۳/فروردین/۹۴, ۱:۳۴
به نام خدا
یه موضوعی به ذهنم رسید که گفتم اینجا بیان بشه که شاید یه روزی درست بشه. معمولا ساده حرف میزنم که با هر سنی بشه درکش کرد.
نمیدونم چقدر توجه کردید به پوششی که خانم ها در دید و بازدید عید دارن. من نمیدونم چطور باید یکی خودش رو مسلمون بدونه و حداقل به چیزا هایی که توی قران نوشته شده عمل نکنه. چیزهایی که حرام بودنشون در قرانی اومده که نه نظر فقهی بوده نه نظر شخصی . سخنی بوده که از خداوند به ما رسیده.
نمیخوام خدای نکرده کسیو رو به نامسلمونی متهم بکنم یا بگم خودم خیلی علیه السلام هستم ، ولی خداییش باید یه چیزایی رعایت بشه.
پیش میاد میریم مهمانی ، 15-20 نفر نشسته که مثلا نصف اقا نصف خانم ، چرا باید یه خانم با لباسی بیاد که خواهر من توی عروسی هم نمیپوشه ؟ من موافق ازادی هستم، موافق این هستم که حجابش رو هرجوری دوست داره طرف انتخاب کنه. ولی روی سخنم با دوستانیه که اسم مسلمون روشونه. نماز میخونن و روزه میگیرن.
چرا روزه ای رو که حتی وقتی کسی مارو نمیبینه میگیریم و نگرفتنش چیزی رو زیر سوال نمیبره و حداقل کسی نمیگه ابروی مسلمون هارو برده و کسی نمیبینه که مثلا روزه نگرفته ایم. ولی حجابی رو که همه میبینن و این مدل لباس پوشیدن ابروی مسلمون بودن رو میبره ، چرا چنین لباسی رو میپوشن ؟
میشناسم افرادی رو که پدر (غیر روحانی ) امام جماعت مسجد محل هست و دختراش با همون لباس هایی که قبل گفتم در مهمونی های دید و بازدید عید!
میشناسم که طرف رفته حج واجب ، برگشته و هنوز مدل پوشش مدلیه که با ابروی یه مسلمون بازی میکنه.
چرا باید جوری ارایش کنه که حتی توی فیلم های هالیوودی هم توی مهمونی هاشون ارایش نمیکنن ؟
چرا باید خواهر من که مانتویی هست و حجابشو خودش انتخاب کرده بگه من پیششون انگار پشت کوهی بودم ؟ من جای خواهرم بودم شاید عقیده ام رو عوض میکردم و مثل اونا لباس میپوشیدم که توی چشم باشم. (پشت کوهی دوستان توهین نباشه ، فقط یه مثال بود برای ادم های خیلی قدیمی و و فرهنگ قدیمی تر)
ابجی هایی که این متن رو میخونن ، بدونن به عنوان یه پسر فامیل ، پسر خاله ، پسر دایی ، پسر عمه ، پسر عمو ، از دخترهایی که متانت بیشتری دارن ، اونی هستن که عقیدشون نشون میده ، اونی هستن که میگن ما مسلمونیم ، اونی هستن که حد و حدود پوشش رو رعایت میکنن، اونی هستن که زمانی که میخندن روشونو برمیگردونن ، ما با شما راحت تر صحبت میکنیم تا با کسی که نه خودشه و نه چیزیه که خداش میخواد. وگرنه حرف زدن با هر کسی اسونه. فکر نکنید شما از بقیه کم ارزش ترید ، یا ساده ترید ، یا به قول ابجیم انگار از پشت کوه اومدید، یا بقیه به شما توجه نمیکنن. اتفاقا برعکسه.
روی سخنم با پدر و مادر های نسل بعده ، با پدر و مادر های فعلیه که فرزند کوچیک دارن. ابروی سال های اینده اسلام به عهده ماهاست !
یه موضوعی به ذهنم رسید که گفتم اینجا بیان بشه که شاید یه روزی درست بشه. معمولا ساده حرف میزنم که با هر سنی بشه درکش کرد.
نمیدونم چقدر توجه کردید به پوششی که خانم ها در دید و بازدید عید دارن. من نمیدونم چطور باید یکی خودش رو مسلمون بدونه و حداقل به چیزا هایی که توی قران نوشته شده عمل نکنه. چیزهایی که حرام بودنشون در قرانی اومده که نه نظر فقهی بوده نه نظر شخصی . سخنی بوده که از خداوند به ما رسیده.
نمیخوام خدای نکرده کسیو رو به نامسلمونی متهم بکنم یا بگم خودم خیلی علیه السلام هستم ، ولی خداییش باید یه چیزایی رعایت بشه.
پیش میاد میریم مهمانی ، 15-20 نفر نشسته که مثلا نصف اقا نصف خانم ، چرا باید یه خانم با لباسی بیاد که خواهر من توی عروسی هم نمیپوشه ؟ من موافق ازادی هستم، موافق این هستم که حجابش رو هرجوری دوست داره طرف انتخاب کنه. ولی روی سخنم با دوستانیه که اسم مسلمون روشونه. نماز میخونن و روزه میگیرن.
چرا روزه ای رو که حتی وقتی کسی مارو نمیبینه میگیریم و نگرفتنش چیزی رو زیر سوال نمیبره و حداقل کسی نمیگه ابروی مسلمون هارو برده و کسی نمیبینه که مثلا روزه نگرفته ایم. ولی حجابی رو که همه میبینن و این مدل لباس پوشیدن ابروی مسلمون بودن رو میبره ، چرا چنین لباسی رو میپوشن ؟
میشناسم افرادی رو که پدر (غیر روحانی ) امام جماعت مسجد محل هست و دختراش با همون لباس هایی که قبل گفتم در مهمونی های دید و بازدید عید!
میشناسم که طرف رفته حج واجب ، برگشته و هنوز مدل پوشش مدلیه که با ابروی یه مسلمون بازی میکنه.
چرا باید جوری ارایش کنه که حتی توی فیلم های هالیوودی هم توی مهمونی هاشون ارایش نمیکنن ؟
چرا باید خواهر من که مانتویی هست و حجابشو خودش انتخاب کرده بگه من پیششون انگار پشت کوهی بودم ؟ من جای خواهرم بودم شاید عقیده ام رو عوض میکردم و مثل اونا لباس میپوشیدم که توی چشم باشم. (پشت کوهی دوستان توهین نباشه ، فقط یه مثال بود برای ادم های خیلی قدیمی و و فرهنگ قدیمی تر)
ابجی هایی که این متن رو میخونن ، بدونن به عنوان یه پسر فامیل ، پسر خاله ، پسر دایی ، پسر عمه ، پسر عمو ، از دخترهایی که متانت بیشتری دارن ، اونی هستن که عقیدشون نشون میده ، اونی هستن که میگن ما مسلمونیم ، اونی هستن که حد و حدود پوشش رو رعایت میکنن، اونی هستن که زمانی که میخندن روشونو برمیگردونن ، ما با شما راحت تر صحبت میکنیم تا با کسی که نه خودشه و نه چیزیه که خداش میخواد. وگرنه حرف زدن با هر کسی اسونه. فکر نکنید شما از بقیه کم ارزش ترید ، یا ساده ترید ، یا به قول ابجیم انگار از پشت کوه اومدید، یا بقیه به شما توجه نمیکنن. اتفاقا برعکسه.
روی سخنم با پدر و مادر های نسل بعده ، با پدر و مادر های فعلیه که فرزند کوچیک دارن. ابروی سال های اینده اسلام به عهده ماهاست !



