تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: *|* معرفی شهدای شاخص سال 94 *|*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم رب الشهدا و الصدیقین


[تصویر: shahid_shakhes_94.PNG]

[تصویر: shahid_shakhes_94_.PNG]



ادامه دارد ان شاء الله ...
بسم الله الرحمن الرحیم
منظورتون از ایجاد تاپیک معرفی شهدایی هست که امسال به شهادت رسیدند؟
باسلام


هدف از معرفی شهدای شاخص؛ الگوهایی مناسب، روشن و متعالی برای نسل های آینده است. به همین سبب از سال 1389 سازمان بسیج مستضعفین با توجه به شاخصه های تعیینی، هر سال تعدادی از این بزرگواران را به جامعه معرفی می کند.
به لحاظ ویژگی های برجسته اخلاقی، الگوهای بسیار جامع و کاملی در میان هزاران شهید کشورمان وجود دارد اما تاکنون تعداد انگشت شماری از این شهدا در جامعه معرفی شده اند.
از همین رو؛ سازمان بسیج مستضعفین در رویکرد جدید به منظور معرفی الگوهای حقیقی به عموم مردم بویژه جوانان، هر ساله در سطوح قشری و ملی، شهدایی را که در طول انقلاب اسلامی به رغم ویژگی های برجسته گمنام بوده اند، به جامعه معرفی می کند.
ساخت نماهنگ، مستند، فیلم کوتاه، تهیه بروشور، انتشار کتاب، برگزاری یادواره ها و کنگره های گوناگون در سراسر کشور گوشه هایی از فعالیت هایی است که برای معرفی شهدای شاخص هر سال انجام می شود.
معرفی شهدای شاخص به صورت سالانه است و هراستان، شهیدشاخص خود را دراقشار 20 گانه بسیج از جمله دانش آموزی، دانشجویی، اصناف، مهندسین، پزشکان، اساتید و رسانه به مخاطبان معرفی می کند.
از همین رهگذر؛ سازمان بسیج مستضعفین هر سال، یک شهید خواهر و یک شهید برادر را به عنوان شهدای شاخص ایران اسلامی و یک شهید خارجی به عنوان شهید شاخص بین الملل در آن سال معرفی می کند.
در سال 1389 شهید محسن وزوایی و شهیده مریم فرهانیان، در سال 1390 شهید مهدی رجب بیگی و شهیده نسرین افضل، در سال 1391 شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی و شهیده ناهید فاتحی کرجو و برای سال 1392 شهیدان سیده طاهره هاشمی و عبدالحمید دیالمه و شهید جهان اسلام در عرصه بین الملل سلیمان خاطر معرفی شدند.
جانشین ریاست سازمان بسیج مستضعفین، مولوی اهل تسنن 'مصطفی جنگی زهی' و 'فوزیه شیردل' را نیز به عنوان شهدای شاخص داخلی و 'مالکوم لطیف شباز' را به عنوان شهید شاخص بین الملل در سال 93 معرفی کرده است.



مالکوم شباز؛ شهید شاخص سال 93

مولوي مصطفي جنگي زهي؛ شهید شاخص سال 93

فوزیه شیردل؛ شهیده شاخص سال 93
بسم رب الشهدا و الصدیقین

شهید نادر مهدوی” ( حسین بسریا) در ۱۴/۳/۱۳۴۲ ه- ش در خانوده‎ای مستضعف امّا متدیّن و پرهـیزکار در روستای نوکار “، از توابع دهستان بحیری” در شهرستان دشتی” واقع در استان بوشهر” دیده به جهان گشود. او ششمین فرزند خانواده بود.تحصیلات ابتدایی را در دبستان زائرعبّاسی” آغاز کرد و با موفقیّت به پایان رساند. در سال دوم دبستان بود که به مکتب رفت و قرآنِ کریم، این کتاب هدایتگر الهی را به مدد علاقه وافر و هوشِ سرشارِ خود، در عرض مدتِ تنها بیست و پنج روز نزد آقای علی فقیه خــتم نمود. در همین سال بود که خانواده وی از روستای نوکار، به روستای بحیری مهاجرت کردند و در آنجا ساکن شدند. شهید، پس از اتمامِ تحصیلات ابتدایی، در مدرسه راهنمایی ادب خورموج ثبت‎نام کرد و علاقه‎مندانه به ادامه تحصیل پرداخت. در این زمان، مبارزات انقلابی ملت مسلمان ایران به اوج رسیده و شور و شعور مقدّسِ ناشی از آن، تمامِ کشور را فراگرفته و همگان را تحت‎تأثیر قرار داده بود. شهید مهدوی، با ذکاوت و تیزبینیِ توأم با حقیقت‎طلبی، ضمنِ اهتمام به تحصیل، تمامی رخدادهای نهضتِ انقلابی و فـراگـیر آحاد ملت را تیزبینانه و کنجکاوانه جویا می‎شد و درباره آنها به کنکاشِ دقیق می‎پرداخت.
مشکلاتِ اقتصادی، دوریِ راه از منزل تا مدرسه و به خصوص پرداختن به فعالیت‌های پیگیر و گسترده انقلابی، سبب شد تا شهید، در پایه دوم راهنمایی به‎ناچار، ترکِ تحصیل نماید.
بسم رب الشهدا و الصدیقین

پس از ترک تحصیل، به جهت سامان‎بخشی به وضع معیشتی خود و کمک به والدینش، در مغازه ای که از ملکِ پدر و تنها بردارش فراهم ساخته بود، مشغول به کار شد و در کنار کار ، فعالیت‌های انقلابی خود را نیز کماکان با بصیرت و علاقمندیِ فراوان، دنبال کرد. انقلاب که پیروز شد او در تاریخ ۵/۹/۱۳۵۸ به عنوان بسیجیِ ویژه، به عضویت بسیج درآمد و از آن تاریخ تا زمان شهادت، تمام زندگی خود را مصروفِ تحقّق اهداف والای اسلام و انقلاب اسلامی نمود و لحظه‎ای در این راه، نیاسود. با شروعِ جنگِ تحمیلی، کار را رها کرد تا عملاً هیچ ‎مانعی در راه فعالیت‌های شبانه‎روزی و خستگی‎ناپذیرش در مسیر خدمت به نهالِ نوپای انقلاب شکوهمند اسلامی، وجود نداشته باشد. از همین‎رو با عزمی مصمّم به خانواده‎اش گفت:

با وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه میهن اسلامی‎مان ایران، من دیگر حاضر به ادامه فعالیت در مغازه نیستم و به هر طریقی شده باید وارد عرصه خدمت در جبهه‎های جنگ شوم.” در این هنگام، او نوجوانی هفده‎ساله بود.
بسم رب الشهدا و الصدیقین

پس از آنکه اولین کاروان رزمندگان اسلام از شهرستان دشتی، آماده اعزام به بوشهر، جهت گذراندن آموزش نظامی شد، شهید مهدوی اصرار فراوانی داشت که در این کاروان، حاضر باشد اما به دلیل سن کم، از حضور او ممانعت به عمل آمد. برادر ش آقای حاج‎حسن فقیه در زمره اعضای اولین کاروان رزمندگان اسلام، اعزامی به نیروگاه اتمی بوشهر جهت گذراندن آموزش جبهه بود. شهید مهدوی، در طی مدتی که برادرش در بوشهر آموزش می‎دید، همواره به دیدنش می‎رفت و از این رهگذر با اشتیاق فراوان در برخی از کلاس‌های آموزشی حضور می‎یافت و با تمامِ وجود، به انگیزه کسب توانمندی جهت دفاع از کیان نظام اسلامی، به فراگیری فنونِ نظامی، همت می‎گماشت.
شهید مهدوی”به دلیل اشتیاقِ زیادی که به پوشیدن لباس مقدّس پاسداری داشت، در صدد استخدام در نهاد انقلابی سپاه برآمد و در مورّخه ۱/۲/۱۳۶۰ رسماً در این نهاد مقدس، استخدام گردید. در این تاریخ، او به پادگان آموزشی شهید عبدالله مسگرِ شیراز اعزام شد و آموزش اولیه پاسداری را در این پادگان، گذرانید. پس از آن، به عنوانِ اولین مأموریت، پس از کسب افتخار پاسداری، در مورّخه ۲۱/۵/۱۳۶۰، به تهران اعـزام شد و تا تاریخ ۲۰/۷/۱۳۶۰، در جهت مبارزه بی‎امان با گروهک‌های ملحد و منافقینِ از خدا بی‎خـبر، خدمات شایانی را به انجام رسانید.
صلواتی هدیه به روح ملکوتی ایشان...
بسم رب الشهدا و الصدیقین

اعزام به جبهه و خاطره اولین حضور ایشان در جبهه از زبان خود شهید
پس از بازگشت از تهران و قبل از انجام عملیات طریق‎القدس، که منجر به آزادسازی بستان گردید، شهید مهدوی مأموریت یافت تا برای اولین بار عازم جبهه شده، به همکاری با سپاه اهواز بپردازد. برادرِ شهید، آقای حاج‎حسن فقیه، در این‎باره می‎گوید:
اولین باری که به جبهه اعزام شد، من تا چغادک او را مشایعت کردم و در وی چیزی جز عزم راسخ، عقیده‎ای تردیدناپذیر و احساسِ تکلیف در برابر خدا و دین، نیافتم.”
امّا خاطره اولین حضور در جبهه را از زبانِ خودِ شهید، بخوانیم:
پس از اعزام به جبهه، جهت انجام عملیات طریق‎القدس، آماده می‎شدیم و در این رابطه می‎بایست چند روزی را در اهواز می‎ماندیم. در یکی از این روزها سیلوی اهواز منفجر گردید. در کنار سیلو، یکی از انبارهای حاوی قطعاتِ ماشین‎آلات و موتورسیکلت‌های سپاه قرار داشت که کلیه این وسایل، به دلیل آتش‎سوزی در سیلو، در معرض خطر انهدام قرار گرفته بود. ما در این موقعیّت، با همکاری چند تن از برادرانِ سپاه، توانستیم این وسایل را از تیررس شعله‎های آتش، دور نماییم. اینها همه از لطف و کرامتِ پروردگار بود.”

صلواتی هدیه به روح ملکوتی ایشان...
بسم رب الشهدا و الصدیقین

حضور شهید در عملیات فتح بستان، بیش از یکروز به طول نینجامید زیرا یکی از صمیمی‎ترین دوستانش به نام شهید نعمت الله تهمتن، در این عملیات به شهادت رسید و شهید مهدوی مأموریت یافت تا پیکر مطهر این شهید را به زادگاهش برگرداند. او پس از بازگشت به منزل و چند روز استراحت، به سِمَت معاون فرمانده سپاه جم منصوب شد و در مدت ۲ سال حضور در این منطقه، فعالیت‌های درخشانی را به ویژه در زمینه جذب و ارشاد نیروی مردمی، جلوگیری از بروز اخلال و ناامنی در منطقه، کنترل فعالیت‌های خوانین و محدود کردن قدرت فئودال‌ها، به انجام رسانید. برخی از همکارانِ شهید، در سپاه جم، شهید بزرگوار حسین فقیه، سردار حاج علی جمشیدی و برادر حسین یوسفی بودند.
بعد از دو سال خدمت در سپاه جم، شهید مهدوی به سپاه بوشهر بازگشت و پس از مدتی خدمت در سپاهِ بوشهر، به سِمَت فرمانده عملیات سپاه خارک منصوب گردید. او تا سال ۱۳۶۳ در آنجا خدمت نمود و خدمات ارزنده‎ای را در طی این مدت، به انجام رسانید.

صلواتی هدیه به روح ملکوتی ایشان...
بسم رب الشهدا و الصدیقین

" ازدواج "
شهید مهدوی در سال ۱۳۶۱، با دختری مؤمنه از روستای بحـیری به نام خانم سکینه جوکار ازدواج کرد. مدت این زندگی مشترک، پنج سال بود و تنها حاصل آن، دخـتری است به زهرا مهـدوی که چهل روز پس از شهادتِ پرافتخار پدرش به دنیا آمد و امـروز، چشم و چراغ بازماندگان شهید است. برادر شهید دراین‌باره می‌گوید: بچه‌های جنگ سعی می‌کردند زودتر زن بگیرند تا روح و ذهنشان سالم بماند.

ایشان هم با پیگیری پدر و مادرم و مخصوصاً مادرم، ازدواج کرد. سال ۱۳۶۰ برایش خواستگاری کردیم، سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد، چندسالی بچه‌دار نشد، سال ۱۳۶۶ بود که عیالش باردار شد و درست روز چهلم شهادت نادر، دخترش به دنیا آمد که طبق وصیت خودش، اسمش را زهـرا گذاشتند.”

صلواتی هدیه به روح ملکوتی ایشان...
بسم رب الشهدا و الصدیقین

" تشکیل ناوگروه دریایی ذوالفقار"

در جریان اعزام طرح لبیک یا امام” در سال ۱۳۶۳، شهید مهدوی به عنوان مسؤول، همراه با رزمندگان اسلام اعزامی از جزیره خارک، عازم دشت‎عباسHeart گردید و در آنجا مسؤولیت فرماندهی گروهان را به عهده گرفت.پس از آن، گروهان دریاییِ ناوتیپ امـیرالمؤمنین(علیه السلام) را بنیانگذاری کرد و خود، فرماندهی این گروهان را عهده‎دار گردید. فعالیت‌های پیگیر و شبانه‎روزیِ شهید، در زمینه نظم‎بخشی و تربیتِ نیروهای عضو این گروهان دریاییِ تازه‎تأسیس، سبب شد تا ایشان بتواند گروهانی نمونه و صددرصد آماده را جهت شرکت در هرگونه عملیات، مهیّا نماید.
با شروع عملیات بدر در تاریخ ۲۰/۱۲/۱۳۶۳ با رمز یا فاطمه الزّهراء(سلام الله علیها)، شهید مهدوی با گروهان دریاییِ تحت امر خود، فعّالانه و با رشادت تمام، در این عملیات شرکت جست و حماسه‏‎های به یادماندنی را از خود به نمایش گذاشت.
پس از پایان موفقیت‎آمـیز عملیات بدر، چندروزی به مرخّصی آمد و پس از آن، مجدداً در سپاهِ بوشهر، به ادامه خدمت پرداخت. شهیدمهدوی که تا آن زمان، تجارب فراوانی از حضور در جبهه‎های نبرد حق علیه باطل به دست آورده بود، تصمیم به تشکیل ناوگروه دریایی گرفت و آن را ذوالفقار” نام نهاد. ناوگروه دریایی ذوالفقار، وابسته به منطقه دوم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و شهید تا زمان شهادت، فرماندهی آن را به عهده داشت. تشکیل این ناوگروه، بی‎تردید نقطه عطفی در کارنامه دفاعی ایران در دوران افتخارآمـیز دفاع مقدس به حساب می‎آید؛ چرا که با تشکیل آن، نیروی دریایی ایران، جانی تازه و ابهّت و صلابت خـیره‎کننده‎ای یافت و پشتوانه مستحکمی نصیب ماشین جنگی ایران گردید.
صلواتی هدیه به روح ملکوتی ایشان...
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع