۵/اسفند/۹۳, ۰:۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم
°°°>>> در این مجموعه در پی آنیم که تاریخ پیامبران و اوصیای آنها را برشمریم. مردانی که راه هدایت را به مردم نشان دادند و علیه ستمگری به پا خاستند. باشد که با دوستان خدا آشنا شویم، از سخنان آنان عبرت گیریم و راه آنها را چراغ روشنی بخش خویش سازیم. ان شاء الله. <<<°°°
°°◇◇°°چهارده نور اوّل °°◇◇°°
و فرمان رسید: «باش!» و چشمهای آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) با لرزشی باز شد.
دوباره فرمان رسید: «بر آدم سجده کنید!» (1) فرشتگان به سجده افتادند و کسی اعتراض کرد و خداوند او را از درگاهش بیرون انداخت.
آدم(علیه السلام)، در بهشت بود. سر بلند کرد و در بلندای عرش، شبح هایی نورانی دید که نظیرش را هیچ کجا ندیده بود. نورهایی تابنده و درخشان. تعجب کرد؛ به گمانش نخستین آفریده ی خدا بود؛ امّا این نورها پیش از او آفریده شده بودند.
رو به آسمان کرد و پرسید: «خدایا این شبح ها کیستند؟» خداوند فرمود: «نور اشباحى است كه از بهترین جاى عرش به پشت تو (در نسل تو) منتقل كرده ام و به همین جهت ملائكه را دستور به سجده ی تو دادم؛ چون تو ظرف این انوار بودى.(2) آدم(علیه السلام)، برخاست و نگاهی عمیق تر به اشباح کرد. دوباره گفت: «خدایا از آنها بیشتر بگو!»
خداوند فرمود: «اینها اشباح بهترین خلق و مردمند. من حمیدم و این محمّد است. یك اسم از اسمهاى خود را براى او جدا كردهام؛ و این على است و من على عظیم هستم اسمى از نامهاى خود براى او جدا كردهام؛ و این فاطمه است من فاطر آسمانها و زمینهایم و...براى او یك اسم از اسمهاى خود جدا كردم و این حسن و این حسین است و من محسن نیكوكارم یك اسم از اسمهاى خود براى آن دو جدا كردهام.
اینها بهترین مخلوق و گرامىترین افراد هستند به وسیله آنها مواخذه میكنم و به وسیله ی آنها می بخشم و به وسیله ی آنها كیفر می كنم و به وسیله ی آنها ثواب می دهم. آدم! هر گاه یك ناراحتى به تو رسید آنها را شفیع خود در نزد من قرار بده. من با خود سوگند محکمی یاد كرده ام که كسى كه به وسیله ی آنها امیدى داشته باشد ناامید نكنم و هر كس به وسیله ی آنها درخواستى نماید رد نكنم.» (3)
°° معرّفی چهارده منظومه ی هدایت (علیه السلام)
پیش از آنکه خداوند هر چیزی را بیافریند، اراده کرد که از نور خود، انواری را بیافریند که در پرستش و علم و مقام، بالاتر و برتر از همه ی مخلوقات باشند.
آن انوار، روحهای درخشان حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) و فرزندان ایشان بود. چهارده نفری که خداوند بر تمامی مخلوقات برتری داد و آنان را راه های هدایت خویش ساخت.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «ما نزد پروردگار خود بودیم، جز ما کسی نزد او نبود. در سایه ای سبز رنگ او را تسبیح مى گفتیم و تقدیس مى كردیم و به یگانگى مىستودیم و به بزرگوارى یاد مى نمودیم، جز ما نه فرشته ی مقربى بود و نه صاحب روحى. تا آنكه خداوند اراده کرد که بیافریند و هر چه را خواست آفرید. چنانچه خواست از فرشته ها و دیگران [بیافریند] و سپس علم آن [آفریده ها] را به ما داد.»(4)
همان زمانی که ابلیس لعین، از سجده سر باز زد، قسم خورد که فرزندان آدم(علیه السلام) را به گمراهی بکشاند.
بدین ترتیب، انسانها، میان دو مسیر ماندند: راهی که به خدا منجر می شد که راهنمایانش ائمه ی معصوم(علیه السلام) هستند و راه غیر از او که رهبر گمراهش، شیطان رجیم بود.
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «اى مردم! راه خدا و شیطان، حق و باطل، هدایت و ضلالت، رستگارى و كجروى، دنیا و آخرت و نیكیها و بدیها همواره وجود دارند، هر چه در دنیا نیكى هست از جانب خداوند است و هر چه بدى وجود دارد، از جانب شیطان است.» (5)
همچنین فرمودند: «راه خدا و «سبیل اللَّه» علىّ (علیه السلام) و فرزندان او هستند.»(6)
بدین ترتیب، خداوند مسیر هدایت را از طریق حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هموار کرد و هدایت را به اوصیای ایشان سپرد. مسیری که با حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) آغاز شد و با آخرین فرزند ایشان، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) به کمال می رسد.
حضرت علی(علیه السلام) پس از بیعت مردم با خلیفه ی اول، به سلمان فرمودند:
«پیامبر به من گفته بود كه در روز غدیر خمّ كه مرا به دستور خداوند به مقام خلافت نصب و تعیین فرموده، و در باره ام آنچه لازم بود به مردم گفت، و تبلیغ آن را از همه خواست، ابلیس و یارانش در آنجا حاضر بودند و به هم گفتند: «این امّت پیوسته مورد هدایتند و از هر گمراهى محفوظند و به همین جهت هیچ راه نفوذى بدیشان نخواهیم داشت، چرا كه امام و پناه پس از پیامبرشان را یافته اند.»
ابلیس با شنیدن این سخنان سخت متأثّر و اندوهناك شد و رفت. حبیبم به من گفته بود پس از وفاتم مردم در سقیفه بنى ساعده پس از مخاصمه و مذاكره با أبو بكر بیعت نموده سپس به سمت مسجد آمده و أوّل كسى كه بر منبر با او بیعت كند ابلیس لعین است كه؛ بصورت پیرمردى عصا به دست و شادان چنین و چنان گوید.
سپس شیطان با سایر یارانش گرد آمده و پس از شادى بسیار روى به آنها نموده و گوید: فكر مىكردید دیگر ما را به این جمعیت راهى نیست، مرا چگونه دیدید، آرى نفوذ من بدیشان از همان جا آغاز شد كه فرمان خدا و رسول را زیر پا گذاشتند.» (7)
مسیر هدایت، با کشته شدن ابلیس به کمال می رسد که این امر هم توسط آخرین ذخیره ی خداوند محقق می شود. در روایات آمده است که زمانی که مردم به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایمان می آورند و گرد امام هدایتگر خویش جمع می شوند، ابلیس، تسلیم حضرت می شود و حضرت نیز او را به هلاکت می رسانند. (8)
«بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و در برابر ضلالت شیطان و در برابر تلاش او به گمراهى ما، ما را از هدایت خود بهره مند گردان ، ما را از پرهیزگارى ره توشه ساز. اگر او ما را به راه تباهى مى كشد، تو ما را به راه تقوى راه نماى.» (9)
آمین یا ربّ العالمین!
پی نوشت:
1. الأعراف : 11
2. در توضیح این عبارت در روایات آمده است که خداوند این چنین مقدّر کرد که حضرات معصومین(علیهم السلام) همگی از نسل حضرت آدم (علیه السلام) باشند و بعد از او به زمین بیایند در حالی که نور آنها پیش از حضرت آدم(علیه السلام) آفریده شده بود.
به خاطر این افتخار (که از نسل حضرت آدم(علیه السلام) حضرات معصومین(علیه السلام) متولد می شوند) حضرت آدم(علیه السلام) محل سجده ی ملائکه قرار داده شد. چنانچه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) فرمودند:
«من همان صلصالی بودم که شیطان گفت: من برای بشری که از گل خشک از لجن بوی ناک آفریده ای، سجده نمی کنم.» مشارق انوار الیقین، صص 259 و 296؛ به نقل از روح بخش، سید علی، حقیقت علی (علیه السلام)، ص 72.
3. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار) - تهران، چاپ: دوم، 1363ش. ج4 ؛ ص250-251؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5.
4. كلینى، محمد بن یعقوب، أصول الكافی، ترجمه كمرهاى - ایران ؛ قم، اسوه، چاپ: سوم، 1375 ش. ج3 ؛ ص263؛ با استفاده از همان.
5. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ایمان و كفر ( ترجمه كتاب الإیمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى) - تهران، عطارد، چاپ: اول، 1378 ش. ج2 ؛ ص15؛ با استفاده از همان.
6. ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار / ترجمه محمدى - تهران، دار الكتب الإسلامیة، چاپ: دوم، 1377، ج1 ؛ ص373؛ با استفاده از همان.
7. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج / ترجمه جعفرى - تهران، اسلامیه، چاپ: اول، 1381، ج1 ؛ صص189- 190؛ با استفاده از همان نرم افزار.
8. از وهب بن جمیع وابسته اسحاق بن عمار كه پرسیدم نقل شده است که گفت امام باقر (علیه السّلام) از مهلت معلوم ابلیس سخن گفتند و این آیه را خواندند: «پروردگارا مهلتم ده تا روزى كه مبعوث شوند. [خداوند] فرمود: تو مهلت دارى تا روز وقت معلوم»
وهب گفت: قربانت شوم! آن چه روزیست؟ حضرت فرمودند: «اى وهب پندارى كه روز رستاخیز مردم است؟ [بلکه] خدا به او تا روزى كه قائم ما ظهور كند، مهلت داده است، و چون قائم ما ظهور كند و در مسجد كوفه باشد، ابلیس می آید و در برابرش زانو زند و می گوید: "اى واى بر من از این روز" و قائم او را بگیرد از موهایش و گردنش را بزند و این روز وقت معلوم است.» مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، آسمان و جهان (ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 54) - تهران، اسلامیه، چاپ: اول، 1351 ش. ج7 ؛ ص197.
9. على بن الحسین، امام چهارم علیه السلام، الصحیفة السجادیة / ترجمه آیتى - تهران، چاپ: دوم، 1375، ص 112؛ با استفاده از همان نرم افزار.
پ.میعاد
mastoor.ir
°°°>>> در این مجموعه در پی آنیم که تاریخ پیامبران و اوصیای آنها را برشمریم. مردانی که راه هدایت را به مردم نشان دادند و علیه ستمگری به پا خاستند. باشد که با دوستان خدا آشنا شویم، از سخنان آنان عبرت گیریم و راه آنها را چراغ روشنی بخش خویش سازیم. ان شاء الله. <<<°°°
°°◇◇°°چهارده نور اوّل °°◇◇°°
و فرمان رسید: «باش!» و چشمهای آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) با لرزشی باز شد.
دوباره فرمان رسید: «بر آدم سجده کنید!» (1) فرشتگان به سجده افتادند و کسی اعتراض کرد و خداوند او را از درگاهش بیرون انداخت.
آدم(علیه السلام)، در بهشت بود. سر بلند کرد و در بلندای عرش، شبح هایی نورانی دید که نظیرش را هیچ کجا ندیده بود. نورهایی تابنده و درخشان. تعجب کرد؛ به گمانش نخستین آفریده ی خدا بود؛ امّا این نورها پیش از او آفریده شده بودند.
رو به آسمان کرد و پرسید: «خدایا این شبح ها کیستند؟» خداوند فرمود: «نور اشباحى است كه از بهترین جاى عرش به پشت تو (در نسل تو) منتقل كرده ام و به همین جهت ملائكه را دستور به سجده ی تو دادم؛ چون تو ظرف این انوار بودى.(2) آدم(علیه السلام)، برخاست و نگاهی عمیق تر به اشباح کرد. دوباره گفت: «خدایا از آنها بیشتر بگو!»
خداوند فرمود: «اینها اشباح بهترین خلق و مردمند. من حمیدم و این محمّد است. یك اسم از اسمهاى خود را براى او جدا كردهام؛ و این على است و من على عظیم هستم اسمى از نامهاى خود براى او جدا كردهام؛ و این فاطمه است من فاطر آسمانها و زمینهایم و...براى او یك اسم از اسمهاى خود جدا كردم و این حسن و این حسین است و من محسن نیكوكارم یك اسم از اسمهاى خود براى آن دو جدا كردهام.
اینها بهترین مخلوق و گرامىترین افراد هستند به وسیله آنها مواخذه میكنم و به وسیله ی آنها می بخشم و به وسیله ی آنها كیفر می كنم و به وسیله ی آنها ثواب می دهم. آدم! هر گاه یك ناراحتى به تو رسید آنها را شفیع خود در نزد من قرار بده. من با خود سوگند محکمی یاد كرده ام که كسى كه به وسیله ی آنها امیدى داشته باشد ناامید نكنم و هر كس به وسیله ی آنها درخواستى نماید رد نكنم.» (3)
°° معرّفی چهارده منظومه ی هدایت (علیه السلام)
پیش از آنکه خداوند هر چیزی را بیافریند، اراده کرد که از نور خود، انواری را بیافریند که در پرستش و علم و مقام، بالاتر و برتر از همه ی مخلوقات باشند.
آن انوار، روحهای درخشان حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) و فرزندان ایشان بود. چهارده نفری که خداوند بر تمامی مخلوقات برتری داد و آنان را راه های هدایت خویش ساخت.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «ما نزد پروردگار خود بودیم، جز ما کسی نزد او نبود. در سایه ای سبز رنگ او را تسبیح مى گفتیم و تقدیس مى كردیم و به یگانگى مىستودیم و به بزرگوارى یاد مى نمودیم، جز ما نه فرشته ی مقربى بود و نه صاحب روحى. تا آنكه خداوند اراده کرد که بیافریند و هر چه را خواست آفرید. چنانچه خواست از فرشته ها و دیگران [بیافریند] و سپس علم آن [آفریده ها] را به ما داد.»(4)
همان زمانی که ابلیس لعین، از سجده سر باز زد، قسم خورد که فرزندان آدم(علیه السلام) را به گمراهی بکشاند.
بدین ترتیب، انسانها، میان دو مسیر ماندند: راهی که به خدا منجر می شد که راهنمایانش ائمه ی معصوم(علیه السلام) هستند و راه غیر از او که رهبر گمراهش، شیطان رجیم بود.
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «اى مردم! راه خدا و شیطان، حق و باطل، هدایت و ضلالت، رستگارى و كجروى، دنیا و آخرت و نیكیها و بدیها همواره وجود دارند، هر چه در دنیا نیكى هست از جانب خداوند است و هر چه بدى وجود دارد، از جانب شیطان است.» (5)
همچنین فرمودند: «راه خدا و «سبیل اللَّه» علىّ (علیه السلام) و فرزندان او هستند.»(6)
بدین ترتیب، خداوند مسیر هدایت را از طریق حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هموار کرد و هدایت را به اوصیای ایشان سپرد. مسیری که با حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) آغاز شد و با آخرین فرزند ایشان، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) به کمال می رسد.
حضرت علی(علیه السلام) پس از بیعت مردم با خلیفه ی اول، به سلمان فرمودند:
«پیامبر به من گفته بود كه در روز غدیر خمّ كه مرا به دستور خداوند به مقام خلافت نصب و تعیین فرموده، و در باره ام آنچه لازم بود به مردم گفت، و تبلیغ آن را از همه خواست، ابلیس و یارانش در آنجا حاضر بودند و به هم گفتند: «این امّت پیوسته مورد هدایتند و از هر گمراهى محفوظند و به همین جهت هیچ راه نفوذى بدیشان نخواهیم داشت، چرا كه امام و پناه پس از پیامبرشان را یافته اند.»
ابلیس با شنیدن این سخنان سخت متأثّر و اندوهناك شد و رفت. حبیبم به من گفته بود پس از وفاتم مردم در سقیفه بنى ساعده پس از مخاصمه و مذاكره با أبو بكر بیعت نموده سپس به سمت مسجد آمده و أوّل كسى كه بر منبر با او بیعت كند ابلیس لعین است كه؛ بصورت پیرمردى عصا به دست و شادان چنین و چنان گوید.
سپس شیطان با سایر یارانش گرد آمده و پس از شادى بسیار روى به آنها نموده و گوید: فكر مىكردید دیگر ما را به این جمعیت راهى نیست، مرا چگونه دیدید، آرى نفوذ من بدیشان از همان جا آغاز شد كه فرمان خدا و رسول را زیر پا گذاشتند.» (7)
مسیر هدایت، با کشته شدن ابلیس به کمال می رسد که این امر هم توسط آخرین ذخیره ی خداوند محقق می شود. در روایات آمده است که زمانی که مردم به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایمان می آورند و گرد امام هدایتگر خویش جمع می شوند، ابلیس، تسلیم حضرت می شود و حضرت نیز او را به هلاکت می رسانند. (8)
«بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و در برابر ضلالت شیطان و در برابر تلاش او به گمراهى ما، ما را از هدایت خود بهره مند گردان ، ما را از پرهیزگارى ره توشه ساز. اگر او ما را به راه تباهى مى كشد، تو ما را به راه تقوى راه نماى.» (9)
آمین یا ربّ العالمین!
پی نوشت:
1. الأعراف : 11
2. در توضیح این عبارت در روایات آمده است که خداوند این چنین مقدّر کرد که حضرات معصومین(علیهم السلام) همگی از نسل حضرت آدم (علیه السلام) باشند و بعد از او به زمین بیایند در حالی که نور آنها پیش از حضرت آدم(علیه السلام) آفریده شده بود.
به خاطر این افتخار (که از نسل حضرت آدم(علیه السلام) حضرات معصومین(علیه السلام) متولد می شوند) حضرت آدم(علیه السلام) محل سجده ی ملائکه قرار داده شد. چنانچه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) فرمودند:
«من همان صلصالی بودم که شیطان گفت: من برای بشری که از گل خشک از لجن بوی ناک آفریده ای، سجده نمی کنم.» مشارق انوار الیقین، صص 259 و 296؛ به نقل از روح بخش، سید علی، حقیقت علی (علیه السلام)، ص 72.
3. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار) - تهران، چاپ: دوم، 1363ش. ج4 ؛ ص250-251؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5.
4. كلینى، محمد بن یعقوب، أصول الكافی، ترجمه كمرهاى - ایران ؛ قم، اسوه، چاپ: سوم، 1375 ش. ج3 ؛ ص263؛ با استفاده از همان.
5. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ایمان و كفر ( ترجمه كتاب الإیمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى) - تهران، عطارد، چاپ: اول، 1378 ش. ج2 ؛ ص15؛ با استفاده از همان.
6. ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار / ترجمه محمدى - تهران، دار الكتب الإسلامیة، چاپ: دوم، 1377، ج1 ؛ ص373؛ با استفاده از همان.
7. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج / ترجمه جعفرى - تهران، اسلامیه، چاپ: اول، 1381، ج1 ؛ صص189- 190؛ با استفاده از همان نرم افزار.
8. از وهب بن جمیع وابسته اسحاق بن عمار كه پرسیدم نقل شده است که گفت امام باقر (علیه السّلام) از مهلت معلوم ابلیس سخن گفتند و این آیه را خواندند: «پروردگارا مهلتم ده تا روزى كه مبعوث شوند. [خداوند] فرمود: تو مهلت دارى تا روز وقت معلوم»
وهب گفت: قربانت شوم! آن چه روزیست؟ حضرت فرمودند: «اى وهب پندارى كه روز رستاخیز مردم است؟ [بلکه] خدا به او تا روزى كه قائم ما ظهور كند، مهلت داده است، و چون قائم ما ظهور كند و در مسجد كوفه باشد، ابلیس می آید و در برابرش زانو زند و می گوید: "اى واى بر من از این روز" و قائم او را بگیرد از موهایش و گردنش را بزند و این روز وقت معلوم است.» مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، آسمان و جهان (ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 54) - تهران، اسلامیه، چاپ: اول، 1351 ش. ج7 ؛ ص197.
9. على بن الحسین، امام چهارم علیه السلام، الصحیفة السجادیة / ترجمه آیتى - تهران، چاپ: دوم، 1375، ص 112؛ با استفاده از همان نرم افزار.
پ.میعاد
mastoor.ir