۵/اسفند/۹۳, ۱:۵۲
بسم الله الرحمن الرحیم
خوبه در چنین شبی که شیعه و محبین ال پیامبر رحمت جشن میگیرند میلاد زینب کبرا رو بدونین که در چنین شبی عده ای دیگه هم به جشن مشغول هستن
با این متن همراه باشین تا بیشتر بدونین و بشناسین
این متن رو که در پیش رو دارین مطلبی هست در باره یک تفکر پوچ و بی اساس که یکسری انسان دنیا طلب و عروسک خیمه شب بازی شیطان
خوبه در چنین شبی که شیعه و محبین ال پیامبر رحمت جشن میگیرند میلاد زینب کبرا رو بدونین که در چنین شبی عده ای دیگه هم به جشن مشغول هستن
با این متن همراه باشین تا بیشتر بدونین و بشناسین
این متن رو که در پیش رو دارین مطلبی هست در باره یک تفکر پوچ و بی اساس که یکسری انسان دنیا طلب و عروسک خیمه شب بازی شیطان
بخوانیم و بیشتر بدونیم
امشب شب پنجم جمادی الاولی است. در هم چنین شبی علی محمد شیرازی ملقب به باب ادعای خود را برای شخصی به نام ملا حسین بشرویی مطرح نمود. 18 نفر از افراد شیخی پس از فوت سید کاظم رشتی به دنبال یافتن جانشین او و رکن رابع ایمان بر آمدند. به این 18 نفر حروف حی می گویند. در این میان ملا حسین بشرویی در شیراز با جناب باب ملاقات می کند و یک شب را در نزد او می ماند و در آن شب که شب پنجم جمادی الاولی سال 1260 بود باب ادعای بابیت خود را برای او بیان می کند.
- بهاییان هر ساله چنین شبی را به عنوان شب مبعث نقطه اولی (از القاب باب) جشن می گیرند.
چکیده
طبق اسناد بهائیان و بابیان، جناب علیمحمد باب در طول زندگی کوتاه خود ادعاهای گوناگونی را مطرح کرد.
- اولین ادعایی که او نمود در سال 1260 هجری قمری ادعای بابیت بود.
- اما پس از آن که در شیراز مورد بازخواست قرار گرفت، ادعای خود را پس گرفت.
- در همان سال ( 1264 ) هنگامی که او را به تبریز برای حضور در مجلس ولیعهد آوردند، برای یکی از مریدانش ادعای بعدی خود را که ادعای قائمیت باشد، مطرح ساخت.
- اما پس از مدتی باز ادعای مهدویت کرد و این بار ادعای پیامبری نیز نمود و آیین جدیدی را درست کرد و احکامی را نوشت.
- او در اواخر عمر نیز در چهریق در یکی از نوشتههایش ادعای خدایی مطرح کرد.
کلید واژه: ادعای باب، دلیل تقریر، ادعای بابیت، ادعای قائمیت، ادعای نبوت، توبه باب، ادعای الوهیت، علی محمد شیرازی، علی محمد باب، بهائیت.
مقدمه
در این مقاله به بیان تاریخچه ی ادعاهای گوناگون و توبه هایی که از آن ادعاها نموده است می پردازیم. اولین نکته مهم این است که بر خلاف آنچه که بهائیان ادعا می کنند که باب امام دوازدهم شیعیان بود که آمد و پس از او دوره ی اسلام به پایان رسید، ادعای نادرستی است، زیرا که خود جناب باب در اولین ادعای خود، خویشتن را باب امام زمان علیه السلام معرفی می کند. نکته ی دیگر خود ادعاهای متناقض و توبه های ایشان است که این نشان دهنده ی عدم صحت ادعاهای ایشان است.
لازم به ذکر است که ادعاهای ایشان که در این مقاله ذکر می شود کاملاً از کتاب های معتبر بهاییان آورده شده است و به همین دلیل برای بهاییان نیز قابل قبول خواهد بود.
- پیش از ادعا
«نگارنده ... مکتوبی به خط خود نقطه اولی یافت که مورخ بود به تاریخ هزار و دویست و پنجاه و نه مطابق سال وفات سید رشتی، یعنی یک سال قبل از ظهور داعیه نقطه اولی... که از بوشهر به شیراز به خال سابق الذکر خود نگاشته ... مفادش این است: به طلاب بگویید که هنوز امر بالغ نشده و موقع نرسیده لهذا اگر کسی غیر از تبعیت از فروعات و معتقدات اسلامیه را به من نسبت دهد من و اجداد طاهرینم در دنیا و آخرت از او ناخشنود خواهیم بود.»
ظاهراً در سال 1260 هجری قمری، موقعیت برای ادعای جناب علی محمد شیرازی فراهم میشود. در حقیقت این سال سرآغاز بیان ادعاهای مختلف ایشان است.
- ادعای اول: بابیت
جمعی از طلاب شیخی که به دنبال گم شدهی خود بودند، به شیراز میآیند و از میان ایشان ملا حسین بشروئی با جناب باب برخورد میکند. او بر اساس سابقهی آشنایی قبلی در حوزهی درس سید رشتی(2)، به منزل او میرود و در آنجا جناب علی محمد - که اشتیاق شدید وی را به شناختن جانشین سید کاظم رشتی میبیند- خود را صاحب آن مقام و باب امام عصر معرفی میکند و چون بشروئی برهان و تأییدی میخواهد، جناب علی محمد به درخواست وی، همانجا در تفسیر نخستین آیات سورهی یوسف مطالب مختصری مینویسد و ملاحسین با دیدن آن نوشته، بابیت او را میپذیرد.
بهترین راه برای آگاهی بر ادعای جناب باب و سبب پذیرش ملاحسین، مطالعه ی همان سطور از تفسیر سوره ی یوسف است که به نظر بهائیان، اول و اعظم و اکبر جمیع کتب باب به شمار می آید(3). اشراق خاوری در کتاب رحیق مختوم، تمامی آن بخش را که سورة الملک نام دارد، آورده و در این جا بخشی از آن را از ص 22 (یا ص 34 چاپ جدیدتر) می آوریم:
« اللهُ قَد قَدَّرَ أن یَخرُجَ ذلِکَ الکِتابَ فی تَفسیرِ أحسَنِ القَصَصِ مِن عِندِ مُحَمَّدِ بنِ الحَسَنِ بنِ عَلیِّ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَلیِّ بنِ مُوسَی بنِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد بنِ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ بنِ عَلیِّ بنِ أبی طالِبٍ عَلی عَبدِهِ لِیَکُونَ حُجَّةَ اللهِ مِن عِندِ الذِّکرِ عَلَی العالَمینَ بَلیغاً »
«خداوند مقدر کرده است که آن کتاب را در تفسیر بهترین قصهها (داستان حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام) از نزد محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفربن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب بر بنده اش خارج سازد تا حجت خدا از نزد ذکر بر جهانیان به گونه ای بلیغ باشد.»
بنابراین جناب علی محمد در آغاز کار، خود را بنده و باب و ذکر امام غائب میدانست و مقامش را دنبالهی مقامات شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی عنوان میکرد.
او مدعی بود که مکتوباتش از او نیست، بلکه از جانب حضرت امام زمان به او رسیده و همین اظهار نزدیکی کامل و ارتباط وافر با وجود مقدس امام عصر کافی بود تا ملاحسین و امثال او را سرسپرده و مرید گرداند.
- باز پس گرفتن ادعای بابیت
عدد نبیل به حساب ابجد برابر عدد محمد است. (برخی از اوقات در اسامی به جای محمد، نبیل مینویسند. کلمهی قبل را هم برای تطویل و ابهام اسم، اضافه کردهاند). این عبارت داعیهی باب را به خوبی روشن میکند. ملا صادق چنین کرد و این کار- که به منزلهی نوعی بدعت و شعاری تبلیغاتی به شمار میآمد- در شیراز غوغایی به پا کرد و مردم خواستار تنبیه مسبب واقعه شدند.
حاکم شیراز، نظام الدوله حسین خان آجودان باشی، ملا صادق را دستگیر کرد و چون او گناه را به گردن باب انداخت و آثار او را ارائه داد، نظام الدوله جناب باب را از بوشهر احضار نمود.
ایشان را به شیراز آوردند و در مجلسی با حضور امام جمعه و حاکم شیراز، مورد بازخواست قرار گرفت. در آغاز مجلس، میان نظام الدوله و سید باب گفتگوی تندی واقع شد و سوء تفاهم پیش آمد، به نحوی که نظام الدوله فرمان داد تا یک سیلی محکم به او زدند؛ ولی امام جمعه وساطت کرد و او را پهلوی خود نشاند، سپس دربارهی ادعایش پرسید.
« حضرت فرمودند: من نه وکیل قائم موعود هستم و نه واسطهی بین امام غائب و مردم هستم. امام جمعه گفت کافی است.» و قرار بر این شد که باب در مسجد وکیل شیراز برای رفع هیجان عمومی این اقرار را تکرار کند. روز جمعه جناب علی محمد بر فراز منبر رفت و با این عبارات بر خود و مریدانش لعنت فرستاد و گفتار پیشین خود را پس گرفت:
« لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند ... لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیرالمؤمنین و سایر ائمه ی اطهار بداند. » (5)
- ادامه ادعای بابیت
«خدا را شاهد میگیرم که وحدانیت او و نبوت حبیب او و ولایت خلفای رسول او ظاهر نمیشود مگر به مرآت چهارم که پرتوی از سه مرآت قبلی است و خدا مرا از طینتی پاک آفرید و به این مقام رسانید ... و من تو را به این مطلب آشنا میکنم برای اینکه از فرمان مولای بزرگوارت بقیة الله سرپیچی نکرده باشم ... به جان خودم سوگند اگر اطاعت فرمان حجت الله- که روح من و دیگر موجودات فدایش باد- واجب نبود هر آینه تو را به این گفتار آگاه نمیساختم»
همان طور که از این نامه برمیآید، جناب باب در آن ایام خود را شیعهی حضرت امیر و مطیع حضرت حجت و رکن و مرآت رابع ایمان(6)، میدانسته و به وجود بقیة الله معتقد بوده است.
- ادعای دوم: قائمیت
«در شب دوم پس از وصول به تبریز حضرت باب جناب عظیم را احضار فرمودند و علناً در نزد او اظهار قائمیت نمودند.» (7)
- ادعای سوم: توبه از هر گونه ادعا!
بنابراین باب پس از گذشتن یک هفته از ادعای مهدویت، به سبب تنبیه کمی که از او به عمل آمد (11 ضربه چوب به کف پای وی زده شد(9)) دست از کلیهی ادعاها برداشت.
- به نظر می رسد ادعا کردن و پس از تنبیه توبه کردن از خصوصیات این شخص است.
- ادعای چهارم: نبوت
«آن مظاهر نبوت کلیه که بالاستقلال اشراق نموده اند مانند حضرت ابراهیم، حضرت موسی ، حضرت عیسی و حضرت محمد وحضرت اعلی و جمال مبارک.» (10)
- ادعای پنجم: الوهیت
« إنَّ عَلیِّاً قَبلَ نَبیل ذاتُ اللهِ وَ کَینُونیَّتُهُ! » (11)
همانا علی قبل نبیل [= علی محمد] ذات و خودِ خداست.
- جالب آن است که جناب علی محمّد باب، از سوی میرزا حسین علی، بهاءالله، به «ربّ اعلی » [= پروردگار برتر!] نامیده شده است.
- نتیجه
- حال باید پرسید که جناب علی محمد شیرازی، باب آخرین حجت خدا بود، یا خود او قائم منتظر بود؟ اگر چنین است، پس نمی توان نبوت او را پذیرفت. و اگر الوهیت او را بپذیریم، پس ایشان نه پیامبر بود، نه قائم و نه باب امام زمان؛ بلکه خدایی بود در زندان!
1) کتاب کواکب الدریه را یکی از مبلغان بهائی، به نام عبدالحسین آیتی نوشته است. به گفته جناب صبحی او "از دانشمندان بنام و مبلّغان گرامی بود و عبدالبهاء او را در نامههای بیشمار ستایش کرده"، اما پس از این که جناب عبدالبهاء صعود کرد، در زمان جناب شوقی افندی از آیین بهائی بازگشت و به آغوش اسلام در آمد. ایشان در زمانی که بهائی بود کتاب تاریخ امری خود را با نام کواکب الدریه به دستور جناب عبدالبهاء و زیر نظر ایشان نوشت و بنابراین مورد قبول بهائیان نیز قرار دارد. نام کامل کتاب "الکواکب الدریه فی مآثر البهائیه" است.
2) جلد یکم الکواکب الدریة، ص 39 .
3) ایقان بهاءالله، ص 180 ، چاپ مصر .
4) این دستورالعمل ضمن رساله ی خصائل سبعه به وی داده شد – تلخیص تاریخ نبیل، ص 130 (ص 122 نسخه دیجیتال).
5) تلخیص تاریخ نبیل، صفحات 137 تا 141 (129 تا 133 نسخه دیجیتال)
6) مرآت یعنی آینه و مقصودش از مرآت چهارم، همان رکن رابع است که به منزلهی آینهی تمام نمای وجود ائمه در نظر شیخیه به شمار میآید.
7) تلخیص تاریخ نبیل ص 317 (280 دیجیتال)
8) کشف الغطاء، صفحات 201 تا 205
9) تلخیص تاریخ نبیل، ص 287
10) مفاوضات، ص 124
11) لوح هیکل الدین ، ص 5
![[تصویر: bab_info_by_sinalawyer-d9ro1ng.jpg]](http://img14.deviantart.net/f552/i/2016/044/c/3/bab_info_by_sinalawyer-d9ro1ng.jpg)

