تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ادامه تحصیل در خارج از ایران، آری یا خیر !!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام
ممنون از موضوع مهمی که مطرح کردید ...

این قضیه تحصیل یا ادامه تحصیل در خارج از کشور یک مسئله ایست که باید در رابطه با کل زندگی شخصی ببینیم. نمیشه یک قضیه مجزا در نظر بگیریم
قبلش اجازه بدید چند خط مقدمه بگم

در دهه 60 ایران شاهد یک جهش جمعیتی بود. کشور هم در شرایط جنگی و بعد هم سازندگی بود و خیلی بستری برای این نسل ایجاد نشد. کمبود شیرخشک - کمبود صندلی در مدارس و کلاسهای 40 نفره - کمبود ظرفیت دانشگاهها- کمبود شغل و ... مسائلی بود که این نسل باهاش روبرو شدند
این وضعیت نهایت 2-3 سال دیگه ادامه داره و کم کم می بینیم که متقاضیان دانشگاهها هم افت شدیدی داشتن

اما اینجا 2 نکته وجود داره:
1- هنوز کیفیت علمی بسیاری از دانشگاهها در سطح مطلوب نیست
2- برای برخی رشته ها و زمینه های علمی فضای تحقیقاتی و شغلی یا بسیار کمه یا اصلا وجود نداره


حالا بریم سر انتخاب آینده برای زندگی
برای من فرصتی برای تحصیل در دیگر کشورها وجود داره!

حالت اول: اگر رشته مد نظر من از رشته های نکته 2 هست، واقعا تحصیل من چه فایده ای داره؟ فرضا در بهترین دانشگاه و رشته مورد علاقه تحصیل کردم. وقتی فضای شغلی و تحقیقاتی در ایران فراهم نیست، پس این تحصیل خیلی به کار کشور نمیاد.
اگر کسی به این نوع تحصیل فکر میکنه، باید تصمیمش ادامه زندگی در خارج از ایران باشه

حالت دوم: یک رشته ای فضای خوبی برای فعالیت در ایران داره. دانشگاه خوبی هم قراره برم. فرضا رفتم و به سلامتی تحصیلم به اتمام رسید.
همونطوری که می دونید خیلی از نهادها در کشور در بحث گزینش و همکاری با اساتید و محققین، به ندرت با افرادی که در خارج تحصیل یا زندگی کردن، همکاری میکنن.
حتی شنیدم دانشگاهها در جذب هیئت علمی اولویت رو بر دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاههای داخل کشور گذاشتن
پس این رشته خوب و دانشگاه خوب، آیا میتونه آینده شغلی و زندگی من در ایران رو تامین کنه؟ تضمینی دارید؟

حالت سوم: این حالت متاسفانه شامل درصد زیادی از دانشجویان ایرانی در خارج از کشور میشه. تحصیل در هر رشته ای که بتونن و دانشگاههای درجه 3 و 4 اروپا یا درجه 2 و 3 آسیا....
کم ندیدم از این قبیل که در بهترین وضع رفتن دنبال تجارت و دلالی و ...



نتیجه گیری بنده اینه که واقع بینانه تصمیم بگیریم. اگر برامون آینده زندگی و شغلی در ایران مطرحه، باید قبل از رفتن فکرش رو بکنیم. اینکه 4 نفر وعده بدن که می شود، صرفا حرف است. چند نفر رو پیدا کنید که در رشته و دانشگاه مد نظر شما تحصیل کردن و برگشتن و موفق بودن. ببینید واقعا دلیل این موفقیت علمشون بوده یا بازم پارتی؟!
اگر قصد زندگی در خارج از ایران داریم که بحث مجزایی می طلبه....
در نهایت اگر تصمیم داریم که خارج تحصیل کنیم، به ادعاها و رنک یک دانشگاه اکتفا نکنیم. حتما و حتما از منابع مختلف برامون باید ثابت بشه که حداقل از دانشگاههای برتر ایران در رشته خودمون بهتره

نیاز بود چند تا مثال از همکارام براتون خواهم زد
(۱۲/فروردین/۹۴ ۱۷:۵۰)میلاد.م نوشته است: [ -> ]البته برخی از کشور هایی که شما نام بردید در گزینه اولتون، خیلی بهتر از بهترین دانشگاه ایران هستن (از نظر رنکینگ)، و اصلا اینطور نیست که مثلا فیلیپین همه دانشگاه هاش بدتر از ایرانه، می تونید برید رنکینگ دانشگاه ها رو ببینید،
مثلا دانشگاه استرالیایی که مثال زدید رنکش در حد بهترین دانشگاه ما هست،(نمی دونم شما با استناد به کدام منبع می گید بده!)
می تونید در این سایت : http://www.shanghairanking.com/ ،، ببینید.
حالا بماند که دانشگاه های ما از لحاظ امکانات بسیار سطح پایین هستند و اصلا قابل مقایسه نیستند.

در مورد گزینه دومی هم که گفتید، این دانشگاه ها خیلی سخته ازشون پذیرش گرفتن،
من فکر می کنم بهتر بود به این دو دسته تقسیم می کردید :
1-دانشگاه های با رنکینگ بدتر از دانشگاه های ایران
2-دانشگاه های با رنکینگ بالاتر از دانشگاه های ایران
بله درسته می فرمایید.
منم تقریبا منظورم همین بود. خیلی از دانشگاههای استرالیا و کانادا و .. رنکینگشون از بهترین دانشگاههای ما هم بالاتره اما خیلی از دانشگاههایی که دانشجوهای ما معمولا وارد اون می شن از لحاظ علمی سطح بالایی نداره.

البته رنکینگ هم معمولا بر اساس مقالاتی هست که توسط دانشحوهای اونجا نوشته می شه و لزوما نشان دهنده سطح علمی نیست. مثلا دانشگاه علامه طباطبایی که تو علوم انسانی سطح بسیار بالایی داشته و داره به خاطر اینکه فقط مختص به علوم انسانی هست و مقالات زیادی از اون منتشر نمی شه رنک بسیار پایینی داره.
بسم الله

نقل قول:در دهه 60 ایران شاهد یک جهش جمعیتی بود. کشور هم در شرایط جنگی و بعد هم سازندگی بود و خیلی بستری برای این نسل ایجاد نشد. کمبود شیرخشک - کمبود صندلی در مدارس و کلاسهای 40 نفره - کمبود ظرفیت دانشگاهها- کمبود شغل و ... مسائلی بود که این نسل باهاش روبرو شدند
این وضعیت نهایت 2-3 سال دیگه ادامه داره و کم کم می بینیم که متقاضیان دانشگاهها هم افت شدیدی داشتن

وقتی متقاضیان دانشگاه کم بشن، استاد هم کمتر نیازه... پس دکتری خوندن برای چی؟؟؟

ببینید
نگاه من به دکتری خوندن، نگاه رفتن و هیئت علمی شدن نیست... باشرایطی هم که توی پذیرش ها هست که دیگه بدتر
اصلا دانشجوی دکترایی که الان با نگاه هیئت علمی شدن بیاد دکتری بخونه، بعداز فارغ التحصیلیش با مشکل مواجه میشه

نگاه من به دکتری خوندن، در درجه اول افزایش سطح علمی و مهارت ها هست... + لینک هایی که آدم توی این مدت میتونه پیدا کنه و.... و استفاده از این علم و مهارت در کار
درکنارش اگه شد هیئت علمی و تدریس...

رفتن و یا نرفتن به خارج، تا حد زیادی بستگی به فرد و شرایطش رو داره همونطور که جناب علائم ظهور گفتند

+ یه نکته ای
شاید فضای یک رشته ای الان توی کشور نباشه اما حتما در آینده این فضا ایجاد خواهد شد
استادم یه بار بهم گفت این صنعته ما هست که باید خودش رو به سمت تکنولوژی بالاتر بکشونه نه این که ما پروژ ها مون رو در حد کارهای سنتی تعریف کنیم
بسم الله...
جواب این سوال به نظرم برای هر رشته،نسبت به رشته ی دیگه متفاوت‌ه.
دوست من دانشجوی ارشد عمران‌ه و وقتی ازش این سوال رو پرسیدم،گفت آینده‌ی کار عمران برای من که قرار ه علاوه بر کارهای آکادمیک و تدریس،کارهای صنعتی و ساخت و ساز هم بکنم (به دلیل اینکه درآمد حاصل از تدریس کافی نیست) ، اگر برم خارج از کشور و در بهترین شرایط، برگردم،آینده‌ی خوبی نیست؛
چون الان فرصتی هست که بشناسم افراد رو و چهار تا آشنا در جاهای مختلف پیدا کنم برای کارها و الان اینجا می تونم خیلی از تجربه های ارزشمند رو به دست بیارم.
البته این حرفش خیلی عامیانه است اما یکی از فامیل های ما که یک مهندس پیر و کهنه‌کار ه،این حرف رو تایید می کرد.
درمورد رشته‌ی دیگه مثل کامپیوتر و گرایش های نرم افزار و هوش مصنوعی،متفاوت‌ه. هرچند من الان جایی شاغل هستم که دانشجوهای دکتری این‌جا،که پژوهش محور هستند،وضعیت خوبی نسبت به بقیه دانشگاهها دارند،اما به جز اینجا،کمتر جایی رو دیدم که دانشجوهای دکتری راضی باشند از وضعیت پرداخت ها و شاید بشه گفت برای آقایون بخصوص خیلی شرایط سختی وجود داره.
ضمن اینکه از نظر علمی هم برای بچه های کامپیوتر ادامه تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاههای معتبر خارج از کشور سطح علمیشون رو خیلی ارتقاء میده و برای پروژه های عملی داخل کشور ، می‌تونن کمک خیلی خوبی باشن.
و درآخر، انصافاً از حق نگذریم،اوضاع داره بهتر میشه و حداقل در این یکی دو سال،وضعیت دانشجوهای دکتری داره بهتر میشه؛ هرچند یه کم سرعت این روند پایین‌ه،اما میشه به آینده‌اش امیدوار بود.
برای من با توجه به رشته تحصیلیم،اگر پدرم راضی میشدند به تنهایی رفتنم،احتمال اینکه می‌رفتم و بعد از تحصیل برمی گشتم خیلی زیاد بود.(چون برای من پیشرفت کشورم بدون هیچ اغراقی ارزش قائلم)،اما خب در این وضعیت باید به ادامه تحصیل در ایران (ان شاءالله) فکر کنم.Smile
یک نکته ی دیگه ای هم به ذهنم رسید که باید بگم! (اگر وقت خوندن رو ندارید فقط قسمت آبی رو بخونید)

می خوام از یک جنبه ی دیگه ای هم به قضیه ادامه تحصیل در خارج از کشور نگاه کنم!

  • علوم انسانی
  • یا علوم فنی و مهندسی یا علوم تجربی
ادامه تحصیل تو علوم مهندسی و یاتجربی خب قطعا توجیه پذیر هست.

شما به عنوان دانشجوی این رشته ها، نیاز دارید به امکانات فنی، آزمایشگاه و ... برای اینکه تحقیقات خودتون رو انجام بدید، و از این نظر هم معمولا دانشگاه های سطح متوسط به بالا سنگ تموم می گذارن! و تا جایی که مورد استفاده ی نظامی کشور های غربی نباشه ، نمی شه به دانشجو خرده گرفت.
و اگر اون دانش آموخته برگرده به ایران با دستاورد بسیار خوبی برگشته.

اما حالا به علوم انسانی نگاه کنید؛

معمولا دانشگاه های برخی کشور ها مثل انگلیس، استرالیا تو علوم انسانی از شما نمی خوان روی نظریات علوم انسانی خودشون کار کنید! اونها خودشون بهتر از شما می تونن روی علوم انسانی خودشون کار کنند!

اونها معمولا از دانشجو می خوان پژوهش های خودشون رو تو علوم خودشون، و از کشور های خودشون انجام بدن!(دقیقا چیزی که کشورهای قدرتمند تو علوم انسانی بهش احتیاج دارند)



کلی دانشجوی با سواد از کشور های جهان سوم و در حال توسعه با کلیمنت وارد دانشگاه های خودشون می کنن!
و بعد ازشون می خوان برن اون تحقیقات علمی که مورد نظرشون هست رو توی نظریات و ایدئولوژی های کشور های خودشون انجام بدن!

و دراخر یک بانک اطلاعات کامل از علوم انسانی کشور هایی مثل ایران و .. دارند!

جاسوسی علمی بصورت خیلی خیلی شیک!!

دقت کنید
مثلا اون آقایی که پایان نامشو تو انگلیس با عنوان "انقلاب اسلامی ایران" می گذرونه! آیا نمی تونست همینو تو ایران داشته باشه؟؟؟
یا اون آقایی که می ره تو بریتانیا و پایان نامش در مورد انعطاف پذیریه احکام شریعیت هست.

(( نگو نمی دونی کی ها رو می گمWink))

از اساتید من هم کسایی که رفتند خارج از کشور برای تحصیل مثل استرالیا و کانادا و ... هم همینطور بودند! البته تو علوم اقتصادی عمق فاجعه کمتره.

نکته دوم هم اینه که ما الان به گفته رهبر، نیاز داریم تو علوم انسانی خودمون اجتهاد کنیم! و علوم انسانی اسلامی داشته باشیم. اما آیا از کشور های غربی ، علوم انسانی اسلامی می تونه بیرون میاد؟؟

چه توجیهی وجود داره که یک شخص تو علوم انسانی لزوما برای تحصیل به دانشگاه های ینگه دنیا بره؟
به نظر من توجیه پذیر نیست.

*** پ ن : البته در برخی علوم انسانی نیاز هست که علوم غربی رو و جامعه ی غربی رو خوب بشناسید. در اونصورت با اخذ یک موضوع پژوهشی مناسب، می تونیم بگیم توجیه پذیره!
بسم الله

نقل قول:اما اینجا 2 نکته وجود داره:
1- هنوز کیفیت علمی بسیاری از دانشگاهها در سطح مطلوب نیست
2- برای برخی رشته ها و زمینه های علمی فضای تحقیقاتی و شغلی یا بسیار کمه یا اصلا وجود نداره

حالت اول: اگر رشته مد نظر من از رشته های نکته 2 هست، واقعا تحصیل من چه فایده ای داره؟ فرضا در بهترین دانشگاه و رشته مورد علاقه تحصیل کردم. وقتی فضای شغلی و تحقیقاتی در ایران فراهم نیست، پس این تحصیل خیلی به کار کشور نمیاد.
اگر کسی به این نوع تحصیل فکر میکنه، باید تصمیمش ادامه زندگی در خارج از ایران باشه

حالت دوم: یک رشته ای فضای خوبی برای فعالیت در ایران داره. دانشگاه خوبی هم قراره برم. فرضا رفتم و به سلامتی تحصیلم به اتمام رسید.
همونطوری که می دونید خیلی از نهادها در کشور در بحث گزینش و همکاری با اساتید و محققین، به ندرت با افرادی که در خارج تحصیل یا زندگی کردن، همکاری میکنن.
اگر قرار باشه همه اینطور فکر کنن که اصلا کشور ما درجا باید بزند،
یعنی هر علمی را که ما الان فضا و تکنولوژی ش رو نداریم بذاریم کنار ! اینطور که نمیشه،
به نظر این اشتباهه،
جمله آخرتون رو هم فکر میکنم دارید اشتباه می کنید،
تا جایی که ما دیده ایم،اساتید در دانشگاه های خوب ایران در خارج از کشور تحصیل کرده اند و به ندرت هستند کسانی که در ایران بوده باشند کلا،
البته اکثرشون هم بورس وزارت علوم هستن.


نقل قول:البته رنکینگ هم معمولا بر اساس مقالاتی هست که توسط دانشحوهای اونجا نوشته می شه و لزوما نشان دهنده سطح علمی نیست.
فکر می کنم این هم صحیح نیست،
رنکینگ بر اساس پارامتر های مختلفی داده می شه، که یکیش مقاله است و بالاخره اساتید و فضای آموزشی و امکانات و ... هم دخیل هست،


دلیل کند بودن پیشرفت کشور در برخی زمینه ها همینه که خیلی کم بها داده میشه به تحقیقات علمی،

جالبه براتون بگم، چند تا از دوستای من اول کار تحقیقاتیشون تو مقطع ارشد، رفتن برخی سازمان ها و نهاد های مرتبط و حتی وزارت خونه ی مرتبط، و خواستن که یک مشکلی که هست رو بهشون بگن تا پروژه تحقیقاتی شون رو تو اون زمینه انجام بدن ،
اکثرشون دست خالی برگشتن، گویا اصلا هیچ مشکلی نیست !!!
یکیشون بهش یک موضوعی دادن، ولی وقتی داده های اندازهگیری میدانی خواست ازشون بهش گفتن نداریم ، در حالی که داشتن ،
اصولا به دانشگاه اعتقادی ندارند گویا، صنعتی ها ...
(۱۲/فروردین/۹۴ ۲۳:۳۲)Tolou نوشته است: [ -> ]بسم الله


وقتی متقاضیان دانشگاه کم بشن، استاد هم کمتر نیازه... پس دکتری خوندن برای چی؟؟؟

ببینید
نگاه من به دکتری خوندن، نگاه رفتن و هیئت علمی شدن نیست... باشرایطی هم که توی پذیرش ها هست که دیگه بدتر
اصلا دانشجوی دکترایی که الان با نگاه هیئت علمی شدن بیاد دکتری بخونه، بعداز فارغ التحصیلیش با مشکل مواجه میشه

نگاه من به دکتری خوندن، در درجه اول افزایش سطح علمی و مهارت ها هست... + لینک هایی که آدم توی این مدت میتونه پیدا کنه و.... و استفاده از این علم و مهارت در کار
درکنارش اگه شد هیئت علمی و تدریس...

رفتن و یا نرفتن به خارج، تا حد زیادی بستگی به فرد و شرایطش رو داره همونطور که جناب علائم ظهور گفتند

+ یه نکته ای
شاید فضای یک رشته ای الان توی کشور نباشه اما حتما در آینده این فضا ایجاد خواهد شد
استادم یه بار بهم گفت این صنعته ما هست که باید خودش رو به سمت تکنولوژی بالاتر بکشونه نه این که ما پروژ ها مون رو در حد کارهای سنتی تعریف کنیم
هیئت علمی شدن تناقضی با کار پژوهشی و حتی پروژه و شغل ثابت نداره. اما در کشور ما چون بسیاری از افرادی که دکترا دارن، بستر کار براشون فراهم نیست، مهمترین آرزوشون هیئت علمی شدنه

به هر حال اگر بحث در مورد کشور ایرانه، باید با مسائل واقع بیانه برخورد کنیم. خیلی از صنایع مهم ایران دولتی و نظامیه. سختی رفتن و درس خوندن در خارج یک روی سکه است و برگشتن و شاغل شدن یک روی دیگر!

یعنی شما توصیه میکنی افراد بدون در نظر گرفتن این برن در یک رشته تحصیل کنن؟ بعد که برگشتن و فضا نبود چیکار کنن؟

(۱۳/فروردین/۹۴ ۱۸:۱۶)میلاد.م نوشته است: [ -> ]بسم الله

اگر قرار باشه همه اینطور فکر کنن که اصلا کشور ما درجا باید بزند،
یعنی هر علمی را که ما الان فضا و تکنولوژی ش رو نداریم بذاریم کنار ! اینطور که نمیشه،
به نظر این اشتباهه،
جمله آخرتون رو هم فکر میکنم دارید اشتباه می کنید،
تا جایی که ما دیده ایم،اساتید در دانشگاه های خوب ایران در خارج از کشور تحصیل کرده اند و به ندرت هستند کسانی که در ایران بوده باشند کلا،
البته اکثرشون هم بورس وزارت علوم هستن.
فکر؟
یک وقتی هست شما نیاز مالی نداری و چه اینجا و چه خارج دکترا میگیری. حالا برمیگردی و فضای کار نیست. بالاخره خودتو یه جوری مشغول میکنی
اصلا با سرمایه خودت سعی میکنی از علمت استفاده کنی

ولی وقتی سرمایه نداری و قصدت هم برگشتن به ایرانه، عقل چه چیزی حکم میکنه؟
شما مثلا با دکترایی که اینجا براش کار نیست، چه برنامه ای برای بعد از برگشتنت داری؟
اتفاقا اینطوری نه به نفع کشوره نه شخص

در مورد هیئت علمی
1- این سیاست در سالهای اخیر داره اجرا میشه و خیلی هم محسوس و علنی نبوده. البته مبنای منطقی داره. نیروهای درس خونده تحت نظارت وزارت علوم و متناسب با نیاز کشور باید هم حمایت بشن
2- بورس وزارت علوم که مجبوره هیئت علمی بشه. هر کجا هم که بهش بگن باید بره(اونطوری که من خبر دارم) حتی ضمانت سنگینی هم میگیرن که مجبور باشه برگرده ایران
3- افراد خاص و متخصص که سطح علمی بالایی دارن قطعا جذب میشن. ولی افرادی که در دانشگاههای درجه 2 و 3 و 4 دنیا درس خوندن و بورس نبودن هم راحت هیئت علمی میشن؟
سلامحدود 40-50% از دوستان دوران دبیرستان و دانشگاه من خارج از کشور رفتند برای تحصیلمن به ترتیب انگیزه خیلی هاشون رو می گم
  • یکی شون که مادر امریکایی داشت که مسلمون شده بود و با پدرش اومده بود مشهد ، لیکن خودش روحیه اش اون سمت بود و رفته برای تخصیل و اقامت اون ور.
  • یک سری شون به دلیل خواست خانواده هاشون که تحصیل کرده اون سمت بودند رفتند برای تحصیل اون سمت
  • یک سری شون پدر و مادرهاشون تحصیل نکردند ، اما برای کلاس جلوی فامیل روی ذهن بچه هاشون کار کردند تا برند اون سمت و مایه افتخارشون بشند و معمولا هم نمی گذارند برگردند
من توی دوستای دبیرستان این افراد رو زیاد داشتم ، چون دبیرستان محل تحصیل ما اکثرشون از بچه های پایین شهر بودند که روشون سرمایه گذاری کرده بودند و به ما تقریبا هر روز غذای گرم رایگان و .... می دادند و ... ،ولی متاسفانه خیلی ها رفتند و بر نمی گردندحتی یکیشون که نفر اول ارشد نانوتکنولوژی شده بود و رفته بود بلژیک برای دکترا ، می گفتند دفعه اول که رفته اونجا ناراحت بوده و می کفته کاش بشه برگردم ، اما دفعه بعد یک GF پیدا کرده و بی خیال برگشت شده.امثال ایشون زیاد هستند که جذب آزادی اون سمت میشند و ...
  • یک سری هم مثل بعضی دوستام اصلا به دلیل بی بندوباری می رند اون سمت
  • بعضی ها هم مثل پسرعمه خودم به زور پدرشون برای تحصیل فرستاده می شند و راه بازگشت ازشون صلب میشه
  • البته هستند کسانی که هدفشون خیره و خیر هم می مونند.
یک نکته ای هم که باید ذکر کنم :

توی اساتید ما هم تحصیل کرده خارج بودند هم داخل ، انصافا اساتید تحصیل کرده خارج بر خلاف اسمش خیلی آدم های با سوادی نبودند ، علتش هم به نظر من تعصبشون به خارج از کشور بود ، اما اساتیدی داشتیم که همین دانشگاه تهران درس خونده بودند ،اما برای شرکت های ژاپنی مدار طراحی می کردند.
همین طور به قول یکی از دوستان ، خیلی از کسایی که ایران درس می خونند درس فنی می خونند تا برن اون سمت کار پیدا کنند ، و الا علوم اصلی در غرب علوم پایه هستند مثل فیزیک و شیمی که علوم فنی از اون ها منتج می شند.
کلا درس خوندن توی ایران به دلیل کاهش امار بیکاری در اداره امار هستش و هیچ خاصیت دیگه ای نداره. مگر دو سه تا دانشگاه.
اگه دانشگاه های مهم و پیشرفته اروپا و امریکا و یا شرق آسیا باشه آره بهتره برن و بمونن چون تاثیرگذاریشون و نفعشون برای بشریت بیشتر خواهد بود. همچون گفته ی پرفوسور سمیعی بزرگترین جراح جهان که ازش پرسیدن چرا به خاطر کشورش برنمیگرده و اون گفت: اگر برگردم ایران دیگر، پرفوسور سمیعی نخواهم ماند. من اگر پرفسور سمیعی شدم اینجا بود که توانستم خودم را به این حد برسانم، مردمم را دوست دارم ولی جهان بسیار بزرگتر از کشور من است و نسبت به همه جهان تعهد دارم
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع