۱۹/فروردین/۹۴, ۰:۱۷
دوشنبه گذشته گروره تروریستی جیش العدل به سربازان مرزبانی کشورمان حمله و 8 مرزبان را به شهادت رساندند. به گفته رسانههای ایرانی جیش العدل با عبور از مرز میان دو کشور به گشت مرزی ایران حمله کرده و سپس دوباره به خاک پاکستان گریختهاست.
این مصاحبه با یک جوان ایرانی:
سامان چند سال پیش دوران سربازی خود را در منطقه بلوچستان ایران، در یک پست مرزی بین ایران و پاکستان، گذرانده است. او تجربه درگیری با گروه های تروریستی منطقه را نیز یک بار داشته است. سامان درباره میزان آموزش و آمادگیای که او برای مقابله با حملات احتمالی گروه های تروریستی منطقه در دوران سربازی دیده و امکاناتی که در اختیار داشتهاند به ناظران میگوید:
"اساسا سربازی که به مرز خطرناکی همچون مرز بلوچستان فرستاده یا به اصطلاح تقسیم میشود هیچ آموزش ویژه و بیشتری نسبت به سربازی که در تهران قرار است برود پشت میز خدمت کنند نمیبیند.
در کل، در دوره شصت روزه آموزشی که همیشه به بهانهای با هدف کم کردن هزینهها کوتاهتر هم میشود، بیشتر آموزشها پیرامون مسایل عقیدتی و رژه است.- در برخی موارد این دوره با افزایش کد به نود روز افزایش مییابد- آموزشهای عملی هم بیشتر آموزش نظام جمع یا همان رژه رفتن است. اساسا ظاهر مهمتر از کیفیت نظامی سرباز است است. اینکه سرباز خوب لباس بپوشد و خوب رژه برود.
آموزش نبرد و یا جنگ تن به تن نه به شکل تئوری و نه به شکل عملی اساسا در کار نیست. سرباز در این دوره، دو ساعت آموزش مبارزه با گازهای شیمیایی و ده دقیقه آموزش میکروبی میبیند. تمام زمان آموزشی به تمرین رژه، شناخت نحوه کار اسلحه و کلاسهای عقیدتی میگذرد. هیچ سربازی هیچگونه آموزشی درباره واکنش مناسب و تاکتیکهای دفاعی در صورتی که مورد حمله قرار گرفت نمیبیند.
کل تجربه سربازی که به "منطقه جنگی"مرزهای شرقی می رود یک روز حضور در میدان تیر به همراه گردان است که کلا در سه دقیقه میتواند حدود ده تیر شلیک کند. از کل یک گردان یک سرباز این شانس را خواهد داشت که یک نارنجک مشقی پرت کند. سه روز اردوی پایانی دوره آموزشی نیز به ساختن سنگر و ... پرداخته میشود که آن هم خیلی جدی گرفته نمیشود.
عملا یک جوان ١٩ تا ٢٣ ساله بدون کوچکترین آموزش و تجربهای که حتی نحوه درست استفاده از اسلحه را نمیداند به مرز اعزام میشود، یک جوان را بدون اینکه آمادگی فیزیکی داشته باشد، اسلحه دیده باشد و بداند وقتی به او حمله میشود چه کار باید بکند را میفرستند پست نقطه صفر مرزی.
ما وقتی وارد منطقه مرزی شدیم تصور میکردیم وارد یک پادگان خواهیم شد. اما نهایتا در منطقه مرزی وارد یک پایگاه کوچک شدیم و من، شاید از سر بد شانسی به چادری در یک نطقه صفر مرزی منتقل شدم و ماهها در آنجا سربازی کردم. ویدئویی از به گروگان گرفته شدن پنج مرزبان ایرانی منتشر شده بود، این دقیقا وضعیت من در دوران سربازی بود. ما نه آموزشی دیدیم و نه حتی اطلاعاتی به ما داده شده بود که امکان دارد مورد حمله و شبیخون قرار بگیریم. اساسا در آن سن ما نه هیچ اطلاعی از منطقه داشتیم و نه اساسا تصوری از خطری که ما را تهدید میکند. ناگهان به ما یک اسلحه دادند با یک خشاب که ٢٧ تیر جنگی و ٣ تیر رسام داشت و گفتند از مرز کشور دفاع کنید.
در اکثر موارد سربازها در حملات تروریستی غافلگیر میشوند، اول به نظر من به خاطر سن و سالشان و دیگر اینکه آموزشی ندیدهاند و آمادگی روانی، جسمی و اطلاعاتی برای نبرد ندارند. دوم اینکه هیچ گونه امکانات دفاعی-نظامی نیز در اختیار سربازها نیست. جدا از یک اسلحه سبک که به سرباز میدهند من در تمام دوران سربازی در نقطه سفر مرزی نه نارجک داشتم، نه تیربار به چشم خودم دیدم و نه آرپی جی، حالا شما تصور کنید این گروههای تروریستی با سلاحهای نیمه سنگین کاتیوشا و آر.پی.جی و تیربار به سربازها حمله میکنند. مسایلی مثل جلیقه ضد گلوله و یا دوربین دید در شب هم که اساسا شوخیای بیش نیست. من این چیزها را فقط در فیلمها دیدهام.
ما حتی امکانات رفاهی معمولی هم نداشتیم. یک چادر وسط ناکجا آباد تمامی امکاناتی بود که در اختیار داشتیم. ماهها باید با کنسرو سرد سر میکردیم چون آشپزخانهای وجود نداشت. آب خوراکی هم آب شیرین شده دریا بود که موجب بیماریهای باکتریایی و حتی پوستی همه ما شده بود.
اگر مقامات ایرانی میخواهند واقعا مرزها را کنترل کنند باید نیروهای آموزش دیده، آشنا با درگیری نظامی با امکانات به روز به مرزها اعزام کنند.
مرزبانهای ما اکنون سربازانی هستند که فقط با توجه به شرایط سربازی در تهران و شیراز و اصفهان دارند خدمت میکنند و چون بدشانستر بودهاند، در تقسیم آنجا افتادهاند.
من خودم در مدت سربازی در مرز یک بار تجربه درگیری با گروههای تروریستی منطقه را داشتم. آنها در نیمههای شب به ما نزدیک شدند، به سمت ما شلیک کردند ما هم به سمت آنها شلیک کردیم. خوشبختانه پس از چند دقیقه درگیری آنها از محل دور شدند. اما فردای آن روز تمامی ما به اتهام شلیک بیجهت بازداشت شدیم و هفتهها در زندان بودیم.
مقامات بالاتر از ما جنازه میخواستند. فکر میکردند ما بیدلیل شلیک کردهایم و میگفتند اگر واقعا به کسی شلیک کردهاید باید جنازهاش را به ما نشان دهید. خب کسی از آنها کشته نشده بود، ما فقط در یک واکنش غیرارادی به ناگهان تمامی خشاب خود را به سمت جایی که به ما شلیک میشد خالی کردیم... همین. هر چند ما نهایتا با پادرمیانی یکی از فرماندهان عالیرتبه از زندان آزاد شدیم اما از آن به بعد نه تنها ما، بلکه بسیاری از سربازهای منطقه هم دیگر جرات نداشتند شلیک کنند چون از بازداشت میترسیدند."
گروه جیش العدل عکسی از غنائم جنگی بدست آورده از مرزبانان ایرانی منشتر کرده است که در آن فقط تفنگ تهاجمی قدیمی AK-47 کلاشنیکف و یک تیربار قدیمی PK دیده میشود.
منبع:رادیو فرانسه،اسلحه های برتر
من خودم سربازی رفتم و تمام این گفته ها رو تایید میکنم(البته من مرز نبودم)
کل دوره 60 روزه آموزشی من اینجور گذشت...
صبح ساعت 3.45 دقیقه بیدار باش میزدن،کلی تو حیاط گروهان مارو الکی خبردار نگه میداشتن،بعد نماز و صبحانه
و بعد از مراسم صبحگاهی تا ناهار در میدان فقط تمرین رژه کار میکردیم...هیچی به جز رژه با ما کار نمیشد دوباره بعد ناهار همین برنامه بود و ساعت 10 هم خاموشی میزدن و میخوابیدیم...البته یه شب در میون پست داشتیم
بعد حدود 10 روز کلاس عقیدتی برای ما برگزار کردن
هفته آخرم رفتیم میدون تیر و نفری 15 تا تیر با اسلحه ژ-3 شلیک کردیم،بیشتر ژ-3 ها که هنوز آرم شیر خورشید روی اونها بود
...کلا تیربار و نارنجک و جلیقه هم که فقط تو فیلمها دیده بودیم
روز تقسیم هم همه تو میدان صبحگاهی جمع شدیم و هرکی قرعه خودش رو بیرون میکشید که اسم شهر محل خدمتش بود!
من و چندتا از دوستام از شانس خوب افتادیم بغل خونه خودمون
پایگاه چهارم شکاری،باقی افتادن کرمان،اصفهان،تهران
حالا خوشبختانه من پدافند هوایی ارتش بودم و مرزبانی خاصی نداریم،فوقش یه دیده بان مرزی باشه که منم رسته ام کلا چیز دیگه ی بود
الان نمیخوام از اعزام نیرو و کمک به عراق و سوریه و یمن انتقاد کنم و شکایت کنم ولی وقتی ما توانایی این رو داریم که به کشورهای خارجی مشاوره نظامی بدیم،نیرو و تسلیحات بدیم
چرا مرزهای خودمون رو امن نمیکنیم!؟چرا حداقل نیروهایی که قراره مرزبان بشن چارتا جلیقه نمیدن،یه ماه آموزش درست حسابی نظامی و تاکتیکی و...
واقعا همیشه یک از سوالهای من بوده،اصلا چرا سرباز وظیفه رو میفرستن مرز؟!
سرباز وظیفه هیچ آموزشی ندیده..هیچ امکاناتی هم نداره،خب معلومه روبروی این جونورهای تا دندون مسلح و آموزش دیده نمیتونن کاری بکنن
این مصاحبه با یک جوان ایرانی:
سامان چند سال پیش دوران سربازی خود را در منطقه بلوچستان ایران، در یک پست مرزی بین ایران و پاکستان، گذرانده است. او تجربه درگیری با گروه های تروریستی منطقه را نیز یک بار داشته است. سامان درباره میزان آموزش و آمادگیای که او برای مقابله با حملات احتمالی گروه های تروریستی منطقه در دوران سربازی دیده و امکاناتی که در اختیار داشتهاند به ناظران میگوید:
"اساسا سربازی که به مرز خطرناکی همچون مرز بلوچستان فرستاده یا به اصطلاح تقسیم میشود هیچ آموزش ویژه و بیشتری نسبت به سربازی که در تهران قرار است برود پشت میز خدمت کنند نمیبیند.
در کل، در دوره شصت روزه آموزشی که همیشه به بهانهای با هدف کم کردن هزینهها کوتاهتر هم میشود، بیشتر آموزشها پیرامون مسایل عقیدتی و رژه است.- در برخی موارد این دوره با افزایش کد به نود روز افزایش مییابد- آموزشهای عملی هم بیشتر آموزش نظام جمع یا همان رژه رفتن است. اساسا ظاهر مهمتر از کیفیت نظامی سرباز است است. اینکه سرباز خوب لباس بپوشد و خوب رژه برود.
آموزش نبرد و یا جنگ تن به تن نه به شکل تئوری و نه به شکل عملی اساسا در کار نیست. سرباز در این دوره، دو ساعت آموزش مبارزه با گازهای شیمیایی و ده دقیقه آموزش میکروبی میبیند. تمام زمان آموزشی به تمرین رژه، شناخت نحوه کار اسلحه و کلاسهای عقیدتی میگذرد. هیچ سربازی هیچگونه آموزشی درباره واکنش مناسب و تاکتیکهای دفاعی در صورتی که مورد حمله قرار گرفت نمیبیند.
کل تجربه سربازی که به "منطقه جنگی"مرزهای شرقی می رود یک روز حضور در میدان تیر به همراه گردان است که کلا در سه دقیقه میتواند حدود ده تیر شلیک کند. از کل یک گردان یک سرباز این شانس را خواهد داشت که یک نارنجک مشقی پرت کند. سه روز اردوی پایانی دوره آموزشی نیز به ساختن سنگر و ... پرداخته میشود که آن هم خیلی جدی گرفته نمیشود.
عملا یک جوان ١٩ تا ٢٣ ساله بدون کوچکترین آموزش و تجربهای که حتی نحوه درست استفاده از اسلحه را نمیداند به مرز اعزام میشود، یک جوان را بدون اینکه آمادگی فیزیکی داشته باشد، اسلحه دیده باشد و بداند وقتی به او حمله میشود چه کار باید بکند را میفرستند پست نقطه صفر مرزی.
ما وقتی وارد منطقه مرزی شدیم تصور میکردیم وارد یک پادگان خواهیم شد. اما نهایتا در منطقه مرزی وارد یک پایگاه کوچک شدیم و من، شاید از سر بد شانسی به چادری در یک نطقه صفر مرزی منتقل شدم و ماهها در آنجا سربازی کردم. ویدئویی از به گروگان گرفته شدن پنج مرزبان ایرانی منتشر شده بود، این دقیقا وضعیت من در دوران سربازی بود. ما نه آموزشی دیدیم و نه حتی اطلاعاتی به ما داده شده بود که امکان دارد مورد حمله و شبیخون قرار بگیریم. اساسا در آن سن ما نه هیچ اطلاعی از منطقه داشتیم و نه اساسا تصوری از خطری که ما را تهدید میکند. ناگهان به ما یک اسلحه دادند با یک خشاب که ٢٧ تیر جنگی و ٣ تیر رسام داشت و گفتند از مرز کشور دفاع کنید.
در اکثر موارد سربازها در حملات تروریستی غافلگیر میشوند، اول به نظر من به خاطر سن و سالشان و دیگر اینکه آموزشی ندیدهاند و آمادگی روانی، جسمی و اطلاعاتی برای نبرد ندارند. دوم اینکه هیچ گونه امکانات دفاعی-نظامی نیز در اختیار سربازها نیست. جدا از یک اسلحه سبک که به سرباز میدهند من در تمام دوران سربازی در نقطه سفر مرزی نه نارجک داشتم، نه تیربار به چشم خودم دیدم و نه آرپی جی، حالا شما تصور کنید این گروههای تروریستی با سلاحهای نیمه سنگین کاتیوشا و آر.پی.جی و تیربار به سربازها حمله میکنند. مسایلی مثل جلیقه ضد گلوله و یا دوربین دید در شب هم که اساسا شوخیای بیش نیست. من این چیزها را فقط در فیلمها دیدهام.
ما حتی امکانات رفاهی معمولی هم نداشتیم. یک چادر وسط ناکجا آباد تمامی امکاناتی بود که در اختیار داشتیم. ماهها باید با کنسرو سرد سر میکردیم چون آشپزخانهای وجود نداشت. آب خوراکی هم آب شیرین شده دریا بود که موجب بیماریهای باکتریایی و حتی پوستی همه ما شده بود.
اگر مقامات ایرانی میخواهند واقعا مرزها را کنترل کنند باید نیروهای آموزش دیده، آشنا با درگیری نظامی با امکانات به روز به مرزها اعزام کنند.
مرزبانهای ما اکنون سربازانی هستند که فقط با توجه به شرایط سربازی در تهران و شیراز و اصفهان دارند خدمت میکنند و چون بدشانستر بودهاند، در تقسیم آنجا افتادهاند.
من خودم در مدت سربازی در مرز یک بار تجربه درگیری با گروههای تروریستی منطقه را داشتم. آنها در نیمههای شب به ما نزدیک شدند، به سمت ما شلیک کردند ما هم به سمت آنها شلیک کردیم. خوشبختانه پس از چند دقیقه درگیری آنها از محل دور شدند. اما فردای آن روز تمامی ما به اتهام شلیک بیجهت بازداشت شدیم و هفتهها در زندان بودیم.
مقامات بالاتر از ما جنازه میخواستند. فکر میکردند ما بیدلیل شلیک کردهایم و میگفتند اگر واقعا به کسی شلیک کردهاید باید جنازهاش را به ما نشان دهید. خب کسی از آنها کشته نشده بود، ما فقط در یک واکنش غیرارادی به ناگهان تمامی خشاب خود را به سمت جایی که به ما شلیک میشد خالی کردیم... همین. هر چند ما نهایتا با پادرمیانی یکی از فرماندهان عالیرتبه از زندان آزاد شدیم اما از آن به بعد نه تنها ما، بلکه بسیاری از سربازهای منطقه هم دیگر جرات نداشتند شلیک کنند چون از بازداشت میترسیدند."
گروه جیش العدل عکسی از غنائم جنگی بدست آورده از مرزبانان ایرانی منشتر کرده است که در آن فقط تفنگ تهاجمی قدیمی AK-47 کلاشنیکف و یک تیربار قدیمی PK دیده میشود.
منبع:رادیو فرانسه،اسلحه های برتر
من خودم سربازی رفتم و تمام این گفته ها رو تایید میکنم(البته من مرز نبودم)
کل دوره 60 روزه آموزشی من اینجور گذشت...
صبح ساعت 3.45 دقیقه بیدار باش میزدن،کلی تو حیاط گروهان مارو الکی خبردار نگه میداشتن،بعد نماز و صبحانه
و بعد از مراسم صبحگاهی تا ناهار در میدان فقط تمرین رژه کار میکردیم...هیچی به جز رژه با ما کار نمیشد دوباره بعد ناهار همین برنامه بود و ساعت 10 هم خاموشی میزدن و میخوابیدیم...البته یه شب در میون پست داشتیم
بعد حدود 10 روز کلاس عقیدتی برای ما برگزار کردن
هفته آخرم رفتیم میدون تیر و نفری 15 تا تیر با اسلحه ژ-3 شلیک کردیم،بیشتر ژ-3 ها که هنوز آرم شیر خورشید روی اونها بود
...کلا تیربار و نارنجک و جلیقه هم که فقط تو فیلمها دیده بودیم
روز تقسیم هم همه تو میدان صبحگاهی جمع شدیم و هرکی قرعه خودش رو بیرون میکشید که اسم شهر محل خدمتش بود!
من و چندتا از دوستام از شانس خوب افتادیم بغل خونه خودمون
پایگاه چهارم شکاری،باقی افتادن کرمان،اصفهان،تهرانحالا خوشبختانه من پدافند هوایی ارتش بودم و مرزبانی خاصی نداریم،فوقش یه دیده بان مرزی باشه که منم رسته ام کلا چیز دیگه ی بود
الان نمیخوام از اعزام نیرو و کمک به عراق و سوریه و یمن انتقاد کنم و شکایت کنم ولی وقتی ما توانایی این رو داریم که به کشورهای خارجی مشاوره نظامی بدیم،نیرو و تسلیحات بدیم
چرا مرزهای خودمون رو امن نمیکنیم!؟چرا حداقل نیروهایی که قراره مرزبان بشن چارتا جلیقه نمیدن،یه ماه آموزش درست حسابی نظامی و تاکتیکی و...
واقعا همیشه یک از سوالهای من بوده،اصلا چرا سرباز وظیفه رو میفرستن مرز؟!
سرباز وظیفه هیچ آموزشی ندیده..هیچ امکاناتی هم نداره،خب معلومه روبروی این جونورهای تا دندون مسلح و آموزش دیده نمیتونن کاری بکنن