى اين كار چند چيز لازم است :
1- بدانيم كه ما انسانها براى خوردن و خوابيدن خلق نشده ايم بلكه در وراى اين زندگى وظايفى داريم كه شاءن و منزلت ما را از ساير موجودات ممتاز مى كند و آن تكامل انسانى است .
انسان از آن جهت كه انسان است نمى تواند با دنبال كردن سراب به منبع اصلى و سرچشمه زلال ابدى برسد، اگر ما انسانها بخواهيم به سرچشمه واقعى برسيم بايد راهنما داشته باشيم و بدون راه رفتن مثل حركت كردن در تاريكى مطلق و بدون چراغ خواهد بود.
راهنما، بايد كسى باشد كه مسيرهاى تند و سخت را پيموده و بداند كجا صخره و كجا هموار است و بالاخره از كجا بايد عبور كرد تا در مسير حركت نايستيد و چه بايد كرد كه مانع را برطرف كند و چه نبايد كرد كه ترك آن خود رافع موانع است و به عبارت ديگر بايدها و نبايدها را، و حوادث ناگوار پيش رو را به ما هشدار دهد و ما صحت رفتار او را از دلائلى كه به ما ارائه مى دهد از طريق تدبر و تعقل در سخنان و ادعاهاى او پذيرفته باشيم ، در اين صورت يعنى هنگامى كه عقل و وجدان ما شهادت داد اين راهنماى ، حقيقى است و اينها انسانهاى پاك سرشتى هستند كه تاريخ به صداقت آنها صحه گذاشته و از اين سخنان به مردم خود مى گفته اند و مردم را از اعمال سوء اعمال زشت برحذر مى داشتند، و ثمره كردار نيكو و عواقب خوشايند اعمال خوب را به مردم بشارت مى دادند، آنگاه با ايمانى استوار بدون تزلزل به گفته هاى راهنما گوش مى داديم و عمل مى كرديم .
2- همان طور كه عرض شد اگر ما از دلايل عقلى پى به درستى گفتار شخصى برديم ديگر درنگ جايز نيست و بايد گوى سبقت گرفت و در اين راه قدم برداشت و اولين گام اين است كه از راهنما بپرسيم چه بايد كرد تا رستگار شد و چه نبايد كرد تا گمراه نشد.
براى اينكه اين مطلب خوب تفهيم بشود مثالى مى زنم ؛ شما در صورتى از يك كودك ((حتى غير مميز)) خبرى از وقوع حادثه اى مى شنويد، اگر چه به آن خبر اطمينان نداشته باشيد اما صرف احتمال اينكه شايد راست گفته باشد شما را در برخورد با مساله به احتياط مجبور خواهد كرد و عقل سليم نيز همين راه يعنى احتياط را پيشنهاد خواهد كرد.
حال در مورد مساله خطيرى ، همچون مساله ((برزخ و معاد)) آيا انسان مى تواند آنرا ناديده بگيرد و از كنار آن به سهولت بگذرد؟
ما در اين كتاب سعى كرده ايم از اخبار برزخ افرادى راستگو و صديق (كه دوست و دشمن به عظمت شخصيتى آنان اقرار كرده اند و آنان را صادق مى دانند) به ما انسانها بيان فرموده اند، به صورت داستان بازگو كنيم و در پى نويس ، روايات آن را آورده تا به واقعيت داستان پى برده و چون مى دانيم آنچه از دل بر آيد، لاجرم بر دل نشيند و نور هركجا روزانه اى بيابد از آن وارد مى شود و اثر مى گذارد. اميدوارم هم براى خودم و هم برا خوانندگان ، محترم تاثير معنوى گذاشته و در مسير تكامل معنوى مفيد واقع گردد.
- در عصر ما همانطور كه رهبر معظم انقلاب فرمودند؛ دشمنان دين ، اعم از دشمنان داخلى و خارجى با تهاجم فرهنگى مى خواهند انسانيت و هويت انسانى را كه در سايه دين مبين اسلامى متجلى گشته نابود سازند و جوانان ما را با سقوط در منجلاب فساد، از كمال انسانى باز دارند و ما در صورتى كه جوانانمان را به سلاح تقوا، مجهز نسازيم به يقين شكست خواهيم خورد. در اين خصوص يعنى در مورد تقويت ايمان و تقواى جوانان عزيزمان مى توانم با اين مختصر، وظيفه خود را تا اندازه اى ايفاء نمايم و چون سخن ، از كلام خدا ائمه معصومين (عليه السلام ) است اميدوارم ان شاء الله در قلوب خوانندگان عزيز اثر گذاشته ، تا گامى در مبارزه با تهاجم فرهنگ مبتذل بيگانه برداشته شود.
اين كتاب در دو قسمت ، كه قسمت اول تحت پيش گفتار در رابطه با ((برزخ )) بوده و از سه بخش تشكيل شده است . و در قسمت دوم كه ((سفر به عالم )) برزخ مى باشد از دو بخش كه بخش اول ، ((ديدار از اهل جهنم )) و در بخش دوم ، ((ديدار از اهل بهشت )) مى باشد، نگاشته شده است .
در ((سفر برزخى ))، سعى شده از ((جهنم و بهشت برزخى و اهل آنها)) و از چگونگى احوال آنان با استفاده از قرآن و روايات به صورت داستان ، ساده و شيرين بيان شود.
در خاتمه ضمن التماس دعا از شما خوانندگان گرامى ، خواهشمنديم ما را از پيشنهادات و انتقادات خود بى نصيب نفرماييد تا در قدمهاى بعدى ، بهتر قلم فرساى نموده و بيشتر مثمر ثمر واقع گردد.
پی نوشت:
1-سوره زلزال ، آيه 8: فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره .
2- بحارالانوار، ج 70، ص 73، روايت 26، باب 45: عن النبى (صلى الله عليه و آله ): حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا، وزنوها قبل ان توزنوا و تجهز و اللعرض الاكبر.
سلام دوستان
مطالبی رو که تحت عنوان"سفر به عالم برزخ" تقدیمتون میکنیم برگرفته از کتابی هست به همین اسم تالیف آقای علیرضا اسداللهی فرد...
داستانش خیلی شیرین و آموزنده ست...پیشنهاد میکنم حتما دنبال کنید...
ابتدا مقدمه رو ارسال میکنم...
نام كتاب : سفر به عالم برزخ
نام نويسنده : على رضا اسداللهى فرد
سخنى با خوانندگان
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلى الله على محمد و آله الطاهرين سيما بقيه الله الاعظم حجت بن الحسن العسكرى ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
يكى از موضوع هايى كه انسان را از طغيان و ظلم و حتى گناهان كوچك باز مى دارد اين است كه انسان يقين داشته باشد كه هر كارى را كه انجام مى دهد ضبط و ثبت شده و براى آن كردار، جزا خواهد ديد.(1)
اگر ما در اين دنيا اعمال ناشايست را ملاحظه مى كنيم ، و اگر ما در جهان پهناور انواع و اقسام انسانها، با خصلتهاى متفاوت را مى بينيم .
همه و همه براى اين است كه سطح باورها به اين موضوع متفاوت است .
براى اينكه انسان به اين موضوع يقين پيدا نمايد يا بايد خود را ديده باشد و يا اينكه به آورنده خبر، اطمينان داشته باشد.
و تا انسان به باور نرسد امكان مواظبت و مراقبت به حداقل نخواهد رسيد.
اگر انسانها در رفتارهاى اجتماعى و برخوردهاى نوعى ، از ديدگاه محاسبه بهرمنده باشند يعنى بدانند هيچ عملى از آنها سر نمى زند مگر اينكه حسابگرى او را به حسابرسى فرا خواهد خواست (2)، ناهنجارهاى اجتماعى رخ نخواهد داد.
ما مدينه فاضله را آرزو مى كنيم اما هيچگاه نخواستيم در ايجاد آن تلاش كنيم ، مدينه فاضله در صورتى ساخته مى شود كه من از خودم شروع كنم و تو از خود و در نهايت دست به دست هم بدهيم و به رفع موانع و معايب در مزين كردن اين شهر سهيم باشيم و اين نخواهد شد مگر اينكه حد و مرز خود را از آزادى انسانى بدانيم .
- اگر به ما مى گويند آزاديد، يعنى در حدى كه از آزادى من ، لطمه و ضرر به ديگران نرسد.
چطور مى شود من آزادى را بر خود بخواهم و اسيرى و ذلت را براى ديگرى و از طرف ديگر، آرزوى مدينه فاضله را نمايم !
آرى ! بايد تلاش نمود و مدينه فاضله را ايجاد كرد و براى اين كار چند چيز لازم است :
1- بدانيم كه ما انسانها براى خوردن و خوابيدن خلق نشده ايم بلكه در وراى اين زندگى وظايفى داريم كه شاءن و منزلت ما را از ساير موجودات ممتاز مى كند و آن تكامل انسانى است .
انسان از آن جهت كه انسان است نمى تواند با دنبال كردن سراب به منبع اصلى و سرچشمه زلال ابدى برسد، اگر ما انسانها بخواهيم به سرچشمه واقعى برسيم بايد راهنما داشته باشيم و بدون راه رفتن مثل حركت كردن در تاريكى مطلق و بدون چراغ خواهد بود.
راهنما، بايد كسى باشد كه مسيرهاى تند و سخت را پيموده و بداند كجا صخره و كجا هموار است و بالاخره از كجا بايد عبور كرد تا در مسير حركت نايستيد و چه بايد كرد كه مانع را برطرف كند و چه نبايد كرد كه ترك آن خود رافع موانع است و به عبارت ديگر بايدها و نبايدها را، و حوادث ناگوار پيش رو را به ما هشدار دهد و ما صحت رفتار او را از دلائلى كه به ما ارائه مى دهد از طريق تدبر و تعقل در سخنان و ادعاهاى او پذيرفته باشيم ، در اين صورت يعنى هنگامى كه عقل و وجدان ما شهادت داد اين راهنماى ، حقيقى است و اينها انسانهاى پاك سرشتى هستند كه تاريخ به صداقت آنها صحه گذاشته و از اين سخنان به مردم خود مى گفته اند و مردم را از اعمال سوء اعمال زشت برحذر مى داشتند، و ثمره كردار نيكو و عواقب خوشايند اعمال خوب را به مردم بشارت مى دادند، آنگاه با ايمانى استوار بدون تزلزل به گفته هاى راهنما گوش مى داديم و عمل مى كرديم .
2- همان طور كه عرض شد اگر ما از دلايل عقلى پى به درستى گفتار شخصى برديم ديگر درنگ جايز نيست و بايد گوى سبقت گرفت و در اين راه قدم برداشت و اولين گام اين است كه از راهنما بپرسيم چه بايد كرد تا رستگار شد و چه نبايد كرد تا گمراه نشد.
براى اينكه اين مطلب خوب تفهيم بشود مثالى مى زنم ؛ شما در صورتى از يك كودك ((حتى غير مميز)) خبرى از وقوع حادثه اى مى شنويد، اگر چه به آن خبر اطمينان نداشته باشيد اما صرف احتمال اينكه شايد راست گفته باشد شما را در برخورد با مساله به احتياط مجبور خواهد كرد و عقل سليم نيز همين راه يعنى احتياط را پيشنهاد خواهد كرد.
حال در مورد مساله خطيرى ، همچون مساله ((برزخ و معاد)) آيا انسان مى تواند آنرا ناديده بگيرد و از كنار آن به سهولت بگذرد؟
ما در اين كتاب سعى كرده ايم از اخبار برزخ افرادى راستگو و صديق (كه دوست و دشمن به عظمت شخصيتى آنان اقرار كرده اند و آنان را صادق مى دانند) به ما انسانها بيان فرموده اند، به صورت داستان بازگو كنيم و در پى نويس ، روايات آن را آورده تا به واقعيت داستان پى برده و چون مى دانيم آنچه از دل بر آيد، لاجرم بر دل نشيند و نور هركجا روزانه اى بيابد از آن وارد مى شود و اثر مى گذارد. اميدوارم هم براى خودم و هم برا خوانندگان ، محترم تاثير معنوى گذاشته و در مسير تكامل معنوى مفيد واقع گردد.
- در عصر ما همانطور كه رهبر معظم انقلاب فرمودند؛ دشمنان دين ، اعم از دشمنان داخلى و خارجى با تهاجم فرهنگى مى خواهند انسانيت و هويت انسانى را كه در سايه دين مبين اسلامى متجلى گشته نابود سازند و جوانان ما را با سقوط در منجلاب فساد، از كمال انسانى باز دارند و ما در صورتى كه جوانانمان را به سلاح تقوا، مجهز نسازيم به يقين شكست خواهيم خورد. در اين خصوص يعنى در مورد تقويت ايمان و تقواى جوانان عزيزمان مى توانم با اين مختصر، وظيفه خود را تا اندازه اى ايفاء نمايم و چون سخن ، از كلام خدا ائمه معصومين (عليه السلام ) است اميدوارم ان شاء الله در قلوب خوانندگان عزيز اثر گذاشته ، تا گامى در مبارزه با تهاجم فرهنگ مبتذل بيگانه برداشته شود.
اين كتاب در دو قسمت ، كه قسمت اول تحت پيش گفتار در رابطه با ((برزخ )) بوده و از سه بخش تشكيل شده است . و در قسمت دوم كه ((سفر به عالم )) برزخ مى باشد از دو بخش كه بخش اول ، ((ديدار از اهل جهنم )) و در بخش دوم ، ((ديدار از اهل بهشت )) مى باشد، نگاشته شده است .
در ((سفر برزخى ))، سعى شده از ((جهنم و بهشت برزخى و اهل آنها)) و از چگونگى احوال آنان با استفاده از قرآن و روايات به صورت داستان ، ساده و شيرين بيان شود.
در خاتمه ضمن التماس دعا از شما خوانندگان گرامى ، خواهشمنديم ما را از پيشنهادات و انتقادات خود بى نصيب نفرماييد تا در قدمهاى بعدى ، بهتر قلم فرساى نموده و بيشتر مثمر ثمر واقع گردد.
پی نوشت:
1-سوره زلزال ، آيه 8: فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره .
2- بحارالانوار، ج 70، ص 73، روايت 26، باب 45: عن النبى (صلى الله عليه و آله ): حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا، وزنوها قبل ان توزنوا و تجهز و اللعرض الاكبر.