تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بی عدالتی؟؟؟!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام.

هر بار که یک شخص استثنایی یا عقب مانده ذهنی رو میبینم از خودم می پرسم چرا....؟؟

چرا یک شخص که میتونست مثل بقیه ی انسانها زندگی عادی و طبیعی داشته باشه و از زندگی خودش لذت ببره باید اینطوری

بشه؟؟

حالا یکی رو میبینی ناشنواست ولی حداقل چشماش میبینه یا یکی رو می بینی که نابیناست ولی گوشاش میشنوه و حرف میزنه

درسته که اشخاص اینطوری هم اذیت میشن ولی یک شخص که هیچی از زندگی درک نمیکنه چی؟؟

چه بشنوه و چه ببینه هیچ لذت خاصی براش نداره و فقط مثل یک گیاه میمونه!!!!

آیا میشه در مورد این افراد هم گفت : ""حتما حکمتی داشته که اینجوری شده"" ؟؟؟؟

میدونم توی کار خدا بی عدالتی نیست ولی خب این اسمش چیه؟؟؟

راستی حساب و کتاب این افراد (عقب مانده ذهنی)توی اون دنیا چه جوریه؟؟
نمیدونم کجا خوندم ولی ، نوشته بودند ، هرکسی باری به دوششه که قطعا توان کشیدنش رو داره ... و حتما میتونه پیروز ازش بربیاد . شاید اگر قیامت بیان و تمام بی عدالتی هایی که ظاهرن در حقمون شده رو وزن کنن ، وزن همه برابر باشه ... کی میدونه؟

و خب این جور آدما قطعا مسئولیت کمتری هم رو دوششونه . سوال جواب هیچ دو نفری باهم یکی نیست اون دنیا ...

ماها همه چرخ دنده ایم تو دنیا .... شاید نچرخیدن من ، سایش من کمکی میکنه به چرخیدن بهتر باقی ، در نهایت نتیجه ی بهتری حاصل میشه ، خیرش به منم میرسه ...شاید ، شاید ، شاید!
بسم الله الرحمن الرحیم

اینجا چند نکته پیش میاد

مقتضای عدالت رعایت استحقاق هاست نه الغای تفاوت های بین مردم!
هیچ کس نسبت به آنچه که خدا به او میدهد حقی ندارد و همه لطف خداست، لذا ندادن چیزی که از ابتدا حقی نبوده ظلم نیست و خداوند هرکه را بخواهد مورد لطف خود قرار میدهد و هرکس را نخواهد نه.(بخشی از تفسیرسوره حمد)
پس عدالت به معنی مساوات نیست. و در یک بیان لطیف میشه گفت وجود این تفاوت ها شاهکار خلقته!
وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أمَّةً وَاحِدَةً وَلَـکن لِّيبْلُوَکمْ فِي مَآ آتَاکم؛
اگر خدا میخواست همه شما را یکسان بیافریند میتوانست ولی همینکه شما با استعداد های مختلف، زبان و نژاد و رنگ و .. متفاوت آفریده شده اید از نشانه های خداوند است تا آزمایش شوید و خوابان و بدان را از هم جدا کند.
  • اولین و مهمترین مسئله ای که باید بهش توجه بشه اینه که همه چیز رو محدود به این زندگی دنیوی نبینیم. انسان امروز حداکثر بتونه 70 80 سال عمر کنه ولی زندگی ابدیش در اون دنیاست که مدتش قابل محاسبه نیست. اینجا فقط محل کشته
  • دومین مسئله اینه که مسبب بسیاری از این مشکلات و مسایل روزمره خود فرد هست حتی درخصوص نقص جسمانی فرزند در موارد بسیاری به علت کوتاهی مادر و پدر بوده (باتوجه به اینکه برای بدنیا اوردن یک فرزند سالم و صالح هم جسمیشو میگم هم مادی تو روایاتمون فراوان هست و به ریزترین مسایل اشاره شده) بعد میندازنش گردن خدا که چرا فلان شد
  • سومین عامل هم برمیگرده به مسئله امتحان. مثلا فقیر رو با فقر امتحان میکنن ثروتمند رو با ثروتش به یک نحو دیگر, در مورد اول باید دید به کفر و بی خدایی میرسه و در مورد دوم بحث انفاق پیش میاد زکات و خمس و بسیاری از مسایل دیگه. همینطور در مورد شخص سالم و مریض هر کدوم به یک نحو در معرض امتحان اند.
چیزی که هست برخورد ما در برابر مشکلاته
«إنّما يوفّى الصّـبِرونَ أَجرَهُم بغَير حِساب ;(زمر ، 10) بى ترديد ، صابران ، اجر و پاداش خود را بى حساب دريافت مى دارند»

«نَبلُوكم بِالشّر وَ الخير فِتنة وَ إلَينا ترجعون ;(انبياء ، 35) شما را با بدى ها و خوبى ها آزمايش مى كنيم ; و سرانجام به سوى ما بازگردانده مى شويد» ، و در آيه 155 بقره مى فرمايد : «قطعاً همه شما را با چيزى از ترس ، گرسنگى و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها آزمايش مى كنيم ; و به استقامت كنندگان بشارت ده »

احادیث هم زیاد داریم که مشکلات کفاره گناهانه و حتی بیماریهایی که برامون بوجود میاد. تو همین سایت تاپیکش بود پیدا میکردم لینکشو میزارم
  • در مورد بحث اخرت هم باید گفت
"لا یکلف الله نفسا الا وسعها" هرکسی به اندازه اختیاراتش تکالیف و وظایفی رو بر عهده داره و بر اساس اعمالش در اون دنیا پاداش یا جزا بهش داده میشه
مثال جزئیش میتونیم روزه رو بگیم یا وضو یا نماز که تو شرایط های مختلف اگر شخص نتونه کامل انجامش بده براش راحتی در نظر گرفته شده پس تو این دنیا براش راه حل هم اومده و اون دنیا هم بر اساس همین موارد جزا و پاداش در انتظار فرده
  • و در آخر هم میتونم فقط اینو بگم هر چه از دوست رسد نیکوستHeart
(۱۵/اسفند/۹۳ ۱۹:۳۹)کوروش بزرگ نوشته است: [ -> ]سلام.

هر بار که یک شخص استثنایی یا عقب مانده ذهنی رو میبینم از خودم می پرسم چرا....؟؟

چرا یک شخص که میتونست مثل بقیه ی انسانها زندگی عادی و طبیعی داشته باشه و از زندگی خودش لذت ببره باید اینطوری

بشه؟؟

حالا یکی رو میبینی ناشنواست ولی حداقل چشماش میبینه یا یکی رو می بینی که نابیناست ولی گوشاش میشنوه و حرف میزنه

درسته که اشخاص اینطوری هم اذیت میشن ولی یک شخص که هیچی از زندگی درک نمیکنه چی؟؟

چه بشنوه و چه ببینه هیچ لذت خاصی براش نداره و فقط مثل یک گیاه میمونه!!!!

آیا میشه در مورد این افراد هم گفت : ""حتما حکمتی داشته که اینجوری شده"" ؟؟؟؟

میدونم توی کار خدا بی عدالتی نیست ولی خب این اسمش چیه؟؟؟

راستی حساب و کتاب این افراد (عقب مانده ذهنی)توی اون دنیا چه جوریه؟؟

شما به این اعتقاد دارین که تو عالم ما امتحان میشیم و مایع امتحان برای دیگران هم میشیم؟
اگر چنین باشه میتونین این رو حالتی از امتحان شدن و بودن بدونین.
و البته مطالب دیگری هم هست که برمیگرده به عالم دیگه و رفتار و اعمال خودمون .
نتیجه
1 - امتحان شدن و مای امتحان بدون.
2- ندانستن از عواملی که در عالم هست .
سلام
من چندتا سوال گاهی توی ذهنم میاد که بدجور اذیتم میکنه.امیدوارم مطرح کردنش اینجا کار اشتباهی نباشه و به جواب برسم
فکر نمیکنم هیچ پدر و مادری اگه بدونن فرزندشون در صورت پا به دنیا گذاشتن،جهنمی میشه اصلا اقدامی برای داشتن فرزند بکنن اما سوال برام پیش میاد خدا که بیشتر از هر پدر و مادری دلش واسه بنده هاش میسوزه و ارحم الراحمینه چطور اجازه میده بنده ای که جهنمی میشه به دنیا بیاد.درسته که تقصیر خود بنده هست ولی وقتی خدا میدونه که عاقبت خوبی نداره چرا میگذاره به دنیا بیاد؟
بسم الله الرحمن الرحیم

در ارسال قبل هم گفتم برا اینکه جدا کند خوبان و بدان را. و هر شخص هم با توجه به اعمالش پی به نتیاجش ببره بعدا گله نکنه
بحث اختیاره و اینکه ما اشرف مخلوقاتیم و متفاوتیم با سایر مخلوقات و باید راه ربوبیت و خداوندگاری و خدایی شدن رو با عبودیت طی کنیم تا مصداق خلیفه الله در روی زمین باشیم

حدیث معروفی است، پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند، فرشتگان را آفرید و در سرشت آنها تنها عقل را نهاد، حیوانات را آفرید و در سرشت آنها تنها شهوت را نهاد، انسان را آفرید و در سرشت او هم عقل را نهاد و هم شهوت را»


بشر به اندازه‏ ای که از ناحیه بشرهای دیگر آزار و اذیت و زیان می‏ بیند و دیده است از ناحیه حیوانات ندیده است، از ناحیه نباتات ندیده است، از ناحیه جمادات ندیده است، از ناحیه طوفان ها و سیل ها و زلزله ‏ها ندیده است، از ناحیه وباها و طاعون ها و سرطان ها ندیده است، از ناحیه زمین و آسمان ندیده، از ناحیه جن ندیده و از هیچ ناحیه‏ ای ندیده است، چرا؟ آیا در متن خلقت، این امر چاره ‏ای نداشت؟ به این معنا چاره نداشت:
  • بالاخره انسان یا باید انسان باشد یعنی همین موجود مختار آزاد در فعل خود، و یا باید انسان نباشد و در این صورت یا فرشته باشد، همانهایی که خلق شده ‏اند، یا حیوان باشد، همین هایی که آفریده شده ‏اند، یا نبات باشد و یا جماد. اساساً انسان اگر بخواهد همین نسخه کامل و جامع باشد جز اینکه در کار خودش مختار و آزاد باشد امکان نداشت و عقلًا محال بود، و وقتی که در کار خودش مختار و آزاد است از همین‏جا امکان آزار افراد به یکدیگر و تجاوز به حقوق یکدیگر پیدا می‏شود.
اینجاهم استاد گلپایگانی توضیح دادن, البته من تو جلسه درسشون شرکت داشتم شاید اونجا بهتر توضیح دادن ولی اینجاهم گویا اوردن
http://salehhashemi.persianblog.ir/post/38/
واقعآ ممنونم
اما بعدش سوالای بعدی واسم پیش میاد
اینکه شما البته جوابش رو دادید.یعنی اینکه مثلا نمیشد انسان فقط نفس مطمئنه داشته باشه؟واسه خدا که نشد نداره
یه سوال دیگه.خدا چرا از شیطان خواست به انسان سجده کنه که بشه دشمن انسان؟اصلا حالا دشمن انسان شد،خدا چرا بهش اجازه داد تا وقت معلوم،انسان رو گمراه کنه؟
قبلا شنیده بودم عوامل گمراهی انسان فقط شیطان نیست،نفس خود انسان هم هست.آیا وجود نفس (اماره) در انسان برای امتحانش کافی نبود؟

و همچنین این سوال:چرا خدا فقط افرادی رو که میدونه بهشت میرن خلق نکرد؟اینطوری بحث اختیار انسان و آزمایش و امتحان هم سر جاش بود.چرا از به دنیا اومدن جهنمیها جلوگیری نکرد؟اگه جهنمیها رو خلق کرد برای امتحان بنده های خوبش،چرا باید یه عده به جهنم سوزان برن تا بعضیا امتحان بشن؟
اختیار زمانی معنا پیدا می کنه که شما بیش از یک گزینه داشته باشید . پرخوری یا به اندازه خوردن مثلا حالا من دو گزینه دارم و می توانم با اختیار و عقلم یکی را انتخاب کنم . اگر نفس اماره وجود نداشت اگر عوامل وسوسه انگیز نبود انسان هم فاقد اختیار می شد و فقط جبر داشت
شیطان هم مخلوقی بود داری نفس داری عقل و اختیار و این انتخاب شیطان بود برای آزمایش عبادات چند هزار ساله اش
اجازه داده شد تا جزای عباداتش را بگیرید در واقه معامله کرد سزای عبادت را اینطور گرفت بعضی وقتها ما انسان ها هم از این معامله های می کنیم سزای کار خوبمان را با تشویق اطرافیان می گیریم

جواب سرکار خانم سیمرغ کامل بود و به این موضوعات اجمالا اشاره فرموده بودند
فقط در مورد سوال اولتان این نکته را هم در نظر بگیرید چرا خدا نباید انسان های جهنمی را خلق کند ؟
مگر انسان چه بهشتی چه جهنمی ممکن الوجود نیستند ! اقتضای ذات احسن خداوند این است که هر موجود ممکن الوجودی را مرحله آفرینش برساند که توان و قدرت تکامل را داشته باشد در واقع با خلقت راه سعادت را باز می کند و اگر غیر از این کند نعوذبالله بی عدالتی کرده است درست است خداوند آگاهی دارد اما باید به مرحله عمل برسد و این راه عملا برای شخص باز باشد و اینجا شخص مختار است تا راهش را خودش برود

نقل قول:بحث اختیاره و اینکه ما اشرف مخلوقاتیم و متفاوتیم با سایر مخلوقات و باید راه ربوبیت و خداوندگاری و خدایی شدن رو با عبودیت طی کنیم تا مصداق خلیفه الله در روی زمین باشیم

پ.ن
چون صحبت از توانایی خوداوند شد یک نکته ای را عرض کنم قبلا هم صحبتش شد سعی می کنم مختصر عرض کنم

توجه داشته باشید مثلا شما می فرمایید : کاری برای خدا نشد ندارد

اما نباید آن کار منقضی کننده ذات خدا باشد مثلا خدا میتواند پاهای شما را روی گوشهایتان قرار بدهد و زبانتان از کف دستانتان بیرون بیاید ولی آیا این کار حکیمانه است اگر این چنین کند صفت حکمت و دانایی خود را نقض می کند این نکته را در نظر بگیرید افعال خداوند با اقتضای ذات احسن اوست و کاری عبث و بیهوده از خداوند سر نمی زند
ممکن است سوال پیش آید که خدا هم محدود است اگر خداوند محدود به حدود باشد پس صفت قادر نقض می شود برای جواب می شود به موضوع همین تاپیک اشاره کرد انسان های استثنایی این یعنی اگر خدا می خواست می شد و همه طور دیگری خلق می شدند همانطور که در آیات قرآن هم به این موضوع اشاره شده اما این جا مسئله حکیم بودن و دانایی ذات پاک خداوند است
اگر اینطور که شما میفرمایید پس دیگه نیازی به زندگی در این دنیا نبود
اگر قرار بود همه بهشتیا رو زمین باشیم خب همونجا بودیم دیگه


انسان موجودی مرکبه برخلاف موجودات دیگه. یعنی یک خود عالی داره که باعث حرکت به سمت خوبی ها و کمال میشه و یک خود دانی و حیوانی که بحث شوات و غرایز به میون میاد. این دو مدام در کشاکش و مبارزه اند. و انسانی متقی ست که خود عالی او بر خود دانی او غلبه کنه. ما از خداییم, اینجا مکان موقتیست برای اینکه لیاقت و شایستگی خودمون رو نشون بدیم تا در بازگشت به سرای اخرت, مکان و جایگاه حقیقی خودمون رو مشاهده کنیم.

در مورد سجده کردن وقتی ایات سوره بقره رو میخونیم البته در سوره های اعراف, اسراء, کهف, طه, و ص درخصوص این موضوع توضیح داده شده
در مورد شیطان تعبیر ایه قران اینه که میگه استکبر کان من الکافرین
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبي‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرينَ/آیه34 سوره بقره

یه تعبیری استاد اینجا داشتند بر اینکه چرا از فعل کان استفاده شده, میگه از کافران بود چرا نمیگه از کافران شد. تو روایات داریم نقل به مضمون که خداوند قبل از هر چیز انوار مقدسه اهل بیت رو افریده بود و شیطان از همانجا کافر شد و هنگام سجده بر ادم کفرش اشکار شد

اما در مورد مهلت تا روز مشخص, باید بدونیم اگر شیطان نبود من نوعی به کمال نمیرسیدم. در حقیقت شیطان هم وسیله ای ست برای خدایی شدن من. و نقشش کاملا تعریف شده ست در پازل خداوند.
شیطان از خدا مهلت خواست, الی یوم یبعثون
جالبه شیطان اینجا میگه تا روزی که انسانها دوباره برانگیخته میشن یعنی تا روز قیامت بهم مهلت بده(شیطان معاد رو قبول داشته و خیلی چیزا میدونسته : )
خداوند فرمودند الی یوم وقت معلوم/ سوره ص ایه ش یادم نیست
خدا نگفت تا روز قیامت بلکه زمان مشخص کرد که طبق تفاسیر وقت معلوم همون روز ظهور اقا امام زمانه که ابلیس توسط حضرت گردن زده خواهد شد و انسانها بهشت زمینی رو هم تجربه می کنند.

کلا تو ماجرای خلقت حضرت ادم و سجده فرشتگان همه چی هست. هم آزمایش هست هم توبه هم بخشش هم بالارفتن مقام,
نقل قول:اگه جهنمیها رو خلق کرد برای امتحان بنده های خوبش،چرا باید یه عده به جهنم سوزان برن تا بعضیا امتحان بشن؟
اون جهنمیا رو خدا جهنمی نکرد.

قبلا گفتم:

نقل قول:یهدی من یشاء و یضل من یشاء»، یعنی خدا هر کس را که بخواهد هدایت و هر کس را که بخواهد گمراه می‌کند


بسیاری از شبهات قرآنی با دونستن معنای یشاء و یرید در زبان عربی حل میشه
یشاء : فعلی که صورت میگیرد برمبنای خواست طرفین است یعنی دو نفر باید چیزی را بخواهند تاامر بین آندو صورت بگیرد مثل معالجه بیمار توسط دکتر.

یرید: فعلی که صورت میگیرد مبنی برخواست یکطرف است و خواست دیگری شرط اجرای آن نیست صرف آنکه یک طرف چیزی را بخواهد به انجام میرسد مثل غذا خوردن مثل آب خوردن اگه تشنه باشید دلتون آب میخواد اراده میکنید و آب میخورید

ببینید انسانیت انسان جز این مسیری نداره که ابتدا انسان در طبیعت آنطور ناقص افریده بشه(منظورم نقص جسمی نیست) و بعد, دستگاههای اخلاقی و تربیتی(معلمان و مربیان؛ انبیاء) بیایند و آن نقص و ضعف را برطرف کنند و بشر به قدرت اندیشه و اراده خود به کمال برسد.
(۱۵/اسفند/۹۳ ۲۱:۲۵)mahdy30na نوشته است: [ -> ]شما به این اعتقاد دارین که تو عالم ما امتحان میشیم و مایع امتحان برای دیگران هم میشیم؟
اگر چنین باشه میتونین این رو حالتی از امتحان شدن و بودن بدونین.

سلام.
ممنون از شما.
ولی امتحان چیزی است که ما خودمون توش نقش داشته باشیم و فعالیتی براش انجام بدیم حالا چه درست و چه غلط.
ولی افراد استثنایی که هیچ نقشی ندارن در این امتحان اصلا نمیدونن با چی طرفن نمیتونن درک کنن پس چطور میتونه یه امتحان باشه براشون؟؟؟
پاسخ های خانم سیمرغ و آقای میم حسین.....هم عالی بود.Smile
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع