ممنون
این صحبت که تاریخ مبهم است در نتیجه نباید در موردش صحبت بشه درست نیست.
تاریخ یک علم اسنادیه و با توجه به اسناد و مدارک،یک موضوع تاریخی اثبات یا رد میشه.
بیش از 80% تاریخ،موارد قطعی و بدون تردید هستند.
جالب اینجاست که وقتی صحبت در مورد موضوعی مثل حمله عمربن خطاب به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میشه،تاریخ قطعی میشه اما اینجا مبهم به نظر میاد

سلامببینید تاریخ رو میشه به چند دسته طبقه بندی کرد :
- تاریخ مورد قبول موافقین و مخالفین ، مثل حمله به منزل صدیقه کبری سلام الله علیها که شیعه و اهل تسنن در آن شکی ندارند و روایات در کتاب های آن ها موجود است.
- تاریخ بعد از اسلام که به دلیل وجود امکان نگارش و کیفیت آن بسته به عدالت نویسنده قابل نقد و بررسی دقیق است.
- تاریخ پیش از اسلام و پیش از ظهور مسیح که به دلیل نبودن امکان نگارش و همین طور نگهداری نگاشته ها و یا حذف زبان های رایج و وجود تحاریف به سختی و با تکیه بر برخی مستندات تاریخی پس از آن قابل رد و یا تایید هستند.
(۱۵/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۲)yektasepas نوشته است: [ -> ]آيا در زمين گردش نكرده اند تا با تأمل بنگرند سرانجام كسانى كه پيش از اينان بودند چگونه شد ؟ آنان نيرومندتر از اينان بودند ، و زمين رازير و رو كردند و آن را بيش از آنچه اينان آبادش كردند ، آباد نمودند ، و پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند [ولى به سبب تكذيب پيامبرانشان هلاك شدند] ؛ پس خدا بر آن نبود كه به آنان ستم كند ، ولى آنان بودند كه به خودشان ستم مىكردند .
این (خواندن تاریخ) مشروط به داشتن تاریخ معتبر مثل تاریخ نقل شده از معصوم است.
همین طور عبرت گرفتن از گذشتگان صرفا به معنای داشتن تاریخ معتبر نیست و برداشت از آن نیست و می توان با گردش در کاخ های مدفون و متروک و مخروب به نتیجه رسید که هر عظمتی فانی است.
(۱۵/فروردین/۹۴ ۱۹:۲۱)Ali#59 نوشته است: [ -> ]جالب اینجاست که وقتی صحبت در مورد موضوعی مثل حمله عمربن خطاب به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میشه،تاریخ قطعی میشه اما اینجا مبهم به نظر میاد 
کاش یه مثال دیگه میزدید
با این مثالتون دل شیعه علی رو خون میکنید (خودم رو نمیگم)
میدونم این جمله شما فقط یه مثال بود ولی یادمون باشه بدون شفاعت ائمه علیهم السلام اون دنیا قدم از قدم نمیتونیم برداریم
یکتاسپاس عزیز
این چه نتیجه گیری ها چی هست که شما داشتید
بنده کی گفتم قرآن نعوذبالله اشتباهه یا از تاریخ نباید پند گرفت؟!
عرض کردم تاریخ نسبت به زمان گذشته منابع مبهمی دارد. مثلا بنده خودم مخالف نژاد پرستی بر مبنای گذشته درخشان قوم آریایی و این موارد هستم. اصلا برتری در آن نمیبینم و فاقد اهمیت برای اکنون میدانم. مثلا کسی ممکن هست بنای تخت جمشید رو ببیند و بهش افتخار کند و آن را مظهر مدنیت اقوام گذشته بداند باید مواظب باشد مصداق حتی زرتم المقابر نشود!! باعث نشود ملتی را برتر از دیگری بداند. از مردن این مردم که این بناها را ساختند و رفتند عبرت بگیرد. ببیند این سنگها هم نتوانسته مرگ را از صاحبان قدرت دور کند... قرآن اینها را میخواهد. خداوند اینها را میخواهد.
نمیخواهد به این و آن قوم گذشته که در منبعی دیو بوده و در منبعی فرشته بنازیم.
یکی گفته کورش خوب بوده یکی گفته بد. الان مدتهاست همدیگر رو وطن فروش صدا میزنند ولی آخرش هم معلوم نمیشود کدامش راست هست. عرض بنده این بود

(۱۵/فروردین/۹۴ ۱۹:۲۱)Ali#59 نوشته است: [ -> ]ممنون
این صحبت که تاریخ مبهم است در نتیجه نباید در موردش صحبت بشه درست نیست.
تاریخ یک علم اسنادیه و با توجه به اسناد و مدارک،یک موضوع تاریخی اثبات یا رد میشه.
بیش از 80% تاریخ،موارد قطعی و بدون تردید هستند.
جالب اینجاست که وقتی صحبت در مورد موضوعی مثل حمله عمربن خطاب به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میشه،تاریخ قطعی میشه اما اینجا مبهم به نظر میاد 
یادمان باشد محبت و بغض با هم یک جا جمع نمی شوند . به همان اندازه که به دشمنان خدا محبت داشته باشیم محبت دوستان خدا کم می شود. هر وقت دیدیم نسبت به 14 معصوم محبتمون کم است و ادب را رعایت نمی کنیم برگردیم ببینیم محبت کدام دشمن خدا در قلبمون شدید است .
فمن یکفر بالطاغوت ویومن بالله
کفر به طاغوت ایمان به خدا را جایگزین می کند. هردو با هم جمع نمی شوند .
فاطمه زهرا سلام الله علیها مظلومه بود و هست تا ما ندانیم که کیست ودر مورد چه کسی بی ملاحظه صحبت می کنیم.
(۱۵/فروردین/۹۴ ۲۱:۰۶)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]عرض کردم تاریخ نسبت به زمان گذشته منابع مبهمی دارد. مثلا بنده خودم مخالف نژاد پرستی بر مبنای گذشته درخشان قوم آریایی و این موارد هستم.
یعنی شما میفرمایید افتخار یک ملت به گذشتشون حالا هر ملتی حتما موجب نژاد پرستی میشود؟؟؟
سلام
دو روش برای فهم گذشته وجود دارد
1_
آثار به جای مانده از سنگ
2_
کتاب
عمر کاغذ هم زیاد نیست حالا دقیقا نمی دونم چقدره
پس درباره گذشته دور فقط آثار بجای مانده از سنگ میتونه قابل فهم باشه
تاریخ هم بیشتر توسط روحانیت مسیحی و یهودی و اسلام منتقل شده که صداقت در ان بیشتر است
(۱۵/فروردین/۹۴ ۲۱:۴۵)کوروش بزرگ نوشته است: [ -> ]یعنی شما میفرمایید افتخار یک ملت به گذشتشون حالا هر ملتی حتما موجب نژاد پرستی میشود؟؟؟
سلام
بستگی داره
مثلا اگر یک مغول به فتوحات چنگیز افتخار کنه نمونه نژادپرستی می شه
اگر ما به نادر افتخار کنیم به این دلیل که فتوحات داشته برای ما ثروت آورده و چشم بر جنایت هاش ببندیم نژادپرستی میشه
ولی اگر مثلا افتخار کنیم به این کشور ما مهد حجاب و پوشیدگی بوده ، مهد اختراعات بوده ، این ها نه تنها نژادپرستی نیست ، بلکه خودباوریه.
فرق نژاد پرستی با خودباوری این هست که نژادپرست برای خوب و بد مهم نیست ، فقط براش مادیات مهمه ، اما انسان خودباور به خوبی های گذشتگانش افتخار می کنه ،نه به این دلیل که گذشتگان اون هستند ، چون انسان های پاکی بودند ، و باور می کنه که می تونه به عنوان فرزند اون نسل بتونه همون راه رو پی بگیره.