شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
ضمناً همسنگر لازم نیست موضوع گناه رو اینجا باز بکنی. هرچی بوده گذشته رفته بین خودته و خدای خودت. گناه رو بازگو نکن این خودش بدتره.
نه تنها گفتن گناه گناهه، اینجا اینترنته و همه اطلاعات شما رو دارند ممکنه باعث مشکلات و دردسرهای بعدی بشه. توصیه می کنم مدیران این موضوع رو مختص شما بکنن یا یه جوری از دید بقیه مخفی کنند. این موضوعی نیست که در جمع مطرح بشه.
پ.ن.
چنان سر و صدا کردی من فکر کردم دنیا به آخر رسیده. آروم باش خویشتنداری کن حل میشه.
به خدا ته دلم یکم قرصه برای اینکه میگم حتما دلیلی داشته حتما حکمتی داشته
ولی بازم می گم شاید دارم خودمو گول میزنم که آروم بشم
حضرت علی درست میگه گناه نکردن آسان تر از توبه کردن است
نباید گناه کرد نباید نباید نباید
سلام
یه ارتباط و حس عجیبی بین امضات و تیتر موضوعه !
از رحمتش نا امید نشو !
این متن خیلی قشنگه خیلی ارومم میکنه
گفتم: خستهام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
امام صادق (علیه السلام): « ای عبد الله، اگر مومن می دانست که پاداش مصائب و گرفتاری هایش چه اندازه است ، آرزو میکرد با قیچی تکه تکه شود».
امام باقر (علیه السلام): «خداوند عزیز و با جلال از بنده مؤمنش با رنج و بلا دلجویی می کند، همچنان که شخص با هدیه ای که از سفر آورده، از خانواده اش دلجویی می کند و خدا مومن را از دنیا پرهیز می دهد، همچنان که طبیب بیمار را (از بعضی خوردنی ها و آشامیدنیها) پرهیز می دهد».
هر که در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش میدهند.
به نظرم گناه در محضر خداوند و شرمندگی در مقابل او، از اینکه دیگران گناه ما را بفهمند خیلی بدتره.
امام صادق عليه السّلام به اسحاق بن عمار فرمود:
اى اسحاق! چنان از خدا بترس كه گويا ترا ميبيند، و اگر تو او را نبينى، او ترا ميبيند، و اگر معتقد باشى او ترا نمىبيند، كافر شوى و اگر بدانى او ترا ميبيند و سپس نافرمانى او آشكار كنى او را پست ترين بينندگان خود دانسته ئى. اصول کافی، ج 2، ص 78
این جریان می تونه تلنگری برای همه باشه، که واقعا خداوند متعال برای ما مهمتره یا دیگران؟ این حد از شرمندگی که از اطلاع دیگران بر گناه حاصل میشه، در محضر خدا گناه کردن هم هست؟؟؟؟؟
مشکل اینه که خدا در زندگی ما گم شده. هویت خودمون که عبد بودنه فراموش شده، حقیقت تبدیل به توهم شده و توهم تبدیل به حقیقت.
این اتفاق برای شما سبب خیر میشه چون نیتتون خیر بوده شک نکنید.
آخ آخ آخ یادم اودم اون تایپیک کذایی رو....
یعنی تو اون تایپیک ملت سریع الموعظه تالار بیذاری اندیشه رو جوری سرکار گذاشتید که من به شخصه به شدت وجد اومدم.

آخرش هم اومدم گفتم بابا ملت! سرکار هستید.
آخرش هم نمی دونم اون تایپیک کجا رفت.

نکنه بارم سرکار گذاشتی امت جزب الله رو؟؟

ای کاش دروغ بود
ای کاش دروغ بود
ای کاش
دقیقا از همون روز شروع شد
چقدر زود میگذره
فقط اعمال و خوبی و گناها باقی می مونه
چشم طلوع
سکوت
شب بخیر
ممنون از همگی باعث دلداری
خدانگهدار
بسم تعالی
عزیز به خاطر این تیترت حتما توبه کن و از مدیریت بخواه تا عوضش کنه. از ماست که بر ماست. من هم تا دلت بخواد مشکل دارم اما میدونم که همش تقصیر خودم بوده.
خدا خیلی هم خوبه که بیش از این بلا سرم نیومده.... حتی میگم خدا خیلی خوبه که کمتر از این مشکل سرم نیومده! میدونی چرا؟
چون اگه بیشتر از این بود دیگه ظرفیتش رو نداشتم و اگه کمتر بود خدا رو فراموش میکردم و غفلتم بیشتر میشد.
شما هم از این جهت نگاه کن...اگه واقعا توبه کردی پس این اتفاق رو هم از جانب خدا بدون تا یک تلنگر بزرگ بهت زده باشه که محرکی برای برنگشتن به گناه باشه.اخه میدونی که ذکر توبه اسونه و با یک استغفر الله حل میشه ولی برنگشتن به گناه سخته.اینجور محرک ها لازمه تا ادم توبش رو حفظ کنه.
حالا هم قضیه رو اینقدر بزرگ نکن. به پدر و مادرت بگو یا نامه بده که قبل از فهمیدنشون توبه کرده بودی.
مطمئن باش خدا بهترین رو جلوت قرار میده
هر انچه دوست پسندد نکوست...