تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: //اعلمیت برای رهبری واجب نیست , ولی لازم است//
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
پس پست من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

تشکر از سید عزیز برای اظهار لطفشون و پوزش برای تاخیر در پاسخگویی.

برادر عزیز , جناب علائم ظهور.جالبه که شما ایرادی رو طرح می کنین که خودتون جوابش رو در پستتون ارائه کردین :
علائم ظهور نوشته است:سلام
به نظرم این بحث شما یک اشکال اساسی دارد. شما یک جمله ای رو به صورت حکم قطعی بالای صحبتتون گذاشتید، و دارید با اون بحثی رو تحلیل می کنید که اصلا چنین حکمی رو اصل ندونسته!!!!
خود جناب علائم ظهور نوشته است:اصل‏ یکصد و نهم: شرایط و صفات‏ رهبر:
‎‎‎‎‎‎1 - صلاحیت‏ علمی‏ لازم‏ برای‏ افتاء در ابواب‏ مختلف‏ فقه‏.
‎‎‎‎‎‎2 - عدالت‏ و تقوای‏ لازم‏ برای‏ رهبری‏ امت‏ اسلام‏.
‎‎‎‎‎‎3 - بینش‏ صحیح‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏، تدبیر، شجاعت‏، مدیریت‏ و قدرت‏ کافی‏
برای‏ رهبری‏. در صورت‏ تعدد واجدین‏ شرایط فوق‏، شخصی‏ که‏ دارای‏ بینش‏ فقهی‏ و
سیاسی‏ قوی‏ تر باشد مقدم‏ است‏
.

همچنین دوباره نوشته است:اصل‏ یکصد و یازدهم: هر گاه‏ رهبر از انجام‏ وظایف‏ قانونی‏ خود ناتوان‏ شود یا
فاقد یکی‏ از شرایط مذکور در اصول‏ پنجم‏ و یکصد و نهم‏ گردد، یا معلوم‏ شود از
آغاز فاقد بعضی‏ از شرایط بوده‏ است‏، از مقام‏ خود بر کنار خواهد شد. تشخیص‏ این‏
امر به‏ عهده‏ خبرگان‏ مذکور در اصل‏ یکصد و هشتم‏ می‏ باشد.
در صورت‏ فوت‏ یا
کناره‏ گیری‏ یا عزل‏ رهبر، خبرگان‏ موظفند، در اسرع‏ وقت‏ نسبت‏ به‏ تعیین‏ و
معرفی‏ رهبر جدید اقدام‏ نمایند. تا هنگام‏ معرفی‏ رهبر، شورایی‏ مرکب‏ از رئیس‏........
باز فرمودین که :
نقل قول:همونطوری که مطالعه کردید، شرایط رهبری مطابق قانون اساسی، منحصر به اعلمیت به آن معنای مد نظر شما نشده... پس حکم شما اصلا مصداقی در جمهوری اسلامی ندارد!

نقل قول:خوب تا اینجا معلوم شد که کناره گیری یا سلب رهبریت(در صورت عدم تسلیم) به شرط احراز اعلمیت یک فقیه دیگر یک اصل هستش و من هم با تذکر دوستان متوجه شدم که چنین ابزاری توسط نظر و رای مجلس خبرگان وجود داره , ولی خوب سوال من هنوز بی جواب سر جاشه. طبق قانون کنونی کشور، نه به شرط مد نظر شما.
عارضم که با توجه به مطالبی که خود شما زحمت جمع آوریش رو کشیدید قانون کشور دقیقاٌ همون شرط مد نظر من هستش.
و اما در مورد مطالبی که آخر پستتون نوشتید :
نقل قول:ضمانت اجرایی کارکرد صحیح مجلس خبرگان خود آنها هستند. این افرادی که در طول دوره های مختلف خبرگان در این مجلس بودن، اغلب از افراد خط مقدم و رنج کشیده اسلام و انقلاب بوده و هستن!
با توجه به انعطاف خوبی که خدا رو شکر دوستان در مقابل طرح سوال حقیر نشون دادن و ایضاٌ پاسخ حضرتعالی باید عرض کنم که با احترام به تمام عزیزانی که خالصانه و از روی احساس انجام وظیفه در مجلس خبرگان خضور دارن همون کارکرد صحیح مورد ظن فرضی حقیر هستش.
آیا مجلسی که جنگ وایبری برای انتخاب رئیش در میگیره و اختلافات شدید بین اعضاء اش کاملاٌ قابل رصد هست و حب و بغض و تمایلات سیاسی درش راه پیدا کرده میتونه کارکرد واقعی خودش رو بدون مصلحت اندیشی شخصی و جناحی انجام بده ؟
البته شاید این مثال , مثالی بی مصداق باشه(انشاالله) , اما چه فراوان افراد خط مقدم و رنج کشیده که به جاده خاکی زدند و دنیا پرست شدند و حب جاه از انجام وظیفه و بیان حق دورشان کرد.

دل خسته نوشته است:پس پست من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پیدا میشه انشاالله.Big Grin
سلام
چند تذکر مهم در اینباره وحود دارد


1_ مقصود از اعلم بودن چیست؟ که حتما منظور فقه هست و نه چیزه دیگه


2_ آیا برای انتخاب رهبر فقه کافیست؟ خیر
از آنجایی که یک رهبر باید مردم را هدایت کند باید دارای خصوصیات دیگری غیر از فقه باشد که یکی از مهمترین آنها توانایی مدیریت کلان و استراتژیک باشد
مثلا
از آیت الله وحید خراسانی درباره عکسهای روی مجله سوال شد و ایشان در جواب گفتند مومنین از این کارها نمی کنند


خب این نظر یک فقیه است اما رهبری گاهی اوقات برای بررسی اوضاع مجبور میشود ببیند مردم چه می کنند پس دیدن فیلم و سریال هم وسط می آید


نگاه آرمانی به موضوع یک چیز است و واقعیت چیز دیگر
تعادل بین این دو و نیل از واقعیت به آرمان کار رهبر است


با این حساب برای رهبر شدن اعلميت در فقه کافی نیست


البته مثال های بالا تنها یک وجه از رهبری است که وجوه دیگری هم دارد
وجه دیگر دوری از گناهان بزرگ و کوچک است و حتی لهو و لعب


فقیه شدن نسبت به انسان شدن خیلی کوچک است عمل به علم از علم بسیار مهمتر است


وجه دیگر بصیرت است که بسیار مهم است
اینکه هر حرف یا کار یا دستور در چه زمانی و مکانی صادر میشود بسیار مهم است
گاهی حرفی یا کاری یا دستوری حق است ولی نگفتنش بسیار مهمتر است
پس زمان شناسی یکی از عوامل بصیرت است همین حالا بعضی مراجع یا علما حرف حقی را میزنند که زمانش مناسب نیست
گاهی حرف یا کاری را باید در زمانی انجام داد ولی بعضی از بزرگان تاخیر می کنند در گفتن و انجام آن
مثلا سال 88 عده ای سکوت کردند که از کبار امت شیعه بودند در حالی که رهبری از ابتدا و قبل از آن در حال هدایت جامعه بودند و اگر به اظهارات قبل از سال 88 رهبری رجوع شود در کمال شگفتی ایشان این اتفاقات را پیش بینی و راهکارهای عبور از آن را ارایه کردند
مسئله سال 88 بیان یک دروغ و به طبع آن شورش و فریب بزرگ مردم بود حال سوال اساسی این است که فقه در زمان بحران کافی است


پس مسئله رهبری دارای اهمیت خاصی است
متاسفانه فتنه آینده مخلوطی از این مباحث است که بیان و پیدا کردن مصداق برای این حرفها اختلاف اساسی در آینده است چون کسانی که تحت ولایت طاغوت هستند مصادیق دیگری در نظر دارند وبرداشتی متفاوت
قطعا کسانی که تحت سیطره رسانه های بیگانه و ستون پنجم آنها در داخل هستند در بیان مصداق دچار مشکل می شوند

(۳۱/فروردین/۹۴ ۱۲:۳۷)علویون نوشته است: [ -> ]بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)


// اعلمیت برای رهبری واجب نیست , ولی لازم است //

اين سؤال، يکي از مسائل مورد بحث است که در کتب فقهي - تا آن جا که ديده ايم - کسي متعرض آن نشده است. از فحواي کلمات بعضي، مانند نراقي که مي گويد:
« کسي بايد بر مسند حکم و رتق و فتق امور بنشيند که قبول حکم او بر مردم واجب باشد » ، به دست مي آيد که اجتهاد کافي است.
امّا آن چه در اين مسئله مي توان گفت آن است که شرط اعلميت بايد از باب تعدد مطلوب باشد؛ بدان معنا که اگر فردي يافت شود که جميع شرايط رهبري، از حذاقت و درايت گرفته تا آگاهي بر شرايط پيچيده ي سياست ها را واجد باشد و علاوه بر آن اعلم هم باشد، قطعاً رهبري در او متعين گرديده و تصدي آن براي ديگري جايز نيست.
« آيت الله حسن ممدوحي کرمانشاهی»

حالا اگر من اعلمیت رو برای مرجعی غیر از آیت الله سید علی خامنه ای محتمل یا مسجل بدونم تکلیفم چیه ؟؟؟
سلام
گفته اند اگر


جميع شرايط رهبري، از حذاقت و درايت گرفته تا آگاهي بر شرايط پيچيده ي سياست ها را واجد باشد


و بعد گفتند اگر اعلم هم باشد
پس از گفته ایشان شرایط دیگری به جز اعلميت لازم است
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)
نقل قول:
2_ آیا برای انتخاب رهبر فقه کافیست؟ خیر
از آنجایی که یک رهبر باید مردم را هدایت کند باید دارای خصوصیات دیگری غیر از فقه باشد که یکی از مهمترین آنها توانایی مدیریت کلان و استراتژیک باشد
با این حساب برای رهبر شدن اعلميت در فقه کافی نیست
نقل قول:سلام
گفته اند اگر


جميع شرايط رهبري، از حذاقت و درايت گرفته تا آگاهي بر شرايط پيچيده ي سياست ها را واجد باشد


و بعد گفتند اگر اعلم هم باشد
پس از گفته ایشان شرایط دیگری به جز اعلميت لازم است

عجب حکایتی شده ها ...من نمی دونم چند بار باید یه مطلب رو نقل قول کنم تا دوستان متوجه سوال من بشن , برادر من شما هم که داری حرف من رو میزنی :
علویون نوشته است:امّا آن چه در اين مسئله مي توان گفت آن است که شرط اعلميت بايد از باب تعدد مطلوب باشد؛ بدان معنا که اگر فردي يافت شود که جميع شرايط رهبري، از حذاقت و درايت گرفته تا آگاهي بر شرايط پيچيده ي سياست ها را واجد باشد و علاوه بر آن اعلم هم باشد، قطعاً رهبري در او متعين گرديده و تصدي آن براي ديگري جايز نيست
علائم ظهور نوشته است:صل‏ یکصد و نهم: شرایط و صفات‏ رهبر:
‎‎‎‎‎‎1 - صلاحیت‏ علمی‏ لازم‏ برای‏ افتاء در ابواب‏ مختلف‏ فقه‏.
‎‎‎‎‎‎2 - عدالت‏ و تقوای‏ لازم‏ برای‏ رهبری‏ امت‏ اسلام‏.
‎‎‎‎‎‎3 - بینش‏ صحیح‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏، تدبیر، شجاعت‏، مدیریت‏ و قدرت‏ کافی‏
برای‏ رهبری‏. در صورت‏ تعدد واجدین‏ شرایط فوق‏، شخصی‏ که‏ دارای‏ بینش‏ فقهی‏ و
سیاسی‏ قوی‏ تر باشد مقدم‏ است‏
.
با عرض پوزش , برادر محترم یا شما تمام پستها رو با دقت مطالعه نفرمودین یا اصلاٌ متوجه عرایض و عنوان تاپیک من نشدین.
ممنون.یا علی مدد.
سلام


(۳۱/فروردین/۹۴ ۱۸:۱۸)علویشدمpid=335905 نوشته است: [ -> ]بسم ربتوضیحر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

اولاٌ من نخواستم رهبر انتخاب کنم ...
دوماٌ انشالله که همه ما تمام کارامون رو فقط با در نظر گرفتن رضایت خداوند انجام بدیم ...
سوماٌ من به دنبال پیدا کردن نقطه سیاه در زندگی ایشون نیستم و یا نظرات اشخاص درباره ایشون ...


همینطور بهتره که شما وقتی منظور مخاطبتون رو متوجه نشیدن همینطوری نظر ندین ...باتشکر.

دقیقاٌ منظور منم همینه برادر محترم.من میگم اگر به فقیه ی که بر مسند ولایت امت تکیه زده آشکار بشه که شخصی اعلم تر از خودش با توانایهای مدیریتی برابر یا بیشتر از خودش در زمانش هست بر ایشون واجبه که رهبری رو به فقیه اعلم تر تسلیم کنن.آیاهمچنین سازوکاری در کشور ما که مدعی زمینه سازی برای ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو داره وجود داره ؟
چرا که در جامعه مهدوی نیل به سوی غایت هر خیری در صدر هست و حرکت به سمت مطلوب نکردن کم از انجام منکر نیست.
دوستان لطفاٌ اگه میخوان پاسخ بدن شلوغش نکن و در چارچوب عقل و در صورت امکان مستند پاسخ بدن.
دعوا نداریم.

یا علی مدد.
سلام
یاده سریال انیمیشن فرمانروایان مقدس افتادم

آنجایی که طالوت حاکم بود و پیامبر آن دوران داوود بود فکر کنم اونوقت برای اختلاف یکی از دشمنان همین سوال را از پیامبر در جلسه درس پرسید که پاسخ کاملی ندادن و درس را تعطیل کردند بعد اون فرد شروع کرد به گفتن اینکه دیدید داوود چه گفت حرفهای مهمی زد او گفت که...
بعد حضرت داوود مجبور شد برای حل اختلاف به شهر دیگری برود



به همون دلیل که حضرت داوود با وجود اعلم بودن حاکم نبود و طالوت حاکم بود اینجا هم همین صدق می کنه
ولی این موارد جزو موارد اندک هست
دلایل زیادی وجود داره مثلا علامه طباطبایی از امام خامنه ای بالاتر بود ولی رهبر نبود


در ضمن بستگی هم داره به اینکه چه کسی تشخیص بده
صلاحیت کسانی که اینکار را می کنند باید تایید بشه


پس اگر داستان حضرت داوود علیهم السلام و طالوت را مورد توجه قرار بدیم اون قسمت آخر حرف آیت الله ممدوحي درباره اینکه جایز نیست غلط میشه!!!

عجب
(۳/اردیبهشت/۹۴ ۱۱:۴۶)علویون نوشته است: [ -> ]بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

تشکر از سید عزیز برای اظهار لطفشون و پوزش برای تاخیر در پاسخگویی.

برادر عزیز , جناب علائم ظهور.جالبه که شما ایرادی رو طرح می کنین که خودتون جوابش رو در پستتون ارائه کردین :

باز فرمودین که :
عارضم که با توجه به مطالبی که خود شما زحمت جمع آوریش رو کشیدید قانون کشور دقیقاٌ همون شرط مد نظر من هستش.
همونطوری که عرض کردم شما دچار سوء تفاهم شدید. الان مشخص شد که این کمی پیچیده تره
ببینید کلمه «اعلم» معمولا در بحثهای فقهی و انتخاب مرجع مصداق داره. اعلم به معنای بهترین شخص برای حکومت لا اقل من که نشنیدم. منظورم در متون و عقاید شیعه هست
چون بعد از امامان معصوم(و حتی در زمان ایشان) شیعه به قدری مظلوم و در فشار بود که اصلا دغدغه اداره حکومت نداشت. مهمترین بحث اعلمیت در 1000 سال گذشته بحث تقلید در فروع دین بوده که با توجه به حدیث از حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (فاما الحوادث الواقعة....) بحث انتخاب بهترین کاملا عقلی است!

خوب شما چی فرمودی؟
نقل قول:بسم رب الحیدر
حالا اگر من اعلمیت رو برای مرجعی غیر از آیت الله سید علی خامنه ای محتمل یا مسجل بدونم تکلیفم چیه ؟؟؟

همین الان خیلی افراد هستن که اعلم رو شخص دیگه ای یافتن و از ایشان تقلید میکنن. این چه ربطی به حاکم اسلامی داره؟
مگر موقعی که ایشان رهبر شد، به عنوان اعلم فقهی انتخاب شد؟
حتی طبق فتوای بسیاری از مراجع، انتخاب مرجع اعلم بر عهده شخص معمولی نیست. یعنی انتخاب مرجع با کمک 2 نفر عالم عادل یا عده ای از علما یا خود شخص اهل علم باشد


حالا اصلا بحث ما بحث رهبری و ولایت فقیه است. نه مرجعیت!!!
جایگاه ولایت فقیه، جانشینی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است به عنوان امام امت!
نقل قول:‎‎در زمان‏ غیب‏ حضرت‏ ولی‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالی‏ فرجه‏" در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ ‎‎‎‎‎‎ ولایت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقیه‏ عادل‏ و با تقوی‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدیر و مدبر است‏
پس چنین جایگاهی نه به وسیله تشخیص من و شما بررسی می شود و نه حتی علما و فقهای دیگر!!!

اولا که هیچ جای قانون اساسی به صراحت نگفته اگر کسی بهتر از رهبر کنونی بود، رهبر کنونی باید عزل شود! شما کمی تفسیر کردید. شرایط عزل مشخص است:
1- هر گاه‏ رهبر از انجام‏ وظایف‏ قانونی‏ خود ناتوان‏ شود
2- فاقد یکی‏ از شرایط مذکور در اصول‏ پنجم‏ و یکصد و نهم‏ گردد
3- معلوم‏ شود از آغاز فاقد بعضی‏ از شرایط بوده‏ است

اگر منظور شما این قسمت است:
نقل قول:برای‏ رهبری‏. در صورت‏ تعدد واجدین‏ شرایط فوق‏، شخصی‏ که‏ دارای‏ بینش‏ فقهی‏ و سیاسی‏ قوی‏ تر باشد مقدم‏ است‏.
این قسمت قطعا به آن بحث شما مربوط نمی شود. این در شرایطی است که چند نفر مطرح باشند. تا زمانی که رهبر سرکار است و مشکل خاصی وجود ندارد، افراد خاصی مطرح نمی شوند که بنا باشد تصمیمی گرفته شود
مطرح شدن رهبر کنونی هم در آن زمان یکی از دلایلش این بود که کار اجرایی ایشان را در سطح رئیس جمهور دیده بودند. ایشان شخص گمنام و گوشه نشینی نبود. خط مقدم کارها و رفع مشکلات کشور بود

ثانیا قطعا عقل حکم می کند حتی رئیس جمهور هم تا وقتی کارش به جای باریک نکشیده، سرکار نگه داشته شود!
عوض کردن امامت امت که هزینه بسیار سنگینی برای کشور و امت اسلامی دارد، قطعا باید با دلایل بسیار محکمی باشد

ثالثا تشخیص اینکه کسی از رهبر فعلی بهتر است و باید عوض شود، کاری بسیار پیچیده و حساس است. قطعا باید شخص دیگر به قدری جایگاه مهمی داشته باشد که این برای همه برجسته باشد.
زمان انتخاب رهبر کنونی نیز افراد بسیار مشهور و معروف و صاحبان فضل و کرامت زیاد بودند. قسمتی از اینها جزو خبرگان بودند. اما خوب جمیع شرایط را در آن زمان در ایشان دیدند
الان که .... Big Grin
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)


آقا من رسماٌ همینجا از تمامی کبار علوم و اساتید دروس و مراجع اعظام و رهبری و سایرین صاحب حق عذرخواهی می کنم.من نمی دونم چرا هر وقت می خوام یه دغدغه ای رو مطرح کنم باید پنجاه پست توضیح براش بنویسم !
یعنی دیگه از این ساده تر هم میشه :
آقا یکی از شرایطی که فقهای صاحب نظر از باب تعدد مطلوب برای رهبری قائل شدند اعلمیت است.یعنی چه ؟ یعنی اگر فردی از توان مدیریتی و بینش سیاسی هم سطح یا بالاتر از رهبر مملکت برخوردار باشه و ایضاٌ از شخص رهبر (به لحاظ فقهی) اعلم تر هم باشه مسند زاعمت امت برای او شایسته تر از هر شخص دیگری است.باز دوستان بنویسن یعنی اعلمیت جه ربطی به اون اعلمیت داره و شما دچار سوءتفاهم شدین و فلان و بسیار ...
چشم آقا , حرف شما سند.من یه دغدغه ای تو ذهنم بود گفتم کجا بهتر از اینجا برای مطرح کردنش , خدایی یه جوابهایی خوبی هم گرفتم.الحمدلله.



و الله خير حافظا و هو ارحم الراحمين.

یا علی مدد.
سلام
نمی دونم چرا باید پست من حذف بشه!انگار من حق نظر دادن ندارم
باشه دوباره می نویسم،اگر دوباره حذف نشه.

رهبر کشور رهبر سیاسی کشور هست ، نه رهبر فقهی!
نباید این دو موضوع رو قاطی کرد.
مسائل فقهی که زوری نمیشه ، نمیشه گفت مثلا اگر اکثر مردم فلانی رو اعلم دونستند،بقیه هم مجبور باشند اعلم بدونند!
بعد هم بالفرض اگر فلان مرجع اعلم دید سیاسی نداشت ، باید بگذاریمش رهبر؟ نگذاریمش رهبر میشه به قول شما اشتباه.
نمیشه که.
رهبر یک کشور اعلم ترین مجتهد جامع الشرایط اون کشور هست در صرفا مسائل سیاسی!
نه میشه کشور رو به دست یک مرجع تقلید اعلم فقهی سپرد که سر از سیاست در نمی آره، نه میشه عکسش رو انجام داد.
در ضمن با این تعریف شما ، اگر فردا یکی از مراجع پیشرفت علمی کرد ، یا یک نابغه جوونی اعلم شد ، باید رهبر عوض کرد؟ بعد مثلا 10 نفر توی یک سطح باشند هی سطح علمیشون تغییر کنه که بعید نیست ف هی هر روز یک نفر اعلم اعلام بشه و رهبر عوض بشه؟؟

در ضمن غیر از فاکتور اعلمیت علمی و سیاسی ، این فاکتور رو هم در نظر بگیرید:
قبول عامه!
زمانی که امام خمینی رحمة الله علیه رهبر کشور شدند (1342 تا 1368) ، لزوما ایشون اعلم سیاسی یا فقهی نبودند ، نه خیر ، بلکه ایشون اعمل بودند ، یعنی بیشتر به سیاست عمل می کردند و همین طور فوق العاده مورد پذیرش مردم بودند
ببینید مثلا اگر 10 تا مجتهد داریم که 10-15 درصد مقدار اعلمیت سیاسی فقهی اون ها تفاوت داره ، ممکنه نفر دهم که 15% علمش پایین تر هست ، بهترین رهبر باشه ، چون مورد قبول مردم هست ، چون شناخته شده است ، چون سن و سابقه اش بیشتر هست ، لذا می بایست رهبر بشه و اون هایی که اعلم هستند دستیارش باشند!
ببینید این موضع از علم مهم تره.
می دونید که افراد دارای طبع گرم و تر مدیران خوبی هستند ، و افراد دارای طبع سرد قدرت علمی و مشاوره خوبی دارند ، خوب اگر دو نفر باشند که علمشون زیاد تفاوت نکنه ، اونی که مدیر بهتری میشه شایسه تره برای رهبری
همون طور که امام خمینی رحمة الله علیه نهی کردن آیت الله فاضل لنکرانی که علامه ای بودند رو از سیاست ، چون ایشون مقبولت نداشت ، چون ایشون قدرت نفوذ در دل ها رو نداشت ، چون سخن ور نبود.
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

دل خسته نوشته است:رهبر کشور رهبر سیاسی کشور هست ، نه رهبر فقهی!
نباید این دو موضوع رو قاطی کرد.
مسائل فقهی که زوری نمیشه ، نمیشه گفت مثلا اگر اکثر مردم فلانی رو اعلم دونستند،بقیه هم مجبور باشند اعلم بدونند!
بعد هم بالفرض اگر فلان مرجع اعلم دید سیاسی نداشت ، باید بگذاریمش رهبر؟ نگذاریمش رهبر میشه به قول شما اشتباه.
نمیشه که.
رهبر یک کشور اعلم ترین مجتهد جامع الشرایط اون کشور هست در صرفا مسائل سیاسی!
نه میشه کشور رو به دست یک مرجع تقلید اعلم فقهی سپرد که سر از سیاست در نمی آره، نه میشه عکسش رو انجام داد.
علویون نوشته است:آقا من رسماٌ همینجا از تمامی کبار علوم و اساتید دروس و مراجع اعظام و رهبری و سایرین صاحب حق عذرخواهی می کنم.من نمی دونم چرا هر وقت می خوام یه دغدغه ای رو مطرح کنم باید پنجاه پست توضیح براش بنویسم !
یعنی دیگه از این ساده تر هم میشه :
آقا یکی از شرایطی که فقهای صاحب نظر از باب تعدد مطلوب برای رهبری قائل شدند اعلمیت است.یعنی چه ؟ یعنی اگر فردی از توان مدیریتی و بینش سیاسی هم سطح یا بالاتر از رهبر مملکت برخوردار باشه و ایضاٌ از شخص رهبر (به لحاظ فقهی) اعلم تر هم باشه مسند زاعمت امت برای او شایسته تر از هر شخص دیگری است.باز دوستان بنویسن یعنی اعلمیت جه ربطی به اون اعلمیت داره و شما دچار سوءتفاهم شدین و فلان و بسیار ...
چشم آقا , حرف شما سند.من یه دغدغه ای تو ذهنم بود گفتم کجا بهتر از اینجا برای مطرح کردنش , خدایی یه جوابهایی خوبی هم گرفتم.الحمدلله.



و الله خير حافظا و هو ارحم الراحمين.

یا علی مدد

رهبری و هدایت یک جامعه، انجمن، گروه نیازمند توانایی هدایت تک تک اعضای اون دسته هست.
این توانایی از دو عامل نشأت می گیره:
۱- علم لازم برای درک، بررسی، نتیجه گیری در شرایط مختلف پیش آمده برای گروه
۲- توانایی لازم برای تسلط بر گروه
این تو عامل کاملا در هم تنیده هستند و نمی شه از هم جداشون کرد.
یه گروه علمی-تحقیقاتی رو مثال می زنم که قراره یه دستگاهی رو بسازه.
داخل این گروه مهندسان مکانیک و برق هستن.
کسی که رهبری این گروه رو می گیره باید از هر دو عرصه به اندازه کافی بدونه
این اندازه رو چه کسی تعیین می کنه؟ این اندازه رو اعضای اون گروه تعیین می کنن. مثلا مهندس مکانیک می گه می خواد فلان قطعه رو بسازه. باید بین فلز A و B یکی رو انتخاب کنیم که حالا B گرونتره. اون مدیر گروه باید بررسی کنه هزینه ها رو و همچنین یه حداقل دانایی داشته باشه که آیا این هزینه ی اضافی برای B می صرفه؟
اما خوب؟ همین حداقل کم چیزی نیست. رهبر باید آنقدری اعلم باشه تا ایده ها رو با اینکه از دو عرصه تخصصی مختلف هستن کنار هم بذاره و بهترین رو انتخاب کنه.
از طرفی... رهبر باید توانایی تسلط بر گروه رو داشته باشه. یه مهندس برق چه می دونه که در فلان قسمت دستگاه نباید از فلز استفاده شه چون دلایل مکانیکی داره و ...
ممکنه قبول نکنه. اینجاست که رهبر باید حرف مکانیکی ها رو به کرسی بشونه. باید بقبولونه که نباید این کار انجام بشه.

همیشه توی گروه مغز های متفکر هستند. در نظام ما هم مغز های متفکر فقهی هستند. مغز های متفکری که اگه رهبری احساس نیاز کرد الساعه کنارش هستند.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع