تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: از پیله تا پروانه...( برنامه عملی خودسازی)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
همونطور که از اسم تاپیک پیداست میخوایم ان شاءالله و به یاری خداوند متعال قدمی در جهت انجام واجبات و ترک محرمات برداریم...( شروع خودسازی)

به این صورت:
از جمعه شروع میکنیم و به مدت دوهفته یه عادت بد رو کنار میگذاریم یا یه عادت پسندیده رو کسب میکنیم


اگر تو این مدت خدایی نکرده رعایت نکردیم جریمه میشیم(برا همون روز)
و سعی کنیم تکرار نشه
یعنی عهدشکن نباشیم

تو این دوهفته یسری مطالب مفید ارایه میشه برای نتیجه گیری بهتر
که همه دوستان میتونن نظراتشون رو بگن

خلاصه اینکه واقعا باید مصمم به تغییر باشیم
و برا همدیگه دعا کنیم

لازم به ذکر هست که این ایده در واقع همون طرح جناب اقای مسنجر گرامی هس--->> تاپیک کارگاه "معنویت"
فقط قراره اینجا اجرا شه با یسری تغییرات..و طبق کتاب راه خودسازی تالیف آقای جواد حبیبی تبار پیش خواهیم رفت...و از توصیه های اخلاقی آیت الله مظاهری هم بهره میبریم ان شاءالله.
پس من هیچی از خودم ننوشتم و از جایی ست...
فقط میخوام با کمک هم اجراش کنیم
دوستان عزیز راستش من خیلی نیاز به این خودسازی دارم واسه همینم درحدی نیستم حرفی بزنم که هنوز خودم بهش عمل نکردم...
در نتیجه اینجا قرار نیست یکی راهنما باشه بقیه اجرا کنند
بلکه قراره به همدیگه کمک کنیم

هرکی هست بسم الله...
بعد از خوندن ارسال، نظرتون رو بفرمایید.
ممنون.

متن زیر از تاپیک کارگاه "معنویت" هست که آقای مسنجر نوشتند( با تغییرات جزیی)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

*بسم الله الرحمن الرحیم*

با توسل قلبی به ساحت قدسی و ملکوتی ائمه معصومین(علیهم السلام)
.
ضمن سلام و اهداء ادب و احترام محضر شریف دوستان و همسنگران "کارگاه معنویت"
.
با توجه به لزوم "اقدامات عملی" در هر حوزه نظری؛
طرحی با عنوان "کارگاه معنویت"(از پیله تا پروانه) خدمت شما تقدیم میشه که امیدواریم مورد توجه عزیزان قرار بگیره..
.
و اما؛ ان شاءالله اینگونه عمل می کنیم:

هر دوهفته (از جمعه تا جمعه) در همین تاپیک "پیمانی الهی" می بندیم که به یک "صفت پسندیده" خودمون رو آراسته یا از یک "صفت رذیله" دوری کنیم..

بدون شک،آثار روحانی چنین حرکت های جمعی، در "دنیای واقعی"باعث ارتقاء معنوی ما شده و بهانه ای میشه برای تمرین بیشتر و عمیق تر در انجام دیگر واجبات الهی و ترک معاصی..(ان شاءالله)
دوستان محترم؛می تونند پس از توفیق انجام،با بیان آثار مثبت،ضمن افزایش روحیه معنوی خود،مشوقی باشند برای سایر اعضاء..
واگر هم در انجام، دچار مشکل و مانعی شدیم،با بیان علل زمینه ای و... همدیگه رو راهنمایی کنیم..
توجه داشته باشیم که شیطان معلون و ایادی اش و نفس سرکش اماره،از همین ابتدا با سخت توصیف کردن عمل و احیاناً لغزش حین انجام دستور الهی، مرتباًً،مکرراً و به هر نحو ممکنه، ما رو از طی مسیر الهی "ناامید" و "مایوس" می کنند..!
با استعانت از خدای قادر متعال و توسل به ائمه معصومین(علیهم السلام) و ذکر مقدس یا علی(علیه السلام) از مجاهدت خویش؛عقب ننشسته و به امید خدای مهربان،بیشتر از قبل بر انجام این "جهاد اکبر" پای می فشریم...
.
√√مدل روزانه کار، همان شیوه مرسوم"مراتب محاسبه" هست:

محاسبه چهار مرحله دارد:

اول) مشارطه√√

یعنى، صبح انسان با خودش شرط كند كه آن روز، وظایفش را به خوبى انجام دهد و از گناهان نیز بپرهیزد.

دوم) مراقبه√√

یعنى، در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد كرده تخطى نكند.

سوم) محاسبه√√

كه در آخر شب، به حساب كارهاى خود برسد؛ بررسى كند كه چه مقدار به وظایف خویش عمل كرده و چه مقدار كوتاهى داشته است.

چهارم) معاتبه√√

برخى از علماى اخلاق این مرحله را براى محاسبه ذكر كرده‏ اند. یعنى، اگر انسان در محاسبه متوجه اشتباهاتى در رفتارش شد، خود را تنبیه كند تا لغزش‏هایش جبران شود؛ مثلا، خود را ملزم كند كه روز بعد را روزه بگیرد یا مبلغى انفاق كند یا قدرى قرآن تلاوت نماید یا كار خیر دیگرى انجام دهد تا مافات جبران شود.

اما در مساله محاسبه، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نقش حساب كشیدن از خویش است؛
اگر كار خوبى انجام داده ‏بودیم، خدا را شكر كنیم و توفیق ادامه آن را بخواهیم و اگر قصور ورزیده بودیم، به فكر تدارك آن بیفتیم..
.
.
.
شروع از جمعه این هفته با اهتمام جدی بر:

√√نماز اول وقت

.
افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد
در پناه خدای مهربان


--->> *توجه*توجه <<---

درمورد مرتبه چهارم از مراتب خودسازی، یعنی "معاتبه" خدمتتون عرض کنم:
برای دوهفته ای که پیش رو داریم:
اگر نماز رو خدایی نکرده طبق عهدمون اول وقت نخوندیم جریمه این هستش که اون روز سه صفحه قرآن بخونیم.(الزامی هست برای متنبه شدن)

التماس دعا.
یاعلی(علیه السلام)
**نقش نماز در خودسازى**

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قد افلح المومنون الذينهم فى صلواتهم خاشعون و الذينهم عن الغو معرضون ....

** براى كسب تقوا لازم است انسان ايمان داشته باشد آنهم در دو بعد،

√ يكى در بعد ايمان ظاهرى

√ و ديگرى در بعد ايمان باطنى ،

به عبارت ديگر وجود ايمان نظرى و ايمان عملى ضرورى است .

متعلق ايمان اصول سه گانه
+توحيد،
+نبوت و
+معاد است .

حال با استناد به آياتى كه بيان شده به اين موضوع مى پردازيم كه راههايى كه قرآن مجيد براى خودسازى انسانها به ما نشان مى دهد كدام است ؟

مى بينيم خداوند در سوره مؤمنون مى فرمايد: به تحقيق افراد مومن (كسانى كه ايمان در بعد باطنى يعنى عملى دارند) به رستگارى رسيده اند.
اما افراد مومن كه اهل رستگارى هستند چه خصوصياتى دارند؟

اينجاست كه قرآن شرط را بيان مى كند و مى فرمايد: الذينهم فى صلوتهم خاشعون (مومنون/2)

افراد مومن كسانى هستند كه در نماز خود فروتنى توام با ادب جسمى و روحى دارند.

لازمه فروتنى داشتن در نماز اعتقاد به وجوب نماز و خواندن آن است .

وقتى مقدمات نماز از جمله
+طهارت ،
+قرائت ،
+تجويد و
+انجام نماز به نحو صحيح درست شد، آن وقت بايد به √بعد كيفى√ نماز بپردازيم و ببينيم خضوع در نماز چگونه است .

## نكته مهم آنست كه آنقدر نماز اهميت دارد كه اولين شرط و قيد براى ايمان عملى است .

اما چرا نماز داراى چنين اهميت و جايگاهى است ؟
ما مى توانيم دليل اين اهميت را هم در آيات و روايات بررسى كنيم و هم با عقل بسنجيم .

در قرآن مجيد در خصوص مساءله نماز آيات زيادى وجود دارد،
از جمله مى فرمايد: √فاقيموا الصلوه ان الصلاه كانت على المومنين كتابا موقوفا (نساء-103)
نماز را بر پا داريد به درستى نماز وظيفه ثابتى بر همه مومنين است .

و در جاى ديگر مى فرمايد:
√و اقم الصلاه ان الصلاه تنهى عن الفحشاء و المنكر (عنکبوت-45)
و نماز را بپا دار بدرستى نماز انسان را از فحشا و منكر باز مى دارد.

##مى بينيم نقطه مقابل تقوا و پرهيزگارى كه فحشا و منكر است با نماز مرتفع مى گردد و اين چنين است كه نماز شرط اول براى ايمان واقعى مى باشد.

ان شاءالله ادامه دارد...

** برگرفته از: راه خودسازی، تألیف استاد جواد حبیبی تبار **
بسم الله الرحمن الرحیم

+ اينجا ممكن است سوالى مطرح شود كه اگر نماز بازدارنده از منكر است پس چرا اشخاصى هستند كه يك عمر نماز خوانده اند اما از فحشا و منكر هم دورى نمى كنند!؟
در پاسخ بايد گفت آن نمازى كه از زشتيها و پليديها نهى مى كند نمازى است كه در آن
+خضوع ،
+خشوع
+توجه و
+فروتنى باشد
نه هر نمازى به هر صورتى و از هر كسى .
اين اهميت را در روايات نيز مى توان جستجو كرد.


## نبى اكرم اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

°•° الصلوه عمودالدين (31)
نماز پايه و ستون دين است .•°•

++ حضرت على عليه السلام در وصاياى خود مى فرمايد:

°•° الله الله فى الصوه فانها عمود دينكم (32)
خدا را خدا را در مساءله نماز كه ستون دين شماست .•°•

√√ امام صادق عليه السلام در واپسين لحظات زندگانى مى فرمايد:
°•° لا ينال شفاعتنا من استحف الصلوه (33)
شفاعت ما خاندان شامل حال كسى كه نماز را سبك بشمارد نمى شود.•°•

در روايت ديگرى مى خوانيم :

°•° اول ما يحاسب به العبد الصلوه ان قبلت قبلت ما سواها و ان ردت ردت ما سواها (34)
اولين چيزى كه از هر انسانى سؤ ال مى شود نماز است ، در صورتى كه نماز او پذيرفته بود بقيه اعمال او نيز امكان دارد پذيرفته شود. ولى اگر نماز او پذيرفته نبود بقيه اعمال او نيز مردود خواهد بود.•°•


√√خوب است بررسى كنيم كه چرا اين همه اهميت براى نماز قائل شده اند.
اين را از دو راه مى توان فهميد

يكى اينكه نماز را از "برون" آن ببينيم و ديگرى اين كه ببينيم "درون" نماز چيست ؟

وقتى يك نگاه به نماز از برون داشته باشيم بنده اى را مى بينيم كه با معبود خود خلوت كرده است ، آنهم بعد از آنكه با ماديات سرو كار داشته و دنياى مادى او را خسته كرده و چه بسا از هدف خلقت كه تعالى بشر است او را دور كرده ،
اينجاست كه مى بينيم رابط بين اين انسان و دنياى معنويت و عالم برتر نماز است .


√√ همچنانكه جسم انسان شستشو مى خواهد روح او نيز احتياج به تطهير دارد و شستشوى روح با اقامه نماز ممكن است .
ولى چون روح ظرافت خاصى دارد بايستى در شبانه روز پنج بار شستشو شود.
√√ از طرفى نماز تكبر را تبديل به تواضع ، غرور را تبديل به فروتنى و انسان را قائل به مبدا مى كند و از سوى ديگر معاد را نيز متذكر است .
نمازگزاران در بين مردم هميشه از بهترين ها هستند.
اين امتيازات ، خود نمايانگر اينست كه نماز چيست و چه مى كند؟


ان شاءالله ادامه داره....

.
.
.
.
@ پی نوشت:

31- محاسن ج 1 ص 44 - دعائم الاسلام ج 1 ص 133.
32- نهج البلاغه عبده ج 3 ص 77.
33- كافى ج 3 ص 270 - ج 6 ص 401.
34- كافى ج 3 ص 268 - من لايحضره الفقيه ج 1 ص 208.
اگه میشه قرآن و جریمه قرار ندید Smile هرچیزی که جریمه بشه پیام سخت بودن و اینارو داره ... طرف با خودش میگه واسه اینکه مجبور نشم ۳ صفحه قرآن بخونم نمازمو سروقت بخونم!
لطفا یه جریمه دیگه بذارید ....
(۱/اسفند/۹۳ ۱۳:۱۸)Eve نوشته است: [ -> ]اگه میشه قرآن و جریمه قرار ندید Smile هرچیزی که جریمه بشه پیام سخت بودن و اینارو داره ... طرف با خودش میگه واسه اینکه مجبور نشم ۳ صفحه قرآن بخونم نمازمو سروقت بخونم!
لطفا یه جریمه دیگه بذارید ....


سلام عزیزم
ارسال اول رو دقیق بخون خانوم گل


" چهارم) معاتبه√√

برخى از علماى اخلاق این مرحله را براى محاسبه ذكر كرده‏ اند. یعنى، اگر انسان در محاسبه متوجه اشتباهاتى در رفتارش شد، خود را تنبیه كند تا لغزش‏هایش جبران شود؛ مثلا، خود را ملزم كند كه روز بعد را روزه بگیرد یا مبلغى انفاق كند یا قدرى قرآن تلاوت نماید یا كار خیر دیگرى انجام دهد تا مافات جبران شود."

این روش بزرگان هست....
چون متعلق به مرتبه معاتبه هست و منظور تنبیه خودمون هست اسم لفظی جریمه رو یدک میکشه...وگرنه همه میدونیم قرآن نور هست و خوندنش سعادت میخواد....
ببینید کلا یکی از اقسام صبر، صبر در طاعت و عبادته...این یعنی طاعات و عبادات هم انجام دادنش سختی داره به هرحال....مثلا ممکنه وقت نداری، خوابت میاد، حال نداری ووووو... اما چون کوتاهی کردی باید سه صفحه قرآن رو قراءت کنی که جبران اون کوتاهی معنوی بشه...
مثلا شهید علمدار بود فکر کنم که برا خودش اینجوری برنامه ریزی کرده بود بعد اگه کوتاهی میکرد باید جریمه رو انجام میداد بعد اگه اون جریمه دیر انجام میشد چندبرابرش میکرد....خوندن قرآن و زیارت عاشورا و....جزءشون بود( البته دقیق یادم نیست چیا بود ولی شامل دعا و قرآن وووو...میشد).
اینجوری هم حواست هست که فضیلت اعمال از دستت نره هم اگه کوتاهی کردی روش جبرانش باعث معنویت بیشتر میشه...
به نام حق



√√ حال ببينيم در نماز چه عملى انجام مى دهيم .√√

++ اولين چيزى كه به عنوان واجب مى گوييم ؟

**تكبيره الاحرام است .**

تكبير يعنى چه ؟
يعنى خداوند از هر چيز كه در ذهن ما خطور مى كند و از هر قدرت قابل تصور ديگر كه در ذهن ما بگنجد بزرگتر است ، اين معنى الله اكبر است
.
## گويندگان الله اكبر چگونه افرادى هستند؟
% آنها از سنگ سخت تر و از آهن محكم ترند.
% افرادى هستند راسخ و استوار كه نمونه هاى آنان را در جبهه هاى نبرد نور عليه ظلمت در ركاب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سراغ داريم .



++ بعد بسم الله الرحمن الرحيم است .

شروع در هر كار با نام خدا، خود مساءله اى است .
ياد خدا نمودن و توجه به او داشتن و نهايتا در راه رسيدن به معبود در حركت بودن مى تواند ناشى از توجه به بسم الله باشد.

ولى خود اين جمله معانى پربارى را در بر دارد.
* توجه به صفات خداوند تبارك و تعالى ،
* توجه به رحمن و
* توجه به رحيم بودن خداوند از اين جمله است .

## رحمان يعنى اينكه خداوند رحم عمومى دارد و رحيم يعنى رحم اختصاصى نيز دارد.

++ رحم عمومى آن است كه همه از آن بهره خواهند برد و نعتمهاى دنيايى است .

اى خدايى كه از خزانه غيب
گبر و ترسا وظيفه خور دارى

دوستان را كجا كن محروم
تو كه با دشمن اين نظر دارى


√√ اينكه ما مى بينيم در دنيا خداوند هم به مؤمنين هم به كفار نعمت داده است و همگى از فيض نعمتهاى الهى برخوردارند نشانه رحم عمومى پروردگار است .

++ چه آن كه خداوند فرموده است :
** و الارض وضعها للانام(الرحمن 10)
زمين را براى مردم روى آن آفرينده است تا همه از آن بهره مند شوند.**

√ توجه به همين نكته بسيارى از مسائل را براى ما حل مى كند. چرا دشمنان خدا هم ، از نعمتهاى دنيايى برخوردار هستند؟!
چرا زورمداران امكانات ظلم در اختيار دارند؟

## جواب اين است كه نعمتها و امكانات دنيوى عمومى است .

√چرا عمومى است ؟
## زيرا خداوند اگر مى خواست هر كسى را كه ظلم مى كند بلافاصله مجازات كند و از صفحه روزگار محو نمايد و يا همه امكانات را از او بگيرد، ديگر اختيار از انسان سلب مى شد و انسان قدرت انتخاب نداشت ، در اين صورت كسى كه از خود اختيارى نداشته باشد مؤخذه اى هم ندارد.
ولى خداوند از انسان سلب اختيار نكرده است ، به طورى كه حتى در مهم ترين مسائل كه مساءله دين و ايمان است مى فرمايد:
** لا اكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغى(بقره 256)
بنابراين خداوند راه رشد و راه باطل را نمايانده است و هر كسى به اختيار خود انتخاب مى كند.**

بديهى است وقتى اختيار انتخاب به انسان داده شده ، امكانات براى انتخاب راه هم از او سلب نمى شود.

البته خداوند طواغيتى را در اين دنيا هم عذاب كرده است ولى اين زمانى بوده كه ديگر ظلم و تعدى خود را به حد نهايت رسانده بودند.

√√ اين سنت الهى امهال و استدراج است كه زورمداران نهايتا نابود مى شوند.


** نقش نماز در خودسازی** ( نقل از کتاب راه خودسازی/ جواد حبیبی تبار )
بسم الله...

√√ اما خداوند نعمت اختصاصى هم دارد و آن در آخرت و دنيا فقط شامل حال مؤمنين واقعى و عشاق حقيقى خداوند مى شود.
آن لذتى كه حتى در دنيا عاشق خداوند از آن بهره مند مى شود و آن فيضى كه رهرو صراط مستقيم احساس مى كند غير اهل تقوا و ايمان و سلوك به هيچ وجه از آن بهره اى نمى برد.


اگر لذت ترك لذت بدانى
دگر ذلت نفس لذت ندانى

++ در آخرت همه كس از رحمت خدا سوده نمى برد، بلكه فقط اهل ايمان و فضيلت مشمول نعمتهاى اختصاصى هستند.

در آيه بعدى مى خوانيم "الحمد الله رب العالمين"
ستايش مخصوص ذات بارى تعالى و پروردگار عالميان است .
++ كسى كه واقعا معتقد مى باشد كه ستايش مخصوص به ذات پاك خداوند است ديگر ممكن نيست كه مثلا به خاطر مسائل دنيوى و مادى ، چاپلوسى ، مداحى و تملق گويى كسى را انجام دهد. حاضر نيست به هر كسى و هر جا تعظيم كند و حاضر نيست ستايشگر هر فرد نابكارى باشد.
بلكه حمد او به خاطر خدا، در راه خدا و براى خدا خواهد بود.


++ در آيه بعد الرحمن الرحيم مجددا توجه مى دهد به صفات خداوند كه در بسم الله الرحمن الرحيم به آن صفات اشاره شد.
اما اينجا همه به مناسبت عرض ‍ مى كنم كه خداوند اسمائى دارد.
√√ يكى اسم ذات است كه همان لفظ جلاله الله است كه كلمة الله هى العليا.
√√ و ديگرى اسماء صفات مى باشد كه آن هم به دو قسم تقسيم مى گردد يا اسماء صفات ذاتى هستند مثل
*عالم ،
* قادر،
* حى
و يا اسماء صفات افعالى هستند مثل
*مقلب القلوب ،
* مدبر الليل و النهار،
*فالق الحبه ، و
*كاشف الكرب .

## كلا يك نوع صفاتى است كه در خداوند راه دارد كه نام آن را صفات ثبوتيه يا كمال يا جمال گذاشته اند به قول شاعر:

قادر و عالم و حى است و مريد و مدرك
ازلى و ابدى ، پس متكلم صادق

## و يك دسته صفاتى است كه در خداوند راه ندارد كه به آنها صفات سلبيه يا جلال مى گويند
به قول شاعر كه مى گويد:

نه مركب بود و جسم و نه مرئى نه محل
بى شريك است و معانى تو غنى دان خالق

√#√ضمنا رحمان از اسماء خاصه خداوند است يعنى ديگران نبايد اسم رحمان بر خود بگذارند ولى نام عبدالرحمان اشكالى ندارد.
بسم الله الرحمن الرحیم



√√دنباله آنچه در نماز مى خوانيم . مالك يوم الدين است .
اين جمله نكته را ياد آورى مى كند.

*1 - اينكه روز قيامت هست .

*2 - اينكه دارنده و گرداننده اين روز كسى جز خدا نيست و ديگر آنكه روز دين است ، يعنى روز پاداش و روز جزا است .
اين هشدارى است كه توجه ما را به نتيجه اعمال جلب مى كند و فريادى است كه هر چه كوبنده تر بر من خواب ما شلاق بيدارى مى زند كه اى انسان تو هم رفتنى هستى و تو هم بايستى آنجا در قيامت جوابگوى اعمالت باشى .

++ اگر كسى با قيد خضوعى كه در نماز بايد باشد اين جمله را بگويد يعنى به تعبير ديگر ايمان باطنى يا عملى به اين جمله بياورد، ديگر احتمال گناه در او نمى رود.

++ كسانى كه در نماز جماعت عالم عارف حضرت آيت بهجت دامت بركاته شركت كرده اند، مى دانند كه اين عالم روشن ضمير در نماز خود وقتى به مالك يوم الدين مى رسد چه حالتى به او دست مى دهد.

اينجا ما بحث معاد نداريم . اما بد نيست اين جمله را متذكر شويم كه اگر كسى توجه به مرگ داشته باشد ديگر امكان اينكه مرتكب گناهى بشود وجود ندارد.
√√ سپس در نماز مى خوانيم كه اياك نعبد و اياك نستعين .
معارف زيادى در اين جمله وجود دارد.
انصافا معارف اسلامى داراى عمق عجيبى است .

## از نظر ادبيات عرب ، مفعول قاعدتا بايد بعد از فعل و فاعل واقع شود.
مثل ضربت زيدا.
اگر در اياك نعبد و اياك نستعين گفته مى شد نعبدك و نستعينك ، اين قاعده رعايت شده بود.
اما اياك نعبد تقدم مفعول بر فعل شده ، يعنى تقدم ما حقه التاخير شده و قاعدتا هر جا تقديم ما حقه التاخير بشود افاده حصر مى كند و انحصار و اختصاص را مى فهماند و ديگر اينكه خود اياك نيز انحصار را مى فهماند كه يعنى خدايا ما فقط و فقط و فقط تو را مى پرستيم و بس . از تو كمك مى خواهيم و بس .


عبادت و پرستش ‍ انحصارى خدا اقتضاء دارد كه ديگر انسان هر خداى گونه و خدايگان و به اصطلاح سايه خدايى را نپرستد و مال و اموال و دارائى و رياست و جاه و جلال و مقام ، او را نربايد و اينها معبود انسان قرار نگيرد.

×× به تعبير ديگر شرك عملى جلى يا خفى در وجود او راه پيدا نكند.

√√ بله آنكس كه نماز را با خضوع بخواند و فروتنى داشته باشد و توجه كند به نماز و آنچه در نماز قرائت مى كند، چنين شخصى بالطبع معبودى و معشوقى جز الله را نمى شناسد و اعمال ، گفتار و حركات او به كلى براى رضاى حق تعالى خواهد بود و يك موحد واقعى خواهد شد .

√√ و نكته اى ديگر كه در اين آيه مباركه وجود دارد اين است كه الفاظ را با صيغه هاى جمع بيان مى كند.
++ ما تو را مى پرستيم و ما از تو كمك مى خواهيم .
اين كه در آيه شريفه صيغه هاى جمع بيان مى كند. ما تو را مى پرستيم و ما از تو كمك مى خواهيم . اين كه در آيه شريفه صيغه هاى
جمع بيان مى كند. ما تو را مى پرستيم و ما از تو كمك مى خواهيم .
اين كه در آيه شريفه صيغه هاى جمع بكار رفته نه مفرد اياك نعبد و اياك نستعين گفته (نه اعبدك و استعينك ) اين نشانه آن است كه اسلام مى خواهد فرد در ميان اجتماع باشد.

++ به تعبير ديگر رهبانيت در دين اسلام به اين معنى كه فرد از اجتماع جدا شود و همه عمر خود را در معبد بگذراند، از ازدواج خوددارى كند، تشكيل خانواده ندهد و از اين قبيل را نمى پذيرد.

در آن روايت معروف از قول رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده كه
√√ وهبانيه امتى الجهاد فى سبيل الله (37- امالى ج 1 ص 63.)
يعنى اگر كسى از امت من مى خواهد تمام عمر را عبادت كند و يك راهب و با راهبه باشد بايد در جهاد براى خدا شركت كند.

## پس اين هم نكته اى ديگر كه بايد گفت اصولا بشر بر فطر، اجتماع گرائى آفريده شده است و حركت انزواگرايانه ، حركتى بر خلاف مسير فطرت انسانى است .
++ اهدنا الصراط المستقيم
خدايا بار پروردگارا ما را به راه مستقيم هدايت فرما.

با بيان اين جمله در نماز چند مساءله در ذهن انسان تداعى مى شود.

√ اولا راه غير مستقيم هم داريم .
√√ ثانيا آن راه يا راههاى غير مستقيم كدامند؟
صراط مستقيم كدام است ؟
ضمن اين جمله انسان از خدا حركت به سوى صراط رشد و دورى از صراط غى را مى طلبد.

++ ثانيا آيا خداوند ارائه طريق كرده است ؟
آيا راه صحيح از مسير خطا مشخص ‍ گرديده يا نه ؟
و بعد با اندكى تاءمل مى بينيم خداوند افراد را به دو قسمت تقسيم مى كند و راه رشد را به يك دسته و راه غنى را به دسته ديگر نسبت مى دهد

++ راه رشد را با صراط الذين انعمت عليهم معرفى نموده كه راه كسانى راه صحيح و راه تعالى و رشد است كه خداوند به آنان نعمت تقوا و دين بخشيده است .

آنها كدامند؟
× هابيل و قابيل ؟
× موسى يا فرعون ؟
× ابراهيم يا نمرود؟
× نبى گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ؟ يا ابوجهل ها، ابوسفيانها و ابولهب ها.
× حضرت على عليه السلام يا معاويه ؟
× امام حسين عليه السلام يا يزيد؟

در اين دو جبهه هميشه رودرو مى بينيم صراط رشد و هميشه و همه جا و در همه حالت در موسى ها، عيسى ها، ابراهيم ها، و ابراهيميان متبلور است .
پس از خدا مى خواهيم ما را ابراهيمى كند.
كه ما هم ، طاغوت شكن و طاغوت فكن ، و نيز مسلم و حنيف باشيم .
آدرس های مرجع