۵/فروردین/۹۴, ۱۳:۲۱
(بسم الله الرحمن الرحیم)
![[تصویر: 919046_527.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/12/5/919046_527.jpg)
در سال 2005، زمانی که ریدلی اسکات (Ridley Scott) فیلم Kingdom of Heaven را کارگردانی کرد، عده زیادی از منتقدین بر این باور بودند که او در نگاه خود به مذهب، راه عدالت را پیش گرفته و این فیلم را زمینه ای برای تولید آثار متعادل مذهبی وی دانستند.
![[تصویر: ridley-scott.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/ridley-scott.jpg)
اما بر خلاف همه باورها، ساخت فیلم Prometheus در سال 2012 توسط اسکات، خط بطلانی بر تمام این گمانه زنی ها کشید و خط و مشی اصلی وی در مواجهه با مذهب را مشخص نمود.
در این فیلم، اسکات تمایل و علاقه شدید خود به نظریه جنجال آفرین "افسانه خدایان بیگانه" یا همان "فضانوردان باستانی" اریک فون دنیکن (Erich Anton Paul von Däniken) سوئدی را به صراحت بیان نمود و انسان را مخلوق موجودات فضایی بیان کرد. طبق این نظریه، انسان يا توسط موجودات سياره ديگري خلق شده يا با "كمك" آن ها پا به اين كره خاكي نهاده است.
در این فیلم، اسکات تمایل و علاقه شدید خود به نظریه جنجال آفرین "افسانه خدایان بیگانه" یا همان "فضانوردان باستانی" اریک فون دنیکن (Erich Anton Paul von Däniken) سوئدی را به صراحت بیان نمود و انسان را مخلوق موجودات فضایی بیان کرد. طبق این نظریه، انسان يا توسط موجودات سياره ديگري خلق شده يا با "كمك" آن ها پا به اين كره خاكي نهاده است.
![[تصویر: Erich-Anton-Paul-von-Dniken.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/Erich-Anton-Paul-von-Dniken.jpg)
خود اسکات در اینباره اینطور اظهار نظر کرده که:
"ناسا و واتيكان معتقدند که اين فرضيه از لحاظ رياضي غير ممكن است، اما در مسير تكامل بشريت، بدون كمك، هرگز نميتوانستيم جايي باشيم كه امروز هستيم... اين همان صحنهاي است كه ما در فيلم Prometheus به آن نگاه ميكنيم، يعني به عقايد اريك فون دنیكن مبني بر اينكه خاستگاه ما انسانها از كجاست."
"ناسا و واتيكان معتقدند که اين فرضيه از لحاظ رياضي غير ممكن است، اما در مسير تكامل بشريت، بدون كمك، هرگز نميتوانستيم جايي باشيم كه امروز هستيم... اين همان صحنهاي است كه ما در فيلم Prometheus به آن نگاه ميكنيم، يعني به عقايد اريك فون دنیكن مبني بر اينكه خاستگاه ما انسانها از كجاست."
با توجه به سابقه ذهنی اسکات در مورد خداوند و خلقت بشریت، به راحتی می شد حدس زد که فیلم بعدی او که روایتگر داستان یکی از پیامبران الهی و معجزات وی است، به چه شکل خواهد شد!
فیلم Exodus: Gods and Kings آخرین اثر سینمایی اسکات است که در سال 2014، با بودجۀ ۱۴۰ میلیون دلاری و به کارگیری بیش از ۶۰۰۰ سیاهی لشکر تولید و اکران شد.
این فیلم، روایتگر دوران کودکی، جوانی و چگونگی به رسالت رسیدن حضرت موسی (علیه السلام) است که در آن اسکات با نگاهی خاص به این داستان، سعی کرده تا برداشت های جدیدی را از آن استخراج و اصطلاحاً آن را به روز رسانی کند!
فیلم Exodus: Gods and Kings آخرین اثر سینمایی اسکات است که در سال 2014، با بودجۀ ۱۴۰ میلیون دلاری و به کارگیری بیش از ۶۰۰۰ سیاهی لشکر تولید و اکران شد.
این فیلم، روایتگر دوران کودکی، جوانی و چگونگی به رسالت رسیدن حضرت موسی (علیه السلام) است که در آن اسکات با نگاهی خاص به این داستان، سعی کرده تا برداشت های جدیدی را از آن استخراج و اصطلاحاً آن را به روز رسانی کند!
وی در این مورد گفته:
"من سعی کردم که یک داستان قدیمی را با روایتی جدید ارائه کنم. قصد من تکرار مکررات نبوده و سعی داشتم نگاه امروزی را به داستان پیامبری موسی و مهاجرت قوم بنی اسرائیل تزریق کنم."
"من سعی کردم که یک داستان قدیمی را با روایتی جدید ارائه کنم. قصد من تکرار مکررات نبوده و سعی داشتم نگاه امروزی را به داستان پیامبری موسی و مهاجرت قوم بنی اسرائیل تزریق کنم."
![[تصویر: Christian-Bale.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/Christian-Bale.jpg)
در این فیلم، نقش حضرت موسی (علیه السلام) به کریستین بیل (Christian Bale) انگلیسی (بازیگر نقش بتمن) سپرده شد. فردی که به صراحت خود را بی ایمان خوانده و رسالت انبیاء را به سخره می گیرد.
وی در یکی از مصاحبه هایش در مورد نقش حضرت موسی (علیه السلام) اینطور اظهار نظر کرده بود که:
وی در یکی از مصاحبه هایش در مورد نقش حضرت موسی (علیه السلام) اینطور اظهار نظر کرده بود که:
![[تصویر: 03-12-2015-01-22-19-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-01-22-19-%D8%A8.jpg)
"من برای ایفای این نقش تمام داستان های تورات، انجیل و قرآن را مطالعه کردم. به نظر من شخصیت موسی یه فرد بی تمدن و اسکیزوفرنی است. البته شما این موضوع را در فیلم نخواهید دید، اما این برداشت امروز من از یه واقعه باستانی است. شاید در آن روزها به موسی به عنوان یک پیامبر و فرستاده از طرف خداوند نگاه می شد، اما باید این سوال را پرسید که آیا امروز هم به او همانطور نگاه می شود؟"
یا در جای دیگر، شخصیت موسی را فردی تروریست در نظر مصریان و آزادی خواه برای بنی اسرائیل دانسته است!
می بینید که ترکیب کارگردانی و بازیگری فیلم، ترکیبی ضد مذهبی است و از همین رو به راحتی می توان محصول تولید شده را پیشاپیش مورد ارزیابی نسبی قرار داد.
می بینید که ترکیب کارگردانی و بازیگری فیلم، ترکیبی ضد مذهبی است و از همین رو به راحتی می توان محصول تولید شده را پیشاپیش مورد ارزیابی نسبی قرار داد.
![[تصویر: 22.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/22.jpg)
فیلم، با روایت ماجرای حمله پیشگیرانه ارتش مصر به هیتی ها (مردمانی باستانی که به زبان هیتی که از شاخه آناتولی خانواده هندواروپایی است، صحبت میکردند و کشوری با حکومت پادشاهی در آناتولی و میانرودان شمالی و سوریه در سده ۱۸ پ.م. تا ۱۲ پ.م. تأسیس کردند) آغاز می شود.
فرعون پیش از حمله، از پیشگوی مخصوص خود درخواست می کند تا خوش یمن یا بد یمن بودن این اقدام را از طریق امعا و احشا قربانی بررسی کند! اما پیشگو اعلام می دارد که امعا و احشا در این مورد سخنی نمی گویند و در عوض از موضوع دیگری خبر می دهند:
"در این نبرد رهبری نجات داده می شود و ناجی او روزی رهبر خواهد شد."
فرعون پیش از حمله، از پیشگوی مخصوص خود درخواست می کند تا خوش یمن یا بد یمن بودن این اقدام را از طریق امعا و احشا قربانی بررسی کند! اما پیشگو اعلام می دارد که امعا و احشا در این مورد سخنی نمی گویند و در عوض از موضوع دیگری خبر می دهند:
"در این نبرد رهبری نجات داده می شود و ناجی او روزی رهبر خواهد شد."
![[تصویر: 21.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/21.jpg)
شنیدن این حرف موجب می شود تا منفتاح، جانشین قانونی فرعون، نسبت به موسی (که او فرزندخوانده فرعون است) حساس شده و با دید تردید به عواقب این پیشگویی نگاه کند. نبرد آغاز می شود و لشکر مصر با فرماندهی منفتاح و موسی به هیتی ها حمله ور می شوند.
در کشاکش نبرد، ناگهان یکی از مبارزان هیتی ارابه منفتاح را هدف قرار داده و او را سرنگون می کند. درست در همین هنگام، موسی متوجه وضعیت خطرناک منفتاح شده و به کمک وی می شتابد و او را از مرگ می رهاند. اما منفتاح به این موضوع به عنوان تحقق پیش گویی نگاه کرده و نسبت به دوستی و وفاداری موسی دچار تردید می شود.
"در اینجا نکته ای وجود دارد که باید به آن توجه کرد. در صحنه درگیری مصریان و هیتی ها، شخصیت موسی به همراه جانشین فرعون تعداد زیادی از هیتی ها را به قتل می رساند. حال، سوال این است که با توجه به این موضوع که حضرت موسی به دلیل شرایط خاص موجود برای پیامبران، باید پیش از ابلاغ رسالت هم در رفتار، گفتار و کردار به دور از منش ظالمان رفتار کند (این یک اصل تغییر ناپذیر برای همه پیامبران الهی است)، شرکت در جنگی که کفار بانی آن هستند و کشتن افراد، نمی تواند در مرام وی باشد و از این رو نمایش چنین صحنه ای کاملاً دور از حقیقت است."
پس از بازگشت از نبرد، موسی به منظور آرام کردن اوضاع و اطمینان بخشی به منفتاح (که پیشگویی خرافه ای بیش نیست)، برای رسیدگی به اوضاع کارگران بنی اسرائیل، اقدام کرده و بجای وی عازم پیتوم، محل نگهداری بردگان می شود و در آنجا با نایب السلطنه مصر (Crown Prince)! دیدار می کند.
در کشاکش نبرد، ناگهان یکی از مبارزان هیتی ارابه منفتاح را هدف قرار داده و او را سرنگون می کند. درست در همین هنگام، موسی متوجه وضعیت خطرناک منفتاح شده و به کمک وی می شتابد و او را از مرگ می رهاند. اما منفتاح به این موضوع به عنوان تحقق پیش گویی نگاه کرده و نسبت به دوستی و وفاداری موسی دچار تردید می شود.
"در اینجا نکته ای وجود دارد که باید به آن توجه کرد. در صحنه درگیری مصریان و هیتی ها، شخصیت موسی به همراه جانشین فرعون تعداد زیادی از هیتی ها را به قتل می رساند. حال، سوال این است که با توجه به این موضوع که حضرت موسی به دلیل شرایط خاص موجود برای پیامبران، باید پیش از ابلاغ رسالت هم در رفتار، گفتار و کردار به دور از منش ظالمان رفتار کند (این یک اصل تغییر ناپذیر برای همه پیامبران الهی است)، شرکت در جنگی که کفار بانی آن هستند و کشتن افراد، نمی تواند در مرام وی باشد و از این رو نمایش چنین صحنه ای کاملاً دور از حقیقت است."
پس از بازگشت از نبرد، موسی به منظور آرام کردن اوضاع و اطمینان بخشی به منفتاح (که پیشگویی خرافه ای بیش نیست)، برای رسیدگی به اوضاع کارگران بنی اسرائیل، اقدام کرده و بجای وی عازم پیتوم، محل نگهداری بردگان می شود و در آنجا با نایب السلطنه مصر (Crown Prince)! دیدار می کند.
در آنجا، نایب السلطنه با موسی در مورد مشکل افزایش جمعیت بی رویه بنی اسرائیل و مشکلات پیرامون آن صحبت می کند و پیشنهاد می دهد که برای کنترل جمعیت آن ها یا تعداد مشخصی از مردها کشته شوند یا نیروی نظامی بیشتری در اختیار وی قرار داده شود. اما از آنجا که دریافت نیروی نظامی بیشتر می توانست تهدیدی برای حکومت فرعون باشد، موسی با پیشنهاد وی مخالفت کرده و تصمیم می گیرد از نزدیک با بنی اسرائیل دیدار کرده و به مشکل آن ها رسیدگی کند.
"نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد، این است که سیاست کنترل جمعیت مردان بنی اسرائیل از ابتدا توسط فراعنه اعمال می شده و موضوع جدیدی نبوده است. زیرا بنی اسرائیل مردمانی جنگجو بودند که افزایش جمعیت آن ها می توانست تهدیدی برای حکومت فراعنه باشد. نکته جالب و قابل تأمل، این است که هم اکنون نظیر این سیاست از طرف سیاستمداران اسرائیل برای کنترل جمعیت فلسطینیان اعمال می شود! معلوم می شود که اعمال این سیاست، ریشه در تاریخ بنی اسرائیلیان دارد که خود زمانی تحت سلطه بودند و حالا در صدد جبران آن هستند."
نایب السلطنه با پیشنهاد موسی مخالفت کرده و عبریان را مردمانی آب زیرکاه و جنگجو معرفی می کند و به موسی توضیح می دهد که اسرائیل در زبان آن ها به معنی کسی است که با خدا می جنگد، اما موسی با تصحیح این عبارت به کسی که با خدا کشتی گرفت، همچنان به مذاکره مستقیم با آن ها اصرار می ورزد.
"نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد، این است که سیاست کنترل جمعیت مردان بنی اسرائیل از ابتدا توسط فراعنه اعمال می شده و موضوع جدیدی نبوده است. زیرا بنی اسرائیل مردمانی جنگجو بودند که افزایش جمعیت آن ها می توانست تهدیدی برای حکومت فراعنه باشد. نکته جالب و قابل تأمل، این است که هم اکنون نظیر این سیاست از طرف سیاستمداران اسرائیل برای کنترل جمعیت فلسطینیان اعمال می شود! معلوم می شود که اعمال این سیاست، ریشه در تاریخ بنی اسرائیلیان دارد که خود زمانی تحت سلطه بودند و حالا در صدد جبران آن هستند."
نایب السلطنه با پیشنهاد موسی مخالفت کرده و عبریان را مردمانی آب زیرکاه و جنگجو معرفی می کند و به موسی توضیح می دهد که اسرائیل در زبان آن ها به معنی کسی است که با خدا می جنگد، اما موسی با تصحیح این عبارت به کسی که با خدا کشتی گرفت، همچنان به مذاکره مستقیم با آن ها اصرار می ورزد.
موسی به درون اردوگاه بنی اسرائیل رفته و در آنجا با بزرگان قوم دیدن می کند و از آن ها درباره خواسته هایشان سوال می پرسد. نون (پدر یوشع، وصی حضرت موسی) از او می خواهد که به آن ها اجازه داده شود تا یکبار دیگر سرزمین کنعان را ببینند.
"نکته: این که نون در این زمان درخواست دارد تا فرعون اجازه دهد تا آن ها یکبار دیگر بتوانند کنعان را ببینند، کمی عجیب به نظر می رسد. زیرا در این دوران، بنی اسرائیل تنها خواستار کم کردن فشارها و دریافت برخی امکانات (حقوق اولیه شهروندی) هستند و فکر خروج از مصر برای آن ها غیر ممکن است. طرح خروج از مصر و رفتن به کنعان، بعدها به دستور خداوند و توسط حضرت موسی (علیه السلام) که به رسالت رسیده اند، اجرا می شود و پیش از آن در میان قوم، موضوعیتی نداشته است"
"نکته: این که نون در این زمان درخواست دارد تا فرعون اجازه دهد تا آن ها یکبار دیگر بتوانند کنعان را ببینند، کمی عجیب به نظر می رسد. زیرا در این دوران، بنی اسرائیل تنها خواستار کم کردن فشارها و دریافت برخی امکانات (حقوق اولیه شهروندی) هستند و فکر خروج از مصر برای آن ها غیر ممکن است. طرح خروج از مصر و رفتن به کنعان، بعدها به دستور خداوند و توسط حضرت موسی (علیه السلام) که به رسالت رسیده اند، اجرا می شود و پیش از آن در میان قوم، موضوعیتی نداشته است"
![[تصویر: 05.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/05.jpg)
موسی با این درخواست مخالفت می کند، اما نون این موضوع را، خواست خدا مطرح کرده و بر آن اصرار می ورزد. موسی با شنیدن نام خدا، ماهیت آن را زیر سوال برده و به نون توضیح می دهد که همه این صحبت ها ناشی از مشتی تعصبات غیر واقعی مذهبی است که آن ها را به خود مشغول ساخته، وگرنه مسئله قوم برتر و سرزمین موعود افسانه و دروغی بیش نیستند. موسی که پافشاری نون بر حرف هایش را می بیند، جویای نام وی می شود، اما نون متقابلاً نام او را سوال می کند. نون به محض شنیدن نام موسی، متوجه می شود که وی همان موعود وعده داده شده به آن هاست. لذا از وی می خواهد که در مکانی مخفی در جمع بزرگان بنی اسرائیل حاضر شود.
"نکته: موضوع منجی بودن حضرت موسی (علیه السلام) تا پیش از ماجرای قتل یک قبطی به دست حضرت، بر همه (قبطی و بنی اسرائیلی) نامعلوم است و این که نون در این زمان موفق به تشخیص منجی بودن حضرت شد، برداشتی نادرست است. نکته بعد، در مورد اظهار نظر موسی درباره خداوند و موضوع قوم برتر است. همانطور که قبلاً ذکر شد، با توجه به شرایط لازم و واجب برای هر پیامبر (قبل و بعد از رسالت)، موسی نمی توانسته چنین اظهار نظر گستاخانه ای در مورد خدا داشته باشد (زیرا او شناخت کافی از خدا داشته و فقط از طرف وی به رسالت مبعوث نشده است) و این صحبت ها بیشتر حرف های اسکات از زبان شخصیت موسی هستند!"
موسی، دعوت نون را قبول کرده و به محل ملاقات می رود. در آنجا نون به موسی توضیح می دهد که او در واقع یک بنی اسرائیلی به نام "موشه" است که دختر فرعون او را به فرزندی پذیرفته و خواهر تنی اش به عنوان دایه از او نگهداری کرده است. او همچنین ماجرای پیشگویی سال ها قبل در مورد تولد منجی و کشتار فرزندان پسر تازه متولد شده را برای موسی شرح می دهد، اما موسی حرف های وی را باور نکرده و آنجا را ترک می کند.
"نکته: طبق روایات قرآن از این ماجرا، آسیه، همسر فرعون است که موسی را به فرزندی قبول می کند، نه خواهر موسی! نکته مهم دیگری که در این فیلم و در آثار شبیه به آن دیده می شود، وجود فرزند پسری برای فرعون است. اگر این موضوع درست باشد، پس چرا فرعون باید موسی را به فرزندی قبول کند؟ در واقع موضوع وجود دو فرعون به هیچ وجه در قرآن ذکر نشده و آنطور که از شواهد پیداست، فرعونی که موسی را به فرزندی قبول کرده، خود برای نابودی وی نیز اقدام می کند."
در حین ترک محل ملاقات، ناگهان موسی با دو مأمور قبطی که وی را با برده ها اشتباه گرفته بودند، برخورد کرده و آن ها را به قتل می رساند.
"نکته: موضوع منجی بودن حضرت موسی (علیه السلام) تا پیش از ماجرای قتل یک قبطی به دست حضرت، بر همه (قبطی و بنی اسرائیلی) نامعلوم است و این که نون در این زمان موفق به تشخیص منجی بودن حضرت شد، برداشتی نادرست است. نکته بعد، در مورد اظهار نظر موسی درباره خداوند و موضوع قوم برتر است. همانطور که قبلاً ذکر شد، با توجه به شرایط لازم و واجب برای هر پیامبر (قبل و بعد از رسالت)، موسی نمی توانسته چنین اظهار نظر گستاخانه ای در مورد خدا داشته باشد (زیرا او شناخت کافی از خدا داشته و فقط از طرف وی به رسالت مبعوث نشده است) و این صحبت ها بیشتر حرف های اسکات از زبان شخصیت موسی هستند!"
موسی، دعوت نون را قبول کرده و به محل ملاقات می رود. در آنجا نون به موسی توضیح می دهد که او در واقع یک بنی اسرائیلی به نام "موشه" است که دختر فرعون او را به فرزندی پذیرفته و خواهر تنی اش به عنوان دایه از او نگهداری کرده است. او همچنین ماجرای پیشگویی سال ها قبل در مورد تولد منجی و کشتار فرزندان پسر تازه متولد شده را برای موسی شرح می دهد، اما موسی حرف های وی را باور نکرده و آنجا را ترک می کند.
"نکته: طبق روایات قرآن از این ماجرا، آسیه، همسر فرعون است که موسی را به فرزندی قبول می کند، نه خواهر موسی! نکته مهم دیگری که در این فیلم و در آثار شبیه به آن دیده می شود، وجود فرزند پسری برای فرعون است. اگر این موضوع درست باشد، پس چرا فرعون باید موسی را به فرزندی قبول کند؟ در واقع موضوع وجود دو فرعون به هیچ وجه در قرآن ذکر نشده و آنطور که از شواهد پیداست، فرعونی که موسی را به فرزندی قبول کرده، خود برای نابودی وی نیز اقدام می کند."
در حین ترک محل ملاقات، ناگهان موسی با دو مأمور قبطی که وی را با برده ها اشتباه گرفته بودند، برخورد کرده و آن ها را به قتل می رساند.
![[تصویر: Same-Mar.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/Same-Mar.jpg)
"نکته: در داستان قرآن، موسی یک مأمور قبطی را به قتل می رساند و مکان و کیفیت قتل نیز کاملاً با چیزی که در فیلم نمایش داده می شود، متفاوت است."
موسی به مصر باز می گردد و فرعون را در بستر بیماری می یابد. ظاهراً وی توسط منفتاح که پس از شنیدن پیشگویی و تحقق آن بیش از قبل سودای پادشاهی در سر دارد، مسموم شده ( به کمک زهر مار) است. چند روز بعد فرعون در اثر این مسمومیت می میرد و منفتاح به عنوان فرعون جدید تاجگذاری می کند. در همین زمان، نایب السلطنه که با به حکومت رسیدن منفتاح موقعیت خود را متزلزل می باید، برای تحکیم روابطش با فرعون جدید به قصر آمده و برای چاپلوسی خبر قتل دو مأمور قبطی توسط موسی و ماجرای بنی اسرائیلی بودن وی را به او اطلاع می دهد.
منفتاح درباره این موضوع از خواهر خود (کسی که موسی را بزرگ کرده) سوال می کند، اما او منکر این جریان می شود. فرعون برای روشن شدن داستان، دستور می دهد تا میریا (دایه موسی) را نزد او بیاورند. او از میریا در مورد رابطه خونیش با موسی سوال می کند و وقتی با کتمان او مواجه می شود، تصمیم به قطع دست وی می گیرد که در این هنگام موسی دخالت کرده و با تأیید صحبت های نایب السلطنه به جنجال برپا شده، پایان می دهد.
موسی به مصر باز می گردد و فرعون را در بستر بیماری می یابد. ظاهراً وی توسط منفتاح که پس از شنیدن پیشگویی و تحقق آن بیش از قبل سودای پادشاهی در سر دارد، مسموم شده ( به کمک زهر مار) است. چند روز بعد فرعون در اثر این مسمومیت می میرد و منفتاح به عنوان فرعون جدید تاجگذاری می کند. در همین زمان، نایب السلطنه که با به حکومت رسیدن منفتاح موقعیت خود را متزلزل می باید، برای تحکیم روابطش با فرعون جدید به قصر آمده و برای چاپلوسی خبر قتل دو مأمور قبطی توسط موسی و ماجرای بنی اسرائیلی بودن وی را به او اطلاع می دهد.
منفتاح درباره این موضوع از خواهر خود (کسی که موسی را بزرگ کرده) سوال می کند، اما او منکر این جریان می شود. فرعون برای روشن شدن داستان، دستور می دهد تا میریا (دایه موسی) را نزد او بیاورند. او از میریا در مورد رابطه خونیش با موسی سوال می کند و وقتی با کتمان او مواجه می شود، تصمیم به قطع دست وی می گیرد که در این هنگام موسی دخالت کرده و با تأیید صحبت های نایب السلطنه به جنجال برپا شده، پایان می دهد.
![[تصویر: 03-12-2015-11-53-17-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-53-17-%D9%82.jpg)
"نکته: طبق روایت فیلم، موسی قبول کرده که یک بنی اسرائیلی است، این در حالی است که در سکانس های قبلی او تمام صحبت های نون را در مورد خودش رد می کند!"
پس از این اتفاق، منفتاح به خاطر گذشته ای که با موسی داشته، از کشتن وی صرف نظر کرده و در عوض او را به بیابانی خشک و بی آب و علف تبعید می کند. موسی راه بیابان را در پیش می گیرد و در طول سفر از دریای سرخ و کوهستانی عبور کرده و در همین بین، نقشه ای از مسیر حرکت و ساعات جزر و مد دریا را نیز ترسیم می کند!
پس از این اتفاق، منفتاح به خاطر گذشته ای که با موسی داشته، از کشتن وی صرف نظر کرده و در عوض او را به بیابانی خشک و بی آب و علف تبعید می کند. موسی راه بیابان را در پیش می گیرد و در طول سفر از دریای سرخ و کوهستانی عبور کرده و در همین بین، نقشه ای از مسیر حرکت و ساعات جزر و مد دریا را نیز ترسیم می کند!
![[تصویر: 03-12-2015-11-56-16-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-56-16-%D9%82.jpg)
"نکته: چند وقتی است که تعداد زیادی از شبکه های ماهواره ای غربی (فارسی و غیر فارسی) با نمایش برنامه هایی در قالب مستند، سعی دارند به هر طریق ممکن معجزات انبیاء الهی را زیر سوال برده و آن ها را حاصل اتفاق هایی طبیعی بیان کنند! اتفاق هایی که پیامبران در آن زمان به آن ها عالم بودند و مردمی که شاهد بودند، هیچ اطلاعی از آن ها نداشتند. به همین دلیل، آن ها را امری خارق العاده و معجزه تلقی می کردند. نظیر این موضوع که حضرت موسی زمان دقیق جزر و مد دریا را می دانسته و با علم به این موضوع، قومش را در زمان جزر از آن عبور داده است!"
سرانجام موسی به سرزمین آبادی می رسد و در آنجا به دختران شعیب نبی (علیه السلام) که برای بردن آب دچار مشکل شده بودند، کمک کرده و شب را میهمان شعیب می شود.
سرانجام موسی به سرزمین آبادی می رسد و در آنجا به دختران شعیب نبی (علیه السلام) که برای بردن آب دچار مشکل شده بودند، کمک کرده و شب را میهمان شعیب می شود.
![[تصویر: 03-12-2015-11-56-37-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-56-37-%D9%82.jpg)
چندی بعد، موسی با صفورا، دختر شعیب ازدواج کرده و همانجا به چوپانی مشغول می شود. صفورا دختری معتقد و خدا باور است و از این حیث کمی با تفکرات موسی در مورد خدا و القای این باور به فرزندشان گرشوم مشکل دارد!
"نکته: در این فیلم و فیلم های مشابه آن، هیچ اشاره ای به پیامبری شعیب (علیه السلام) نمی شود و وی فردی صاحب نفوذ در میان قومش معرفی می شود. به همین دلیل هم به غیر از رگه هایی از خداباوری کم رنگ و موروثی، هیچگونه آداب و سنن مربوط به پیامبران، نه در او و نه در دخترانش دیده نمی شود. جالب تر این که همین مقدار خداباوری صفورا هم موجب اختلاف وی با موسی می شود!"
"نکته: در این فیلم و فیلم های مشابه آن، هیچ اشاره ای به پیامبری شعیب (علیه السلام) نمی شود و وی فردی صاحب نفوذ در میان قومش معرفی می شود. به همین دلیل هم به غیر از رگه هایی از خداباوری کم رنگ و موروثی، هیچگونه آداب و سنن مربوط به پیامبران، نه در او و نه در دخترانش دیده نمی شود. جالب تر این که همین مقدار خداباوری صفورا هم موجب اختلاف وی با موسی می شود!"
در یکی از شب ها که موسی گوسفندانش را برای چرا به دامنه کوهستان برده بود، طوفان شدیدی درمی گیرد و تعدادی از گوسفندان با ترس از گله جدا شده و از کوه خدا (نامی که صفورا بر آن کوه نهاده بود) بالا می روند. موسی به دنبال گوسفندان به بالای کوه می رود، اما با جاری شدن سیلاب، در گل و لای گرفتار شده و از هوش می رود. پس از به هوش آمدن، با پسر بچه ای حدوداً 11 ساله مواجه می شود که در کنار درخت سبز شعله وری ایستاده و به او نگاه می کند. موسی از پسر درخواست کمک می کند، اما پسر در جواب، شغل موسی را جویا می شود:
- موسی: من شبان هستم.
- پسر: اما من فکر کردم که تو یک ژنرال هستی. من به یک ژنرال نیاز دارم.
- چرا؟
- که بجنگد.
- با چه کسی و برای چه؟
- فکر کنم خودت می دانی. الان باید بروی و ببینی سر مردمت چه می آید. تا وقتی این کار را نکنی، به آرامش نمی رسی. شاید عقیده داری که آن ها آدم نیستند؟
- تو کی هستی؟
- من هستم (کلمه ای معروف در تورات که بیانگر نام خداوند است)
- پسر: اما من فکر کردم که تو یک ژنرال هستی. من به یک ژنرال نیاز دارم.
- چرا؟
- که بجنگد.
- با چه کسی و برای چه؟
- فکر کنم خودت می دانی. الان باید بروی و ببینی سر مردمت چه می آید. تا وقتی این کار را نکنی، به آرامش نمی رسی. شاید عقیده داری که آن ها آدم نیستند؟
- تو کی هستی؟
- من هستم (کلمه ای معروف در تورات که بیانگر نام خداوند است)
"نکته: نحوه دیدار موسی با خداوند در این فیلم به کلی تحریف شده است. تنها فاکتور حفظ شده در این داستان، بوته (درخت) سبز شعله ور است که اتفاقاً وجود آن در این صحنه تأثیر چندانی هم ندارد. طبق روایت قرآن، موسی به همراه خانواده خود در حال سفر بوده که گرفتار طوفان می شود، نه در جستجوی گوسفندان! طبق آیات قرآن، خداوند در قالب درختی سرسبز و شعله ور بر موسی تجلی کرده با وی سخن می گوید، نه پسر بچه ای 11 ساله! و طبق آیات قرآن، رسالت موسی (علیه السلام) از اینجا آغاز می شود و با دریافت معجزاتی از سوی پروردگار برای هدایت فرعون و نجات بنی اسرائیل (که آن هم در گرو هدایت فرعون است) عازم مصر می شود، نه برای جنگ با فرعون! همچنین در قرآن کریم ذکر شده که موسی برای رفتن به سمت فرعون، از خداوند می خواهد که هارون را وصی او قرار دهد و گره از زبانش بگشاید. در این آیه، منظور از گرفتاری زبان، اشاره ای دارد به قتلی که موسی در گذشته مرتکب شده بود و به طور حتم فرعون در زمان دیدار، از آن علیه وی استفاده می کرد. از این رو او خواست تا هارون سخنگویش باشد که هیچ اتهامی به او نیست. اما در فیلم این تعبیر به کلی اشتباه فرض شده و موسی فردی لکنت دار به تصویر کشیده می شود! زخم روی لب هنرپیشه نقش موسی دلیلی بر این موضوع است."
![[تصویر: 09.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/09.jpg)
پس از این واقعه، موسی به خانه برده می شود و تحت درمان قرار می گیرد. او تمام اتفاقات بالای کوه را برای صفورا تعریف می کند، اما او در جواب به موسی توضیح می دهد که هر چه در بالای کوه دیده، توهمی بوده که در اثر ضربه ای که به سرش وارد شده، آن را احساس کرده است (نظیر تهمتی که در کتبی مانند "عایشه پس از پیغمبر" در مورد حضرت رسول و حضرت خدیجه هم آورده شده است). اما موسی از حرف های صفورا قانع نشده و توضیح می دهد که همه آن ماجرا کاملاً واقعی بوده است، ولی صفورا منکر واقعی بودن آن شده و به موسی تذکر می دهد که خداوند پسر نیست که بتوان او را بدین شکل دید.
موسی از صفورا می خواهد که خدا را توصیف کند، اما وی از توصیف خداوند عاجز شده و با پرخاش موسی را از ادامه این بحث بازمی دارد.
"نکته: صفورا علی رقم این که شخصیتی خداباور مطرح می شود، اما صحبت های موسی در مورد ملاقات با خدا را باور نکرده و آن را حاصل توهمات وی می داند! تهمتی که نظیر آن بارها و بارها به حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم زده شد. در این بخش از فیلم، شاهد یک تغییر موضع 180 درجه در موسی و همسرش هستیم. موسی تبدیل به فردی خداباور شده و همسرش خدا را کتمان می کند! البته توجیه او تصور مادی داشتن از خداوند است، اما در ادامه و در برابر سوال موسی درباره توصیف خداوند، او احساس عجز کرده و معلوم می شود که باور وی به خدا، موروثی و کورکورانه است و هیچ تصوری از خداوند ندارد تا بتواند موسی ای را که تازه به سمت دین گرایش پیدا کرده با آن قانع و راهنمایی کند!"
پس از بهبودی بیماری، موسی علی رقم رضایت خانواده اش برای مذاکره با فرعون عازم مصر می شود!
موسی از صفورا می خواهد که خدا را توصیف کند، اما وی از توصیف خداوند عاجز شده و با پرخاش موسی را از ادامه این بحث بازمی دارد.
"نکته: صفورا علی رقم این که شخصیتی خداباور مطرح می شود، اما صحبت های موسی در مورد ملاقات با خدا را باور نکرده و آن را حاصل توهمات وی می داند! تهمتی که نظیر آن بارها و بارها به حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم زده شد. در این بخش از فیلم، شاهد یک تغییر موضع 180 درجه در موسی و همسرش هستیم. موسی تبدیل به فردی خداباور شده و همسرش خدا را کتمان می کند! البته توجیه او تصور مادی داشتن از خداوند است، اما در ادامه و در برابر سوال موسی درباره توصیف خداوند، او احساس عجز کرده و معلوم می شود که باور وی به خدا، موروثی و کورکورانه است و هیچ تصوری از خداوند ندارد تا بتواند موسی ای را که تازه به سمت دین گرایش پیدا کرده با آن قانع و راهنمایی کند!"
پس از بهبودی بیماری، موسی علی رقم رضایت خانواده اش برای مذاکره با فرعون عازم مصر می شود!
![[تصویر: 03-12-2015-11-57-33-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-57-33-%D9%82.jpg)
موسی به مصر بازمی گردد و شبانه به سراغ فرعون رفته و او را تهدید می کند تا بنی اسرائیل را آزاد کرده یا آن ها را همچون قبطیان به عنوان شهروند مصر به رسمیت بشناسد! اما منفتاح در عوض، به خانه های بنی اسرائیلی ها حمله کرده و اعلام می دارد که باید موسی را به وی تحویل دهند و در صورت تأخیر یا عدم همکاری، روزانه خانواده ای را به دار می آویزد.
"نکته: موسی شبانه و مخفیانه به سراغ فرعون می رود و با تهدید از او می خواهد که حقوق بنی اسرائیل را رعایت کند! او خود را پیامبر و فرستاده خداوند معرفی نمی کند، حال آن که درون فیلم هم او از طرف خدا برای این مأموریت فرستاده می شود. اما آنچه در قرآن کریم به صراحت به آن اشاره شده، علنی بودن رسالت موسی و دعوت فرعون به خداپرستی است و همین اتفاق است که ماجرای جادوگران مصری را موجب می شود."
موسی نیز در خفا، جوانان بنی اسرائیل را گرد هم آورده و به آن ها تعالیم نظامی می دهد و شبانه به قایق ها و سوله های نگهداری غله مصریان حمله می کنند. منفتاح هم به تلافی این کار، خانه های بنی اسرائیل را به آتش می کشد!
موسی که از اقدامات فرعون علیه بنی اسرائیل احساس خطر می کند، به سراغ خدا (پسر بچه) می رود و از او می خواهد که او را یاری کند:
- موسی: کجا بودی؟
- پسر بچه: شکستت را تماشا می کردم.
- جنگ فرسایشی زمان می برد.
- با این سرعت، سال ها، بلکه نسل ها زمان می برد.
- من آماده ام تا آن زمان بجنگم.
- اما من نه.
- فکر می کردم در حال پیشرفت هستی، حالا بی صبر شدی. بعد از 400 سال بردگی.
- مگه من تنها کسی هستم که تا الان دست روی دست گذاشتم و کاری انجام ندادم؟
- چند چیز را در مورد اقدامات نظامی می دانم. ولی اگر به من گوش نمی دهی، پس چرا مرا از خانواده ام دور کردی؟
- من این کار را نکردم، تو کردی.
- تو به من نیاز داری.
- شاید...
- حالا باید چه کار کنم؟ هیچی؟
- فعلاً می توانی تماشا کنی...
"نکته: در این دیالوگ ها شاهد هستیم که خدا و موسی نسبت به یکدیگر در حالت انفعال قرار دارند و به نوعی برای هم شاخ و شانه می کشند! همچنین خداوند بسیار کم تحمل و نیازمند توصیف می شود! نکته قابل تأمل دیگر، قدرتنمایی خدا برای موسی است! او موسی را با قدرتش تجهیز نمی کند و او را در جریان کارهایش قرار نمی دهد، بلکه از موسی می خواهد که او هم مانند سایرین نظاره گر اقدامات وی باشد! در حالی که در قرآن کریم، خداوند موسی را با آیات خود تجهیز کرده و به مأموریت می فرستد. موسی کاملاً مطیع امر خداوند است و هیچ اثری از ضعف و نیاز در خداوند دیده نمی شود."
"نکته: موسی شبانه و مخفیانه به سراغ فرعون می رود و با تهدید از او می خواهد که حقوق بنی اسرائیل را رعایت کند! او خود را پیامبر و فرستاده خداوند معرفی نمی کند، حال آن که درون فیلم هم او از طرف خدا برای این مأموریت فرستاده می شود. اما آنچه در قرآن کریم به صراحت به آن اشاره شده، علنی بودن رسالت موسی و دعوت فرعون به خداپرستی است و همین اتفاق است که ماجرای جادوگران مصری را موجب می شود."
موسی نیز در خفا، جوانان بنی اسرائیل را گرد هم آورده و به آن ها تعالیم نظامی می دهد و شبانه به قایق ها و سوله های نگهداری غله مصریان حمله می کنند. منفتاح هم به تلافی این کار، خانه های بنی اسرائیل را به آتش می کشد!
موسی که از اقدامات فرعون علیه بنی اسرائیل احساس خطر می کند، به سراغ خدا (پسر بچه) می رود و از او می خواهد که او را یاری کند:
- موسی: کجا بودی؟
- پسر بچه: شکستت را تماشا می کردم.
- جنگ فرسایشی زمان می برد.
- با این سرعت، سال ها، بلکه نسل ها زمان می برد.
- من آماده ام تا آن زمان بجنگم.
- اما من نه.
- فکر می کردم در حال پیشرفت هستی، حالا بی صبر شدی. بعد از 400 سال بردگی.
- مگه من تنها کسی هستم که تا الان دست روی دست گذاشتم و کاری انجام ندادم؟
- چند چیز را در مورد اقدامات نظامی می دانم. ولی اگر به من گوش نمی دهی، پس چرا مرا از خانواده ام دور کردی؟
- من این کار را نکردم، تو کردی.
- تو به من نیاز داری.
- شاید...
- حالا باید چه کار کنم؟ هیچی؟
- فعلاً می توانی تماشا کنی...
"نکته: در این دیالوگ ها شاهد هستیم که خدا و موسی نسبت به یکدیگر در حالت انفعال قرار دارند و به نوعی برای هم شاخ و شانه می کشند! همچنین خداوند بسیار کم تحمل و نیازمند توصیف می شود! نکته قابل تأمل دیگر، قدرتنمایی خدا برای موسی است! او موسی را با قدرتش تجهیز نمی کند و او را در جریان کارهایش قرار نمی دهد، بلکه از موسی می خواهد که او هم مانند سایرین نظاره گر اقدامات وی باشد! در حالی که در قرآن کریم، خداوند موسی را با آیات خود تجهیز کرده و به مأموریت می فرستد. موسی کاملاً مطیع امر خداوند است و هیچ اثری از ضعف و نیاز در خداوند دیده نمی شود."
![[تصویر: 03-12-2015-11-59-33-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-59-33-%D9%82.jpg)
فردای آن روز، تمساح های رود نیل به قایق های قبطیان حمله ور شده و تعداد زیادی از آن ها را می کشند، سپس آب ها تبدیل به خون شده و همه ماهی ها، مزارع و شالیزارها از بین می روند. این اولین عذاب از عذاب های چندگانه خدا بر مصریان به شمار می رود.
چندی بعد، قورباغه ها به شهر حمله ور شده و برای قبطیان ایجاد مزاحمت می کنند. بعد نوبت به حمله پشه ها و آفات نباتی می رسد.
منفتاح برای بررسی اوضاع، جلسه ای فوری تشکیل می دهد و جادوگران و کارگزاران وی، هر یک گزارشی در رابطه با وضع موجود ارائه می کنند. به گزارش مشاور فرعون که بسیار جالب و قابل تأمل است، توجه کنید:
چندی بعد، قورباغه ها به شهر حمله ور شده و برای قبطیان ایجاد مزاحمت می کنند. بعد نوبت به حمله پشه ها و آفات نباتی می رسد.
منفتاح برای بررسی اوضاع، جلسه ای فوری تشکیل می دهد و جادوگران و کارگزاران وی، هر یک گزارشی در رابطه با وضع موجود ارائه می کنند. به گزارش مشاور فرعون که بسیار جالب و قابل تأمل است، توجه کنید:
![[تصویر: 12.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/12.jpg)
- همانطور که می دانید، رود نیل هر بار با خودش مقدار مشخصی گل رس حمل می کند. امسال، این مقدار بیشتر از حالت عادی شده و به همین دلیل رنگ آب را به سرخی تغییر داده و اما حمله وحشیانه تمساح ها... این حمله نه تنها به شکل چشمگیری رنگ آب را تغییر داد، بلکه منجر به کشته شدن ماهی ها هم شد. ولی قورباغه ها، همانطور که می دانید، وقتی مجبور باشند، می توانند از آب بیرون بیایند که از قضا همین کار را هم انجام دادند. ولی آن ها هنوز به آب احتیاج دارند و وقتی نمی توانند در خیابان ها و خانه های شهرمان آب پیدا کنند، چه بلایی سرشان می آید؟ همه می میرند. بعد بدن آن ها تجزیه می شود و بعد هم پشه های نیش زن پیدایشان می شود... خب، بعد هم پشه ها می میرند.
"نکته: توجیهات کارگزار فرعون شباهت بسیاری به برخی ادعاهای کنونی در مورد معجزات پیامبران و عذاب های الهی دارند و اسکات بر پایه چنین ادعاهایی آن ها را مطرح نموده است. سنجیدن معجزات الهی با معیارهای علمی، روش نادرستی است که غربی ها به شدت بر آن اصرار دارند."
منفتاح در عوض برخورد با این بلایا، میزان کار بنی اسرائیل را دوبرابر کرده و از آن ها می خواهد تا بدون کاه، خشت درست کنند!
"نکته: توجیهات کارگزار فرعون شباهت بسیاری به برخی ادعاهای کنونی در مورد معجزات پیامبران و عذاب های الهی دارند و اسکات بر پایه چنین ادعاهایی آن ها را مطرح نموده است. سنجیدن معجزات الهی با معیارهای علمی، روش نادرستی است که غربی ها به شدت بر آن اصرار دارند."
منفتاح در عوض برخورد با این بلایا، میزان کار بنی اسرائیل را دوبرابر کرده و از آن ها می خواهد تا بدون کاه، خشت درست کنند!
![[تصویر: 03-12-2015-12-02-34-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-02-34-%D8%A8.jpg)
پس از این ماجرا، سری دوم بلایا بر مصریان نازل می شود. مردن ناگهانی احشام، بارش تگرگ هایی به درشتی توپ تنیس و... در کنار این بلایا، اعدام های فرعون نیز افزایش می یابد. او که خود را خدا می خواند، در برابر خدای موسی قد علم کرده و او را به مبارزه می طلبد.
موسی یکبار دیگر به دیدار خدا (پسر بچه) می رود، اما او را نمی یابد. از این رو مأموریت خود را تمام شده اعلام می کند و با فریاد و خشم از خدا می خواهد که او هم به کارهایش پایان دهد! به این دیالوگ ها توجه کنید:
- کارت تمام شده؟ چون کار من دیگر تمام شده است. سعی می کنی با علامت چیزی را به من بفهمانی (با فریاد و خشم)؟ می خواهی مرا تحقیر کنی؟ موفق نخواهی شد.
"نکته: موسی برای خداوند به صراحت تعیین تکلیف می کند! و این برداشت را دارد که خدا قصد تحقیر وی را دارد. این هم بخشی از نمایش ارتباط انفعالی خدا با پیامبرش است که این فیلم سعی در دامن زدن به آن دارد. نکته دیگر، در مورد نحوه ارتباط موسی با خدا است. گاهی اوقات او موفق به دیدن خدا نمی شود و یا افراد او را در حال صحبت با درخت و سنگ ها می بینند! نمایش این صحنه ها در ذهن مخاطب این شبهه را ایجاد می کند که شاید موسی (همه پیامبران) انسان های متوهمی بودند که گمان می کردند با خدا در ارتباط و فرستاده وی هستند!"
موسی یکبار دیگر به دیدار خدا (پسر بچه) می رود، اما او را نمی یابد. از این رو مأموریت خود را تمام شده اعلام می کند و با فریاد و خشم از خدا می خواهد که او هم به کارهایش پایان دهد! به این دیالوگ ها توجه کنید:
- کارت تمام شده؟ چون کار من دیگر تمام شده است. سعی می کنی با علامت چیزی را به من بفهمانی (با فریاد و خشم)؟ می خواهی مرا تحقیر کنی؟ موفق نخواهی شد.
"نکته: موسی برای خداوند به صراحت تعیین تکلیف می کند! و این برداشت را دارد که خدا قصد تحقیر وی را دارد. این هم بخشی از نمایش ارتباط انفعالی خدا با پیامبرش است که این فیلم سعی در دامن زدن به آن دارد. نکته دیگر، در مورد نحوه ارتباط موسی با خدا است. گاهی اوقات او موفق به دیدن خدا نمی شود و یا افراد او را در حال صحبت با درخت و سنگ ها می بینند! نمایش این صحنه ها در ذهن مخاطب این شبهه را ایجاد می کند که شاید موسی (همه پیامبران) انسان های متوهمی بودند که گمان می کردند با خدا در ارتباط و فرستاده وی هستند!"
![[تصویر: 03-12-2015-12-03-07-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-03-07-%D8%A8.jpg)
اما خداوند بدون توجه به فریادها و خواست موسی، عذاب ملخ را بر مصریان نازل می کند. موسی به سراغ منفتاح می رود و با او وارد مذاکره می شود:
- آمدی که مذاکره کنی؟ چون من آماده ام. به اندازه کافی از دست تو کشیده ام. اگر اتفاق دیگری رخ بدهد، من هم بلایای خودم را به سمت تو می فرستم. بچه های عبری را که نمی توانند راه بروند، دیدی؟ هیچوقت هم راه نخواهند رفت. چون در رود نیل غرقشان می کنم. همانطور که باید تو هم غرق می شدی. تو که می گویی این کار تو نیست... کار خدایت است... من خدا هستم. من خدا هستم. پس بگذار ببینیم کی توی کشتن بهتر است. تو، خدای تو یا من.
پس از این تهدید، موسی به سراغ خدا می رود و راجع به شرایط فرعون با او صحبت می کند.
- پسر بچه: چیزی را که خواستی به تو می دهد؟
- آمدی که مذاکره کنی؟ چون من آماده ام. به اندازه کافی از دست تو کشیده ام. اگر اتفاق دیگری رخ بدهد، من هم بلایای خودم را به سمت تو می فرستم. بچه های عبری را که نمی توانند راه بروند، دیدی؟ هیچوقت هم راه نخواهند رفت. چون در رود نیل غرقشان می کنم. همانطور که باید تو هم غرق می شدی. تو که می گویی این کار تو نیست... کار خدایت است... من خدا هستم. من خدا هستم. پس بگذار ببینیم کی توی کشتن بهتر است. تو، خدای تو یا من.
پس از این تهدید، موسی به سراغ خدا می رود و راجع به شرایط فرعون با او صحبت می کند.
- پسر بچه: چیزی را که خواستی به تو می دهد؟
- موسی: هنوز نه، ولی کل مردمش دارند علیه او می شوند.
- و ارتشش؟
- آن ها هم همینطور.
- مخالفم. باید یک چیز بدتر اتفاق بیفتد.
- مخالفم.
- می خواهی چه بگویی؟ بی رحمانه است؟ غیر انسانی است؟
- آسان نیست که ببینی آدم هایی که با آن ها بزرگ شدی، اینقدر زجر می کشند.
- آدم هایی که آن ها بزرگ نشدی چی؟ برای آن ها چه فکر می کنی؟ هنوز هم آن ها را از خودت نمی دانی، درست است؟ تا زمانی که رامسس یک ارتش دارد، هیچ چیز تغییر نمی کند.
- اتفاق دیگر، فقط به خاطر انتقام من هست!
- انتقام؟ بعد از 400 سال مطیع سازی وحشیگرایانه! این فراعنه افرادی هستند که فکر می کنند خدایان زنده هستند. آن ها چیزی بیشتر از گوشت و خون نیستند. می خواهم همه آن ها را زانو زده ببینم، در حالیکه برای تمام شدن عذاب التماس می کنند (با خشم و عصبانیت).
- از حرف زدن با یک قاصد خسته شدم.
- ژنرال. آخرین تهدید های رامسس را شنیدم. پس بگذار به تو بگویم که چه اتفاقی می افتد...
- نه، نه... نمی توانی چنین کاری کنی. من نمی خواهم نقشی در این کار داشته باشم.
"نکته: یکی از بحث هایی که در این فیلم به آن تأکید زیادی شده، بحث مذاکره است. فرعون در ابتدا با موسی مذاکره نمی کند. موسی و خدا بلایا را به سمت مصر جاری می سازند، فرعون در اثر فشارهای حاصل از بلایا تصمیم به مذاکره می گیرد، اما باز هم بلایا ادامه پیدا می کنند. فرعون تصمیم به جنگ می گیرد و در نهایت نابود می شود. این در حالی است که در قرآن کریم به هیچ وجه صحبتی از مذاکره به شکلی که در فیلم روایت می شود، وجود ندارد. پس به چه منظور تا این حد به بحث مذاکره و عواقب آن در این فیلم تأکید شده است؟ برای یافتن پاسخ، کافی است تا جای نام فرعون، ایران و جای نام خدا و موسی، آمریکا را قرار دهید تا موضوع برای شما هم روشن شود. گنجاندن این بحث در فیلم، در واقع نمایانگر دیدگاه اسکات به مسائل سیاسی روز آمریکاست. با کمی دقت و تأمل، به روشنی می توان در سیر روایات فیلم، نوع اعمال سیاست های آمریکا علیه ایران را مشاهده کرد. اما نکته بعد، چهره ای است که فیلم از خداوند به مخاطب خود ارائه می کند. در این فیلم، همچون فیلم Noah جای شخصیت های خوب و بد با یکدیگر عوض شده است! خدایی که در این فیلم تصویر شده، خدایی خونریز و انتقام جو است که به هیچ کس و هیچ چیز اهمیت نمی دهد. پس از او، موسی است که نقش یک قاتل بی رحم را ایفا می کند. اما کسی که در این فیلم مورد ظلم واقع می شود (مردمش عذاب می کشند و فرزند خوردسالش کشته می شود) فرعون است. این در حالی است که فقط از وحشیگری وی، اعدام های دست جمعی نمایش داده می شوند که فیلم دلیل آن ها را نیز رفتارهای موسی و خدای او بیان می دارد."
- و ارتشش؟
- آن ها هم همینطور.
- مخالفم. باید یک چیز بدتر اتفاق بیفتد.
- مخالفم.
- می خواهی چه بگویی؟ بی رحمانه است؟ غیر انسانی است؟
- آسان نیست که ببینی آدم هایی که با آن ها بزرگ شدی، اینقدر زجر می کشند.
- آدم هایی که آن ها بزرگ نشدی چی؟ برای آن ها چه فکر می کنی؟ هنوز هم آن ها را از خودت نمی دانی، درست است؟ تا زمانی که رامسس یک ارتش دارد، هیچ چیز تغییر نمی کند.
- اتفاق دیگر، فقط به خاطر انتقام من هست!
- انتقام؟ بعد از 400 سال مطیع سازی وحشیگرایانه! این فراعنه افرادی هستند که فکر می کنند خدایان زنده هستند. آن ها چیزی بیشتر از گوشت و خون نیستند. می خواهم همه آن ها را زانو زده ببینم، در حالیکه برای تمام شدن عذاب التماس می کنند (با خشم و عصبانیت).
- از حرف زدن با یک قاصد خسته شدم.
- ژنرال. آخرین تهدید های رامسس را شنیدم. پس بگذار به تو بگویم که چه اتفاقی می افتد...
- نه، نه... نمی توانی چنین کاری کنی. من نمی خواهم نقشی در این کار داشته باشم.
"نکته: یکی از بحث هایی که در این فیلم به آن تأکید زیادی شده، بحث مذاکره است. فرعون در ابتدا با موسی مذاکره نمی کند. موسی و خدا بلایا را به سمت مصر جاری می سازند، فرعون در اثر فشارهای حاصل از بلایا تصمیم به مذاکره می گیرد، اما باز هم بلایا ادامه پیدا می کنند. فرعون تصمیم به جنگ می گیرد و در نهایت نابود می شود. این در حالی است که در قرآن کریم به هیچ وجه صحبتی از مذاکره به شکلی که در فیلم روایت می شود، وجود ندارد. پس به چه منظور تا این حد به بحث مذاکره و عواقب آن در این فیلم تأکید شده است؟ برای یافتن پاسخ، کافی است تا جای نام فرعون، ایران و جای نام خدا و موسی، آمریکا را قرار دهید تا موضوع برای شما هم روشن شود. گنجاندن این بحث در فیلم، در واقع نمایانگر دیدگاه اسکات به مسائل سیاسی روز آمریکاست. با کمی دقت و تأمل، به روشنی می توان در سیر روایات فیلم، نوع اعمال سیاست های آمریکا علیه ایران را مشاهده کرد. اما نکته بعد، چهره ای است که فیلم از خداوند به مخاطب خود ارائه می کند. در این فیلم، همچون فیلم Noah جای شخصیت های خوب و بد با یکدیگر عوض شده است! خدایی که در این فیلم تصویر شده، خدایی خونریز و انتقام جو است که به هیچ کس و هیچ چیز اهمیت نمی دهد. پس از او، موسی است که نقش یک قاتل بی رحم را ایفا می کند. اما کسی که در این فیلم مورد ظلم واقع می شود (مردمش عذاب می کشند و فرزند خوردسالش کشته می شود) فرعون است. این در حالی است که فقط از وحشیگری وی، اعدام های دست جمعی نمایش داده می شوند که فیلم دلیل آن ها را نیز رفتارهای موسی و خدای او بیان می دارد."
![[تصویر: 03-12-2015-12-00-04-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-00-04-%D8%A8.jpg)
پس از این مکالمه ناخوشایند، موسی بلافاصله خودش را به فرعون می رساند و در فضایی کاملاً احساسی به او در مورد اقدام بعدی خداوند هشدار می دهد:
- فرعون: من دیگر مذاکره نمی کنم.
- موسی: من هم برای مذاکره نیامدم. چیزی در حال آمدن است که از کنترل من خارج است. چیزی که روی هزاران نفر تأثیر می گذارد و مخصوصاً روی تو هم تأثیر می گذارد. مگر این که چیزی را که خواستم قبول کنی و قبل از غروب خورشید در بین عموم اعلام کنی. این موضوع ربطی به اختلاف من و تو ندارد، خیلی بیشتر از این هاست. درباره بقای مصر است، میفهمی؟ غروب خورشید، بعد از آن دیگر خیلی دیر است...
- چه خیلی دیر است؟
- امشب از بچه ات مواظبت کن...
"نکته: موسی در این فیلم همچنان علاقه خود به فرعون را حفظ کرده، تا حدی که اسرار الهی در مورد عذاب آینده را مخفیانه به گوش فرعون رسانده و از وی می خواهد تا برای فرار و رهایی از آن به صحبت های خدا گوش دهد! در واقع موسی از ظلم خداوند خسته شده و قصد دارد با کمک به فرعون از کشتار بیشتر توسط خداوند جلوگیری کند."
پس از این گفتگو، موسی از قصر خارج می شود و به بنی اسرائیل دستور می دهد تا هر خانواده بره ای را قربانی کرده و خون آن را روی درب منازل خود بمالند تا بلای احتمالی از آن ها دور شود. البته او در تأثیر این کار تردید دارد و در پاسخ به یکی از افرادش در این مورد، اینطور پاسخ می دهد که:
- اگر من در اشتباه باشم، بیچاره بره ها. اگر حرف من درست باشد، آن ها را تا ابدیت قربانی می کنیم.
"نکته: موسی خود نمی داند که درست رفتار می کند یا غلط! در واقع او همانند فردی عادی (در حد و اندازه های یک رهبر) تصویر می شود که کارهای خود را صرفاً بر اساس تجربه پیش برده و از عواقب احتمالی آن ناآگاه است."
آن شب بلا نازل شده و فرزند ارشد منفتاح و همه قبطیان در اثر عاملی ناشناخته کشته می شوند. منفتاح به سراغ موسی می رود و با درماندگی از او می خواهد تا قومش را از مصر خارج کرده و آن ها را رها کنند. دیالوگ هایی که در این بخش میان موسی و منفتاح رد و بدل می شوند هم جای تأمل بسیار دارد:
- دیشب بچه های زیادی مردند. بچه من هم همینطور. این خدایی هست که می پرستی؟ قاتل بچه ها؟ چه نوع دیوانه هایی او را پرستش می کنند؟
- دیشب هیچ بچه عبری ای نمرد.
"نکته: در این دیالوگ ها فرعون به صراحت به بی رحمی خداوند اشاره می کند و طرفداران او را (دینداران) را افرادی دیوانه خطاب می کند!"
- فرعون: من دیگر مذاکره نمی کنم.
- موسی: من هم برای مذاکره نیامدم. چیزی در حال آمدن است که از کنترل من خارج است. چیزی که روی هزاران نفر تأثیر می گذارد و مخصوصاً روی تو هم تأثیر می گذارد. مگر این که چیزی را که خواستم قبول کنی و قبل از غروب خورشید در بین عموم اعلام کنی. این موضوع ربطی به اختلاف من و تو ندارد، خیلی بیشتر از این هاست. درباره بقای مصر است، میفهمی؟ غروب خورشید، بعد از آن دیگر خیلی دیر است...
- چه خیلی دیر است؟
- امشب از بچه ات مواظبت کن...
"نکته: موسی در این فیلم همچنان علاقه خود به فرعون را حفظ کرده، تا حدی که اسرار الهی در مورد عذاب آینده را مخفیانه به گوش فرعون رسانده و از وی می خواهد تا برای فرار و رهایی از آن به صحبت های خدا گوش دهد! در واقع موسی از ظلم خداوند خسته شده و قصد دارد با کمک به فرعون از کشتار بیشتر توسط خداوند جلوگیری کند."
پس از این گفتگو، موسی از قصر خارج می شود و به بنی اسرائیل دستور می دهد تا هر خانواده بره ای را قربانی کرده و خون آن را روی درب منازل خود بمالند تا بلای احتمالی از آن ها دور شود. البته او در تأثیر این کار تردید دارد و در پاسخ به یکی از افرادش در این مورد، اینطور پاسخ می دهد که:
- اگر من در اشتباه باشم، بیچاره بره ها. اگر حرف من درست باشد، آن ها را تا ابدیت قربانی می کنیم.
"نکته: موسی خود نمی داند که درست رفتار می کند یا غلط! در واقع او همانند فردی عادی (در حد و اندازه های یک رهبر) تصویر می شود که کارهای خود را صرفاً بر اساس تجربه پیش برده و از عواقب احتمالی آن ناآگاه است."
آن شب بلا نازل شده و فرزند ارشد منفتاح و همه قبطیان در اثر عاملی ناشناخته کشته می شوند. منفتاح به سراغ موسی می رود و با درماندگی از او می خواهد تا قومش را از مصر خارج کرده و آن ها را رها کنند. دیالوگ هایی که در این بخش میان موسی و منفتاح رد و بدل می شوند هم جای تأمل بسیار دارد:
- دیشب بچه های زیادی مردند. بچه من هم همینطور. این خدایی هست که می پرستی؟ قاتل بچه ها؟ چه نوع دیوانه هایی او را پرستش می کنند؟
- دیشب هیچ بچه عبری ای نمرد.
"نکته: در این دیالوگ ها فرعون به صراحت به بی رحمی خداوند اشاره می کند و طرفداران او را (دینداران) را افرادی دیوانه خطاب می کند!"
![[تصویر: 17.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/17.jpg)
با آزادی بنی اسرائیل از بند، موسی به همراه 600000 بنی اسرائیلی به قصد کنعان، مصر را ترک میکنند. اما چهار روز بعد، منفتاح از عملکردش پشیمان شده و تصمیم میگیرد با ارتشی 50000 نفری به سراغ بنیاسرائیل رفته و همه آنها را نابود کند.
"نکته: طبق آیات قرآن کریم، موسی شبانه قوم بنی اسرائیل را از مصر فراری می دهد و هیچ توافقی بین او و فرعون مبنی بر خروج بنی اسرائیل از مصر وجود ندارد."
خبر لشکرکشی فرعون به موسی میرسد و او را دچار استیصال می کند. موسی ابتدا تصمیم می گیرد از ساحل غربی دریای سرخ قومش را فراری دهد، اما در آخر راه کوهستان را برمی گزیند. علت این انتخاب هم نه وحی الهی، بلکه محاسبه ای است که موسی از لشکر فرعون دارد!
آن ها راه کوهستان را در پیش می گیرند و موسی سرگشته و درمانده در زمان استراحت به سراغ خدا می رود تا از او در مورد مسیر درست مشورت گیرد:
- به کمک تو نیاز دارم. کدام طرف... اگر به من کمک نکنی، به آن ها کمک نکردی.
اما ظاهراً خدا از موسی دست کشیده و دیگر بر او ظاهر نمی شود! در نتیجه موسی خود ادامه مسیر را انتخاب کرده و بنی اسرائیل را به سمت ساحل دریا هدایت می کند.
"نکته: طبق آیات قرآن کریم، موسی شبانه قوم بنی اسرائیل را از مصر فراری می دهد و هیچ توافقی بین او و فرعون مبنی بر خروج بنی اسرائیل از مصر وجود ندارد."
خبر لشکرکشی فرعون به موسی میرسد و او را دچار استیصال می کند. موسی ابتدا تصمیم می گیرد از ساحل غربی دریای سرخ قومش را فراری دهد، اما در آخر راه کوهستان را برمی گزیند. علت این انتخاب هم نه وحی الهی، بلکه محاسبه ای است که موسی از لشکر فرعون دارد!
آن ها راه کوهستان را در پیش می گیرند و موسی سرگشته و درمانده در زمان استراحت به سراغ خدا می رود تا از او در مورد مسیر درست مشورت گیرد:
- به کمک تو نیاز دارم. کدام طرف... اگر به من کمک نکنی، به آن ها کمک نکردی.
اما ظاهراً خدا از موسی دست کشیده و دیگر بر او ظاهر نمی شود! در نتیجه موسی خود ادامه مسیر را انتخاب کرده و بنی اسرائیل را به سمت ساحل دریا هدایت می کند.
![[تصویر: 18.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/18.jpg)
"نکته: تمام تصمیماتی که موسی می گیرد، شخصی و بر اساس تجربیات وی هستند و هیچ ارتباطی به وحی و دستور الهی ندارند! خدا هم در این شرایط موسی را رها کرده و ظاهراً به دلیل مخالفت ها و بحث هایی که در گذشته با یکدیگر داشته اند! دیگر قصد یاری وی را ندارد! این همان نگاه کفرآمیزی است که در فیلم نوح نیز شاهد آن بودیم."
زمانی که آن ها به ساحل دریای سرخ می رسند، موسی با دیدن دریا به کلی امید خود را از دست داده و ناامیدانه دست از تلاش برای فرار برمی دارد. به این دیالوگ ها با دقت توجه کنید:
- یوشع: الان مد هست یا جزر؟
- موسی: مهم نیست.
- می دونی کجا هستیم؟
- بله (با عصبانیت). توی نقطه ای از زمین هستیم که دریا جلوی ما و ارتش در پشت سرمان قرار دارد.
- حالا چه کنیم؟
زمانی که آن ها به ساحل دریای سرخ می رسند، موسی با دیدن دریا به کلی امید خود را از دست داده و ناامیدانه دست از تلاش برای فرار برمی دارد. به این دیالوگ ها با دقت توجه کنید:
- یوشع: الان مد هست یا جزر؟
- موسی: مهم نیست.
- می دونی کجا هستیم؟
- بله (با عصبانیت). توی نقطه ای از زمین هستیم که دریا جلوی ما و ارتش در پشت سرمان قرار دارد.
- حالا چه کنیم؟
![[تصویر: 19.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/19.jpg)
موسی به نشانه اعتراض به بی توجهی خداوند شمشیرش را که نماد قدرت و اقتدار وی محسوب می شود، درون دریا پرتاب می کند. به علتی نامعلوم (شاید بخشش خداوند) صبح آن روز معجزه ای رخ داده و آب دریا فروکش کرده و راه برای عبور بنی اسرائیل باز می شود! موسی این تغییر را کمکی از طرف خدا اعلام می کند و علی رقم تمایل افراد، قوم را از وسط دریا عبور می دهد.
به نطق پیش از حرکت موسی با قوم خود توجه کنید:
- شما با اعتماد خود، من را مفتخر کردید. حالا من با ایمانم شما را مفتخر می کنم.
به نطق پیش از حرکت موسی با قوم خود توجه کنید:
- شما با اعتماد خود، من را مفتخر کردید. حالا من با ایمانم شما را مفتخر می کنم.
![[تصویر: 20.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/20.jpg)
"نکته: معلوم می شود که بنی اسرائیل موسی را به عنوان پیامبر قبول نداشتند و صرفاً به دلیل تجربه وی به او اعتماد کرده بودند. این موضوع در فیلم Noah هم مطرح می شد."
زمانی که آخرین نفرات بنی اسرائیل از دریا عبور می کنند، اولین نفرات ارتش فرعون وارد دریا می شوند. موسی به همراه چند تن از مردان مبارز قوم خود به داخل محوطه دریا بازگشته و آماده مبارزه با آن ها می شود. اما در این هنگام آب دریا در قالب یک سونامی بزرگ بازگشته و همه فرعونیان به همراه موسی را در خود فرو می برد!
زمانی که آخرین نفرات بنی اسرائیل از دریا عبور می کنند، اولین نفرات ارتش فرعون وارد دریا می شوند. موسی به همراه چند تن از مردان مبارز قوم خود به داخل محوطه دریا بازگشته و آماده مبارزه با آن ها می شود. اما در این هنگام آب دریا در قالب یک سونامی بزرگ بازگشته و همه فرعونیان به همراه موسی را در خود فرو می برد!
![[تصویر: 03-12-2015-12-10-27-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-10-27-%D8%A8.jpg)
در نهایت از لشکر فرعون، به غیر از منفتاح همه غرق می شوند و او به همراه موسی به بیرون از دریا پرتاب می شوند.
"نکته: علاوه بر تحریفات کلی در این بخش از داستان، بر خلاف نص صریح قرآن که اشاره به کشته شدن فرعون در دریا دارد، منفتاح زنده می ماند و پشیمان از کرده خویش نشان داده می شود! ما در سوره یونس، آیه 92 می خوانیم که:
"فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ
ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات میدهیم، تا عبرتی برای آیندگان باشی! و بسیاری از مردم، از آیات ما غافلند!"
ظاهراً برداشت ها از عبارت نجات دادن بدن فرعون از دریا این بوده که وی زنده می ماند، حال آن که منظور، نجات بدن مرده وی از غرق شدن و فرو رفتن زیر آب یا خورده شدن توسط ماهی ها بوده است."
"نکته: علاوه بر تحریفات کلی در این بخش از داستان، بر خلاف نص صریح قرآن که اشاره به کشته شدن فرعون در دریا دارد، منفتاح زنده می ماند و پشیمان از کرده خویش نشان داده می شود! ما در سوره یونس، آیه 92 می خوانیم که:
"فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ
ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات میدهیم، تا عبرتی برای آیندگان باشی! و بسیاری از مردم، از آیات ما غافلند!"
ظاهراً برداشت ها از عبارت نجات دادن بدن فرعون از دریا این بوده که وی زنده می ماند، حال آن که منظور، نجات بدن مرده وی از غرق شدن و فرو رفتن زیر آب یا خورده شدن توسط ماهی ها بوده است."
![[تصویر: 03-12-2015-12-10-41-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-10-41-%D8%A8.jpg)
موسی که اوضاع آشفته و خستگی مفرط بنی اسرائیل را می بیند، تصمیمم می گیرد تا بجای رفتن به کنعان، آن ها را به محل زندگی شعیب نبی راهنمایی کند! زیرا او معتقد است که ساکنان کنعان با آن ها مانند یک مهاجم برخورد خواهند کرد. به همین دلیل، ترجیح می دهد که فعلاً از رفتن به آنجا صرف نظر شود.
"نکته: در اینجا اردوگاه پانزده ساله قوم موسی پای کوه طور، به زندگی در روستای شعیب نبی تغییر پیدا کرده است."
در پلان بعدی داستان، چند سال بعد روایت می شود. موسی برای گرفتن 10 فرمان به کوه طور رفته و افراد قومش مشغول رقص و طرب هستند. خدا در کنار موسی ایستاده و برای او چای می ریزد! موسی هم با قلم در حال هک 10 فرمان روی سنگ نمایش داده می شود.
به دیالوگ های این بخش توجه کنید:
"نکته: در اینجا اردوگاه پانزده ساله قوم موسی پای کوه طور، به زندگی در روستای شعیب نبی تغییر پیدا کرده است."
در پلان بعدی داستان، چند سال بعد روایت می شود. موسی برای گرفتن 10 فرمان به کوه طور رفته و افراد قومش مشغول رقص و طرب هستند. خدا در کنار موسی ایستاده و برای او چای می ریزد! موسی هم با قلم در حال هک 10 فرمان روی سنگ نمایش داده می شود.
به دیالوگ های این بخش توجه کنید:
- پسر بچه: نظرت درباره اش چیست؟
- موسی: اگر مخالف بودم، انجامش نمی دادم.
- درست است. این را درباره تو فهمیدم. همیشه با من موافقت نمی کنی.
- من هم متوجه شدم. تو هم با من همینطوری.
- ولی هنوز اینجا هستیم و با هم حرف می زنیم. البته این موضوع زیاد طول نخواهد کشید. یک رهبر می تواند لغزش پیدا کند، اما سنگ پا برجا می ماند. این قوانین... آن ها را در روستای تو راهنمایی می کند. اگر موافق نیستی، باید چکش را زمین بگذاری.
"نکته: در این دیالوگ ها به وضوح از اختلاف عقیده خدا و موسی صحبت می شود! همچنین در دیالوگ های مربوط به خدا! او هر رهبری (حتی پیامبران) را قابل لغزش می خواند، از این رو هک فرمانش روی سنگ را بهتر می داند!"
در پلان نهایی، موسی را در سن کهولت می بینیم که به همراه قومش در حال سفر به کنعان هستند. ده فرمان در کنار موسی قرار دارد و خداوند هم در میان افرادش او را همراهی می کند.
- موسی: اگر مخالف بودم، انجامش نمی دادم.
- درست است. این را درباره تو فهمیدم. همیشه با من موافقت نمی کنی.
- من هم متوجه شدم. تو هم با من همینطوری.
- ولی هنوز اینجا هستیم و با هم حرف می زنیم. البته این موضوع زیاد طول نخواهد کشید. یک رهبر می تواند لغزش پیدا کند، اما سنگ پا برجا می ماند. این قوانین... آن ها را در روستای تو راهنمایی می کند. اگر موافق نیستی، باید چکش را زمین بگذاری.
"نکته: در این دیالوگ ها به وضوح از اختلاف عقیده خدا و موسی صحبت می شود! همچنین در دیالوگ های مربوط به خدا! او هر رهبری (حتی پیامبران) را قابل لغزش می خواند، از این رو هک فرمانش روی سنگ را بهتر می داند!"
در پلان نهایی، موسی را در سن کهولت می بینیم که به همراه قومش در حال سفر به کنعان هستند. ده فرمان در کنار موسی قرار دارد و خداوند هم در میان افرادش او را همراهی می کند.
![[تصویر: 03-12-2015-12-11-36-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-11-36-%D8%A8.jpg)
و اما واکنش ها به این فیلم...
الن وایت، ادیتور انجمن تبارشناسی کتاب مقدس که در بررسی خود به مقایسۀ فیلم ریدلی اسکات و روایت تورات پرداخته، معتقد است که همه جنبه های الهیاتی عذاب های الهی که در تورات هست، از این فیلم حذف شده اند.
الن وایت، ادیتور انجمن تبارشناسی کتاب مقدس که در بررسی خود به مقایسۀ فیلم ریدلی اسکات و روایت تورات پرداخته، معتقد است که همه جنبه های الهیاتی عذاب های الهی که در تورات هست، از این فیلم حذف شده اند.
به گفته او، اگر سازندگان فیلم، اسامی برگرفته از کتاب مقدس را تغییر می دادند و یا نام فیلم شان را عوض می کردند، آنگاه داستان فیلم چیز دیگری بود و من حتی ممکن بود که تشخیص ندهم که این فیلم بر اساس داستان تورات ساخته شده است.
اما بر خلاف نظر او، پیتر انز از پتیوس، معتقد است که برداشت و تفسیر اسکات از تورات کاملاً دقیق است.
به نوشته کاترین شورد منتقد روزنامه گاردین، به نظر می رسد فیلم، تحریفات نسبتاً زیادی نسبت به آنچه پیش بینی می شد، ندارد. در برخی صحنه های فیلم، این حس در ما ایجاد می شود که در این فیلم از کتاب مقدس به عنوان یکی از منابع اصلی برای نوشتن فیلمنامه استفاده نشده است. اگر چه هنوز هم افراد متدین باید خوشحال باشند، چرا که فیلم نسبت به آنچه انتظار می رفت، از تحریف زیاد مصون است.
اما بر خلاف نظر او، پیتر انز از پتیوس، معتقد است که برداشت و تفسیر اسکات از تورات کاملاً دقیق است.
به نوشته کاترین شورد منتقد روزنامه گاردین، به نظر می رسد فیلم، تحریفات نسبتاً زیادی نسبت به آنچه پیش بینی می شد، ندارد. در برخی صحنه های فیلم، این حس در ما ایجاد می شود که در این فیلم از کتاب مقدس به عنوان یکی از منابع اصلی برای نوشتن فیلمنامه استفاده نشده است. اگر چه هنوز هم افراد متدین باید خوشحال باشند، چرا که فیلم نسبت به آنچه انتظار می رفت، از تحریف زیاد مصون است.
![[تصویر: Gur.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/Gur.jpg)
از سوی دیگر، رویکرد سکولار و غیر مذهبی سازندگان فیلم به داستان سِفرِ خروج در تورات، عذاب های الهی و معجزات موسی، به ویژه در صحنۀ شکافته شدن دریای احمر با اشاره موسی برای عبور قوم بنی اسرائیل که در تورات به عنوان معجزه این پیامبر از آن یاد می شود، به این بحث ها بیشتر دامن زده است.
بر خلاف روایت توراتی، ریدلی اسکات در این فیلم، صحنه شکافته شدن دریای سرخ را با توجیه علمی به تصویر کشید و آن را به سونامی ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نسبت داده است.
انتقاد دیگری که به فیلم شده، این است که اسکات برای نمایش رابطه موسی و مکالمه او با خداوند در صحنه ده فرمان از یک پسر بچه ۱۱ ساله بجای خالق هستی استفاده کرده که نشان دهنده درک زمینی و غیر ایمانی کارگردان از ماهیت الهی رسالت موسی است.
به اعتقاد جیمز براردینلی، بزرگترین اشتباه ریدلی اسکات، این است که بجای استفاده از یک صدای پرطنین برای نمایش حضور خداوند در فیلم (کاری که در فیلم ده فرمان صورت گرفت)، از آیزاک اندروز 11 ساله استفاده می کند. به نوشتۀ او، این تصویر از خداوند، به قدری ابزورد است که تقریباً تمام صحنههایی که این پسرک در آنها ظاهر میشود، به هجویه تبدیل شده اند.
بر خلاف روایت توراتی، ریدلی اسکات در این فیلم، صحنه شکافته شدن دریای سرخ را با توجیه علمی به تصویر کشید و آن را به سونامی ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نسبت داده است.
انتقاد دیگری که به فیلم شده، این است که اسکات برای نمایش رابطه موسی و مکالمه او با خداوند در صحنه ده فرمان از یک پسر بچه ۱۱ ساله بجای خالق هستی استفاده کرده که نشان دهنده درک زمینی و غیر ایمانی کارگردان از ماهیت الهی رسالت موسی است.
به اعتقاد جیمز براردینلی، بزرگترین اشتباه ریدلی اسکات، این است که بجای استفاده از یک صدای پرطنین برای نمایش حضور خداوند در فیلم (کاری که در فیلم ده فرمان صورت گرفت)، از آیزاک اندروز 11 ساله استفاده می کند. به نوشتۀ او، این تصویر از خداوند، به قدری ابزورد است که تقریباً تمام صحنههایی که این پسرک در آنها ظاهر میشود، به هجویه تبدیل شده اند.
به گفته کریس استون، مسیحیان، این فیلم را بایکوت خواهند کرد.
حال که با داستان فیلم، نکات موجود در آن و نظرات مثبت و منفی منتقدان آشنا شدید، بهتر است نگاهی دقیق به داستان واقعی تولد، جوانی و رسالت حضرت موسی (علیه السلام) بیندازیم تا اختلاف روایت ها و نیات شوم پشت اینگونه روایت را بهتر و بیشتر درک کنیم.
حضرت یوسف (علیه السلام)، در آخرین روزهای زندگی خود، به بزرگان قومش در مورد سرنوشت شومی که پس از وی در انتظار آن هاست، هشدار داد و در عین حال وعده داد که سرانجام منجی ای از درون قوم خواهد آمد و به رنج های آن ها پایان خواهد داد. همچنین حضرت مأموریت هایی را برای افراد قوم بنی اسرائیل تعیین نمود و از آن ها خواست تا این مأموریت ها را نسل به نسل انجام داده و همچنان منتظر ظهور منجی خود باشند. این مأموریت ها (وظایف) عبارت بودند از:
1 - حفظ هویت دینی خود، در مصر مشرک.
2 - گسترش جمعیت، تا جمعیت آن ها در میان مصریان حل نشوند.
3 - انتظار منجی و ایمان به آن.
حضرت یوسف (علیه السلام)، در آخرین روزهای زندگی خود، به بزرگان قومش در مورد سرنوشت شومی که پس از وی در انتظار آن هاست، هشدار داد و در عین حال وعده داد که سرانجام منجی ای از درون قوم خواهد آمد و به رنج های آن ها پایان خواهد داد. همچنین حضرت مأموریت هایی را برای افراد قوم بنی اسرائیل تعیین نمود و از آن ها خواست تا این مأموریت ها را نسل به نسل انجام داده و همچنان منتظر ظهور منجی خود باشند. این مأموریت ها (وظایف) عبارت بودند از:
1 - حفظ هویت دینی خود، در مصر مشرک.
2 - گسترش جمعیت، تا جمعیت آن ها در میان مصریان حل نشوند.
3 - انتظار منجی و ایمان به آن.
![[تصویر: Moses-red-sea.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/Moses-red-sea.jpg)
اما در مقابل، فرعونیان هم برای مقابله با اقدامات بنی اسرائیل تمهیداتی را در نظر گرفتند که مانع ظهور منجی آن ها شوند. این تمهیدات عبارت بودند از:
1 - تهاجم فرهنگی علیه بنی اسرائیل به منظور از بین بردن هویت دینی آن ها.
2 - کنترل جمعیت مردان بنی اسرائیل در سطحی خاص (از طریق تحت نظر داشتن زنان بنی اسرائیل). کشتن فرزندان پسری بیش از آمار.
3 - برخورد با موعود و جلوگیری از پیدایش او.
آن ها در پروژه برخورد با موعود، دو حرکت عمده و مهم را سرلوحه کار خود قرار دادند:
الف - برخورد با منتظرین: با بنی اسرائیل به گونه ای برخورد شود که آن ها در نهایت به هیچ درد منجی نخورند. به همین دلیل هم بنی اسرائیل از کلیه امور فنی و مدیریتی دور نگه داشته شدند. حتی مدیریت خانواده هم از آن ها گرفته شده بود و هر چند خانواده بنی اسرائیلی تحت تکلف یک مرد فرعونی زندگی می کردند.
ب - جستجو و برخورد با منتظر: یعنی کشتن منجی پیش از رسیدن وی به این مقام. آن ها برای این کار از کسب اطلاعات علائم ظهور در میان بنی اسرائیل و پیشگویی پیشگوها استفاده می کردند.
1 - تهاجم فرهنگی علیه بنی اسرائیل به منظور از بین بردن هویت دینی آن ها.
2 - کنترل جمعیت مردان بنی اسرائیل در سطحی خاص (از طریق تحت نظر داشتن زنان بنی اسرائیل). کشتن فرزندان پسری بیش از آمار.
3 - برخورد با موعود و جلوگیری از پیدایش او.
آن ها در پروژه برخورد با موعود، دو حرکت عمده و مهم را سرلوحه کار خود قرار دادند:
الف - برخورد با منتظرین: با بنی اسرائیل به گونه ای برخورد شود که آن ها در نهایت به هیچ درد منجی نخورند. به همین دلیل هم بنی اسرائیل از کلیه امور فنی و مدیریتی دور نگه داشته شدند. حتی مدیریت خانواده هم از آن ها گرفته شده بود و هر چند خانواده بنی اسرائیلی تحت تکلف یک مرد فرعونی زندگی می کردند.
ب - جستجو و برخورد با منتظر: یعنی کشتن منجی پیش از رسیدن وی به این مقام. آن ها برای این کار از کسب اطلاعات علائم ظهور در میان بنی اسرائیل و پیشگویی پیشگوها استفاده می کردند.
![[تصویر: 10.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/10.jpg)
او برای بنی اسرائیل مأمورانى تعیین کرده بود كه پيوسته آنان را به كار گمارند و هميچ گاه نگذارند ايشان روى خوشى و استراحت را ببينند. هر گاه خدمتکار می خواستند و هر زمان تصمیم می گرفتند زمينى را براى زراعت و كشت محصول آماده سازند، از وجود مردان و زنان بنى اسرائيل استفاده مى كردند.
حفاظت از قصرهاى سلطنتى و خانه هاى مردم به عهده آن ها بود و نظافت محوطه كاخ ها و معابر، وظيفه مسلم آنان شده بود.
قرآن كريم در سوره هاى متعددى مانند بقره، اعراف و ابراهيم، ضمن تذكر نعمت هاى بسيارى كه به بنى اسرائيل عطا فرمود، رهایی از آن وضع طاقت فرسا را به آنان یادآور می شود و چنين مى فرماید:
"وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ (بقره- 49)
و (نیز به یاد آورید) آن زمان که شما را از چنگال فرعونیان رهایی بخشیدیم که همواره شما را به بدتر
میدونست هر روز تو شکم یک نوع ماهی هستم![[تصویر: 11.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/11.jpg)
![[تصویر: 06.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/06.jpg)
![[تصویر: 07.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/07.jpg)
![[تصویر: 13.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/13.jpg)
![[تصویر: 03-12-2015-12-08-00-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-08-00-%D8%A8.jpg)
![[تصویر: 16.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/16.jpg)
![[تصویر: 03-12-2015-11-57-01-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-57-01-%D9%82.jpg)
![[تصویر: 03-12-2015-11-55-01-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-55-01-%D9%82.jpg)
![[تصویر: moses-fire.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/moses-fire.jpg)
![[تصویر: 03.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03.jpg)
![[تصویر: 03-12-2015-11-52-36-%D9%82.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-11-52-36-%D9%82.jpg)
![[تصویر: 03-12-2015-12-01-40-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-01-40-%D8%A8.jpg)
![[تصویر: 03-12-2015-12-00-53-%D8%A8.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/03-12-2015-12-00-53-%D8%A8.jpg)
![[تصویر: 04.jpg]](http://vgpostmortem.ir/images/170/04.jpg)

![[تصویر: assassins_creed_3_connor_ezio_altair.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8209981150/assassins_creed_3_connor_ezio_altair.jpg)
![[تصویر: MTS_krustyismyname_1372346_ubi_desmond_t...ations.jpg]](http://s3.picofile.com/file/8209981176/MTS_krustyismyname_1372346_ubi_desmond_to_have_bigger_role_in_assassins_creed_revelations.jpg)