(۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۰:۰۷)dehmojtaba نوشته است: [ -> ]ممنون
که جواب دوستان رو می دهید
چرا باید وحدت داشت .
اما این بحث عملی هست ما سند داریم ارائه می دهیم
بلکه حقیقت اشکار شود
جواب شما رو داداند در زیر
البته اشکال های دیگر هم دارد
سلام
جنابخودم میدونم جواب رو و اینکه پرسیدم برای این بود که متن شما ادامه نداشت و ....
وگرنه خودم در اینجا
(۳/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۴۷)mahdy30na نوشته است: [ -> ]سلام
شیعه بجز قران برای هیچ کتابی عصمت قائل نیست و هر کدوم احتمال تحرف ( شاخه بندی هایی که داره ) قائل هست حتی نهج البلاغه و ...
گفتم که هیچ کتابی 100% صحیح نداریم مگر قران
در پاسخ به کوروش بزرگ گرامی
جویای حق و همکار ساعی
(۴/اردیبهشت/۹۴ ۷:۴۹)کوروش بزرگ نوشته است: [ -> ]سلام.
بابا مگه هی نمیگید وحدت وحدت وحدت.....
الان نمیگید یه سنی بیاد اینو بخونه چی میگه؟!!!
الان اینجا مشکل چیه که وحدت رو بهم میزنه؟
خود اهل سنت هم ( البته بزرگانشون ) اعتراف کردن به عدم صحیح 100% این کتاب . پس مشکل کجاس؟
برای این حرف دلیل دارم که تقدیم میکنم فقط امید وارم حوصله کنین تا اخرش بخونین
صحيح بخاري از نظر علماي سني
کتاب صحيح بخاري يکي از مهمترين کتاب هاي اهل سنت است که تقريبا در بين کتب صحاح رتبه اول را داراست. اهل سنت که بيش از هر کتابي به اين کتاب اعتقاد دارند آنرا بعد از قرآن کريم صحيحترين تاليف مي دانند. که معمولا اين تاکيد در اکثر چاپ هاي آن و در صفحه اول نمايان ست.
1) از نظر محمود ابوريه 400 نفر از رجال بخاري متهم به ضعفند:
محمود ابوريه مي گويد: اما از رجال بخاري آن ها که متهم به ضعفند حدود 400 نفر هستند که ابن حجر اسامي آن ها را در مقدمه کتاب فتح الباري آورده است. (پاورقي کتاب اضواء علي السنه المحمديه ص 302.)
2) از نظر برخي ديگر، 80 نفر از رجال بخاري متهم به ضعفند:
ابن حجر مي گويد: از ميان چهارصد و سي و چند نفر از راوياني که تنها در سلسله اسناد بخاري قرار گرفته اند 80 نفر آن ها گفته شده که ضعيفند. (اضواء علي السنه المحمديه ص 302.)
3) از نظر ابن حجر 110 حديث از صحيح بخاري مردود هستند:
ابن حجر مي گويد: حفاظ در 110 حديث صحيح بخاري که 32 حديث آن را مسلم نيز نقل کرده است. انتقاد و خرده گيري کرده و صحت آن ها را مردود دانسته اند. (اضواء علي السنه المحمديه ص 302.)
.پ.ن. ابن حجر هم ام کوچیکی نیست ، یکی از بزرگترین علمای اهل سنت هست که اگه خواستین یه جستجو بزنین ببنین دربارش چیا میگن .
درباره اخباري که بخاري در صحيح خود آورده گفته اند:
کل من روي عنه البخاري فقد جازه القنطره. ترجمه: "
هر کس که بخاري از او روايت کرده از پل گذشته است." با وجود اين مي بينيم که او از افراد فاسق و فاجري حديث نقل مي کند.
مانند: عمروبن العاص و مروان بن حکم و ابوسفيان و معاويه و مغيره بن شعبه و عبدالله بن عمرو بن عاص و نعمان بن بشير که ملازم معاويه و فرزندش يزيد بود. و ابوهريره و عبدالله بن عمر و ابوموسي اشعري و عبدالله بن زبير و عمران بن خطان که از روساي خوارج بود و عروه بن زبير و عکرمه که عامل انتشار مذهب خوارج و اباضيه در مغرب بود و . . . آيا به راستي اين ها از پل ( صداقت و اعتماد ) گذشته اند؟
4) آيا احاديث در صحيح بخاري کامل نقل شده اند؟
- خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مي نويسد که بخاري گفته است: چه بسا حديثي را که در بصره شنيده بودم در شام آن را نوشته ام و چه بسا حديثي را که در شام شنيده بودم و در مصر آن را نوشته ام. آن گاه کسي از او پرسيد: آيا ( با اين وضع ) تمام آنرا نوشته اي؟ وي در پاسخ سکوت کرد!
و نيز والي بخاري مي گويد: روزي محمدبن اسماعيل(بخاري) برايم نقل کرد که: چه بسا حديثي را که در بصره شنيده بودم در شام آن را نوشته ام و چه بسا حديثي را که در شام شنيده بودم در مصر آنرا نوشته ام. به او گفتم: آيا به طور کامل نوشته اي؟ او در پاسخم سکوت کرد. (همان کتاب.)
5) تغيير عبارات حديث توسط خود بخاري و نقل احاديث بر اساس حافظه خويش:
يکي از جهات ضعف روايات و کم اعتباري احاديث کتاب بخاري، عدم نقل متن حديث و نقل معناي آن است و بديهي است که نقل به معني، غالبا همه خصوصيات موجود در حديث را شامل نخواهد بود و بخاري در نگارش صحيح خود بيشتر از اين شيوه استفاده مي کرد.
محمد بن ازهر سجستاني مي گويد: در مجلس سليمان بن حرب بودم که بخاري نيز با ما بود مي شنيد ولي نمي نوشت. به برخي از حضار گفته شد: چرا او نمي نويسد؟ او در جواب گفت: او هنگامي که به بخارا مراجعت کرد همه آن ها را از حفظ خواهد نوشت.
ابن حجر عسقلاني مي گويد: از نوادر حوادثي که در کتاب بخاري واقع گرديد، اين است که يک حديث تمام را با اسناد واحد ولي با دو لفظ روايت کرده است.
1-اضواء علي السنه المحمديه ص 300 به نقل از هدي الساري ج 2 ص 194-201.
2-فتح الباري ج 1 ص 186.
6) بخاري از خودش هم حديث نقل مي کند:
در ميان احاديث بخاري حديثي وجود دارد که در ميان سلسله روات آن خود محمد بن اسماعيل بخاري وجود دارد.
و اکنون متن حديث همراه با سلسله راويان: "حدثنا محمد بن سلام: حدثنا محمد بن الحسن الواسطي، عن عوف، عن الحسن قال: لا بأس بالقرائه علي العالم. و اخبرنا محمد بن يوسف الفربري و حدثنا محمد بن اسماعيل البخاري قال: حدثنا عبيدالله بن موسي، عن سفيان، قال: إذا قرئ علي المحدث فلا بأس أن تقول: حدثني. قال: و سمعت ابا عاصم يقول عن مالک و سفيان: القرائه علي العالم و قرائته سواء."
که اين مطلب هم شايد عنوان بعدي اين مقاله را تاييد مي کند که کتاب بخاري بوسيله ديگران تکميل شده است. و نفر سومي اين مطلب را به نقل از فربري و بخاري به کتاب بخاري اضافه کرده است.
7) اصل نسخه صحيح بخاري، اين کتاب موجود نيست بلکه ناقص تر است:
کتاب موجود معروف به صحيح بخاري تماما به وسيله بخاري نوشته نشده بلکه نوشته هايي از او به جا مانده بود که ديگران به فراخور بينش و آگاهي مخصوص به خود به آن مطالبي را اضافه کرده اند.
قسطلاني مي گويد: در نسخه هايي که از صحيح بخاري در دست ماست، بعضي از باب ها عنوان گرديده ولي حديثي در آن باب نقل نشده است و به قسمتي از ابواب حديثي اضافه شده که عنوان آن باب با آن حديث تطبيق نمي کند، اين وضع پراکندگي و جابه جا بودن مطالب و احاديث براي يک عده مورد انتقاد و اشکال گرديده بود که حافظ ابوذر هروي آن اشکال را حل و ايراد را برطرف نمود. زيرا ابوذر هروي از حافظ ابواسحاق و او نيز از ابوالوليد باجي نقل کرده است که: من از روي نسخه اصل صحيح بخاري که در پيش "فربري" بود يک نسخه استنساخ نمودم. در آن نسخه چيزهايي ديدم که هنوز تمام نشده بود و چيزهايي ديدم که اصلا نوشته نشده بود. ما بعضي از اين ها را به همديگر اضافه و منظم کرديم تا صورت کتاب به خود گرفت و بدين وسيله بخاري تکميل گرديد. (ارشاد الساري ج 1 ص 23.)
و نيز ابوالوليد باجي مي گويد: از چيزهايي که صحت اين قول را تاييد مي کند اين است که: روايت ابي اسحاق و ابي محمد سرخي و ابي هيثم کشميهني و ابي زيد مروزي از کتاب بخاري از لحاظ تقديم و تاخير و . . . با همديگر فرق دارند با آنکه از يک اصل نسخه برداري شده اند و اين به خاطر همان اضافاتي است که هر کس طبق سليقه خود بر آن نموده است. (اضواء علي السنه المحمديه ص 301.)
8) عدم نقل احاديث امام صادق(علیه السلام) برخلاف اعتراف علماي اهل سنت به دانش و مقام والاي او:
با اين که علماي اهل سنت نسبت به مقام والاي امام صادق(علیه السلام) و دانش او اقرار و اعتراف دارند با اين حال بخاري از روي عمد از نقل احاديث ايشان در کتاب خود خودداري کرده است.
در پايين اسامي برخي از علماي بزرگ اهل سنت را که به مقام والاي امام صادق(علیه السلام) اعتراف کرده اند ذکر مي کنيم:
علامه سيد محمد عبد الغفار افغاني در کتاب ائمه الهدي ص 117 چاپ مصر و همينطور علامه شيخ مصطفي رشدي دمشقي در کتاب الروضه المديه ص 12 چاپ مصر و نيز علامه شيخ ابومحمد زهره مصري مالکي در کتاب مالک حياته عصره و آرائه و فقهه ص 104 چاپ مصر و نيز علامه ابن حجر مکي در الصواعق ص 120 و نيز علامه عبدالله بن اسعد اليافعي در کتاب روض الرياحين ص 244 چاپ مصر و نيز علامه حافظ ابونعيم در کتاب حليه الاولياء ج 3 ص 192 چاپ مصر و نيز علامه سيوطي در کتاب تدريب الراوي ص 36 چاپ مدينه و نيز علامه خطيب تبريزي و نيز علامه محمد بن طلحه شافعي و نيز علامه سخاوي و نيز علامه سيد عباس مکي، بيانات عجيبي در مقام والاي امام صادق(علیه السلام) و اعتراف به صحت احاديث او دارند.
و علامه خوارزمي و علامه شيخ محيي الدين ابي الوفاء و علامه ذهبي و عده اي ديگر نقل کرده اند که ابوحنيفه اعتراف و اذعان نموده که حضرت جعفربن محمد(علیه السلام) افقه زمان خود بوده است.
و علامه حافظ ابونعيم تعداد زيادي از بزرگان و پيشوايان اهل سنت را همچون مالک بن انس و شعبه بن الحجاج و سفيان الثوري و عبدالله بن عمر و سفيان بن عيينه و . . . نام مي برد که از امام صادق(علیه السلام) حديث نقل کرده اند.
اين در حالي است که: ابن تيميه حراني در کتاب منهاج السنه مي گويد: بخاري با علم به روايات حضرت جعفر بن محمد(علیه السلام) و مقام و منزلت او، روايات ايشان را ذکر ننموده است.
9) دشمني بخاري با اميرالمومنين علي (علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) و . . . در نقل احاديث آن ها:
همانطور که در بند 3 ديديم بخاري از افراد ناصبي و دين به دنيا فروختگان زيادي حديث نقل کرده اما از افراد راستگو و سرچشمه معارف اسلامي و معلم فرهنگ غني اسلام يا اصلا حديث نقل نکرده و يا اگر هم نقل کرده نسبت به ديگران بسيار ناچيز و کم بوده است.
مثلا از ابوهريره که 3 سال مصاحبت پيامبر را درک کرده 446 حديث و از عبدالله بن عمر 270 حديث و از عايشه 242 حديث و از ابوموسي اشعري 57 حديث و از انس بن مالک بيش از 200 حديث نقل کرده ولي از اميرالمومنين (علیه السلام) که باب علم پيامبر بوده و به اعتراف خود علماي اهل سنت اعلم زمان خويشتن بوده است فقط 19 حديث و از حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1 حديث نقل کرده است.
و از ديگر افراد اهل بيت و علويين مانند امام حسن(علیه السلام) که هم سن عبدالله زبير بوده و زيدبن علي صاحب مسند و امام فرقه زيديه و امام صادق(علیه السلام) و امام هفتم و هشتم شيعيان که از لحاظ دانش و معرفت اسلامي شهره آفاق هستند و امام نهم و دهم و يازدهم که هم عصر بخاري بودند و مرجع علوم و معارف اسلامي به شمار مي آمدند حتي يک حديث هم نقل نکرده است.
10) نقل احاديث خلاف قرآن و عقل:
مهم ترين معيار نادرستي خبر مخالفت متن و محتواي آن، با کتاب و عقل است که متاسفانه با همه قداستي که اهل سنت براي بخاري قائل هستند احاديث اين کتاب از اين نقيصه به دور نيست. و روايات فراواني در آن ها وجود دارد که متن و محتواي آن ها با کتاب خدا و عقل سليم به هيچ وجه سازگاري ندارد.
در بعد توحيد: در اين بعد از خدايي ياد مي کنند که داراي جسم و اعضاء و جوارح و قابل رويت است همانند موجودات مادي. که احاديث آن را به طور تفصيل در آينده در وب درج خواهيم کرد.
در بعد نبوت: از پيامبراني ياد مي کنند که دروغ مي گويند، غذاي حرام مي خورند، زن باره اند، براي فرار از مرگ چشم عزرائيل را کور مي کنند. با حال جنابت نماز مي خوانند. اشتباه کار و فراموش خاطرند. در نبوت خود ترديد دارند. مورد سحر ساحران قرار مي گيرند. و . . . که احاديث آن را به طور تفصيل در آينده در وب درج خواهيم کرد.
و در ابعاد ديگر مباشرت با حايض را جايز مي شمارند و غنا را مباح معرفي مي کنند و . . . که احاديث آن را به طور تفصيل در آينده در وب درج خواهيم کرد.
11) در صحاح سته توهمات راويان وارد شده و کتاب هاي زيادي در اين زمينه نوشته شده:
علامه سيدانورشاه كشميري درفيض الباري علي صحيح البخاري ميفرمايد: وايّ اعتماد به- بالتاريخ- اذا لم يخلص الصحيحان عن الاوهام حتي صنفوافيهاكتبا عديده فاْين التاريخ الذي يُدَوَّنُ بافواه الناس وظنون المؤخرين لاسند لهاولا مدد . . .
ترجمه: وقتي صحيحين-بخاري ومسلم-از اوهام راوي خالي نيستند وعلما درباره اوهام راوي در صحيحين كتابها نوشته اند چگونه ميشود به آنها اعتماد کرد.( مضمون دنباله عبارت: به کتاب هاي تاريخ بيش از اين ها نمي توان اعتماد کرد. )
12) بيان علامه محمد حسن مظفر درباره اعتبار صحاح سته:
ايشان درباره بسياري از رجال صحاح سته که کذاب، وضاع، مطعون، متروک، ناصبي، خارجي و . . . هستند کتابي نوشته تحت عنوان "الافصاح عن رجال احوال الصحاح" و حدود 368 نفر از آن ها را که از راويان صحاح شش گانه هستند که حداقل دو نفر از بزرگان اهل سنت، اعتراف به شدت طعن و ضعف آن ها کرده اند، از کتاب هاي خود آن ها مانند ميزان الاعتدال ذهبي و تهذيب التهذيب ابن حجر عسقلاني، در مقدمه کتاب دلائل الصدق خود آورده و اين تحقيق، به خوبي نشان مي دهد که: اين کتاب ها آن طوري که رجز خواني شده از اعتبار و صحت برخوردار نيستند. (دلائل الصدق علامه محمد حسن مظفر ج 1 ص 13-71. )
- این مطالب همه از منابع خود دوستان اهل سنت هست حالا یا باید بگن بخاری یا بگن اینا

- ما دلایلمون رو ارائه کردیم حالا ردش با این دوستان