توضيحات :
چهار زاويه کعبه به چهار رکن نامور است. هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکني است که حجرالاسود در آن است.
مسير طواف، از رکن حجرالاسود آغاز مي شود، سپس به رکن عراقي مي رسد، پس از آن به رکن شامي و سپس به رکن يماني و آنگاه باز به رکن حجرالأسود مي رسد و همين جا يک شوط پايان مي يابد.
از ميان اين چهار رکن، فضيلت رکن يماني و رکن اسود از دو رکن ديگر بيشتر است; چنان که روايات زيادي از شيعه و سنّي درباره فضيلت و اهميت اين دو رکن نقل شده است. در روايتي از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است که فرمود: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله)لا يَسْتَلِمُ إِلاّ الرُّکْنَ الاَْسْوَدَ وَ الْيَمَانِيَّ ثُمَّ يُقَبِّلُهُمَا وَ يَضَعُ خَدَّهُ عَلَيْهِمَ ;(1) رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دو رکن يماني و اسود را استلام مي کرد و آنها را مي بوسيد و صورتش را بر آنها مي نهاد. (1) ابومريم نقل کرده است که همراه امام باقر(عليه السلام) طواف مي کردم. در هر دوري که مي زد، رکن يماني را استلام مي کرد و مي فرمود: اللَّهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتَّي أَتُوبَ وَ اعْصِمْنِي حَتَّي لا أَعُودَ ;(2)
در روايتي ديگر از امام صادق(عليه السلام) آمده است که الرُّکْنُ الْيَمَانِيُّ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ لَمْ يُغْلِقْهُ اللَّهُ مُنْذُ فَتَحَهُ .(3) رکن يماني دري از درهاي بهشت است و از روزي که گشوده شده، بسته نشده است. همچنين رکن يماني از جايْ هايي است که دعا در آنجا به اجابت مي رسد.
به نقل از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آمده است که فرمود: مَسْحُ الحَجَر و الرُکْن اليماني يَحُطُّ
الخَطايا حَطّ ; مسح حجرالاسود و رکن يماني، گناهان انسان را پاک مي کند.
بنا به مشهور، محلي که براي فاطمه بنت اسد شکافته شد تا به درون کعبه رود و فرزندش علي بن ابي طالب را به دنيا آورد، در کنار رکن يماني بوده است.
به دليل بازسازي هايي که در ديوار کعبه صورت گرفته، هيچ اثري از محل ورود اين بانوي بزرگوار بر کعبه ديده نمي شود.
حجر الاسود
حجرالاسود يا سنگ سياه، از اجزاي بسيار مقدس مسجدالحرام بوده و در رکن اسودِ کعبه در ارتفاع 5/1 متري قرار گرفته است. اين سنگ مقدس، پيش از اسلام و پس از آن، همواره مورد اعتنا و توجه کامل بوده و در حقيقت در شمار عناصر اصلي کعبه
بوده است. به لحاظ همين تقدّس، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آن را نگاه داشت و ديگر سنگ هايي را که به شکل بت ساخته شده بود، به دور ريخت.
حجرالأسود در جريان تخريب کعبه، که پنج سال پيش از بعثت صورت گرفت، در فاصله اي دور از مسجد واقع شد. در زمان نصب آن به جاي خود، همان گونه که پيشتر گذشت، قريش به نزاع پرداختند، اما با درايت رسول خدا(صلي الله عليه وآله)، همه قريش در فضيلت آن سهيم شدند و عاقبت به دست خود آن حضرت نصب
گرديد. به مرور زمان و در اثر تحوّلات و تغييرات، از حجمِ نخستينِ اين سنگ کاسته شد و حتي به چند پاره تقسيم گرديد که آخرين بار قسمت هاي مختلف آن را به يکديگر متصل کردند و آن را در محفظه اي نقره اي قرار دادند. در حال حاضر تنها به آن اندازه که براي بوسيدن و استلام لازم است، جاي گذاشته اند.
در بسياري از روايات آمده است که حجرالأسود از سنگ هاي بهشتي است و همراه آدم(عليه السلام) به زمين فرود آمد.(1)
در نقلي از ابن عباس آمده است که اگر کسي با رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بيعت نکرد و سپس حجرالاسود را استلام نمود، با خدا و رسول(صلي الله عليه وآله) بيعت کرده است.
همچنين در روايات آمده است که اين سنگ در آغاز سفيد بود، اما گناهاني که فرزندان آدم انجام دادند، سبب سياه شدن آن گرديد.(2)
از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نقل شده است که فرمود:
فاللّه تعالي يُحْييه يَوْم القيامة، له عَينان يُبْصر بهما، و لسانٌ يَنطق فيَشهد علي مَنِ اسْتَلَمه.
خداوند در روز قيامت، حجر الاسود را زنده مي کند، در حالي که دو چشم بينا و زباني گويا دارد و شهادت مي دهد که چه کسي آن را استلام کرده است.
همچنين از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نقل شده است که فرمود: الحجر يمين الله في أرضه، فمن مسحه، مسح يدالله (3); حجرالاسود، دست خداوند در روي زمين است، کسي که آن را مسح کند، دست خدا را مسح کرده است.
امام صادق(عليه السلام) فرمود: در صورتي که کسي در اطراف حجر نبود و به راحتي امکان استلام و بوسيدن بود، آن را ببوسيد و در وقت ازدحام، از دور، بر او تکبير بگوييد.(4) همچنين حضرتش فرمود: از جمله چيزهايي که از زنان برداشته شده است، يکي هم استلام حجر الاسود است.(1)
روزي عمر در حالي که حجر را مي بوسيد، مي گفت: تو را تنها به خاطر آن که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مي بوسيد، مي بوسم، وگرنه مي دانم که تو سنگي بيش نيستي و نفع و ضرري نداري!
اميرمؤمنان علي(عليه السلام) فرمود: حجر، هم سود دارد و هم زيان، فهذا يشهد للمؤمن بالوفاء و يشهد علي الکافر بالجُحود. ;(2) اين سنگ وفاي مؤمن را نشان مي دهد و انکار کافر را.
در سال 317 قمري يکي از فرقه هاي منسوب به اسماعيليان که به قرامطه شهرت داشت، حجرالأسود را از کنار کعبه برداشت و به احساء برد. اين گروه به مدت 22 سال ـ چهار روز کم ـ تا سال 339 هجري سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عيد قربان همين سال، آن را به جاي نخست باز گرداندند.(3) پس از آن، طي سال هاي پياپي، حجر الاسود به طور عمد يا غير عمد از جاي خود کنده شد و هر بار اجزايي از آن خرد و جدا گرديد. هر بار اين اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه که گذشت، اکنون مجموعه آن در هاله اي از نقره قرار داده شده است.
حجرالأسود برديوار کعبه درارتفاع 5/1 متري زمين قرار دارد. استلام و بوسيدن آن سفارش شده و در نقل ها آمده است که رسول الله(صلي الله عليه وآله) مقيّد به استلام و بوسيدن آن بوده است.
گفتني است حجرالأسود آغاز و پايان طواف بوده و برابر آن سنگ سياهي روي زمين (تا انتهاي مسجد) کشيده شده است. به علاوه، چراغي سبز رنگ بر ديوار مسجد
برابر حجرالأسود نصب شده تا راهنماي طواف کنندگان باشد.(1)
حجر الاسود که در پوششی قرار دارد
ادامه دارد...........