تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خطبه حضرت زهرا در اهل سنت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
  • منتخبى از خطبه فدكيه صديقه شهيده سلام الله عليها را از كتاب‌هاى اهل سنت :
ابن اثير جزرى در كتاب منال الطالب، باب أحاديث الصحابيّات، دو خطبه از صديقه شهيده سلام الله عليها، با موضوع دادخواهى از ابوبكر نقل كرده است.
وى در باره اين حديث مى‌گويد:
هذا الحديث أكثر ما رُوي من طريق أهل البيت، و إن كان قد رُويَ من طُرُق أخري، أطولَ من هذا وأكثر.
وقال ابن قتيبة: قد كنت كتبتُه وأنا أري أنّ له أصلاً.
خطبه فدكيه بيشتر از اهل بيت نقل و روايت شده است؛ اگر چه از راههاى ديگر نيز با تفصيل بيشتر نقل شده است، ابن قتيبه مى‌گويد: اين خطبه را در حالى نوشتم كه مى‌دانستم، مستند است.
جايگاه ابن أثير جزري در ميان اهل سنت :
بهتر است كه پيش از نقل اين خطبه با شخصيت صاحب كتاب منال الطالب يعني ابن اثير جزرى از ديدگاه بزرگان اهل سنت آشنا شويم تا كسى به اين بهانه كه ابن اثير در نزد اهل سنت اعتبار ندارد، بر اصل خطبه خرده نگيرد.
ذهبى در سير اعلام النبلاء در مورد جايگاه او مى‌نويسد:
252 - ابن الأثير. القاضي الرئيس العلامة البارع الأوحد البليغ مجد الدين أبو السعادات المبارك بن محمد بن محمد بن عبد الكريم بن عبد الواحد الشيباني الجزري ثم الموصلي، الكاتب ابن الأثير صاحب ( جامع الأصول ) و ( غريب الحديث ) وغير ذلك.
قال الإمام أبو شامة: قرأ الحديث والعلم والأدب، وكان رئيسا مشاورا... وكان ورعا، عاقلا، بهيا، ذا بر وإحسان...
قال ابن الشعار: كان كاتب الانشاء لدولة صاحب الموصل نور الدين أرسلان شاه بن مسعود بن مودود، وكان حاسبا، كاتبا، ذكيا، إلى أن قال: ومن تصانيفه كتاب... و (شرح غريب الطوال).
ابن اثير، قاضى رئيس، علامه ، بي‌نظير، بليغ، معروف به جزرى سپس موصلى، نويسنده و صاحب كتاب جامع الاصول و غريب الحديث و غير اين دو.
ابو‌شامه در باره او مى‌نويسد: حديث و دانش و ادب را فرا گرفت، و رئيسى مشاور بود...پرهيزگارى عاقل و با هيبت و اهل احسان و نيكوكارى بود...
ابن شعار گفته است: ابن اثير نويسنده‌ى دربار موصل، نور الدين ارسلان شاه بن مسعود بن مودود بود، وى فردى حسابرس، باهوش بود و كتاب‌هايى از جمله شرح غريب الطوال دارد.
. الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 21، ص 488، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
  • بخش‌هاي منتخب از خطبه فدكيّه
از جمله فرازهاي نوراني اين خطبه اين فرازهاست:
]كلَُّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ[ (المائده/64) أو نَجَم قَرْنٌ للضَّلالة، أو فغَرَتْ فاغرةٌ للمشركين، قذف أخاه عليّا في لهَوَاتِها، فلا ينكفيءُ حتّي يطأْ ضِماخَها بأخْمَصِه، وَيُخْمِدَ لَهَبَها بِحدِّه، مَكْظُوظاً في طاعةِ ‌الله وطاعةِ رسوله، مُشَمِّّراً، ناصحاً، مُجِدّاً، كادِحاًَ، وأنتم في بُلَهْنِيَةٍ وادِعُونَ، وفي رَفاهيةٍ فَكِهُون، تأكُلُون العَفْوَ، وتشرَبُونَ الصَّفوَ، تَتَوكَّفُون الأخبارَ، وتَنْكِصُونَ عندَ النِّزال.
هر زمانى كه اين‌ها آتش جنگ را روشن مى‌كردند خدا آن را خاموش مى‌كرد، يا هر زمانى كه شاخى براى گمراهى ظاهر مى‌شد و يا هرگاه دهان بازكننده‌ از مشركان باز مى‌شد، رسول خدا ، علي عليهما السلام ،برادرش را در حلقوم آنان مى‌انداخت ، علي باز نمى‌گشت مگر آن‌گاه كه گوش آنان را زير پايش له مى‌كرد و شعله آتش آنان را با شمشير خاموش مي‌نمود.
علي عليه السلام در راه خدا در سختى و فشار بود و در راه انجام دستورات خداوند سختكوش و پر تلاش بود ، او هميشه آماده و خير خواه بود و با جديّت فعاليت مى‌كرد و حال آن كه شما ساكت و آ‌رام بوديد و خوشگذارانى مى‌كرديد ،‌ غذا مى‌خورديد و آب گوارا مى‌نوشيديد و در انتظار شنيدن اخبار بوديد و از هنگامه خطر عقب نشينى و فرار مى‌كرديد.
فلمّا اختاره اللهُ لنبيِّه دارَ أنبيائه، ومَحلَّ أصْفيائِه، ظَهَرتْ حَسِيكَةُ النِّفاق، وانْسَمَلَ جِلْبابُ الدِّينِ، وأخْلَق عَهْدُه، وانْتَقَضَ عَقْدُه، ونَطَقَ كاظِمٌ، وَنَبغ خامُلٌ، وَهَدَر فَنِيقُ الباطِل؛ يَخْطِرُ في عَرَصاتِكم، وأطْلَعَ الشَّيْطانُ رأسَه مِن مَغْرِزِه، صارِخاً بكم،‌ فأَلفاكم لدعوتِهِ مُصِيخِين ... ]أَلَا فىِ الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكَفِرِين‏ [.التوبه / 49.
هنگامى كه خداوند براى پيامبرش، خانه پيامبرانش و جايگاه برگزيدگانش (بهشت) را اختيار كرد ( يعني آن‌گاه كه رحلت نمود) ،‌ خار و خاشاك‌هاى نفاق در شما پيدا شد ،‌ لباس و جامه دين كهنه گشته و پيمان‌هايش پاره گرديد،‌ خاموش گمراهان، به سخن درآمد و آنان كه رتبه پستى داشتند،‌ منزلت يافتند، و ناز پرورده اهل باطل به سخن درآمد و وارد خانه‌هاى شما شد ، و شيطان سرش را از مخفيگاه بيرون آورد و فرياد برآورد و شما را پاسخگوى خويش يافت ] آگاه باشيد كه در فتنه در افتاديد و بدانيد جهنم بر كتمان‌كنندگان حقيقت احاطه دارد[.
وأنتم الآن تزعُمون أنْ لا إِرثَ لَنا، ولا حَظَّ ] أَ فَحُكْمَ الجَْاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُون‏[.المائده /50.
و شما اكنون گمان مى‌كنيد كه ما ارث نمي‌بريم، آيا به دنبال حكم جاهليت هسنيد ؟ و براى اهل يقين، ن چه حكمى، يكوتر از حكم خداوند است؟
وَيْهاً مَعْشَرَ المُسلِمة، أَ أُبْتَزُّ إرْثيَهْ [يابن أبي قحافة]؟ أَفِي كتابِ اللهِ أن تَرِثَ أباكَ وَلا أَرِثُ أبِيَهْ؟ لَقَد جِئْتَ شَيْئاً فَريّاً.
اى مسلمانان! آيا بر ارثم مغلوب شديم، اى پسر ابوقحافه! آيا در كتاب خدا هست كه تو از پدرت ارث ببري؛ ولى من از پدرم ارث نبرم، همان سخن دروغ به خدا و رسولش نسبت داده‌اي.
جُرْأَةً منكم علي قطيعةِ الرَّحِم وَنَكْثِ الْعَهْدِ، فَعَلي عَمْدٍ ماتركتم كتابَ اللهِ بينَ أَظْهُرِكم ونَبَذْتُموه.
اين اعمال شما را جرأت بخشيد كه قطع رحم كنيد و پيمان شكنى نماييد،‌ آيا دانسته و به صورت عمد كتاب خدا را ترك كرده و پشت سر مى‌اندازيد؟
ثم عدلت إلي مجلس الأنصار، فقالت:

يا مَعْشَرَ الفِئَةِ، وأَعْضادَ المِلّة، وَحَضَنَةَ الإسلامِ، ما هذه الغَمِيزَةُ في حَقّى، وَالسِّنَةُ عن ظُلامَتِي؟ أَما قال رسولُ اللهِ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) «المرءُ يُحْفَظُ فِي وَلَدِهِ» لَسَرْعانَ ما أَحْدَثْتُم! وعَجْلانَ ذا إِهالةً!.

إيهاً بني قَيْلَةَ! أ اُهْتَضَتمُ تُراثَ أبي وأنتم بمَرْأًي منِّي ومَسْمَع؟
سپس حضرت به مجلس انصار روى آورد و فرمود: اى گروه جوانمردان! و اى بازوان ملت! اى حافظان اسلام! اين ضعف و غفلت در باره حق من چيست؟ و چرا از دادخواهى من سهل انگارى مى‌كنيد؟
آيا پدرم رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نفرمود: حرمت هر كسى را در باره فرزندان او حفظ كنيد؟ چه سريع اين اعمال را انجام دايد، و چه عجولانه آب بينى بزغاله فروريخت.
اى پسران قَيْلَه! آيا من در باره ميراث پدرم مورد ستم واقع شوم؛ در حالى كه شما مرا مى‌بينيد و سخن مرا مى‌شنويد؟
وفي حديث آخر: روي أنها مرضت قبل وفاتها،‌ فدخل إليها نساء المهاجرين والأنصار، يَعُدْنَها، فقلن لها:‌ كيف أصبحت من علّتك يا إبنة رسول الله؟
در روايت ديگرى آمده است: فاطمه پيش از اين اين كه از دنيا برود مريض شد، زنان مهاجر و انصار به عيادتش آمدند، پرسيدند: اى دختر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با اين بيمارى چگونه صبح كردى؟
فقالت: أصْبحْتُ، واللهِ، عائفةً لِدنياكُنَّ، قاليةً لرِجالِكُنَّ، لَفَظْتُهم بَعْدَ أن عَجَمْتُهم، وشَنِئتُهم بعد أن سَبَرْتُهم، فقُبحاً لفُلُولِ الحَدَِ وخَطَلِ الرَّأىِ وَخَوَرِ القَناةِ ]لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لهَُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ[.
فرمود: صبح كردم و حال آن كه نسبت به دنياى شما بى ميل هستم و او از مردانتان ناراحت و غضبناك، آنان را از دهان خويش دور افكندم، آنان را دور افكندم پس از آن كه در حالاتشان تعمّق ورزيدم، چه زشت است كندى شمشيرها، و آراء فاسد را انحراف انگيز، ]و چه بد ذخيره‌اى براى خويش پيش فرستاند كه خدا بر آنان خشم گرفت[.
ما الذي نَقَمُوا من أبى حَسَنٍ؟ نَقَمُوا، واللهِ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ، وَنَكالَ وَقْعَتَِهِ وَنَكيرَ سَيْفِهِ، وَتَنَمُّرَه فِي ذاتِ اللهِ.
و چه باعث شد كه از علي انتقام بگيرند؟ به خدا قسم از او انتقام نگرفتند مگر اين كه او دشمنان را به شدت مى‌گرفت و مى‌كشت، و براى عبرت آموزى ديگران آنان را مى‌گذاشت، و شمشير برانى داشت، و غضب او در راه خدا بود.
. الجزري، أبو السعادت المبارك بن محمد ابن الأثير (متوفاي544هـ)، منال الطالب في شرح طوال الغرائب، ص501 ـ 534، ناشر: مركز البحث العلمي وإحياء التراث الإسلامي، كلية الشريعة والدراسات الإسلامية، مكة المكرمة جامعة أم القري.

""{به علت زیادی حدیث که بالای 31 صفحه است برای اینکه عزیزان خودشون به کتاب دسترسی پیدا کنند ما برای عزیزان لینک دانلود کتاب رو قرار دادیم تا دانلودکنید و از تمام فراز ها بهرمند شوید. لینک دانلود کتاب اینجا.
منبع : سنت
آدرس های مرجع