۱۰/اسفند/۹۳, ۱۹:۵۳
صفحه: 1 2
۱۱/اسفند/۹۳, ۱۴:۱۹
شاید اگر سعدی مردم این زمانه را می دیدید
اینگونه می سرود:
بنی آدم ابزار یکدیگرند
گهی پیچ ومهره ؛گهی واشرند
یکی تازیانه ؛یکی نیش مار
یکی قفل زندان؛یکی چوب دار
یکی دیگران را ؛کند نردبان
یکی می کشد بار نامردمان
یکی اره تا نان مردم برد
یکی تیغ ؛تا خون مردم خورد
یکی چون قلم ؛خون دل می خورد
یکی خنجر است وشکم می درد
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها؛در پی کسب وکار
خلاصه پر از نفرت وکین وآز
یکی همچو کرکس ؛یکی چون گراز
تو کز محنت دیگران بی غمی!
در این عصر؛نامت نهند آدمی.....
اینگونه می سرود:
بنی آدم ابزار یکدیگرند
گهی پیچ ومهره ؛گهی واشرند
یکی تازیانه ؛یکی نیش مار
یکی قفل زندان؛یکی چوب دار
یکی دیگران را ؛کند نردبان
یکی می کشد بار نامردمان
یکی اره تا نان مردم برد
یکی تیغ ؛تا خون مردم خورد
یکی چون قلم ؛خون دل می خورد
یکی خنجر است وشکم می درد
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها؛در پی کسب وکار
خلاصه پر از نفرت وکین وآز
یکی همچو کرکس ؛یکی چون گراز
تو کز محنت دیگران بی غمی!
در این عصر؛نامت نهند آدمی.....
صفحه: 1 2
